نگاه سطحی به حرفه‌ی معلمی

سه ماه تابستان تعطیلید و در طول سال هم تعطیل

سه ماه تابستان تعطیلید و در طول سال هم تعطیل
شاید شما نیز از طنزپردازان و سایر عزیزان شوخ‌طبع، جوک‌های زیادی درباره‌ی تعطیلات تابستانی و یا کم‌کار بودن معلمان شنیده و یا خوانده‌اید؛ اما از نگاه معلمان تیزبین، متعصب و عاشق معلمی این یک طنز گزنده و خطرناک است. این نگاه سطحی به حرفه معلمی است البته بخشی از علت‌های وجود این نگاه سطحی به این حرفه، برمی‌گردد به خود ما معلمان، هر چه قدر ما کار و شغلمان را جدی بگیریم، قدر و منزلت ان در نزد دیگران باارزش و قابل‌احترام خواهد بود…
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا :

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا ,

یادداشتی به قلم رجبعلی باقری، پژوهنده فرهنگی شهرستان گرمه:

, شهرستان گرمه,

کیفیت یا کمیت؟!

,

شاید شما نیز از طنزپردازان و سایر عزیزان شوخ‌طبع، جوک‌های زیادی درباره‌ی تعطیلات تابستانی و یا کم‌کار بودن معلمان شنیده و یا خوانده‌اید؛ اما از نگاه معلمان تیزبین، متعصب و عاشق معلمی این یک طنز گزنده و خطرناک است. این نگاه سطحی به حرفه معلمی است البته بخشی از علت‌های وجود این نگاه سطحی به این حرفه، برمی‌گردد به خود ما معلمان، هر چه قدر ما کار و شغلمان را جدی بگیریم، قدر و منزلت ان در نزد دیگران باارزش و قابل‌احترام خواهد بود.

,

شاید نوشتن درباره‌ی معلمی توسط یک معلم حمل بر خودستایی برداشت شود به همین دلیل به مطلبی از جیمز نولان ولینداای. هوور (۱۳۸۸) در کتاب نظارت آموزشی در خصوص اهمیت کار معلمی اشاره می‌کنم و امیدوارم به سهم خود در تغییر نگاه جامعه گامی برداشته باشم:

,

محیط کلاس‌های درس آکنده از مسائل همزمانی و چندبعدی است که لازمه‌اش آن است که معلمان در طول روز صدها تصمیم بسیار جدی و مهم را اتخاذ کنند. وظیفه پیشرفت و توسعه رشد شناختی و عاطفی و روانی حرکتی ۲۵ نفر یا تعداد بیشتری از دانش آموزان به‌طور همزمان پیچیده است. هیچ آدم حرفه‌ای بااین‌همه مشتری یا مراجعه‌کننده به‌طور همزمان وجود ندارد. به‌طور مثال فرض را بر این بگیرید که یک پزشک مجبور باشد ۲۵ مریض را به‌طور همزمان ویزیت کند. برخی از پزشکان که ظاهراً هم به چندین مریض یک زمانی را برای مراجعه و همه را در یک‌زمان جمع می‌کنند و درنهایت هرکدام را به‌نوبت ویزیت می‌کنند و همزمان نمی‌توانند همه را باهم ویزیت کنند. تصور کنید که اگر دکتر زمان محدودی داشت مثلا نیم ساعت تا یک ساعت ۲۵ مریض را معاینه کند، حوزه پزشکی و درمانی چه وضعیتی پیدا می‌کرد. آن موقع می‌توان انتظار داشت که دکتر ناچار می‌شود نمونه‌برداری بالینی از همه بکند و یک میانگین بگیرد تا به‌صورت کلی یک روش درمانی عمومی توصیه کند که حداکثر علائم بالینی افراد را در نظر بگیرد نه همه آن‌ها را.

,

هم‌چنین می‌توانید تصور کنید که چه وضعی پیش می‌آمد که اگر یک وکیل دعوی سعی می‌کرد به‌طور همزمان در چندین دادگاه و حوزه دادرسی همزمان به چندین پرونده رسیدگی کند ما خودمان هم می‌دانیم که وکلا اغلب به‌طور همزمان کار می‌کنند ولی یکی‌یکی در دادگاه شرکت می‌کنند. اگر کار روزانه یک وکیل دعوی شامل رسیدگی به چندین پرونده مختلف به‌طور همزمان بود آن زمان چنین وضعی پیش می‌آمد که وکیل مربوطه ممکن بود مجبور شود در یکجا از یک شاهد بازجویی کند و سپس باعجله خود را به دادگاه بغلی برساند و شاهدی را مورد سؤال و جواب مجدد قرار بدهد که خودش هنگام اظهارات مستقیم فرد حاضر نباشد.

