پایان بیست و هشتیمن نمایشگاه کتاب در سایۀ تداوم فقدان فرهنگ کتابخوانی در کشور
بیست و هشتمین نمایشگاه کتاب امسال با تمام فراز و نشیب های خاص خود به اتمام رسید،و چالش نابسامانی های متعدد در چاپ و نشر کتاب و سردرگمی مخاطبان در مواجهه با سیل کتاب های ضعیف و فقدان کتاب شناسی مطلوب در بین مراجعه کنندگان بود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانابه نقل از سایت زنان استان کهگیلویه و بویراحمد(ایل بانو)بیست و هشتمین نمایشگاه کتاب امسال با تمام فراز و نشیب های خاص خود به اتمام رسید،و چالش نابسامانی های متعدد در چاپ و نشر کتاب و سردرگمی مخاطبان در مواجهه با سیل کتاب های ضعیف و فقدان کتاب شناسی مطلوب در بین مراجعه کنندگان و نیز ضعف کیفی و فروش نه چندان قابل توجه ناشران در سایۀ سنگین استقبال سرد مخاطبان از خرید کتاب هچنان موجبات ضعف های کلیدی در ساختار فرهنگ را پدید آورده است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سایت زنان استان کهگیلویه و بویراحمد(ایل بانو), .,تولیدات ضد فرهنگی در بزرگترین رویداد فرهنگی
بدیهی است انتظار به حق مردم از سیاستگذاران امر کتاب این است که ضعف موجود در امر نابسامانی ها ی در امر کتاب و کتابخوانی در طول زمان جای خود را به کیفیت در محصولات و تولیدات علمی و فرهنگی بدهد، هم چنان که برای تحقق این مهم ، نویسندگان و ناشران باید از قبول کارهای سطحی به نیت فروش بیشتر خود داری نمایند و برای رفع معضلات و مشکلات اجتماعی،فرهنگی مردم اهتمام بورزند،لیکن در واقع بسیارای از ناشران همچنان تب روشنفکری و غرب گرایی را در بسیاری از به اصطلاح محصولات وتولیدات فرهنگی انتشارات خود دخیل می کنند،امسال نیز در نمایشگاه کتاب تهران سیل کتب ضد فرهنگی خودنمایی می کرد،این آسیب حاصل عدم اراده جدی مسئولان برای کیفی سازی تألیف و نشر کتاب در راستای تولیدات ایرانی اسلامی است که به نوبۀ خود موجبات تدام سیر قهقهرایی را موجب گردیده است.
فقدان علم گرایی در سایۀ محوریت سود
نباید از یاد برد که سرانۀ مطالعۀ هر ایرانی در طول یک سال به چند دقیقه می رسد،برای واکاوی چرایی این فاجعۀ غم بار تنها با تأمل در برخی غرفه های کتاب در نمایشگاه به وضوح می توان علت اینگونه آسیب ها را دریافت، زیرا رویکردهای صرفاً اقتصادی برخی ناشران به نحوی است که با هر ترفندی و به هر قیمتی در صدد جذب مشریان خود می باشند و لو آثاری سخیف به خورد مخاطبان داده شود.
در نمایشگاه کتاب نیز مخاطبان در بدو ورود به نمایشگاه از درب اصلی مصلی تهران با انبوهی از غرفه های به ظاهر دانشگاهی مواجه بودند،انتشارات هایی که برای جذب دانشجویان و دانش آموزان،همه نوع ترفند را به کار می بستند تا برای آن ها در دوره های آموزشی و درسی خود ثبت نام کنند، لذا غرفه هایی که باید برای تبلیغ و کتابخوانی فعالیت کنند درعمل به ابزار برخی انتشاراتی های آموزشی تبدیل شده اند که تنها به فکر تبلیغ برخی مسائل غیر مرتبط با رسالت ذاتی نمایشگاه هستند.
به عنوان نمونه بخش رسانه های دیجیتال که به نمایشگاه کتاب تهران به صورت ویژه اضافه گردید،لیکن اغلب بخش های آن در راستای فروش نرم افزارهای غیر مرتبط با مولفۀ کتاب و کتابخوانی دیجیتالی عمل نمودند،گرچه در وهلۀ نخست مخاطبان با ذهنیت خرید کتب دیجیتالی وارد این بخش می شدند لیکن پس از مدتی گشت و گذار به وضوح به اشتباه خود پی می بردند، زیرا این غرفه ها بیش از آنکه به تبلیغ کتاب ها و کتابخانه های دیجیتال متمرکز شوند بیشتر نام و نشانی مراکز فروش قطعات و نرم افزار های کاربردی کامپیوتر و آدرس شبکه های اجتماعی را به مخاطبان ارائه می دادند و به معنای واقعی، خبری از فروش کتاب های دیجیتال نبود.
ضعف فرهنگ کتابخوانی؛ معلول ناتوانی سیاستگذاران امر کتاب
هم چنین باید اذعان کرد سیاستگذاری کتاب به معنی سیاست گذاری نخبگان فکری یک جامعه است،وقتی بخشی از مخاطبان یک جامعه در بزرگترین رویداد فرهنگی کشور بیش از همه به دنبال خرید کتاب های فال و جادو و فکر خوانی و انرژی درمانی و نیز ذکر درمانی هستند چطور می توان فکر و اندیشه را در جامعه به نظاره کشید؟ هم چنین بسیاری از مخاطبان در خوش بین ترین حالت به دنبال کتاب های آشپزی،کتاب های مرتبط با زیبایی پوست...،و برخی کتب با عناوین سخیف و سطحی بودند،که عامل این نابسمانی ها را باید در وضع آشفتۀ ناشران با نشر و تولیدات کارهای سطحی و سخیف دانست که در عمل به مشغول سازی مخاطب و کسب درآمد مشغول شدند.
لذا باید مرثیه ای کامل برای ناشران سرود،زیرا آن ها در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران به نحوی میوۀ تنبلی خود را در طول سال می چینند و برای بازگشت سرمایۀ خو د در اندک مدت این نمایشگا تلاش می کنند، لذا برخی ناشران که در طول سال با عدم انتشار حتی یک اثر فاخر و مفید به حال جامعه، همچنان درسیکل معیوب نابسامانی های فرهنگی سیر می کنند و دائماً در طول سال آثار قدیمی را برای ارسال گزارشات به مافوق خود بازنشر می کنند و حتی توانایی توزیع همین مقدار تولیدات فرهنگی را از دست می دهند.
متأسفانه بسیاری از ناشران در سال های اخیر بر خلاف سیاست و اهداف برنامه ریزان نشر کتاب در کشور،تنها بازگشت سرمایه و تضمین سود خود را محوریت کار و فعالیت خود قرار داده اند لذا با تغییر کاربری به آثار کمک اموزشی روی آورده اند که این امر منجر به رکود علمی و فکری در جامعۀ خواهد گردید، لذا شعار کیفی سازی کتابها و تولیدات تازه علمی و فکری برای رفع نیاز جامعه انتظاری بیهوده است.
حال پرسش کلیدی این است که فرهنگ و اندیشۀ فکری مردم به کدامین سو در حرکت است؟به راستی آیا با این نوع کتب سطحی و سست می توان از «جویبار دائمی»(تعبیر مقام معظم رهبری) بهره جست؟
لذا باید گفت وجود این آسیب ها و عدم رفع این موانع و مشکلات در سیستم فرهنگی کشور حاکی از این امراست که سیاستگذاران امر کتاب و کتابخوانی در انجام رسالت خود ناتوان بوده اند.
تداوم سیکل معیوب در نمایشگاه کتاب
در خاتمه باید گفت متأسفانه نمایشگاه بین المللی کتاب تهران، ظرفیت معنایی خود را در ترویج و بسط و گسترش فرهنگ کتابخوانی از دست داده است و به دکانی برای برخی ناشران ضعیف تبدیل شده است،در حالی که سیاستگذاران نمایشگاه کتاب با هدف دستیابی به اصل ترویج فرهنگ مطالعه در کشور این رویداد بزرگ فرهنگی را کلید زدند،اما ظاهراً نباید به برخی از متولیان فرهنگی کشور دلخوش بود،زیرا عدم حمایت از ناشران، فعالیت های اقتصادی ناشران در حیطۀ غیر مرتبط با نشر کتاب مفید و نیز فقدان استقبال مردم از کتاب خود حاکی از تداوم این نقیصۀ غیر قابل انکار در جامعه است که باید برای آن فکر و اندیشه ای نو ترسیم گردد.
انتهای پیام/ر
تولیدات ضد فرهنگی در بزرگترین رویداد فرهنگی
بدیهی است انتظار به حق مردم از سیاستگذاران امر کتاب این است که ضعف موجود در امر نابسامانی ها ی در امر کتاب و کتابخوانی در طول زمان جای خود را به کیفیت در محصولات و تولیدات علمی و فرهنگی بدهد، هم چنان که برای تحقق این مهم ، نویسندگان و ناشران باید از قبول کارهای سطحی به نیت فروش بیشتر خود داری نمایند و برای رفع معضلات و مشکلات اجتماعی،فرهنگی مردم اهتمام بورزند،لیکن در واقع بسیارای از ناشران همچنان تب روشنفکری و غرب گرایی را در بسیاری از به اصطلاح محصولات وتولیدات فرهنگی انتشارات خود دخیل می کنند،امسال نیز در نمایشگاه کتاب تهران سیل کتب ضد فرهنگی خودنمایی می کرد،این آسیب حاصل عدم اراده جدی مسئولان برای کیفی سازی تألیف و نشر کتاب در راستای تولیدات ایرانی اسلامی است که به نوبۀ خود موجبات تدام سیر قهقهرایی را موجب گردیده است.
فقدان علم گرایی در سایۀ محوریت سود
نباید از یاد برد که سرانۀ مطالعۀ هر ایرانی در طول یک سال به چند دقیقه می رسد،برای واکاوی چرایی این فاجعۀ غم بار تنها با تأمل در برخی غرفه های کتاب در نمایشگاه به وضوح می توان علت اینگونه آسیب ها را دریافت، زیرا رویکردهای صرفاً اقتصادی برخی ناشران به نحوی است که با هر ترفندی و به هر قیمتی در صدد جذب مشریان خود می باشند و لو آثاری سخیف به خورد مخاطبان داده شود.
در نمایشگاه کتاب نیز مخاطبان در بدو ورود به نمایشگاه از درب اصلی مصلی تهران با انبوهی از غرفه های به ظاهر دانشگاهی مواجه بودند،انتشارات هایی که برای جذب دانشجویان و دانش آموزان،همه نوع ترفند را به کار می بستند تا برای آن ها در دوره های آموزشی و درسی خود ثبت نام کنند، لذا غرفه هایی که باید برای تبلیغ و کتابخوانی فعالیت کنند درعمل به ابزار برخی انتشاراتی های آموزشی تبدیل شده اند که تنها به فکر تبلیغ برخی مسائل غیر مرتبط با رسالت ذاتی نمایشگاه هستند.
به عنوان نمونه بخش رسانه های دیجیتال که به نمایشگاه کتاب تهران به صورت ویژه اضافه گردید،لیکن اغلب بخش های آن در راستای فروش نرم افزارهای غیر مرتبط با مولفۀ کتاب و کتابخوانی دیجیتالی عمل نمودند،گرچه در وهلۀ نخست مخاطبان با ذهنیت خرید کتب دیجیتالی وارد این بخش می شدند لیکن پس از مدتی گشت و گذار به وضوح به اشتباه خود پی می بردند، زیرا این غرفه ها بیش از آنکه به تبلیغ کتاب ها و کتابخانه های دیجیتال متمرکز شوند بیشتر نام و نشانی مراکز فروش قطعات و نرم افزار های کاربردی کامپیوتر و آدرس شبکه های اجتماعی را به مخاطبان ارائه می دادند و به معنای واقعی، خبری از فروش کتاب های دیجیتال نبود.
ضعف فرهنگ کتابخوانی؛ معلول ناتوانی سیاستگذاران امر کتاب
هم چنین باید اذعان کرد سیاستگذاری کتاب به معنی سیاست گذاری نخبگان فکری یک جامعه است،وقتی بخشی از مخاطبان یک جامعه در بزرگترین رویداد فرهنگی کشور بیش از همه به دنبال خرید کتاب های فال و جادو و فکر خوانی و انرژی درمانی و نیز ذکر درمانی هستند چطور می توان فکر و اندیشه را در جامعه به نظاره کشید؟ هم چنین بسیاری از مخاطبان در خوش بین ترین حالت به دنبال کتاب های آشپزی،کتاب های مرتبط با زیبایی پوست...،و برخی کتب با عناوین سخیف و سطحی بودند،که عامل این نابسمانی ها را باید در وضع آشفتۀ ناشران با نشر و تولیدات کارهای سطحی و سخیف دانست که در عمل به مشغول سازی مخاطب و کسب درآمد مشغول شدند.
لذا باید مرثیه ای کامل برای ناشران سرود،زیرا آن ها در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران به نحوی میوۀ تنبلی خود را در طول سال می چینند و برای بازگشت سرمایۀ خو د در اندک مدت این نمایشگا تلاش می کنند، لذا برخی ناشران که در طول سال با عدم انتشار حتی یک اثر فاخر و مفید به حال جامعه، همچنان درسیکل معیوب نابسامانی های فرهنگی سیر می کنند و دائماً در طول سال آثار قدیمی را برای ارسال گزارشات به مافوق خود بازنشر می کنند و حتی توانایی توزیع همین مقدار تولیدات فرهنگی را از دست می دهند.
متأسفانه بسیاری از ناشران در سال های اخیر بر خلاف سیاست و اهداف برنامه ریزان نشر کتاب در کشور،تنها بازگشت سرمایه و تضمین سود خود را محوریت کار و فعالیت خود قرار داده اند لذا با تغییر کاربری به آثار کمک اموزشی روی آورده اند که این امر منجر به رکود علمی و فکری در جامعۀ خواهد گردید، لذا شعار کیفی سازی کتابها و تولیدات تازه علمی و فکری برای رفع نیاز جامعه انتظاری بیهوده است.
حال پرسش کلیدی این است که فرهنگ و اندیشۀ فکری مردم به کدامین سو در حرکت است؟به راستی آیا با این نوع کتب سطحی و سست می توان از «جویبار دائمی»(تعبیر مقام معظم رهبری) بهره جست؟
لذا باید گفت وجود این آسیب ها و عدم رفع این موانع و مشکلات در سیستم فرهنگی کشور حاکی از این امراست که سیاستگذاران امر کتاب و کتابخوانی در انجام رسالت خود ناتوان بوده اند.
تداوم سیکل معیوب در نمایشگاه کتاب
در خاتمه باید گفت متأسفانه نمایشگاه بین المللی کتاب تهران، ظرفیت معنایی خود را در ترویج و بسط و گسترش فرهنگ کتابخوانی از دست داده است و به دکانی برای برخی ناشران ضعیف تبدیل شده است،در حالی که سیاستگذاران نمایشگاه کتاب با هدف دستیابی به اصل ترویج فرهنگ مطالعه در کشور این رویداد بزرگ فرهنگی را کلید زدند،اما ظاهراً نباید به برخی از متولیان فرهنگی کشور دلخوش بود،زیرا عدم حمایت از ناشران، فعالیت های اقتصادی ناشران در حیطۀ غیر مرتبط با نشر کتاب مفید و نیز فقدان استقبال مردم از کتاب خود حاکی از تداوم این نقیصۀ غیر قابل انکار در جامعه است که باید برای آن فکر و اندیشه ای نو ترسیم گردد.
انتهای پیام/ر
تولیدات ضد فرهنگی در بزرگترین رویداد فرهنگی
بدیهی است انتظار به حق مردم از سیاستگذاران امر کتاب این است که ضعف موجود در امر نابسامانی ها ی در امر کتاب و کتابخوانی در طول زمان جای خود را به کیفیت در محصولات و تولیدات علمی و فرهنگی بدهد، هم چنان که برای تحقق این مهم ، نویسندگان و ناشران باید از قبول کارهای سطحی به نیت فروش بیشتر خود داری نمایند و برای رفع معضلات و مشکلات اجتماعی،فرهنگی مردم اهتمام بورزند،لیکن در واقع بسیارای از ناشران همچنان تب روشنفکری و غرب گرایی را در بسیاری از به اصطلاح محصولات وتولیدات فرهنگی انتشارات خود دخیل می کنند،امسال نیز در نمایشگاه کتاب تهران سیل کتب ضد فرهنگی خودنمایی می کرد،این آسیب حاصل عدم اراده جدی مسئولان برای کیفی سازی تألیف و نشر کتاب در راستای تولیدات ایرانی اسلامی است که به نوبۀ خود موجبات تدام سیر قهقهرایی را موجب گردیده است.
فقدان علم گرایی در سایۀ محوریت سود
نباید از یاد برد که سرانۀ مطالعۀ هر ایرانی در طول یک سال به چند دقیقه می رسد،برای واکاوی چرایی این فاجعۀ غم بار تنها با تأمل در برخی غرفه های کتاب در نمایشگاه به وضوح می توان علت اینگونه آسیب ها را دریافت، زیرا رویکردهای صرفاً اقتصادی برخی ناشران به نحوی است که با هر ترفندی و به هر قیمتی در صدد جذب مشریان خود می باشند و لو آثاری سخیف به خورد مخاطبان داده شود.
در نمایشگاه کتاب نیز مخاطبان در بدو ورود به نمایشگاه از درب اصلی مصلی تهران با انبوهی از غرفه های به ظاهر دانشگاهی مواجه بودند،انتشارات هایی که برای جذب دانشجویان و دانش آموزان،همه نوع ترفند را به کار می بستند تا برای آن ها در دوره های آموزشی و درسی خود ثبت نام کنند، لذا غرفه هایی که باید برای تبلیغ و کتابخوانی فعالیت کنند درعمل به ابزار برخی انتشاراتی های آموزشی تبدیل شده اند که تنها به فکر تبلیغ برخی مسائل غیر مرتبط با رسالت ذاتی نمایشگاه هستند.
به عنوان نمونه بخش رسانه های دیجیتال که به نمایشگاه کتاب تهران به صورت ویژه اضافه گردید،لیکن اغلب بخش های آن در راستای فروش نرم افزارهای غیر مرتبط با مولفۀ کتاب و کتابخوانی دیجیتالی عمل نمودند،گرچه در وهلۀ نخست مخاطبان با ذهنیت خرید کتب دیجیتالی وارد این بخش می شدند لیکن پس از مدتی گشت و گذار به وضوح به اشتباه خود پی می بردند، زیرا این غرفه ها بیش از آنکه به تبلیغ کتاب ها و کتابخانه های دیجیتال متمرکز شوند بیشتر نام و نشانی مراکز فروش قطعات و نرم افزار های کاربردی کامپیوتر و آدرس شبکه های اجتماعی را به مخاطبان ارائه می دادند و به معنای واقعی، خبری از فروش کتاب های دیجیتال نبود.
ضعف فرهنگ کتابخوانی؛ معلول ناتوانی سیاستگذاران امر کتاب
هم چنین باید اذعان کرد سیاستگذاری کتاب به معنی سیاست گذاری نخبگان فکری یک جامعه است،وقتی بخشی از مخاطبان یک جامعه در بزرگترین رویداد فرهنگی کشور بیش از همه به دنبال خرید کتاب های فال و جادو و فکر خوانی و انرژی درمانی و نیز ذکر درمانی هستند چطور می توان فکر و اندیشه را در جامعه به نظاره کشید؟ هم چنین بسیاری از مخاطبان در خوش بین ترین حالت به دنبال کتاب های آشپزی،کتاب های مرتبط با زیبایی پوست...،و برخی کتب با عناوین سخیف و سطحی بودند،که عامل این نابسمانی ها را باید در وضع آشفتۀ ناشران با نشر و تولیدات کارهای سطحی و سخیف دانست که در عمل به مشغول سازی مخاطب و کسب درآمد مشغول شدند.
لذا باید مرثیه ای کامل برای ناشران سرود،زیرا آن ها در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران به نحوی میوۀ تنبلی خود را در طول سال می چینند و برای بازگشت سرمایۀ خو د در اندک مدت این نمایشگا تلاش می کنند، لذا برخی ناشران که در طول سال با عدم انتشار حتی یک اثر فاخر و مفید به حال جامعه، همچنان درسیکل معیوب نابسامانی های فرهنگی سیر می کنند و دائماً در طول سال آثار قدیمی را برای ارسال گزارشات به مافوق خود بازنشر می کنند و حتی توانایی توزیع همین مقدار تولیدات فرهنگی را از دست می دهند.
متأسفانه بسیاری از ناشران در سال های اخیر بر خلاف سیاست و اهداف برنامه ریزان نشر کتاب در کشور،تنها بازگشت سرمایه و تضمین سود خود را محوریت کار و فعالیت خود قرار داده اند لذا با تغییر کاربری به آثار کمک اموزشی روی آورده اند که این امر منجر به رکود علمی و فکری در جامعۀ خواهد گردید، لذا شعار کیفی سازی کتابها و تولیدات تازه علمی و فکری برای رفع نیاز جامعه انتظاری بیهوده است.
حال پرسش کلیدی این است که فرهنگ و اندیشۀ فکری مردم به کدامین سو در حرکت است؟به راستی آیا با این نوع کتب سطحی و سست می توان از «جویبار دائمی»(تعبیر مقام معظم رهبری) بهره جست؟
لذا باید گفت وجود این آسیب ها و عدم رفع این موانع و مشکلات در سیستم فرهنگی کشور حاکی از این امراست که سیاستگذاران امر کتاب و کتابخوانی در انجام رسالت خود ناتوان بوده اند.
تداوم سیکل معیوب در نمایشگاه کتاب
در خاتمه باید گفت متأسفانه نمایشگاه بین المللی کتاب تهران، ظرفیت معنایی خود را در ترویج و بسط و گسترش فرهنگ کتابخوانی از دست داده است و به دکانی برای برخی ناشران ضعیف تبدیل شده است،در حالی که سیاستگذاران نمایشگاه کتاب با هدف دستیابی به اصل ترویج فرهنگ مطالعه در کشور این رویداد بزرگ فرهنگی را کلید زدند،اما ظاهراً نباید به برخی از متولیان فرهنگی کشور دلخوش بود،زیرا عدم حمایت از ناشران، فعالیت های اقتصادی ناشران در حیطۀ غیر مرتبط با نشر کتاب مفید و نیز فقدان استقبال مردم از کتاب خود حاکی از تداوم این نقیصۀ غیر قابل انکار در جامعه است که باید برای آن فکر و اندیشه ای نو ترسیم گردد.
انتهای پیام/ر
تولیدات ضد فرهنگی در بزرگترین رویداد فرهنگی
بدیهی است انتظار به حق مردم از سیاستگذاران امر کتاب این است که ضعف موجود در امر نابسامانی ها ی در امر کتاب و کتابخوانی در طول زمان جای خود را به کیفیت در محصولات و تولیدات علمی و فرهنگی بدهد، هم چنان که برای تحقق این مهم ، نویسندگان و ناشران باید از قبول کارهای سطحی به نیت فروش بیشتر خود داری نمایند و برای رفع معضلات و مشکلات اجتماعی،فرهنگی مردم اهتمام بورزند،لیکن در واقع بسیارای از ناشران همچنان تب روشنفکری و غرب گرایی را در بسیاری از به اصطلاح محصولات وتولیدات فرهنگی انتشارات خود دخیل می کنند،امسال نیز در نمایشگاه کتاب تهران سیل کتب ضد فرهنگی خودنمایی می کرد،این آسیب حاصل عدم اراده جدی مسئولان برای کیفی سازی تألیف و نشر کتاب در راستای تولیدات ایرانی اسلامی است که به نوبۀ خود موجبات تدام سیر قهقهرایی را موجب گردیده است.
فقدان علم گرایی در سایۀ محوریت سود
نباید از یاد برد که سرانۀ مطالعۀ هر ایرانی در طول یک سال به چند دقیقه می رسد،برای واکاوی چرایی این فاجعۀ غم بار تنها با تأمل در برخی غرفه های کتاب در نمایشگاه به وضوح می توان علت اینگونه آسیب ها را دریافت، زیرا رویکردهای صرفاً اقتصادی برخی ناشران به نحوی است که با هر ترفندی و به هر قیمتی در صدد جذب مشریان خود می باشند و لو آثاری سخیف به خورد مخاطبان داده شود.
در نمایشگاه کتاب نیز مخاطبان در بدو ورود به نمایشگاه از درب اصلی مصلی تهران با انبوهی از غرفه های به ظاهر دانشگاهی مواجه بودند،انتشارات هایی که برای جذب دانشجویان و دانش آموزان،همه نوع ترفند را به کار می بستند تا برای آن ها در دوره های آموزشی و درسی خود ثبت نام کنند، لذا غرفه هایی که باید برای تبلیغ و کتابخوانی فعالیت کنند درعمل به ابزار برخی انتشاراتی های آموزشی تبدیل شده اند که تنها به فکر تبلیغ برخی مسائل غیر مرتبط با رسالت ذاتی نمایشگاه هستند.
به عنوان نمونه بخش رسانه های دیجیتال که به نمایشگاه کتاب تهران به صورت ویژه اضافه گردید،لیکن اغلب بخش های آن در راستای فروش نرم افزارهای غیر مرتبط با مولفۀ کتاب و کتابخوانی دیجیتالی عمل نمودند،گرچه در وهلۀ نخست مخاطبان با ذهنیت خرید کتب دیجیتالی وارد این بخش می شدند لیکن پس از مدتی گشت و گذار به وضوح به اشتباه خود پی می بردند، زیرا این غرفه ها بیش از آنکه به تبلیغ کتاب ها و کتابخانه های دیجیتال متمرکز شوند بیشتر نام و نشانی مراکز فروش قطعات و نرم افزار های کاربردی کامپیوتر و آدرس شبکه های اجتماعی را به مخاطبان ارائه می دادند و به معنای واقعی، خبری از فروش کتاب های دیجیتال نبود.
ضعف فرهنگ کتابخوانی؛ معلول ناتوانی سیاستگذاران امر کتاب
هم چنین باید اذعان کرد سیاستگذاری کتاب به معنی سیاست گذاری نخبگان فکری یک جامعه است،وقتی بخشی از مخاطبان یک جامعه در بزرگترین رویداد فرهنگی کشور بیش از همه به دنبال خرید کتاب های فال و جادو و فکر خوانی و انرژی درمانی و نیز ذکر درمانی هستند چطور می توان فکر و اندیشه را در جامعه به نظاره کشید؟ هم چنین بسیاری از مخاطبان در خوش بین ترین حالت به دنبال کتاب های آشپزی،کتاب های مرتبط با زیبایی پوست...،و برخی کتب با عناوین سخیف و سطحی بودند،که عامل این نابسمانی ها را باید در وضع آشفتۀ ناشران با نشر و تولیدات کارهای سطحی و سخیف دانست که در عمل به مشغول سازی مخاطب و کسب درآمد مشغول شدند.
لذا باید مرثیه ای کامل برای ناشران سرود،زیرا آن ها در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران به نحوی میوۀ تنبلی خود را در طول سال می چینند و برای بازگشت سرمایۀ خو د در اندک مدت این نمایشگا تلاش می کنند، لذا برخی ناشران که در طول سال با عدم انتشار حتی یک اثر فاخر و مفید به حال جامعه، همچنان درسیکل معیوب نابسامانی های فرهنگی سیر می کنند و دائماً در طول سال آثار قدیمی را برای ارسال گزارشات به مافوق خود بازنشر می کنند و حتی توانایی توزیع همین مقدار تولیدات فرهنگی را از دست می دهند.
متأسفانه بسیاری از ناشران در سال های اخیر بر خلاف سیاست و اهداف برنامه ریزان نشر کتاب در کشور،تنها بازگشت سرمایه و تضمین سود خود را محوریت کار و فعالیت خود قرار داده اند لذا با تغییر کاربری به آثار کمک اموزشی روی آورده اند که این امر منجر به رکود علمی و فکری در جامعۀ خواهد گردید، لذا شعار کیفی سازی کتابها و تولیدات تازه علمی و فکری برای رفع نیاز جامعه انتظاری بیهوده است.
حال پرسش کلیدی این است که فرهنگ و اندیشۀ فکری مردم به کدامین سو در حرکت است؟به راستی آیا با این نوع کتب سطحی و سست می توان از «جویبار دائمی»(تعبیر مقام معظم رهبری) بهره جست؟
لذا باید گفت وجود این آسیب ها و عدم رفع این موانع و مشکلات در سیستم فرهنگی کشور حاکی از این امراست که سیاستگذاران امر کتاب و کتابخوانی در انجام رسالت خود ناتوان بوده اند.
تداوم سیکل معیوب در نمایشگاه کتاب
در خاتمه باید گفت متأسفانه نمایشگاه بین المللی کتاب تهران، ظرفیت معنایی خود را در ترویج و بسط و گسترش فرهنگ کتابخوانی از دست داده است و به دکانی برای برخی ناشران ضعیف تبدیل شده است،در حالی که سیاستگذاران نمایشگاه کتاب با هدف دستیابی به اصل ترویج فرهنگ مطالعه در کشور این رویداد بزرگ فرهنگی را کلید زدند،اما ظاهراً نباید به برخی از متولیان فرهنگی کشور دلخوش بود،زیرا عدم حمایت از ناشران، فعالیت های اقتصادی ناشران در حیطۀ غیر مرتبط با نشر کتاب مفید و نیز فقدان استقبال مردم از کتاب خود حاکی از تداوم این نقیصۀ غیر قابل انکار در جامعه است که باید برای آن فکر و اندیشه ای نو ترسیم گردد.
انتهای پیام/ر
تولیدات ضد فرهنگی در بزرگترین رویداد فرهنگی
بدیهی است انتظار به حق مردم از سیاستگذاران امر کتاب این است که ضعف موجود در امر نابسامانی ها ی در امر کتاب و کتابخوانی در طول زمان جای خود را به کیفیت در محصولات و تولیدات علمی و فرهنگی بدهد، هم چنان که برای تحقق این مهم ، نویسندگان و ناشران باید از قبول کارهای سطحی به نیت فروش بیشتر خود داری نمایند و برای رفع معضلات و مشکلات اجتماعی،فرهنگی مردم اهتمام بورزند،لیکن در واقع بسیارای از ناشران همچنان تب روشنفکری و غرب گرایی را در بسیاری از به اصطلاح محصولات وتولیدات فرهنگی انتشارات خود دخیل می کنند،امسال نیز در نمایشگاه کتاب تهران سیل کتب ضد فرهنگی خودنمایی می کرد،این آسیب حاصل عدم اراده جدی مسئولان برای کیفی سازی تألیف و نشر کتاب در راستای تولیدات ایرانی اسلامی است که به نوبۀ خود موجبات تدام سیر قهقهرایی را موجب گردیده است.
فقدان علم گرایی در سایۀ محوریت سود
نباید از یاد برد که سرانۀ مطالعۀ هر ایرانی در طول یک سال به چند دقیقه می رسد،برای واکاوی چرایی این فاجعۀ غم بار تنها با تأمل در برخی غرفه های کتاب در نمایشگاه به وضوح می توان علت اینگونه آسیب ها را دریافت، زیرا رویکردهای صرفاً اقتصادی برخی ناشران به نحوی است که با هر ترفندی و به هر قیمتی در صدد جذب مشریان خود می باشند و لو آثاری سخیف به خورد مخاطبان داده شود.
در نمایشگاه کتاب نیز مخاطبان در بدو ورود به نمایشگاه از درب اصلی مصلی تهران با انبوهی از غرفه های به ظاهر دانشگاهی مواجه بودند،انتشارات هایی که برای جذب دانشجویان و دانش آموزان،همه نوع ترفند را به کار می بستند تا برای آن ها در دوره های آموزشی و درسی خود ثبت نام کنند، لذا غرفه هایی که باید برای تبلیغ و کتابخوانی فعالیت کنند درعمل به ابزار برخی انتشاراتی های آموزشی تبدیل شده اند که تنها به فکر تبلیغ برخی مسائل غیر مرتبط با رسالت ذاتی نمایشگاه هستند.
به عنوان نمونه بخش رسانه های دیجیتال که به نمایشگاه کتاب تهران به صورت ویژه اضافه گردید،لیکن اغلب بخش های آن در راستای فروش نرم افزارهای غیر مرتبط با مولفۀ کتاب و کتابخوانی دیجیتالی عمل نمودند،گرچه در وهلۀ نخست مخاطبان با ذهنیت خرید کتب دیجیتالی وارد این بخش می شدند لیکن پس از مدتی گشت و گذار به وضوح به اشتباه خود پی می بردند، زیرا این غرفه ها بیش از آنکه به تبلیغ کتاب ها و کتابخانه های دیجیتال متمرکز شوند بیشتر نام و نشانی مراکز فروش قطعات و نرم افزار های کاربردی کامپیوتر و آدرس شبکه های اجتماعی را به مخاطبان ارائه می دادند و به معنای واقعی، خبری از فروش کتاب های دیجیتال نبود.
ضعف فرهنگ کتابخوانی؛ معلول ناتوانی سیاستگذاران امر کتاب
هم چنین باید اذعان کرد سیاستگذاری کتاب به معنی سیاست گذاری نخبگان فکری یک جامعه است،وقتی بخشی از مخاطبان یک جامعه در بزرگترین رویداد فرهنگی کشور بیش از همه به دنبال خرید کتاب های فال و جادو و فکر خوانی و انرژی درمانی و نیز ذکر درمانی هستند چطور می توان فکر و اندیشه را در جامعه به نظاره کشید؟ هم چنین بسیاری از مخاطبان در خوش بین ترین حالت به دنبال کتاب های آشپزی،کتاب های مرتبط با زیبایی پوست...،و برخی کتب با عناوین سخیف و سطحی بودند،که عامل این نابسمانی ها را باید در وضع آشفتۀ ناشران با نشر و تولیدات کارهای سطحی و سخیف دانست که در عمل به مشغول سازی مخاطب و کسب درآمد مشغول شدند.
لذا باید مرثیه ای کامل برای ناشران سرود،زیرا آن ها در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران به نحوی میوۀ تنبلی خود را در طول سال می چینند و برای بازگشت سرمایۀ خو د در اندک مدت این نمایشگا تلاش می کنند، لذا برخی ناشران که در طول سال با عدم انتشار حتی یک اثر فاخر و مفید به حال جامعه، همچنان درسیکل معیوب نابسامانی های فرهنگی سیر می کنند و دائماً در طول سال آثار قدیمی را برای ارسال گزارشات به مافوق خود بازنشر می کنند و حتی توانایی توزیع همین مقدار تولیدات فرهنگی را از دست می دهند.
متأسفانه بسیاری از ناشران در سال های اخیر بر خلاف سیاست و اهداف برنامه ریزان نشر کتاب در کشور،تنها بازگشت سرمایه و تضمین سود خود را محوریت کار و فعالیت خود قرار داده اند لذا با تغییر کاربری به آثار کمک اموزشی روی آورده اند که این امر منجر به رکود علمی و فکری در جامعۀ خواهد گردید، لذا شعار کیفی سازی کتابها و تولیدات تازه علمی و فکری برای رفع نیاز جامعه انتظاری بیهوده است.
حال پرسش کلیدی این است که فرهنگ و اندیشۀ فکری مردم به کدامین سو در حرکت است؟به راستی آیا با این نوع کتب سطحی و سست می توان از «جویبار دائمی»(تعبیر مقام معظم رهبری) بهره جست؟
لذا باید گفت وجود این آسیب ها و عدم رفع این موانع و مشکلات در سیستم فرهنگی کشور حاکی از این امراست که سیاستگذاران امر کتاب و کتابخوانی در انجام رسالت خود ناتوان بوده اند.
تداوم سیکل معیوب در نمایشگاه کتاب
در خاتمه باید گفت متأسفانه نمایشگاه بین المللی کتاب تهران، ظرفیت معنایی خود را در ترویج و بسط و گسترش فرهنگ کتابخوانی از دست داده است و به دکانی برای برخی ناشران ضعیف تبدیل شده است،در حالی که سیاستگذاران نمایشگاه کتاب با هدف دستیابی به اصل ترویج فرهنگ مطالعه در کشور این رویداد بزرگ فرهنگی را کلید زدند،اما ظاهراً نباید به برخی از متولیان فرهنگی کشور دلخوش بود،زیرا عدم حمایت از ناشران، فعالیت های اقتصادی ناشران در حیطۀ غیر مرتبط با نشر کتاب مفید و نیز فقدان استقبال مردم از کتاب خود حاکی از تداوم این نقیصۀ غیر قابل انکار در جامعه است که باید برای آن فکر و اندیشه ای نو ترسیم گردد.
انتهای پیام/ر
تولیدات ضد فرهنگی در بزرگترین رویداد فرهنگی
بدیهی است انتظار به حق مردم از سیاستگذاران امر کتاب این است که ضعف موجود در امر نابسامانی ها ی در امر کتاب و کتابخوانی در طول زمان جای خود را به کیفیت در محصولات و تولیدات علمی و فرهنگی بدهد، هم چنان که برای تحقق این مهم ، نویسندگان و ناشران باید از قبول کارهای سطحی به نیت فروش بیشتر خود داری نمایند و برای رفع معضلات و مشکلات اجتماعی،فرهنگی مردم اهتمام بورزند،لیکن در واقع بسیارای از ناشران همچنان تب روشنفکری و غرب گرایی را در بسیاری از به اصطلاح محصولات وتولیدات فرهنگی انتشارات خود دخیل می کنند،امسال نیز در نمایشگاه کتاب تهران سیل کتب ضد فرهنگی خودنمایی می کرد،این آسیب حاصل عدم اراده جدی مسئولان برای کیفی سازی تألیف و نشر کتاب در راستای تولیدات ایرانی اسلامی است که به نوبۀ خود موجبات تدام سیر قهقهرایی را موجب گردیده است.
فقدان علم گرایی در سایۀ محوریت سود
نباید از یاد برد که سرانۀ مطالعۀ هر ایرانی در طول یک سال به چند دقیقه می رسد،برای واکاوی چرایی این فاجعۀ غم بار تنها با تأمل در برخی غرفه های کتاب در نمایشگاه به وضوح می توان علت اینگونه آسیب ها را دریافت، زیرا رویکردهای صرفاً اقتصادی برخی ناشران به نحوی است که با هر ترفندی و به هر قیمتی در صدد جذب مشریان خود می باشند و لو آثاری سخیف به خورد مخاطبان داده شود.
در نمایشگاه کتاب نیز مخاطبان در بدو ورود به نمایشگاه از درب اصلی مصلی تهران با انبوهی از غرفه های به ظاهر دانشگاهی مواجه بودند،انتشارات هایی که برای جذب دانشجویان و دانش آموزان،همه نوع ترفند را به کار می بستند تا برای آن ها در دوره های آموزشی و درسی خود ثبت نام کنند، لذا غرفه هایی که باید برای تبلیغ و کتابخوانی فعالیت کنند درعمل به ابزار برخی انتشاراتی های آموزشی تبدیل شده اند که تنها به فکر تبلیغ برخی مسائل غیر مرتبط با رسالت ذاتی نمایشگاه هستند.
به عنوان نمونه بخش رسانه های دیجیتال که به نمایشگاه کتاب تهران به صورت ویژه اضافه گردید،لیکن اغلب بخش های آن در راستای فروش نرم افزارهای غیر مرتبط با مولفۀ کتاب و کتابخوانی دیجیتالی عمل نمودند،گرچه در وهلۀ نخست مخاطبان با ذهنیت خرید کتب دیجیتالی وارد این بخش می شدند لیکن پس از مدتی گشت و گذار به وضوح به اشتباه خود پی می بردند، زیرا این غرفه ها بیش از آنکه به تبلیغ کتاب ها و کتابخانه های دیجیتال متمرکز شوند بیشتر نام و نشانی مراکز فروش قطعات و نرم افزار های کاربردی کامپیوتر و آدرس شبکه های اجتماعی را به مخاطبان ارائه می دادند و به معنای واقعی، خبری از فروش کتاب های دیجیتال نبود.
ضعف فرهنگ کتابخوانی؛ معلول ناتوانی سیاستگذاران امر کتاب
هم چنین باید اذعان کرد سیاستگذاری کتاب به معنی سیاست گذاری نخبگان فکری یک جامعه است،وقتی بخشی از مخاطبان یک جامعه در بزرگترین رویداد فرهنگی کشور بیش از همه به دنبال خرید کتاب های فال و جادو و فکر خوانی و انرژی درمانی و نیز ذکر درمانی هستند چطور می توان فکر و اندیشه را در جامعه به نظاره کشید؟ هم چنین بسیاری از مخاطبان در خوش بین ترین حالت به دنبال کتاب های آشپزی،کتاب های مرتبط با زیبایی پوست...،و برخی کتب با عناوین سخیف و سطحی بودند،که عامل این نابسمانی ها را باید در وضع آشفتۀ ناشران با نشر و تولیدات کارهای سطحی و سخیف دانست که در عمل به مشغول سازی مخاطب و کسب درآمد مشغول شدند.
لذا باید مرثیه ای کامل برای ناشران سرود،زیرا آن ها در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران به نحوی میوۀ تنبلی خود را در طول سال می چینند و برای بازگشت سرمایۀ خو د در اندک مدت این نمایشگا تلاش می کنند، لذا برخی ناشران که در طول سال با عدم انتشار حتی یک اثر فاخر و مفید به حال جامعه، همچنان درسیکل معیوب نابسامانی های فرهنگی سیر می کنند و دائماً در طول سال آثار قدیمی را برای ارسال گزارشات به مافوق خود بازنشر می کنند و حتی توانایی توزیع همین مقدار تولیدات فرهنگی را از دست می دهند.
متأسفانه بسیاری از ناشران در سال های اخیر بر خلاف سیاست و اهداف برنامه ریزان نشر کتاب در کشور،تنها بازگشت سرمایه و تضمین سود خود را محوریت کار و فعالیت خود قرار داده اند لذا با تغییر کاربری به آثار کمک اموزشی روی آورده اند که این امر منجر به رکود علمی و فکری در جامعۀ خواهد گردید، لذا شعار کیفی سازی کتابها و تولیدات تازه علمی و فکری برای رفع نیاز جامعه انتظاری بیهوده است.
حال پرسش کلیدی این است که فرهنگ و اندیشۀ فکری مردم به کدامین سو در حرکت است؟به راستی آیا با این نوع کتب سطحی و سست می توان از «جویبار دائمی»(تعبیر مقام معظم رهبری) بهره جست؟
لذا باید گفت وجود این آسیب ها و عدم رفع این موانع و مشکلات در سیستم فرهنگی کشور حاکی از این امراست که سیاستگذاران امر کتاب و کتابخوانی در انجام رسالت خود ناتوان بوده اند.
تداوم سیکل معیوب در نمایشگاه کتاب
در خاتمه باید گفت متأسفانه نمایشگاه بین المللی کتاب تهران، ظرفیت معنایی خود را در ترویج و بسط و گسترش فرهنگ کتابخوانی از دست داده است و به دکانی برای برخی ناشران ضعیف تبدیل شده است،در حالی که سیاستگذاران نمایشگاه کتاب با هدف دستیابی به اصل ترویج فرهنگ مطالعه در کشور این رویداد بزرگ فرهنگی را کلید زدند،اما ظاهراً نباید به برخی از متولیان فرهنگی کشور دلخوش بود،زیرا عدم حمایت از ناشران، فعالیت های اقتصادی ناشران در حیطۀ غیر مرتبط با نشر کتاب مفید و نیز فقدان استقبال مردم از کتاب خود حاکی از تداوم این نقیصۀ غیر قابل انکار در جامعه است که باید برای آن فکر و اندیشه ای نو ترسیم گردد.
انتهای پیام/ر
تولیدات ضد فرهنگی در بزرگترین رویداد فرهنگی
,بدیهی است انتظار به حق مردم از سیاستگذاران امر کتاب این است که ضعف موجود در امر نابسامانی ها ی در امر کتاب و کتابخوانی در طول زمان جای خود را به کیفیت در محصولات و تولیدات علمی و فرهنگی بدهد، هم چنان که برای تحقق این مهم ، نویسندگان و ناشران باید از قبول کارهای سطحی به نیت فروش بیشتر خود داری نمایند و برای رفع معضلات و مشکلات اجتماعی،فرهنگی مردم اهتمام بورزند،لیکن در واقع بسیارای از ناشران همچنان تب روشنفکری و غرب گرایی را در بسیاری از به اصطلاح محصولات وتولیدات فرهنگی انتشارات خود دخیل می کنند،امسال نیز در نمایشگاه کتاب تهران سیل کتب ضد فرهنگی خودنمایی می کرد،این آسیب حاصل عدم اراده جدی مسئولان برای کیفی سازی تألیف و نشر کتاب در راستای تولیدات ایرانی اسلامی است که به نوبۀ خود موجبات تدام سیر قهقهرایی را موجب گردیده است.
, .,فقدان علم گرایی در سایۀ محوریت سود
,نباید از یاد برد که سرانۀ مطالعۀ هر ایرانی در طول یک سال به چند دقیقه می رسد،برای واکاوی چرایی این فاجعۀ غم بار تنها با تأمل در برخی غرفه های کتاب در نمایشگاه به وضوح می توان علت اینگونه آسیب ها را دریافت، زیرا رویکردهای صرفاً اقتصادی برخی ناشران به نحوی است که با هر ترفندی و به هر قیمتی در صدد جذب مشریان خود می باشند و لو آثاری سخیف به خورد مخاطبان داده شود.
, .,در نمایشگاه کتاب نیز مخاطبان در بدو ورود به نمایشگاه از درب اصلی مصلی تهران با انبوهی از غرفه های به ظاهر دانشگاهی مواجه بودند،انتشارات هایی که برای جذب دانشجویان و دانش آموزان،همه نوع ترفند را به کار می بستند تا برای آن ها در دوره های آموزشی و درسی خود ثبت نام کنند، لذا غرفه هایی که باید برای تبلیغ و کتابخوانی فعالیت کنند درعمل به ابزار برخی انتشاراتی های آموزشی تبدیل شده اند که تنها به فکر تبلیغ برخی مسائل غیر مرتبط با رسالت ذاتی نمایشگاه هستند.
, .,به عنوان نمونه بخش رسانه های دیجیتال که به نمایشگاه کتاب تهران به صورت ویژه اضافه گردید،لیکن اغلب بخش های آن در راستای فروش نرم افزارهای غیر مرتبط با مولفۀ کتاب و کتابخوانی دیجیتالی عمل نمودند،گرچه در وهلۀ نخست مخاطبان با ذهنیت خرید کتب دیجیتالی وارد این بخش می شدند لیکن پس از مدتی گشت و گذار به وضوح به اشتباه خود پی می بردند، زیرا این غرفه ها بیش از آنکه به تبلیغ کتاب ها و کتابخانه های دیجیتال متمرکز شوند بیشتر نام و نشانی مراکز فروش قطعات و نرم افزار های کاربردی کامپیوتر و آدرس شبکه های اجتماعی را به مخاطبان ارائه می دادند و به معنای واقعی، خبری از فروش کتاب های دیجیتال نبود.
, .,ضعف فرهنگ کتابخوانی؛ معلول ناتوانی سیاستگذاران امر کتاب
,هم چنین باید اذعان کرد سیاستگذاری کتاب به معنی سیاست گذاری نخبگان فکری یک جامعه است،وقتی بخشی از مخاطبان یک جامعه در بزرگترین رویداد فرهنگی کشور بیش از همه به دنبال خرید کتاب های فال و جادو و فکر خوانی و انرژی درمانی و نیز ذکر درمانی هستند چطور می توان فکر و اندیشه را در جامعه به نظاره کشید؟ هم چنین بسیاری از مخاطبان در خوش بین ترین حالت به دنبال کتاب های آشپزی،کتاب های مرتبط با زیبایی پوست...،و برخی کتب با عناوین سخیف و سطحی بودند،که عامل این نابسمانی ها را باید در وضع آشفتۀ ناشران با نشر و تولیدات کارهای سطحی و سخیف دانست که در عمل به مشغول سازی مخاطب و کسب درآمد مشغول شدند.
, .,لذا باید مرثیه ای کامل برای ناشران سرود،زیرا آن ها در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران به نحوی میوۀ تنبلی خود را در طول سال می چینند و برای بازگشت سرمایۀ خو د در اندک مدت این نمایشگا تلاش می کنند، لذا برخی ناشران که در طول سال با عدم انتشار حتی یک اثر فاخر و مفید به حال جامعه، همچنان درسیکل معیوب نابسامانی های فرهنگی سیر می کنند و دائماً در طول سال آثار قدیمی را برای ارسال گزارشات به مافوق خود بازنشر می کنند و حتی توانایی توزیع همین مقدار تولیدات فرهنگی را از دست می دهند.
, .,متأسفانه بسیاری از ناشران در سال های اخیر بر خلاف سیاست و اهداف برنامه ریزان نشر کتاب در کشور،تنها بازگشت سرمایه و تضمین سود خود را محوریت کار و فعالیت خود قرار داده اند لذا با تغییر کاربری به آثار کمک اموزشی روی آورده اند که این امر منجر به رکود علمی و فکری در جامعۀ خواهد گردید، لذا شعار کیفی سازی کتابها و تولیدات تازه علمی و فکری برای رفع نیاز جامعه انتظاری بیهوده است.
, .,حال پرسش کلیدی این است که فرهنگ و اندیشۀ فکری مردم به کدامین سو در حرکت است؟به راستی آیا با این نوع کتب سطحی و سست می توان از «جویبار دائمی»(تعبیر مقام معظم رهبری) بهره جست؟
,لذا باید گفت وجود این آسیب ها و عدم رفع این موانع و مشکلات در سیستم فرهنگی کشور حاکی از این امراست که سیاستگذاران امر کتاب و کتابخوانی در انجام رسالت خود ناتوان بوده اند.
,تداوم سیکل معیوب در نمایشگاه کتاب
,در خاتمه باید گفت متأسفانه نمایشگاه بین المللی کتاب تهران، ظرفیت معنایی خود را در ترویج و بسط و گسترش فرهنگ کتابخوانی از دست داده است و به دکانی برای برخی ناشران ضعیف تبدیل شده است،در حالی که سیاستگذاران نمایشگاه کتاب با هدف دستیابی به اصل ترویج فرهنگ مطالعه در کشور این رویداد بزرگ فرهنگی را کلید زدند،اما ظاهراً نباید به برخی از متولیان فرهنگی کشور دلخوش بود،زیرا عدم حمایت از ناشران، فعالیت های اقتصادی ناشران در حیطۀ غیر مرتبط با نشر کتاب مفید و نیز فقدان استقبال مردم از کتاب خود حاکی از تداوم این نقیصۀ غیر قابل انکار در جامعه است که باید برای آن فکر و اندیشه ای نو ترسیم گردد.
, .,انتهای پیام/ر
,
ارسال دیدگاه