خاطرات اولین معلم رسمی بهمئی در گفت و گوی خواندنی با آوای ماغر:

تاریخچه شکل گیری تعلیم و تربیت در شهرستان بهمئی از زبان اولین معلم رسمی این شهرستان

تاریخچه شکل گیری تعلیم و تربیت در شهرستان بهمئی از زبان اولین معلم رسمی این شهرستان
اولین معلم رسمی بهمئی در گفت و گویی جالب از اولین های آموزش و پروش و تاریخچه شکل گیری تعلیم و تربیت در این شهرستان خبر داد.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از آوای ماغر روند شکل گیری آموزش و پرورش در بهمئی سرگذشت جالبی دارد که اولین معلم بومی شهرستان بهمئی یعنی آقای نورمحمد جاودان آن را چنین بیان کرد:قبل از سال 1320، کهگیلویه و بویراحمد، تحت حکومت منطقه ای بهبهان و کهگیلویه به مرکزیت بهبهان اداره می شد و منطقه بهمئی همانند بویراحمد، کهگیلویه، طیبی و باشت فاقد مراکز آموزشی رسمی بود.

جاودان در این باره به خبرنگار سایت خبری آوای ماغر گفت: البته  در بعضی از مناطق  مکتب های قدیمی دایر بود که توسط ملاهای محلی دروس مربوطه به علاقمندان ارائه می شد.

وی از تحصیلات ابتدایی خود اینچنین گفت:در سال 1323 دولت وقت مجوز تاسیس مدارس را در بعضی مناطق صادر کرد.بنابراین در 1323در منطقه بهمئی ، اولین مدرسه چهارکلاسه بنام دبستان قاآنی در لیکک دایر شد. چون منطقه بهمئی معلم نداشت، اولین معلم را از بهبهان به نام شیخ نجف مدرس (پدر آیت الله شیخ حسن مدرس) انتخاب و به مدت چندسال برای تدریس به لیکک اعزام کردند.

وی ادامه داد:سپس در سال 1327 دومین معلم از بهبهان انتخاب و روانه بهمئی گردید که نام او محمد اکبرزاده بود و جایگزین مدرس گردید.

جاودان تصریح کرد: اولین آموزگار رسمی بهمئی یعنی بنده (نورمحمد جاودان) در این مدرسه آموزش های ابتدائی را کسب نمودم.

اولین معلم رسمی بهمئی در ادامه سخنان خود گفت: دولت وقت در سال 1320 در شهر بهبهان یک دارالتربیت شبانه روزی به ظرفیت 20 دانش آموز دایر کرد که این دارالتربیت واجدین شرایط را جذب و طی یک دوره 6 ساله آموزشی  با مدرک ششم ابتدائی و کسب مهارتها به عنوان آموزگار به مناطق نیازمند عشایری اعزام می کرد.

وی از تصمیم دولت وقت برای اعمال سهیمه تحصیل برای عشایر در آن زمان گفت:در آن زمان سهمیه عشایر بهمئی در دارالتربیت 3 نفر بودکه بنده(نور محمد جاودان) ، خلیفه صفائی و منوچهر خلیلی در آن ثبت نام و شروع به درس خواندن کردیم و ما سه نفر در خرداد 1331  مدرک ششم ابتدائی خود را دریافت کردیم.

جاودان خاطرنشان کرد:بعد از کودتای 28 مرداد 1331 دارالتربیت بهبهان بعلت وضعیت نابسامان کشور تعطیل شد و من به میانکوه رفتم و در دبیرستان میانکوه ثبت نام کردم که بعلت اینکه شبانه روزی نبود و در میانکوه آشنائی نداشتم ، ناچار شدم به آقاجاری منزل یکی از دوستان پدرم بروم و درآنجا اقامت کنم و روزانه برای تحصیل به میانکوه بروم.

وی گفت:در نهایت ظرف دو سال مدرک هفتم و هشتم خود را در آنجا اخذ نمودم و چون امکان ادامه تحصیل در آن دیار غربت با آن شرایط سخت فراهم نبود به منطقه برگشتم.

جاودان با اشاره به تشکیل دانشرای بهبهان در آن زمان،تصریح کرد: بالاخره بعد از سالها که دوباره آرامش به کشور برگشت یعنی در سال 1335 از طرف حکومت، سرهنگ بازنشسته ای بنام سریری مامور راه اندازی دارالتربیت بهبهان شد اما دارالتربیت جدید با نام دانشسرا و با ظرفیت 30  نفر بصورت شبانه روزی کار خود را شروع کرد که رئیس آن فردی تهرانی بنام هَرزوِیلی و معاون او یک روحانی از قم بنام باقی بود.

اولین معلم بهمئی اذعان کرد:دانشسرا موظف بود دانش آموزانی از بویراحمد، آب شیرین گچساران، باشت، طیبی و بهمئی بر اساس سهمیه مناطق جذب کند  و ضمن آموزش دادن، آنان را به عنوان آموزگار فارغ التحصیل و به مناطق عشایری اولیه روانه سازد.

وی گفت:درشهریور 1335 دانشسرا یک امتحان ورودی برای ثبت نام کنندگان برگزار کرد که من در آن ثبت نام و قبول شدم  و به مدت 1 سال در آن دانشسرا آموزش های لازم را طی کردم و سپس ما را برای گذراندن یک دوره 40 روزه کار آموزی به شهر بروجرد فرستاند.

جاودان افزود:در سال 1337 بنده اولین معلم بهمئی بودم که از دارالتربیت بهبهان فارغ التحصیل و برای تدریس به منطقه بهمئی اعزام شدم،چون در آن زمان بین بهبهان و لیکک جاده نبود، بنده وسایل کلاس که شامل 6 میز، 6 نیمکت، 6 صندلی و یک تخته سیاه بود را تحویل گرفتم و توسط قاطر به بهمئی بردم.

وی از مشقات سفر در آن زمان گفت :سفر ما از ساعت 6 صبح آغاز شد که در ساعت 6 بعد از ظهر به روستای سرخونی رسیدیم؛یعنی  فاصله 50 کیلومتری بهبهان تا سرخونی را در 12 ساعت طی کردیم و در بین راه بعلت اینکه رودخانه مارون فاقد پل بود ناچار شدیم خود و چهار پایان به سختی از رودخانه پر آب و خروشان مارون عبور کنیم .

وی افزود:البته در آن زمان مرکز بهمئی، بخش کت بود و مدرسه می بایست در آنجا دایر می شد اما بعلت پیدا نشدن محل مناسب برای تشکیل کلاس، مدرسه را در روستای سرخونی که محل زندگی خودم بود و اطاق بزرگی برای برگزاری کلاس آماده شده بود تشکیل دادم.

جاودان از اولین سال تحصیلی رسمی در شهرستان بهمئی اینگونه یاد می کند:در مهر 1337 که بنده برای ثبت نام دانش آموزان اطلاع رسانی کردم به علت عشق و علاقه ای که جوانان بهمئی به کسب علم و دانش داشتند حدود 100 نفر دانش آموز ثبت نام کردند اما  من با توجه به نبود امکانات فقط 60 نفر را ثبت نام کردم.

وی می گوید:هنگام تحویل گرفتن اقلام مدرسه یک برگه به من دادند و گفتند بر بالای تخته سیاه مدرسه نصب کنم که روی آن عبارت"دبستانی چه گردد باز زندانی شود بسته " نوشته شده بود.

جاودان از اولین حکم حقوقی خود هم گفت:در سال اول حقوق بنده ماهی 250 تومان بود و چون بانک نبود آن را در بهبهان از اداره دارائی تحویل می گرفتم.

وی گفت: در سال 1342 کهگیلویه و بویراحمد مستقل و به فرمانداری کهگیلویه و بویراحمد با مرکزیت یاسوج رسمیت پیدا کرد. برای توسعه آموزش و پرورش در آن دوران، مسئولین اداره فرهنگ وقت دستور تأسیس 6 مدرسه شش کلاسه و مجهز را در 6 نقطه فرمانداری یعنی کت، لنده، سوق، دهدشت، باشت و چرام صادر کردندکه مدرسه کت در سال 1345 افتتاح شد و اولین معلمین آن مدرسه بنده و فضل الله حقیقی و معتمد از بهبهان بودیم و بصورت دستجمعی مدرسه 6 کلاسه را اداره می کردیم.

وی از تعطیلی دانشرای آن زمان در بهبهان خبر داد و گفت:در همان زمان توسط آقای محمد بهمن بیگی دانشسرای عشایری در شیراز دایر و سهمیه عشایر ایران به آنجا داده شد و دانشسرای بهبهان تعطیل شد.

جاودان در باره روز معلم به خبرنگار ما گفت: هر چند کار معلم یک کار بسیار والا و طاقت فرساست اما آنگونه که لازم است و در شأن معلمان است به آنها توجهی نمی شود که نیاز است برای ارتقای سطح علمی کشور به این قشر زحمت کش توجه ویژه ای شود.

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه