به بهانه آغاز اکران فیلم "قصهها" در مشهد/
اکرانهای پرحاشیه و مجوزهای فلهای؛ قصه پر غصه این روزهای معاونت سینمایی
قصه پر غصه ماجرای وزاتخانهای است که اول مجوز میدهد بعد با فشار منتقدین زیرش میزند، آخر کار هم با لابی خانه سینما فیلم را اکران میکند![
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، به نقل از صبح توس، ماجرای وزاتخانهای که اول مجوز میدهد بعد با فشار منتقدین زیرش میزند، آخر کار هم با لابی خانه سینما اکران میکند بیشتر شبیه کمدیهای آبکی این روزهای رسانه ملی! شده که انسان را بیشتر از آنکه بخنداند، نسبت به آینده فرهنگ جامعه اسلامی متأسف و دلنگران میکند. با این روش دیگر هیچ فیلمی در کمد وزارت ارشاد خاک نمیخورد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صبح توس،,,
گویا سیاست این روزهای حاکم بر وزاتخانه ارشاد، نیاز به واشکافی و بازتعریف جدی دارد. گویا این وزارتخانه در اعطای مجوز به فیلمهای بیپایه و اساس ید طولایی دارد. فیلمهایی که پس از اکران محدود در جشنوارههای داخلی، چنان تنشی به فضای فرهنگی و اخلاقی جامعه وارد میکنند که ادامه اکران آنها عملاً با تردید جدی روبرو میشود. هرچند سعی میشود به این مخالفت برخاسته از جامعه بهعنوان کجسلیقگی عده قلیلی تندرو دیده شود که زیادهخواهاند نه دلسوز. از دید مدیران سینمایی وزارت ارشاد دلسوزان جامعه همان کسانی هستند که صحنه فرهنگ این مرزوبوم را با جولانگاه توهمات روشنفکرنمایی اشتباه گرفتهاند. همانهایی که طی سالهای اخیر و با وضعیت وخیم سینمای ایران، با نمایش جامعه ایران به شکلی کریه و تاریک، سوغات جشنوارهای خود از فرنگ را تضمین کردهاند.
,,
و اما “قصهها”
, و اما “قصهها”,
فیلم قصهها جدیترین ساخته رخشان بنی اعتماد است. کارگردانی که فیلمهای ساختارشکنانه ای همچون خون بازی با موضوع اعتیاد زنان و فحشا را در کارنامه خود دارد. این کارگردان سینما که علاقه زائدالوصفی به انتخاب دخترش، باران کوثری در نقشهای اصلی فیلمهای مخاطب خاصش! دارد این بار از سر نداشتن قصه سراغ شخصیت فیلمهای قبلیاش رفته و با دستی به سروگوش آنها سعی کرده پلشتی و سیاهی جامعه ایران را به نحو احسن نشان دهد. او سعی میکند روایتگر زندگی مردمی باشد که گرفتار فحشا و تبعیض و خفقان سیاسی هستند و مجبور به تحمل زندگیای فقیرانه و عاری از هرگونه آرامشاند.
در گوشهای از فیلم زنی که به دلیل فقر فرهنگی خانواده و خشونت برادرش از خانه گریخته و برای گرسنه نماندن و تهیه داروی فرزندش، فاحشگی میکند جای دیگر مادری است که فرزندش به دلیل اعتراضات سیاسی بهنظام جمهوری اسلامی در زندان است ناامید از مدیران و کارمندانی که بهجای کار و انجام امورات مردم به کارهای شخصی میپردازند و اربابرجوع را تحقیر میکنند. کارگرانی بیسواد و فقیر که ماههاست حقوقی دریافت نکردهاند و حق هیچ اعتراضی ندارند، حاکمیتی که جز سرکوب کمترین اعتراضات مردم به وضع اقتصادی و معیشتی هیچ کار دیگری انجام نمیدهد و دولتمردانی که غرق در فساد اخلاقی و مالیاند. ادارات و سازمانهای دولتیای که در این فیلم نشان دادهشده است غرق در بوروکراسی و درنتیجه بیتوجهی به مردماند. زنانی که در این فیلم به تصویر کشیده میشود، موجوداتی بیدفاع هستند که قربانی خشونتاند و وضعیت آشفتهٔ روانی ایشان در نظام مردسالار ایران آنها را از طبیعیترین حقوق زندگی بیبهره کرده است. جامعه سنتی ایران در قالب حاج آقایی نشان داده میشود که در فیلم گناه کبیرهٔ ازدواج موقت را انجام میدهد که از سوی صاحبان هوسران مقام در نظام ترویجشده است. دانشجوی این فیلم که نماد قشر جوان و تحصیلکرده جامعه ایران است، ازقضا دانشجوی ممتاز رشتهٔ مهندسی مکانیک است که او هم به دلیل ستارهدار شدن از تحصیل محروم شده و مسافرکشی میکند.
,
,
ایران نشان داده شده در این فیلم ناکجاآبادی است که گسترش اعتیاد حتی در سنین نوجوانی در آن رواج دارد، زنان آن که عمدتاً قربانی خشونت مردان هستند به دلیل فقر یا خودکشی میکنند یا فاحشگی! و بسیاری از ایشان محرومیت ناشی از وضعیت اجتماعی را با اعتیاد به مواد مخدر به فراموشی سپردهاند. جوانان آنهم که بهتبع وضعیت جامعه بیهویت شدهاند و سرشار از عقدههای روانیاند. در یککلام ایران ویرانهای است که در ایدز و فقر و فحشا میسوزد.
,,
مجلس شورای اسلامی مصمم و بااقتدار تصمیم گرفته بود تا مانع از اکران “قصهها” و چند فیلم ضد ارزشی دیگر شود و اجازه ندهد تا ذهن هزاران بیننده درگیر مسائل و مواردی خلاف حقیقت و یا ضد ارزش شود.
,,
حجتالله ایوبی، رئیس سازمان سینمایی، نیز درباره نامه کمیسیون فرهنگی مجلس مبنی بر عدم اکران دو فیلم “قصهها” و “عصبانی نیستم” و تصمیم سازمان سینمایی در این مورد گفت: اصل نامه کاملاً درست است و نهتنها کمیسیون فرهنگی تقاضا دارد این دو فیلم اکران نشود بلکه سازمان هم مدارا نخواهد کرد. اما مدتی بعد همین فیلم به جشنواره ونیز رفت و باز فریادها بلند شد. وقتی اعتراضات شدت گرفت وزارتخانه ارشاد هم که از ترس رنجش خاطر منورالفکرها و اینکه تندرو خطاب نشود، قافیه را سریعاً باخت و عقبنشینی کرد. شنیدهها حاکی از آن است که معاونت سینمایی با فشار جنتی آنهم درست در روز افتتاح نمایشگاه کتاب و با این تصور که حالا احتمالاً ذهنها درگیر نمایشگاه است و میشود منتقدان را در عمل انجامشده قرارداد اجازه اکران فیلم را صادر کرد.
,
معاون پارلمانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز در اظهاراتی عجیب در پشتیبانی از تصمیم وزارتخانه متبوعش گفته که وزارتخانه حاضر نیست به خاطر نمایش فیلمی که مطابق سلیقه بعضی افراد نیست به اصول مدنی تعرض کند! نوش آبادی به اینها بسنده نکرده و گفته است: اصلاحات لازم روی فیلم “قصهها” صورت گرفته و اینکه کسی بخواهد به آن از زاویهای سیاسی نگاه کند درست نیست و نظر این وزارتخانه فصل الخطاب قانونی است.
,
,
گویا سیاست جدید وزارتخانه این است که بدون اعتنا به اعتراض طیف هنرمندان و منتقدان مذهبی و ارزشی همه فیلمهای پرحاشیه اکران شوند. در جواب اعتراض آنها هم بیهیچ ترسی به این جماعت حمله میکنیم و حریف میخواهیم. حتی منتقدان را تهدید میکنیم. بعدازآن هم یکی دو مدیر از این روحیه حمایت میکنند و دیگر کار تمام است. با این روش دیگر هیچ فیلمی در کمد نخواهد ماند!
,]
ارسال دیدگاه