شهید مصطفی دوست محمدی:

شهیدی که قبل از شهادت نشانی مزارش را به مادرش داد/ شهیدی که آرزویش شهادت بود

شهیدی که قبل از شهادت نشانی مزارش را به مادرش داد/ شهیدی که  آرزویش شهادت بود
مادر شهید مصطفی دوستمحمدی گفت: مصطفی که برای مرخصی به سمنان آمده بود گفت: مادر دارن زمین میدن برم بگیرم؟ من به او گفتم: تو و برادرت مرتضی برین بگیرید، مصطفی دستی به سرو صورتش کشید و گفت: منظورم زمین مزار شهدا در جوار امامزاده یحیی است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از شاخه طوبی، جنگ ما جنگ خطر‌ها بود و جنگ خاطره‌‌ها... پدیده‌ای که پایداری شگرف در کوران پرگداز آن به مدد جوانان مؤمن و عاشورایی ظهور یافت و اینک از آن روزهای آمیخته به باران و باروت سال‌ها فاصله گرفته‌ایم اما باغ برجاست و درختان ایستاده‌اند و داس بی‌رحم تجاوز برافتاده است و مردان حماسه و خطر برخی آسمان گزیده‌اند، برخی دیگر در گوشه کنار پهناور این سرزمین گنجینه‌ای عبرت‌آموز، از فراز و فرودهای جنگ بر سینه دارند... از این مردهای آسمانی شهید مصطفی دوست محمدی است که در بیست اردیبهشت ماه سال هزار و سیصد وچهل و شش در سمنان به دنیا آمد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, به نقل از شاخه طوبی،, شاخه طوبی,

 نادعلی دوست محمدی پدر این شهید نام زیبای مصطفی را برای او برگزید. او دوران ابتدایی را در دبستان ادب و راهنمایی را در مدرسه امام خمینی (ره) با موفقیت به پایان رساند.

,

مصطفی در ایام پیروزی انقلاب با سن کمش در نظاهرات شرکت کرد و با امام و ارزش های دینی انس کارمل گرفت.

,

, ,

مصطفی برای شور و شوق بخشیدن به انتخابات در تبلیغات آن نقش فعالی ایفا کرد.

,

این شهید، با شروع جنگ تحمیلی، داوطلبانه با لباس رزم بسیجی به جبهه اعزام شد.

,

 

,

در ادامه گفتگو خبرنگار شاخه طوبی با مادر شهید مصطفی دوست محمدی را بخوانید:

, در ادامه گفتگو خبرنگار شاخه طوبی با مادر شهید مصطفی دوست محمدی را بخوانید: , در ادامه گفتگو خبرنگار شاخه طوبی با مادر شهید مصطفی دوست محمدی را بخوانید: ,

مادر شهید دوست محمدی درخصوص فرزندش گفت:  مصطفی فرزند دومم بود و در دوران بارداری نسبت به بقیه فرزندانم حال و هوای خاصی داشتم و موقعی که او را باردار بودم بسیار قرآن می خواندم .

,

وی ادامه داد: شهید در زمان اوج گیری انقلاب سن کمی داشت و با وجود این سن چنان پرشور و با حرارت در تظاهرات شرکت می کرد و با امام و ارزش های دینی انس کامل گرفته بود.

,

حاج خانم افزود: شهید در آن روزهای اوج گیری انقلاب درس خود را ترک کرد و بعد از انقلاب نیز هیچگاه فرصت ادامه تحصیل را نیافت.

,

 

,

سهم من از جبهه رفتنها، شهادت است

, سهم من از جبهه رفتنها، شهادت است, سهم من از جبهه رفتنها، شهادت است,

مادر شهید دوست محمدی از اولین اعزام فرزندش برایمان گقت: یک روز با خوشحالی به خانه آمد و گفت: دارم میرم جبهه من به او گفتم صبر کن برادرت بیاید بعد تو برو. مصطفی گفت: هرکس جای خود برای اسلام باید فعالیت کند.

,

وی ادامه داد: هربار که می آمد می گفت بالاخره من شهید می شوم و این حرفهایش خیلی من را مضطرب می کرد.

,

این مادر شهید از  اعزام چهار بار پیاپی مصطفی به مناطق غرب برایمان گقت: هر بار که برای مرخصی می آمد با او حرف می زدم می گفتم: بس است دیگر به جبهه نرو ، سهمت تمام شد. اور درجوابم می گفت: سهم من شهادت است

,

 

,

پرونده اعمال هرکس جدای از دیگری است

, پرونده اعمال هرکس جدای از دیگری است, پرونده اعمال هرکس جدای از دیگری است,

مادر شهید دوستمحمدی با بیان اینکه پسرم هربار که به جبهه اعزام می شد آنقدر خوشحال بود که گویا به مهمانی مهمی می رود، افرود: گاهی اوقات به او اصرار می کردیم که تا برگشتن برادرش از جبهه صبر کند و در سمنان بماند.

,

وی ادامه داد: مصطفی در جواب من می گفت: پرونده اعمال هرکس جدای از دیگری است هرکس می تواند به صورت جداگانه برای خودش ثواب جمع کند اگر صبر کنم تا او بیاد دیر می شود.

,

 

,

شهید می گفت: مادر دارن زمین میدن برم بگیرم

, شهید می گفت: مادر دارن زمین میدن برم بگیرم, شهید می گفت: مادر دارن زمین میدن برم بگیرم,

این مادر شهید با اشاره به مرخص های مصطفی بیان کرد: یک روز که برای مرخصی به سمنان آمده بود گفت: مادر دارن زمین میدن برم بگیرم؟ من به او گفتم:  تو و برادرت مرتضی برین بگیرید

,

وی اضافه کرد: مصطفی شروع به خندیدن کرد و تعجب کردم که این بچه برای چه می خندد، مصطفی دستی به سرو صورتش کشید و گفت: منظورم زمین مزار شهدا در جوار امامزاده یحیی است.

,

, ,

این مارد شهید با بیان اینکه من به مصطفی گفتم: این چه حرفیه  می زنی، اضافه کرد: مصطفی گفت: بالاخره من شهید می شوم، من هم به او گفتم: آرزو دارم و می خواهم تو و برادرت را داماد کنم ولی دوباره او در جوابم گفت: ناراحت نشو اما من ...

,

 

,

مصطفی دوستمحمدی، سوار بر کاروان پرشور شهادت به دیار دوست شتافت

, مصطفی دوستمحمدی، سوار بر کاروان پرشور شهادت به دیار دوست شتافت, مصطفی دوستمحمدی، سوار بر کاروان پرشور شهادت به دیار دوست شتافت,

گفتنی است که مصطفی دوست محمدی پس از چهار بار رفتن به مناطق غرب و جنوب کشور بالاخره در منطقه مهران، در عملیات کربلای یک شرکت کرد و تیر دشمن به سرش اصابت کرد. پس از انتقال به بیمارستان شهید کامیاب مشهد در سوم خرداد هزار و سیصد و شصت و پنج به لقاء الله پیوست.

,

پیکر این شهید به همراه چهار تن دیگر از شهدای کربلای یک در ششم خرداد شصت و پنج، با حضور گسترده امت حزب الله تشییع و در مزار شهدای سمنان در جوار امامزاده یحیی(ع) دفن شد تا قطعه ای از زمین بهشتی را صاحب شود.

,

 

,

اسلام به خون احتیاج دارد

, اسلام به خون احتیاج دارد , اسلام به خون احتیاج دارد ,

با فرازهایی از وصیّت نامه این گل خوشبو جان و دل به هم می‌آمیزیم و از خداوند می‌خواهیم ما را از ادامه دهنده گان راه سرخ شهادت بگرداندچه آنان که رفتندکار حسینی کرده‌اند وآنان که مانده‌اند باید زینبی باشند:

, با فرازهایی از وصیّت نامه این گل خوشبو جان و دل به هم می‌آمیزیم و از خداوند می‌خواهیم ما را از ادامه دهنده گان راه سرخ شهادت بگرداندچه آنان که رفتندکار حسینی کرده‌اند وآنان که مانده‌اند باید زینبی باشند: ,

در وصیت نامه شهید آمده است:  اینک با یاد خدا به جبهه آمده‌ام و آماده حمله بر سپاه کفر می‌باشم، نه برای انتقام؛ بلکه به منظور احیای دین، تداوم انقلاب، امنیت میهن، سلامتی رهبرم و ادامه راه شهیدان، خدا را به یاری می‌طلبم و از او می‌خواهم که هدایتم کند.

,

اگر خداوند نظر لطفی به این بنده حقیر و... ناتوان داشته باشد و  فوز عظیم شهادت را در این راه مقدس نصیبم کند که الحمدالله، الحمدالله چه سعادتی بالاتر از این سعادت که امام فرمود: « اسلام به خون احتیاج داره! »  عزیزان ما از این روایت روشن، خون خود را برای اسلام، مکتب، دین، شرف و میهن باید اهدا کند، مگر خون ما از حسین‌ بن علی، علی‌اصغر، علی‌اکبر و بهشتی‌های به خون خفته رنگین‌تر است. به جهانخواران شرق و غرب بگویید که اگر گلوله شما قلب سربازان امام زمان عجل الله را سوراخ کند، اگر پیکرشان را زنده زنده پاره کند، اگر پیکرشان را خاکستر و خاکسترش را به هوا دهند باز هم در هوا صدا می‌زنند: « اسلام پیروز است! ». چون که اینها در دانشگاه امام حسین درس خوانده و شجاعت و شهامت را از رهبرشان حسین‌بن علی یاد گرفته‌اند.

,

و بدین ترتیب مردی از تبار حسین جامه‌ی عزت و شرف پوشید و در خون شد تا جامه‌ای عاری از ظلم و ستم یزیدیان را برای نسل آینده به ارمغان آورد او چون آقایش با بر جا نهادن گرد تن، از سدّ  مرگ می‌جهد و نه جان خود که جان‌های بی‌شماری را می رهاند که جز این را نمی‌تابد و راهی دیگر نیز نمی‌نماید.

, و بدین ترتیب مردی از تبار حسین جامه‌ی عزت و شرف پوشید و در خون شد تا جامه‌ای عاری از ظلم و ستم یزیدیان را برای نسل آینده به ارمغان آورد او چون آقایش با بر جا نهادن گرد تن، از سدّ  مرگ می‌جهد و نه جان خود که جان‌های بی‌شماری را می رهاند که جز این را نمی‌تابد و راهی دیگر نیز نمی‌نماید.,

 روحش شاد و راهش پر رهرو باد.

,  روحش شاد و راهش پر رهرو باد, .,

 

,

انتهای پیام/ص

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه