بعثت نبی خاتم منتی بر بشریت
عید مبعث طلوع تابنده مهر، هدایت و عدالت و آغاز رستگاری است و منتی بر بشریت، پیامبر اکرم(ص) در اولین اقدام بعد از بعثت شروع به کادرسازی با افراد لیاقت و ظرفیت جامعه ای که افرادش لیاقت صحابی بودن نبی خاتم را پیدا می کنند. چرا که تشکیل حکومت اسلامی نیاز به ستون هایی دارد که حکومت برآنان استوار است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از صاحب نیوز، وقتی نام شبه جزیره عربستان عصر پیامبر به میان می آید چنین در ذهن ما وضع آن زمان تداعی میشود که مردمی بوده اند ملخ خور و دون مایه و دور از فرهنگ و شعور آن قدری که حتی دختران را مایه ننگ و زنده به گور می کردند. وضعیت سیاه و مذمومی در ذهن ما نقش می بندد و آنگار در چنین شرایطی خدای متعال محمد خاتم(ص) را آنجا مبعوث میکند. ولی محمد چون مثل بقیه جوانان اهل قمار و شراب و… نبود و چون مردی میانسال نبود و چون گاهی از مردم فاصله می گرفت و به غار حراء می رفت نبوت پیدا می کند و نبی خاتم می شود.
واقعیت آن است که برای آن جامعه ای در این سطح پایین اصلا نیاز نیست که فردی با ویژگی های عالی منتخب خدا و رسول الهی شود بلکه یک معلم ساده و خوب میتواند در آن محیط منشا تحولات شود. بله ممکن است گفته شود پیامبر رسالت جهانی و ابدی داشت و حرف صحیحی است ولی طبیعی است که مکانی که این رسول جهانی و خاتم قرار است مبعوث شود اگر چنان سطح نازلی داشته باشد شایستگی بعثت نبی خاتم را نخواهد داشت بلکه نیاز است که کس رسول خاتم شد آنجا را هم مثل سایر بلاد مورد توجه قرار دهد و در آنجا رسالت تبلیغی انجام دهد مثل یمن و ایران و….
وقتی در عصر پیامبر دقیق می شویم شاخص هایی توجه را جلب می کند که نشان از تمدن بالای آن روز مردم مکه و عربستان است. مردمی که عاشق فضایل اخلاقی یک جوان می شوند آن هم ویژگی که فضل است نه ضروری برای یک نفر یعنی این جامعه سطوح اخلاقی را میشناسند و گرایش به این حد خوبی دارند هرچند که در سطح عمل ناتوان باشند.
وقتی برای سنگ حجرالاسود به محمد امین اعتماد میکنند این یعنی بزرگان و اشراف هم حتی برای عدالت شرف قائلند. و اصرار روی این قبیله یا آن قبیله نمی روزند.چه طور جهان امروز ادعای برتری دارد در حالی که در یک انتخابات ساده از مردم خواسته می شود به داماد خودتان یا فرزند خودتان رای بدهید.چرا چون ایشان مال این شهر یا این قوم است پس این می شود ملاک برتری؟
جامعه ای که در آن شعر و ادب در سطح عمیق وجود دارد و مباحثات و گفتگوها از طریق شعر وسرودن صورت میگرفته در سطح پایین است؟ الان ما کمی از برخی تمدن های شهری و روستایی دور میشویم شیوه گفتگوهای مردم در نیای امروز خیلی تنزل پیدا میکند. چه طور می توان حکم به عقب افتاده بودن چنین جامعه ای می توان داد؟
مگر در دنیای امروز تبعیض های نژادی و اخلاقی و جنگ ها و استعمارها نشان از توفق تمدن فرهنگ است. دنیایی که سرمایه داری و ثروت حرف میزند آیا مسائل اخلاقی در اولیت چندم قرار میگیرد؟ کشتارهای دسته جمعی و استفاده از سلاح های شیمیمایی آیا نشان از برتر بودن نظام فرهنگی جهان نسبت به فرهنگ زنده به گور کردن برخی در آن روز دارد.
مثال هایی متعدد وجود دارد که وجه فرهنگ و تمدن بالای آن روز را ثابت کند و البته مسائلی مثل زنده به گور کردن دختران و عصبیت و… بوده منتها برخی یا فراگیر نبوده یا نسبت به محسنات رجحان ندارد. آن هم در شرایطی که در دنیای شرق و غرب آن روز هنوز خبری از ابتدایی ترین سطوح اولیه فضایل به صورت فراگیر نبوده است. در مکه جوانی را امین می خوانند.
با این نگاه میتوان گفت فردی که قرار است پایگاه حکومت اسلامی را طرح ریزی کند نیاز است فراتر از یک معلم مهربان و خوب بیاید و الا برای یک جامعه پیش پا افتاده هر کسی میتواند هدایتگر باشد.
پیامبر اکرم(ص) در اولین اقدام شروع به کادرسازی کرد و اگر نبودند افرادی که لیاقت و ظرفیت این حرکت اصلاحی و جهانی را نداشتند چه طور موفق می شدند. جامعه ای که افرادش لیاقت صحابی بودن نبی خاتم را پیدا می کنند. چرا که تشکیل حکومت اسلامی نیاز به ستون هایی دارد که حکومت برآنان استوار است. خب نظامی اسلامی قائم به یک فرد نیست. پیغمبر این ستون ها را یک به یک آماده کردند، البته هر کدام در سطحی بودند ولی پایه های نظامی اسلامی به شمار می رفتند.
,
,
,
,
,
,
,
,
در قدمی دیگر ایشان اقدام به اصلاح عقیدتی افراد آن جامعه کرد. این کار را ایشان از همان روز اول شروع کردند اگر عقاید و اندیشه های صحیح نباشد چگونه میشود به هدف الهی رسید و این اندیشه ها در قالب کلمه توحید و عزت انسان و… به مردم آموختند. اندیشه هایی که در طول سالیان متمادی وارد اذهان مردم شده بود به این راحتی قابل تغییر نبوده اند. مساله ای که هنوز در جامعه ما مساله است و آن دین آباء است. فرد حاضر نیست به خاطر حق و مصلحت از سلیقه خانوادگی اش سرباز زند. اصلا ایشان فلسفه بعثت خودشان را اتمام مکارم اخلاق می فرمایند و در همین راستا الگویی عملی و عینی را تقدیم بشریت کردند و آن شخص امیرالمومنین|(علیه السلام) بود که سنبل ایمان و باوری است که منظور و مراد رسول الله (ص) بود و اولین کسی بودند که حضرت مورد نظر قرار دادند و رشد او را به عهده گرفتند واگر تمام بعثت رسول خدا خلاصه می شد در تقدیم امیرالمونین به نوع بشر فلسفه ای عبث نبود و بلکه منتی بود بر بشریت.
,انتهای پیام/م
]
ارسال دیدگاه