جانبازی که روزهای تاریک و شب های روشن دارد
ضربات توپ کارساز شده و روز و شب را از یادگار سالهای جنگ گرفته، بطوری که روزها در خواب و شبها را تا سپیده صبح با نور مهتاب بیداری می کشد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، به نقل از خبرما، سالهای متمادی از پایان جنگ تحمیلی می گذرد و بسیاری از موضوعاتی که در آن دوران از مهمترین ارزشهای فردی و اجتماعی به شمار می آید کمرنگ شده است. موضوع توجه به خانواده های جانبازان که وارث واقعی پیروزی دفاع مقدس هستند از جمله مواردی است که نیازمند پیگیری و همت عالی جامعه است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, خبرما,ضربات توپ کارساز شده و روز و شب را از این یادگار سال های جنگ گرفته است، مصرف روزانه هشت قرص اعصاب هر فردی را از پا می اندازد، اگر این فرد جرحاتی از جنگ نیز بر جانش نهفته باشد که مشخصا اثرات مضاعف می شود.
این یادگار جنگ، ورزشکار دهه شصتی بوده که در زمان جوانی خودش، غرور خود را با زور بازویش می آزموده و امروز، جانبازی است که روزها را با تاریکی خواب و شب ها را با نور ستارگان صبح می کند.
حسن فتاحی جانباز ۶۵ درصد فرزند حاج حسینعلی در سال ۶۳ در اثر اصابت ترکش های گلوله تانک به مقام جانبازی نائل شده است و هم اکنون نیز در جای جای بدن خود ترکش های زیادی را به یادگار دارد.
خبرما: مختصری در مورد نحوه جانبازی خود بفرمایید؟
اواخر سال ۱۳۶۰ در دژبانی تبریز به خدمت مقدس سربازی مشرف و پس از ۴۵ روز داوطلبانه به جبهه های نبرد اعزام شدم. در کردستان منطقه سردشت جاده مهاباد با منافقین مقابله می کردیم که در تاریخ ۶۳/۵/۱ در اثر اصابت گلوله از قسمت دست مجروح و سپس با اصابت ترکش گلوله تانک از ناحیه شکم مصدوم شدم.
به دلیل شدت جراحت ها مدت سی ماه در بیمارستان بستری بودم، پس از بهبودی نسبی ازدواج کردم و به کشاورزی و آموزش کونک فو مشغول شدم.
در سال ۱۳۸۰ بیماری ام عود کرد که تحت عمل جراحی قرار گرفتم و این مقدمه ای شد برای شروع و بروز مشکلات عصبی ام…
خبرما: شما به عنوان یک جانباز با چه مشکلاتی روبرو هستید؟
درحالی که برخی تصور می کنند بنیاد شهید و بنیاد جانبازان به ما توجه زیادی دارد؛ باید بگویم زندگی من براساس تلاش شخصی خودم بوده و بحمدالله مشکل مالی ندارم. بنده علاوه بر شغل کشاورزی (صیفی کاری) روزانه سه جلسه کلاس آموزش کنگ فو داشتم که در این بین تلاش های همسرم نیز جای خود را دارد. مسافرکشی در جاده اصفهان -تهران نیز از دیگر فعالیت های بنده بود که به دلیل مشکلات عصبی دیگر قادر به رانندگی نیستم.
ما جانبازان برای رضای خدا و دفاع از میهن مان به جنگ رفتیم ولی باز فرزندان این مملکت هستیم که برای دفاع از دین، ناموس و مملکتمان به لحاظ روحی و جسمی آسیب دیده ایم؛ بنابراین شایسته است مورد حمایت، تفقد و دلجویی مسئولان قرار بگیریم.
از دیگر مشکلات من این است که: بنده روزانه بیش از ۱۰ قرص اعصاب مصرف می کنم ولی برخی از داروهایم تحت پوشش بنیاد نیست و برای تهیه آن با مشکلاتی مواجه هستم.
خبرما: اگر شما مدیریت بنیاد جانبازان را برعهده داشتید، برای بهبود رسیدگی به جانبازان چه می کردید؟
خانواده شهداء، جانبازان و ایثارگران قشری ارزشمند برای مردم، نظام و انقلاب اسلامی هستند که خدمت به آنان برای همه مسئولان افتخاری بزرگ و توفیقی الهی است. اگر من مسئولیتی داشتم تمام تلاش خود را در خصوص ارائه هر چه بهتر خدمات به خانوادههای شاهد و جانبازان انجام می دادم. اشتغالزایی و رفع بیکاری فرزندان ایثارگران و جانبازان، رسیدگی به مسائل و مشکلات خانواده های معظم شهدا، ایثارگران و جانبازان را نیز جزء مهمترین اولویت های کاری خود قرار می دادم.
اولین اقدامی که انجام می دادم، حل مشکلات روحی روانی آنها بود نه صرفاً مادی، همچنین روند تهیه داروهای مورد نیاز جانبازان را تسهیل می کردم و پیگیر حل مشکلات خانواده آنها بودم.
خبرما: چه چیزی شما را بیشتر از همه چیز ناراحت می کند؟
وعده های پوشالی و دروغین برخی مسئولان شهرستانی که به ما می دهند ولی به آنها عمل نمی کنند. اکثر مسئولان به خاطر ظاهرسازی، تکمیل عملکرد کاری خود به منزل ما تشریف می آورند، نه به خاطر احوال پرسی و پیگیری مشکلات ما.
خبرما: صحبت پایانی شما؟
خانواده ام در مدت ۲۸ سال جانبازی ام بیش از بنده اذیت شدند. از زحمات ۳۰ ساله همسرم که با ایثار و گذشت مرا با این همه مشکلات و بیماری ها تحمل کرده تشکر و قدر دانی می کنم و از مسئولان می خواهم فراموش نکنند این سرزمین، این امنیت و پست و منصب شان بخاطر خون شهیدان و جانبازی افرادی بوده است که روزی آسایش و سلامتی شان را خرج این نظام و مملکت کردند تا مردم کشورشان با غیرت و سربلندی زندگی کنند.
ضربات توپ کارساز شده و روز و شب را از این یادگار سال های جنگ گرفته است، مصرف روزانه هشت قرص اعصاب هر فردی را از پا می اندازد، اگر این فرد جرحاتی از جنگ نیز بر جانش نهفته باشد که مشخصا اثرات مضاعف می شود.
,این یادگار جنگ، ورزشکار دهه شصتی بوده که در زمان جوانی خودش، غرور خود را با زور بازویش می آزموده و امروز، جانبازی است که روزها را با تاریکی خواب و شب ها را با نور ستارگان صبح می کند.
,حسن فتاحی جانباز ۶۵ درصد فرزند حاج حسینعلی در سال ۶۳ در اثر اصابت ترکش های گلوله تانک به مقام جانبازی نائل شده است و هم اکنون نیز در جای جای بدن خود ترکش های زیادی را به یادگار دارد.
, ,
,
, خبرما: مختصری در مورد نحوه جانبازی خود بفرمایید؟
, خبرما,اواخر سال ۱۳۶۰ در دژبانی تبریز به خدمت مقدس سربازی مشرف و پس از ۴۵ روز داوطلبانه به جبهه های نبرد اعزام شدم. در کردستان منطقه سردشت جاده مهاباد با منافقین مقابله می کردیم که در تاریخ ۶۳/۵/۱ در اثر اصابت گلوله از قسمت دست مجروح و سپس با اصابت ترکش گلوله تانک از ناحیه شکم مصدوم شدم.
,به دلیل شدت جراحت ها مدت سی ماه در بیمارستان بستری بودم، پس از بهبودی نسبی ازدواج کردم و به کشاورزی و آموزش کونک فو مشغول شدم.
,در سال ۱۳۸۰ بیماری ام عود کرد که تحت عمل جراحی قرار گرفتم و این مقدمه ای شد برای شروع و بروز مشکلات عصبی ام…
, ,
,
, خبرما: شما به عنوان یک جانباز با چه مشکلاتی روبرو هستید؟
, خبرما,درحالی که برخی تصور می کنند بنیاد شهید و بنیاد جانبازان به ما توجه زیادی دارد؛ باید بگویم زندگی من براساس تلاش شخصی خودم بوده و بحمدالله مشکل مالی ندارم. بنده علاوه بر شغل کشاورزی (صیفی کاری) روزانه سه جلسه کلاس آموزش کنگ فو داشتم که در این بین تلاش های همسرم نیز جای خود را دارد. مسافرکشی در جاده اصفهان -تهران نیز از دیگر فعالیت های بنده بود که به دلیل مشکلات عصبی دیگر قادر به رانندگی نیستم.
, ,
,
, ما جانبازان برای رضای خدا و دفاع از میهن مان به جنگ رفتیم ولی باز فرزندان این مملکت هستیم که برای دفاع از دین، ناموس و مملکتمان به لحاظ روحی و جسمی آسیب دیده ایم؛ بنابراین شایسته است مورد حمایت، تفقد و دلجویی مسئولان قرار بگیریم.
,از دیگر مشکلات من این است که: بنده روزانه بیش از ۱۰ قرص اعصاب مصرف می کنم ولی برخی از داروهایم تحت پوشش بنیاد نیست و برای تهیه آن با مشکلاتی مواجه هستم.
,خبرما: اگر شما مدیریت بنیاد جانبازان را برعهده داشتید، برای بهبود رسیدگی به جانبازان چه می کردید؟
, خبرما,خانواده شهداء، جانبازان و ایثارگران قشری ارزشمند برای مردم، نظام و انقلاب اسلامی هستند که خدمت به آنان برای همه مسئولان افتخاری بزرگ و توفیقی الهی است. اگر من مسئولیتی داشتم تمام تلاش خود را در خصوص ارائه هر چه بهتر خدمات به خانوادههای شاهد و جانبازان انجام می دادم. اشتغالزایی و رفع بیکاری فرزندان ایثارگران و جانبازان، رسیدگی به مسائل و مشکلات خانواده های معظم شهدا، ایثارگران و جانبازان را نیز جزء مهمترین اولویت های کاری خود قرار می دادم.
,اولین اقدامی که انجام می دادم، حل مشکلات روحی روانی آنها بود نه صرفاً مادی، همچنین روند تهیه داروهای مورد نیاز جانبازان را تسهیل می کردم و پیگیر حل مشکلات خانواده آنها بودم.
,خبرما: چه چیزی شما را بیشتر از همه چیز ناراحت می کند؟
, خبرما,وعده های پوشالی و دروغین برخی مسئولان شهرستانی که به ما می دهند ولی به آنها عمل نمی کنند. اکثر مسئولان به خاطر ظاهرسازی، تکمیل عملکرد کاری خود به منزل ما تشریف می آورند، نه به خاطر احوال پرسی و پیگیری مشکلات ما.
,خبرما: صحبت پایانی شما؟
, خبرما,خانواده ام در مدت ۲۸ سال جانبازی ام بیش از بنده اذیت شدند. از زحمات ۳۰ ساله همسرم که با ایثار و گذشت مرا با این همه مشکلات و بیماری ها تحمل کرده تشکر و قدر دانی می کنم و از مسئولان می خواهم فراموش نکنند این سرزمین، این امنیت و پست و منصب شان بخاطر خون شهیدان و جانبازی افرادی بوده است که روزی آسایش و سلامتی شان را خرج این نظام و مملکت کردند تا مردم کشورشان با غیرت و سربلندی زندگی کنند.
, ,
,
, ]
ارسال دیدگاه