رئیس انجمن بین المللی فلسفه اسلامی:
مورخان غربی، شرق را فاقد فلسفه می دانند/ اگر دین با حکمت مرتبط نباشد انسان را سعادتمند نمی کند
رئیس انجمن بین المللی فلسفه اسلامی در همایش «جایگاه فلسفه در زندگی اجتماعی و فردی ما» به تبیین تاریخ فلسفه و حکمت شرق و نقش حکیمان ایرانی در گسترش فلسفه اسلامی و همچنین جایگاه فلسفه و حکمت در جریان دینداری پرداخت.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، به نقل از صاحب نیوز، همایش «جایگاه فلسفه در زندگی اجتماعی و فردی ما» ظهر دوشنبه در تالار صائب دانشکده ادبیات دانشگاه اصفهان توسط انجمن علمی گروه فلسفه و کلام برگزار شد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صاحب نیوز,رئیس انجمن بین المللی فلسفه اسلامی در این همایش گفت: انسان دارای سه نوع قوه است که به سه نوع حکمت به نام های قوه دراکه، قوه حساسه و قوه فغاله اقتضاء می کند. همچنین در شهر اصفهان نیز سه نوع حکمت تحت عنوان حکمت هنری، حکمت عملی و حکمت نظری که آن هم آمیخته به حکمت عملی است دارا می باشیم.
,غلام رضا اعوانی افزود :امروزه شاخه هایی از حکمت را حکمت نمی دانند و حکمت تصوری و انتزاعی شده است. حکمت تدبیر منزل هم حکمتی است که در آن تدبیر جامعه از روی حکمتی مبتنی بر کمال و فضیلت باشد. حکمت امروزه با زندگی سرو کار دارد و باید در اخلاق و هنر تاثیر داشته باشد. زمان حال ما فرق دارد. در گذشته بیشتر به دنبال حکمت بودند و سعی در فراگیری و رونق آن داشتند اما امروزه کاهش یافته و ما باید مبادی را بگیریم و آن مبادی رابیان کنیم و سعی در پیشرفت آن داشته باشیم. امروزه بسیاری از مسائل فلسفه غرب دارای خطا و ابهام است مانند انقلاب کوپرنیکی کانت که ما باید سعی کنیم که آن هارا تصحیح کنیم.
,اعوانی با اشاره به جایگاه شهر اصفهان در پروش عالمان و حکیمان اظهار کرد: شهر اصفهان حکیم پرور و عالم پرور است ودر طول تاریخ شخصیت هایی نظیر میرفندرسکی، شیخ بهایی، میر داماد، ابن سینا و ملا صدرا به اصفهان آمده و عظمت علمی و حکمی پیدا کرده اند و در بین شعرا نیز اشخاصی نظیر ابن ترکه اصفهانی و درویش محمد و نیریزی راداریم که همگی در شهر اصفهان به کمال رسیدند و اصفهان شهری است که انواع حکمت ها در آن به ظهور رسیده است.
,وی با تاکید بر نقش ابن سینا در گسترش فلسفه خاطرنشان کرد: ابن سینا در زمان جوانی در ماوراءالنهر زندگی می کرد و زمانی که سلطان محمود او را به قصر خویش دعوت کرد و از او خواست که در آنجا بماند دعوت او را نپذیرفت؛ چرا که حکمت در آنجا نبود و برای همین به گرگان رفت و رساله ی عروضه را نوشت و در مقدمه کتاب بیان داشت که من این کتاب را به مشرب مشائیان نوشتم اما افراد برای شناخت حکمت من باید به حکمت مشرقیه ی من رجوع کنند. همچنین ابن سینا اولین کسی بود که منطق را سیستماتیک و طبقه بندی کرد.
,غلام رضا اعوانی افزود: غربی ها معمولا شرق را دارای فلسفه نمی دانند و مورخان فلسفه قدیم یعنی ارسطو و مورخان فلسفه جدید یعنی هگل نتیجه گرفته اند که شرق دارای فلسفه نمی باشد. اما ابن سینا با آثار خود بر حرف های آنان خط بطلان کشید. او کتابی به اسم انصاف نوشت که در حمله سلطان مسعود از بین رفت و تنها مقدمه ای از آن در دست است و همچنین کتاب لواحق که شرح زندگی روز مره خویش است که متاسفانه آن هم از بین رفته است. اما علی رغم همه حملات دشمنان به فلسفه اسلامی، باز هم فلسفه حفظ شد و رونق گرفت.
,رئیس انجمن فلسفه اسلامی با تبیین ادوار حکمت ادامه داد: اولین شرط در حکمت استماع قول است. ابتدا باید سخنان را گوش کرد حال از هرجایی که آمده باشد (ان کنا نسمع او نعقل) اگر گوش شنوا داشتیم یا تعقل می کردیم و این اولین دوره ای است که ابن سینا تاسیس کرد و خود او گوید: هیچ مسئله ای را در فلسفه نخواندم مگر اینکه برای هر مسئله ای پرونده داشتم. دوره دوم زمان صفویه است که فلسفه احیا شد و فیلسوفانی مانند شیخ بهایی و ملاصدرا داشتیم و آثار ابن سینا در این دوره بر غری تاثیر بسزایی گذاشت و وجود بخشی از فلسفه ابن سینا در کتاب کاپلستون گواه این مدعاست. احیای مکتب ملا صدرا و مکتب تهران سومین دوره است.
,اعوانی در پایان تاکید کرد: حکمای ما اهل سیرو سلوک بودند و در حکمت عملی تام و تمام بودند. بنابراین یکی از دستاورد های بزرگ در عالم اسلام، وحدت معنای حکمت است و جدا شدن دین از حکمت باعث فرو ریختن حکمت است و دین اگر با حکمت ربط نداشته باشد ایمان صرف انسان را دیندار نمی کند؛ زیرا به تقریر ایمان آورده اند و به تدریج سست می شوند. اصالت ایمان صرف همیشه با حکمت در تعارض بوده است.
,انتهای پیام/گ
]
ارسال دیدگاه