,

این مثال‌ها را برای این می‌آوریم که به‌خوبی بتوانیم اهمیت مسائلی که یک معلم در طی زندگی حرفه‌ای روزانه‌اش با آن مواجه می‌شود بهتر درک کنیم. کاری که معلم انجام می‌دهد خیلی شبیه به پزشکی است که همزمان باید ۲۵ مریض را ویزیت کند و یا وکیلی که به‌طور همزمان باید به چندین پرونده رسیدگی کند. اگر به این اظهارات شک دارید، وضعیتی را تصور کنید که معلمی یک کلاس ۲۵ نفره (بیشتر) با نیازهای، توانایی‌ها و استعدادهای مختلف، توجه و علاقه و اشتیاق مختلف دارد. همچنین زمان آموزشی محدودی برای تأمین نیازهای آن‌ها دارد. آیا به نظر شما آن پزشکی که به‌طور فرضی از آن اسم بردیم کارش سخت به نظر می‌رسد یا چنین معلمی؟ حالا می‌توان چنین معلمی را در نظر بگیریم که دریک اتاقی مدام حرکت می‌کند و راه می‌رود و پنج (بیشتر از ۵ گروه) را موردبررسی و پایش عملکرد قرار داده که دارند روی یک فعالیت یادگیری گروهی کارمی کنند. معلم پاسخ گروه الف نسبت به سؤال‌های ۱ و ۲ را می‌شنود و سپس به کنار گروه ب می‌رود و بحث آن‌ها را راجع به سؤالات ۳ و ۴ را می‌شنود و بدون این‌که اطلاع داشته آن‌ها چه نظری در مورد سؤال ۱ و ۲ داشتند. این مثال به ما نشان می‌دهد که کار معلم خیلی شبیه به کار آن وکیلی است که باید یک شاهدی را در دادگاه مورد پرسش مجدد قرار بدهد، بدون اینکه اعترافات مستقیم آن شاهد را شنیده باشد.

,

تدریس یک وظیفه و یا کار پیچیده و شخصی است که واقعاً سنگین و خارق‌العاده است. حال تصور کنید که دنیای یک کلاس درس، جایی که معلم‌ها در تلاش‌اند تا بیش از دوجین دانش‌آموز را تحت تعلیم و تربیت قرار دهند چه دنیای واقعاً پیچیده‌تری محسوب می‌شود.

,

هرگز قصد مقایسه با شغل شریف پزشکی را نداشتم اما لازم دیدم یادآور شوم آیا یک پزشک دلسوز بعدازاینکه نسخه‌ی بیمار را تجویز کند پیگیر دستور انجام نسخه توسط بیمار هم خواهد بود؟! قطعاً نه! چون چنین کاری نه برایش مقدور است و نه آن را جزء وظیفه‌ی حرفه‌ای خود می‌داند؛ اما کدام معلم را سراغ دارید که پیگیر تکالیف آموزشی و پرورشی دانش‌آموز خود نباشد؟! هیچ‌یک از ما از دادن شماره‌ی تماس خود به اولیا دریغ نمی‌کنیم و در طول شبانه‌روز پاسخگوی سؤالات آنان هستیم. این‌ها جزء ساعت کاری ما نیست؟! باوجود این‌همه نامهربانی و تبعیض در تفاوت پرداخت حقوق، کم نیستند همکاران بزرگواری که بیشتر وقت خود را در تحقیق و پژوهش و تألیف مقالات و کتب صرف می‌کنند و شکی نیست اگر به وضعیت معیشتی فرهنگیان در شان و مقام خودشان رسیدگی شود فراوانی محققین فرهنگی بیشتر و سود آن نیز به جامعه برمی‌گردد.

,

جان کلام اینکه املا کمیت را باکیفیت مقایسه نکنید و دوم اینکه به همان لحاظ کمی نیز کار ما بیش از این است که متصورید و برای این ادعا بر سر کسی منت نداریم و به آن افتخارمی کنیم.

,

انتهای پیام/ر

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه