پیام بعثت،گزینش حیاتی ایدهآل و توحیدی
با مبعوث شدن آدم خاکی و الهی شدن زندگی او، بنیان حیات ایدهآل وزندگی موحدانه نهاده شدکه بر مبنای پذیرش این توحید، غایت متعالی زندگی انسان قابل تحقق می شود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل ازایلام رصد:: باور موحدانه، شکل خاصی از زندگی است که در آن، نظم و چارچوب حیات، در قالب پذیرش دین الهی ونگرش توحیدی، بر انسان عرضه میشود. یعنی زندگی، دارای شکل و ساختار خاص است؛ ساختاری که تضمین کنندهی افقهای نوینی برای انسان باورمند است. در چنین تفسیری، انسان به جای خودبنیادی، حقیقتگرا است؛ به جای خمودگی و ایستایی، خلاق و خودشکوفا است و به جای حیاتی در عرصهی دنیوی و محدود، دارای حیاتی ایدهآل، معنادار، جاودانه و غایتمند است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, , , , ایلام رصد::, ایلام رصد::, ایلام رصد::,در مسیر حرکت بر مبنای استعدادهای ویژه، در باور موحدانه و توحید محمدی(ص)، خودِ واقعی (عِلوی) انسان شکوفا و در عوض خودِ حیوانی و غریزی او، رام میگردد. زندگی فرد در نظام موحدانه، حیاتی حکیمانه و مصلحتآمیز است.
ضرورت فهم و انتخاب این نگرش در مقابل نظامهای اومانیستی و سوبژکیتویستی انسان معاصر، عقل آشنا و عیان است. بنبستها و بحرانهای انسان مدرن، یعنی بحران معرفتی، اخلاقی، روانی و بحران تکنولوژی، همگی ناشی از احساس خودسامانی انسان و نگاه تکساحتی و طبیعی به خود است که تنها راه کنترل و رهایی چنین انسانی، گزینش حیاتی ایدهآل و توحیدی است که براساس آن، زندگی انسان، مهندسی توحیدی و متافیزیکی دارد و از محدودیتهای معرفت بشری مصون، و درامان است.
زندگی توحیدی، در واقع، تفسیری معنوی و ملکوتی از حیات بشری است که در آن، بنیانها و غایت اصیل زندگی که وجههی لاهوتی دارد، کاملاً تبیین و آموخته میشوند و به حیات انسان، جهت الهی و یا ضمانت میدهند که مهمترین ویژگی آن، سلامت روان و آرامش خاطر است.
امروزه، اتخاذ فرم زندگی براساس نگرشهای انسانی صرف، عملاً موفق به گرهگشایی در زندگی انسان مدرن نگردیده است بلکه فقدان هنجارهای تربیتی اصیل در فرهنگِ مدرن، دستیابی به انسانِ معیار (نرم) را مشکل و بسیار دور از دسترس نموده است.
آسیبهای فردی و اجتماعی ناشی از تکثر بیش از حد سبکهای زندگی از قبیل: فروپاشی خانواده، فمنیسم، اعتیاد، تنشهای روانی و سایر رفتارهای مخاطرهآمیز ناشی از محدودیت معرفت بشری در شناخت افقها و ساحتهای فرامادی زندگی، محصول فاصله گرفتن از بنیانهای معنوی زندگی است.
در این میان، زندگی توحیدی که با بعثت رسول و پیام آور یکتا پرستی در عالم مادی وارد شد؛ در واقع تبیین زبان وحی و تفسیر متناسب با فهم انسان است، پاسخی معنادار، قابل اثبات، با ضمانت و عملاً راهگشا، و راهکاری قابل تحقق برای انسان معاصر به شمار می آید که می تواند با نگاه ملکوتی به پردازش زندگی دست زده وحیات خویش را براساس مفاهیمی که با غایت واقعی انسان، مبداء و معاد او، سازگارتر و مأنوستراست مهندسی کند.
اولین تجلی خدامحوری، در ویژگی حقیقتگرایی انسان نمود پیدا میکند و عامل عروج حیات از عرصهی مادی به معنوی است. در این نگرش، خودِ واقعی انسان، در کانون تربیت قرار گرفته و باور معنوی شکل میگیرد و نسبتی معنادار بین نگرش توحیدی و خودشیفتگی انسان به لحاظ شناخت استعدادهای باطنی و راهِ شناخت و مهار آنها برقرار میگردد.
با مبعوث شدن آدم خاکی و الهی شدن زندگی او، بنیان حیات ایدهآل وزندگی موحدانه نهاده شدکه بر مبنای پذیرش این توحید غایت متعالی زندگی انسان قابل تحقق می شود که محصول این نوع از زندگی، احساس عزت، حکمت و مصلحت است.
در تبیین بنیانهای متافیزیکی و متعالی حیات، ودر پرتو کتاب آسمانی و نظام نبوی و بر پایه اخلاق و سیره و منش رسول مهربانی ها و خوبی ها، و تفسیر واقعگرایانه و غایتمند از انسان و هستی، دستیابی به آرامش معنوی و سلامت روان مهیا شده و بالندگی و نشاط و تعالی حیات انسانی محقق خواهد شد.
انتهای پیام/ر
در مسیر حرکت بر مبنای استعدادهای ویژه، در باور موحدانه و توحید محمدی(ص)، خودِ واقعی (عِلوی) انسان شکوفا و در عوض خودِ حیوانی و غریزی او، رام میگردد. زندگی فرد در نظام موحدانه، حیاتی حکیمانه و مصلحتآمیز است.
,ضرورت فهم و انتخاب این نگرش در مقابل نظامهای اومانیستی و سوبژکیتویستی انسان معاصر، عقل آشنا و عیان است. بنبستها و بحرانهای انسان مدرن، یعنی بحران معرفتی، اخلاقی، روانی و بحران تکنولوژی، همگی ناشی از احساس خودسامانی انسان و نگاه تکساحتی و طبیعی به خود است که تنها راه کنترل و رهایی چنین انسانی، گزینش حیاتی ایدهآل و توحیدی است که براساس آن، زندگی انسان، مهندسی توحیدی و متافیزیکی دارد و از محدودیتهای معرفت بشری مصون، و درامان است.
,زندگی توحیدی، در واقع، تفسیری معنوی و ملکوتی از حیات بشری است که در آن، بنیانها و غایت اصیل زندگی که وجههی لاهوتی دارد، کاملاً تبیین و آموخته میشوند و به حیات انسان، جهت الهی و یا ضمانت میدهند که مهمترین ویژگی آن، سلامت روان و آرامش خاطر است.
,امروزه، اتخاذ فرم زندگی براساس نگرشهای انسانی صرف، عملاً موفق به گرهگشایی در زندگی انسان مدرن نگردیده است بلکه فقدان هنجارهای تربیتی اصیل در فرهنگِ مدرن، دستیابی به انسانِ معیار (نرم) را مشکل و بسیار دور از دسترس نموده است.
,آسیبهای فردی و اجتماعی ناشی از تکثر بیش از حد سبکهای زندگی از قبیل: فروپاشی خانواده، فمنیسم، اعتیاد، تنشهای روانی و سایر رفتارهای مخاطرهآمیز ناشی از محدودیت معرفت بشری در شناخت افقها و ساحتهای فرامادی زندگی، محصول فاصله گرفتن از بنیانهای معنوی زندگی است.
,در این میان، زندگی توحیدی که با بعثت رسول و پیام آور یکتا پرستی در عالم مادی وارد شد؛ در واقع تبیین زبان وحی و تفسیر متناسب با فهم انسان است، پاسخی معنادار، قابل اثبات، با ضمانت و عملاً راهگشا، و راهکاری قابل تحقق برای انسان معاصر به شمار می آید که می تواند با نگاه ملکوتی به پردازش زندگی دست زده وحیات خویش را براساس مفاهیمی که با غایت واقعی انسان، مبداء و معاد او، سازگارتر و مأنوستراست مهندسی کند.
,اولین تجلی خدامحوری، در ویژگی حقیقتگرایی انسان نمود پیدا میکند و عامل عروج حیات از عرصهی مادی به معنوی است. در این نگرش، خودِ واقعی انسان، در کانون تربیت قرار گرفته و باور معنوی شکل میگیرد و نسبتی معنادار بین نگرش توحیدی و خودشیفتگی انسان به لحاظ شناخت استعدادهای باطنی و راهِ شناخت و مهار آنها برقرار میگردد.
,با مبعوث شدن آدم خاکی و الهی شدن زندگی او، بنیان حیات ایدهآل وزندگی موحدانه نهاده شدکه بر مبنای پذیرش این توحید غایت متعالی زندگی انسان قابل تحقق می شود که محصول این نوع از زندگی، احساس عزت، حکمت و مصلحت است.
,در تبیین بنیانهای متافیزیکی و متعالی حیات، ودر پرتو کتاب آسمانی و نظام نبوی و بر پایه اخلاق و سیره و منش رسول مهربانی ها و خوبی ها، و تفسیر واقعگرایانه و غایتمند از انسان و هستی، دستیابی به آرامش معنوی و سلامت روان مهیا شده و بالندگی و نشاط و تعالی حیات انسانی محقق خواهد شد.
,,
انتهای پیام/ر
,]
ارسال دیدگاه