اهمیت ثبات اجتماعی نظام اسلامی با رویکرد حرکت اصلاحی اباعبدلله(علیه السلام)

اهمیت ثبات اجتماعی نظام اسلامی با رویکرد حرکت اصلاحی اباعبدلله(علیه السلام)
سیره عملی معصومین(علیهم السلام) چنان هست که تا وقتی جریان کلی نظامی اسلامی در حرکت باشد سعی بر این دارند نظم و ثبات اجتماعی جامعه اسلامی را حفظ کنند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، به نقل از مباحث، از خروج امام حسین(علیه السلام) از مدینه و ورود به کوفه چند ماهی بیشتر طول نکشید ولی در این چند ماه فصلی از تاریخ شیعه رقم خورد که نقطه عطف شعور سیاسی و فرهنگی جریان تشیع در طول ادوار تاریخ به شمار می رود مساله ای که تا قبل از قیام اباعبدالله (علیه السلام) و بعد از آن اثری شبیهش نمی بینیم.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, مباحث,

معمولا در چنین قیام هایی شائبه این وجود دارد که فرد قائم و رهبری قیام در صدد قدرت و حاکمیت است. این مساله آیا در مورد حضرت حسین(علیه السلام) محتمل می باشد یا نه؟

,

مساله آن است که برای حضرت دو فرض وجود داشته است. و هر دو فرض هم احتمالی بوده است. یکی مساله شهادت و دیگری حاکمیت. حضرت با توجه به ضرورت قیام و بروز زمینه دست به قیام می زند تا طاغوت را کنار بزند و حاکمیت اسلامی را جاری سازد یعنی حاکمیتی که مشروعیتش را خود حضرت به عهده دار است و یا در این راه احتمال شهادت دارد و ممکن است در ظاهر به هدف نرسد ولی تکلیف را انجام داده است و اثرش را دارد. اسلام دین تکلیف محوری است نه نتیجه محور. اینکه می گویند وقتی احتمال خطر می دهی باید امر را ترک کنی در جایی است که راه دیگری هم باشد ولی همیشه چنین بوده است که مبارزه با طاغوت و قیام علیه آن با احتمال خطر متنابه به مواجه هست. برای همین است وقتی برخی چون عبدالله جعفر و محمد بن حنفیه و … توصیه میکنند به حضرت که دست از این قیام بردار، تلقی شان آن است که دیگر تکلیف از شما ساقط شده است. حضرت آمادگی، ساری کردن جریان  حاکمیت حق را داشتند. آمادگی دفاع و جنگی که ممکن است منجر به جانبازی یا شهادت هم بشود را داشته اند.

,

وقتی حاکم مدینه از حضرت برای یزید بیعت می خواهد حضرت  کنایه وار بیان می دارند اگر حاکم جامعه اسلامی چنین  فردی قرار باشد پس فاتحه چنین اسلامی را باید خواند«علی الاسلام السلام…» از همین بیان حضرت می توان فهمید که یزید طوری عمل می کرده است که حتی ظاهری نمادین  هم از اسلام دیگر باقی نمی مانده.

,

سیره عملی معصومین(علیهم السلام) چنان هست که تا وقتی جریان کلی نظامی اسلامی در حرکت باشد سعی بر این دارند نظم و ثبات اجتماعی جامعه اسلامی را حفظ کنند ولو اینکه این حفظ ثبات منجر به ۲۵ سال خانه نشینی حضرت امیر(علیه السلام) منجر شود، یا منجر به صلح امام حسن(علیه السلام) شود. حتی خود حضرت حسین(علیه السلام) هم ده سال در زمان معاویه سکوت می کنند، چرا که به بخشی از ظواهر دینی لا اقل عمل می شود. پر واضحه که صدمات اجتماعی این نزاع اجتماعی حق و باطل در درون جامعه اسلامی موجب آسیب های غیر قابل جبرانی برای اصل نظام دینی می شود. مساله ای چون وحدت جزو اصول حاکم بر مدیریت اسلامی است و شخصی که مخل این نظم و آرامش و امنیت اجتماعی می شود، محکوم است.البته این سکوت عوامل دیگری هم دارد.

,

امام حسین (علیه السلام)در ابتدای حرکت اصلاحی خود سخنان عمیقی می فرمایند که به طوری مانیفست حرکت اصلاحی حضرت به شمار می رود.«انی لم اخرج اشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما» در واقع این سخن نوعی دفع توهم مقدر هست که حضرت می فرمایند چرا؟ چون بعدا تبلیغاتچی ها نگویند این حرکت به خاطر منافع بود یا مثل قیام های یاغی ها و مفسدین بود، توضیح می دهند بدانید جنس این قیام از این قبیل نیست. این بیان اهمیت دیگری هم دارند و همان است که حضرت واقفند که مساله ثبات و آرامش اجتماعی مطلوب امت مسلمان هست و برهم زننده آن معمولا منفعت طلبان و اشرار و غیره بوده اند ولی حضرت می خواهند بیان کنند شرایط جامعه به شکلی است که باید این خروج و قیام صورت بپذیرد. حال چرا باید این خروج صورت بگیرد، به خاطر اصل امر به معروف و نهی از منکر. اصلی که چنان اهمیت دارند که اگر دین حق الهی جز با شمشیر علیه حضرت صورت نمی گیرد حضرت فریاد بر می آورد: پس ای شمشیرها مرا در برگیرید.

,

اصل امر به معروف و نهی از منکر درست است که در فروع دینی است ولی اگر نباشد، دیگر نه از آن توحید خبری است نه از عدل و نه از نبوت. عاقبت همه هم به جهنم می شود. حضرت با درک عمیق چنین شرایطی در زمان خودشان قیام اصلاحی را طراحی می کنند که چه بکشد و چه کشته شود پیروز خواهد شد.

,

بعد از حیات اباعبدالله الحسین(علیه السلام) قیام های زیادی صورت گرفت و اکثر آنان متاثر از حرکت اصلاحی حضرت بود و درسی برای شیعیان در تمام طول تاریخ که این نوع اصلاح با صلح و سازش صورت نمی گیرد این نوع اصلاح با سکوت و مصلحت طلبی ساز و کار ندارد بلکه قیامی است علیه طواغیت زمان که با خطر هم همراه هست.

,

از جمله قیام هایی که متاثر از قیام حضرت بوده است، نمونه خردی و موثری در تاریخ وجود دارد و آن قیام امام خمینی(ره) بود. امام در شرایطی که برداشت می کند دیگر آن اسلام ظاهری در حال رخت بر بستن است، حرکت می کند. یکی از مثال های عینی آن مساله حجاب بود که حاکمیت طاغوت دیگر چنان آن را کنار زده است که بعد از مدتی دیگر این ظاهر و واجب اسلامی از بین می رود. امام خمینی(ره) با در نظر گرفتن یکی از دو نتیجه که پیش روی حضرت حسین(علیه السلام) بود یعنی شهادت یا حاکمیت مسیر را پیشبرد و توانست حاکمیت اسلامی را شکل دهد تا زمینه ای را در جهت ظهور منج(عج) پیاده کند.

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه