مهریه، محبت نمی آورد/ بزرگترین مشکل عدم ازدواج جوانان، بی سوادی و ناآگاهی نسبت به مساله ازدواج است

مهریه، محبت نمی آورد/ بزرگترین مشکل عدم ازدواج جوانان، بی سوادی و ناآگاهی نسبت به  مساله ازدواج است
عملا ً چیزی به نام تفاهم صد در صد وجود ندارد و بزرگترین اشتباه ما این است که فکر می کنیم تفاهم یعنی هم فکر بودن و تصمیم یکسان در مورد تمام مسائل در صورتی که به نظر من زندگی یعنی درک متقابل یعنی پذیرفتن تفاوت ها و عملا ً همین تفاوت های ذاتی است که زندگی مشترک را به کمال می رساند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از اصفهان بیدار، آنچه این روزها نقل مجالس عقد و عروسی شده مقدار و نوع مهریه عروس است، یک هزار شاخه گل رز، جمع آوری دو هزار بال مگس، تاریخ تولد عروس، دو چشم داماد و… بسیار مهریه های عجیب دیگر که به تازگی به قول معروف مد شده است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, به نقل از اصفهان بیدار، ,

آیا تا کنون وجود مهریه سنگین زوجی، مانع فروپاشی زندگی شان شده است؟ بی شک خیر، چراکه اگر مانع بود آمار طلاق شناسنامه ای و عاطفی زوجین تا این حد بالا نمی رفت.

,

در عصر حاضر که دنیای ارتباطات وتکنولوژی ست مهریه از جایگاه و معنای واقعی خود منحرف شده و خانواده ها اهداف دیگری را در خصوص این مسئله دنبال می کنند. تعدادی از خانواده ها گمان می کنند مهریه قیمت و بهای زن است و با توجه به خصوصیات و ویژگی های دختر خود مثل میزان تحصیلات، سطح مالی خانواده و حتی ویژگی های ظاهری، مهریه بالا و یا پایین تعیین می کنند.

,

اما چه عواملی موجب گردیده در سال های اخیر علاقه به مهریه های سنگین در بین دختران جوان رشد چشمگیری داشته باشد و به همان نسبت هم پرونده های قضایی مربوط به مهریه و در خواست طلاق در دادگاه ها افزایش یابد؟!

,

طبق پژوهش های صورت گرفته میانگین مهریه زنان ایرانی بین ۲۶۰ تا ۴۵۰ سکه طلاست، که البته در بین مهریه ها میزان ۱۲۴ هزار سکه طلا هم به چشم می خورد.
و حالا گفت و گوی اصفهان بیدار را با زوج با مهریه یک سکه بخوانید:

,
,

شکیبا مظاهری، متولد ۱۶شهریور ماه ۱۳۶۰ کارشناسی ارشد مهندسی ژنتیک گیاهی، مدیر داخلی شرکت دشت اصفهان(تولید کننده ماشین آلات کشاورزی) و مهتاب حیدری، متولد ۲۰ فروردین ماه ۱۳۶۶ کارشناس طراحی کرافیک و طراح روزنامه زوجی هستند که با یک سکه پیوندی آسمانی با یکدیگر بستند و زندگی خود را در زیر یک سقف آغاز کردند.

,

از آشنایی تان بگویید؟

,

در تاریخ ۲۰ دی ماه ۱۳۸۹ در یک پروژه مشترک کاری با هم همکار شدیم و پس از وقفه هایی به دلیل تمدید پروژه، آشنایی ما صورت گرفت و پس از انجام آن و اتمام کار روابط ما ادامه پیدا کرد که بعد از مدتی با آگاهی خانواده ها رفت و آمد ما بیشتر و بیشتر می شد.

,

۲۰ اسفندماه ۱۳۹۰ خواستگاری انجام شد و ۲۰ مهرماه ۱۳۹۱ عقد و ۲۰ مهر ماه ۹۲ عروسی کردیم.

,

خانم شما بفرمایید چی شد که مهریه را یک سکه گرفتید؟

,

چند بار راجع به مهریه صحبت شد که ما معتقد بودیم مهریه و … فقط به صورت یک معامله تجاری تبدیل شده و نه تنها کمکی به برقراری و پایبندگی زندگی نمی کند؛ بلکه از خیلی جهات باعث عدم پیوند و حتی گسستن این پیوند می شود و از طرفی هم افراد زیادی اطراف ما بودند که درگیر دادگاه های خانواده بودند و این برای ما حکم تایید بیشتری بود.

,

یک زندگی موفق چه ویژگی های دارد؟

,

مظاهری: انسان ذاتا ً همه چیز را بیشتر و بیشتر می خواهد تا به آرامش بیشتری در زندگی برسد و نظر شخصی من این است که زمانی فرا می رسد که این آرامش را چیزهای مادی دیگر تأمین نمی کند و ما نیاز به یک حریم امن روحی و معنوی داریم که اگر شناخت درست و بالطبع انتخاب درستی داشته باشیم می توانیم به آن آرامش و اطمینان برسیم.
زندگی موفق زندگی است که همه چیز به تعادل در کفه های ترازوی آن قرار می گیرد؛ مثلا َ ما تلاش می کنیم تا خودرو معمولی خود را به یک خودرو بهتر تبدیل کنیم و یک ماشین آخرین مدل داشته باشیم، اما وقتی آن را خریداری می کنیم تمام دغدغه ذهنی ما معطوف به نگهداری آن می شود، دیگر نمی توانیم آن را همه جا پارک کنیم یا دیگر نمی توانیم با آن همه جا برویم و این باعث می شود تا آرامش خاطر قبلی ما بهم بخورد. به عبارتی آسایش بیشتر یعنی سطح امکانات بیشتر زندگی همیشه معنای آرامش بیشتر را ندارد.
حیدری: هدف و انگیزه، باورهای مثبت، نشاط، نداشتن توقع های نابجا در زندگی کمک می کند تا به خوشبختی و به زندگی موفق برسیم.

,
,
,

یک همسر مناسب چه ویژگی هایی دارد؟

,

مظاهری: عملا ً چیزی به نام تفاهم صد در صد وجود ندارد و بزرگترین اشتباه ما این است که فکر می کنیم تفاهم یعنی هم فکر بودن و تصمیم یکسان در مورد تمام مسائل در صورتی که به نظر من زندگی یعنی درک متقابل یعنی پذیرفتن تفاوت ها و عملا ً همین تفاوت های ذاتی است که زندگی مشترک را به کمال می رساند. به نظر من همسر خوب بهتر است است که با اشراف کامل به تفاوت های اساسی ساختاری بین زن و مرد سعی کند تا با درک متقابل از برخورد چندگانه با مسائل پیش رو به جای نقد طرف مقابل سعی در ارائه راهکار داشته باشد بقیه مسائل به راحتی حل می شود.
حیدری: تعاریف متفاوتی وجود دارد، ولی از نظر من باید مرد به پختگی لازم رسیده باشد تا بتواند یک زندگی را اداره کند. اخلاق چه در منزل و چه در بیرون بسیار مهم است، کنترل بر روی کلام خود داشته باشد، منطقی و واقع بین باشد، آینده نگر باشد ولی نه اندازه ای که حال خود را فدای آینده کند، به اندازه خرج کردن یا قانع بودن، آرامش در هنگام وقوع مشکلات و …

,
,

سخن شما با زوج هایی که مهریه سنگین می گیرند، چیست؟

,

زندگی مشترک شخصی ترین چیزی است که ما داریم یعنی حتی اسم ما که نشان دهنده هویت ما است. انتخاب همسر چیزی است که کاملا به ما مربوط می شود به نظر ما هر چیزی که باعث بشود این شخصی ترین مسئله زندگی بودن یا نبودنش ، شیرین و شاد بودن یا نبودنش برهم بخورد مردود است. ما هر کدام خانوادهای تجملاتی داریم که مراسم های آنچنانی برگذار می کنند و وقتی به مراسمهای فامیل میرفتیم چزی که بعد از آن همه هزینه میدیدیم این بود که به تها کسانی که خوش نمیگذشت برگذار کننده گان مراسم بوده و در حقیقت تمامی کارها و سختی ها صرفا ً برای خوشنود کردن دیگران بوده نه خودشان یعنی تلاش و هزینه مستمر برای افرادی بیرون از دایره شخصی زندگی ما خودمان تمامی هزینه هائی که می توانستیم انجام دهیم مانند بقیه را حذف کردیم و در عوض توانستیم زندگی خود را بسازیم.

,

بزرگترین مشکل عدم ازدواج جوانان در جامعه چیست؟

,

بزرگترین مشکل عدم ازدواج جوانان بی سوادی و ناآگاهی نسبت به مساله ازدواج است. دقیقا ً مثل تحصیلات دانشگاهی که افراد با سختی تمام وارد آن می شوند ولی وقتی وارد شدن انگیزه ای برای ادامه و بهره گیری از آن ندارند و ما می بینیم که متاسفانه خروجی آن مناسب نیست.

چه افرادی با این مقدار مهریه مخالفت کردند، شما چگونه آنها را متقاعد کردید؟

,
,
,

اول تمامی افراد فامیل و نزدیکان به غیر از خود ما دونفر مخالف میزان مهریه ما بودند ولی چون با با اعتقاد کامل و آگاهی به این نتیجه رسیده بودیم که “مهریه یک سکه و جهاز یک تشک ” سعی کریدیم تا دلایل معقول خود را آنقدر زیاد کنیم تا دیگر دلیلی بر مخالفت با ما نباشد.
البته کار سختی بود اینکه شما بخواهید بر خلاف یک هنجار عمومی که تبدیل به یک اصل شده رفتار بکنید و ما این سختی را حتی در خانواده های خودمان نیز احساس می کردیم و این طبیعی بود ولی کم کم با توضیح و تشریح عقایدمان و اینکه اگر ما بخواهیم وصلت کنیم نباید چیزی باشد که از بیرون مارا مجبور به انجام این کار کند و اطمینان دادن به این مسئله که تصمیم ما مبتنی بر عقل و بعد از آن احساس است توانستیم تا در مرحله اول فقط مادرهایمان را راضی کنیم و انصافا ً کمک آنها و استحکام آنها پشت تصمیم ما باعث شد تا دیگر جای حرف برای هیچ کس باقی نماند.

,
,

پس از انجام مهریه نظر اطرافیان چگونه بوده و آیا با سرخوردگی یا … مواجه نشدید؟

,

وقتی که شما خلاف یک تصمیم عمومی عمل میکنید و نظر شما با عموم جامعه تفاوت میکند باید منتظر نقدها و انگ زدنهای دیگران باشید و این یک امر کاملا ً طبیعی است اما فراموش نکنید که تمامی واقعیتهای زندگی وقتی بیان میشدند و در منظر عموم قرار میگرفتند با مخالفت ، تهدید، توهین و مقاومت روبرو می شدند.
زمانی که پیامبر به مخالفت از بت پرستی سخن گفت مهمترین دلیل مشرکان این بود که این کاری بوده است که پدران ما انجام میدادند و هیچ دلیل عاقلانه ای نداشتند ولی با گذشت زمان و از آنجائی که حقیقت همیشه راه خود را باز می کند امروزه اگر کسی بت پرستی کند بر همگان مشخص است که بر حق نیست و این مخالفت ها و انگ زدن ها تا جایی پیش میرود که حتی جان انسان به خطر بیافتد، زمانی که گالیله در دادگاه تفتیش عقاید به خاطر حفظ جانش گفت که زمین نمی چرخد، رو به زمین کرد و گفت اما من میدانم که تو می چرخی و این حقیقت روزی بر همگان آشکار می شود.
ما هم معتقدیم روزی می رسد که افرا بر اساس واقیعت های زندگی تصمیم می گیرند و نه هنجارهای غلط رایج در جامعه و این حرکتی فردی است که باید از خود ما شروع شود.

,
,
,

حضور معنوی این کار در زندگی چگونه است و تا چه میزان معنویت در زندگی به شما کمک کرده است؟

,

برای خود ما که به معنای امروزی آدم های مذهبی نیتسیم و عقاید و باورهای خودمان را داریم فکر می کنیم از لحظه تصمیم همه چیز بر وفق مراد ما بوده البته همیشه سختی داشتیم ولی پس از آن حتما گشایش بوده است. ما هر دو کار می کنیم و حقوقمان آنقدر بوده که تا لحظه تصمیم برای ازدواج حتی پنجاه هزار تومان ذخیره و پس انداز نداشتیم یعنی همیشه اندازه درآمدمان خرج می کردیم حالا شما تصور کنید که بعد از گذشت هشت ماه از ازدواج ما خانه خریدیم، ماشین داریم و از نظر وشایل و امکانات زندگی در سطح قابل قبولی هستیم که فامیل و بستگان ما که در شرایط خوب و سطح بالایی زندگی می کنند ، شرایط زندگی ما را می پذیرند و همه اینها فقط و فقط توسط خودمان انجام شد و نه کمک مادی دیگران.
تصمیم ما باعث شده تا خانوادها یمان به ما اعتماد داشته باشند و با پشتوانه محکم معنوی و انرژی خوبی که به ما می دهند سختی ها و مشکلات به صورت عیر قابل باوری مرتفع بشوند
به عنوان مثال وقتی که همه درآمد ماهیانه برای قسط و وام هزینه شده و حتی هزینه خورد و خوراک روزانه تمام می شود قبل از اینکه بفهمیم که چگونه تصمیم بگیریم از راههای غیر قابل باور برایمان جور می شود و نه تنها در حد کم بلکه تا حدی که ما همیشه مهمان داریم و همه فکر می کنند که ما در آمدهای چند میلیونی داریم.
درصورتی که ۹۰ درصد حقوق ما در ماه به صورت ثابت صرف پرداخت های اقساط بانکی می شود و از طرف دیگر مت تقریبا هر هفته ۲ بار در منزل خودمان مهمانی داریم …..!!!
همانطور که گفتم ما آدم های مذهبی نیستیم ولی این غیر از برکت معنوی و لطف خداوند چه چیز دیگری می تواند باشد.

,
,
,
,
,

دخالت بزرگترها چقدر در تصمیم گیری های دو طرف و ایجاد پیوند یا جدایی بین آنها موثر است و چقدر در مورد مهریه تاثیرگذارند؟

,

صد در صد تاثیر مستقیم دارند چرا که فرزندان اولین نگرش و جهان بینی خود را به صورت کاملا ً کورکورانه فقط از خاندواده خود تقلید می کنند و بعدا َ با گذشت زمان و کسب دانش و آگاهی در جامعه و محیط بیرون آن را به کمال می رسانند حالا اگر این باورها و اعتقادات در ابتدای مسیر به صورت غلط باشد و بدتر از آن اینکه این کار اشتباه به یک هنجار عمومی جامعه تبدیل شود دیگر سعی بر تحقیق و تفحص در مورد آن نمی شود.
خانواده ها و بزرگترها با نگرش های خود چه غلط و چه درست سرخط های اصلی حرکت در مسیر زندگی را به فرزندان خود آموزش می دهند و باعث می شوند تا در تعیین معیارهای شان با دید و نگرش آنها تصمیم بگیرند تا جایی که در خیلی از موارد اگر این خواسته ها با خواسته های بزرگتر ها متضاد باشند کار به جدایی و دوری می انجامد و برعکس آن نیز صادق است.
حالا فرض کنید خانواده عروس عقیده مسلم در مورد میزان و نحوه مهریه داشته باشد و خانواده داماد نداشته باشد یا خانواده عروس اعتقادی به جهیزیه نداشته باشد و خانواده داماد بر آن پافشاری کند خوب نتیجه کاملا ً مشخص است.

,
,
,

همه هزینه های شما برای خریدها ،حلقه ،عقد ، عروسی و …. چه طور و چگونه بوده است؟

,

اگر از ابتدا بخواهم بگویم من(شکیبا) همیشه یک شاخه گل در تمامی دیدارها، مراسم ها و مناسبت ها برای همسرم می بردم و البته در بعضی از آنها با یک جعبه شیرینی و چند شاخه اضافه تر برای خانواده همسرم می بردم حلقای که الان دست من است مرحوم پدرم زمانی که من ۱۷ ساله بودم برای من خرید و زمانی که ما تصمیم به عقد گرفتیم من همانند آن را برای مهتاب حدود ۲۰۰ هزار تومان سفارش دادم و خریدم البته ناگفته نماند که تمامی خرید ها با حظور خود ما و به ندرت فردی از خانواده و مشورت با آنها و تصمیم نهائی فقط و فقط خود ما انجام می شد. آینه و شمعدان پس از تحقیق بسیار از یک برند خوب و شیک با قیمت حدود ۱۰۰ هزار تومان خریدیم . مراسم عقد مورخ ۲۰/۷/۹۱ در هتل سوییت با حضور حدود ۳۰ نفر از فامیل های درجه یک و کاملا ً گزینش شده با صلاحدید خودمان برگزار شد که ۴ نوع غذا سفارش دادیم و همه پیش غذاها و پس غذاها با بهترین کیفیت ولی در حجم کم و قابل استفاده نه به حدی که مصرف نشود توسط خودمان تهیه شد.
به عنوان مثال خودمان قالب خریدیم و کیک و کرم کارول و ژله و … درست کردیم غذاها با مدیریت خودمان و توسط پرسنل هتل با انتخاب میهمان ها در بشقابشان سرو می شد نه به صورت سلف سرویس و هر میز یک نفر متصدی داشت که مایحتاج میهمان ها را به صورت کامل مرتفع کند به همین دلیل تقریبا نصف غذاها به صورت کاملا ً دست نزده باقی ماند که همان شب توسط خانواده در ظرف های کوچک یک نفره بسته بندی شد و در یکی از محلات فقیر نشین اصفهان پخش شد.
سفره عقد توسط یکی از دوستان خانوادگی به نظر دکوراسیون خودمان برپا شد و تماما ً از گلهای طبیعی استفاده کردیم که بعد از مراسم به مهمان ها هدیه شد. کیک عقد با سفارش خودمان دربه یکی از بهترین فروشگاه ها سفارش داده شد که البته چون با طرح خودمان بود وزن زیادی نداشت و هزینه اش تقریبا ً اندازه ۳ جعبه شیرینی معمولی شد.
شکیبا که یک هفته پیش آرایشگاه همیشکی و نرمال خود را رفته بود و لباس هم به خاطر اینکه همیشه کت شلوار می پوشد از قبل داشت و فقط یک جفت جوراب نو خریدیم ، برای عروس از لباسی که مدت ها پیش مادربزرگ مهتاب با دست های خودش قلاب بافی کرده بود با کمی تغییرات استفاده کردیم و آرایشگاه هم فقط ۲ ساعت طول کشید ..!!!!
آتلیه برای عکس چند وقت قبل به عنوان مدل برای افتتاح آتلیه یکی از دوستان رفته بودیم که عکس های بسیار زیبایی هم بود و همان ها را تکثیر کردیم و در بسته بندی هایی که ابداع خودمان بود و خودمان با استفاده از وسایلی که خریده بودیم تزیین شد و به عنوان هدیه به میهمان ها داده شد.
ماشین عروس که گل زده شده باشد نداشتیم اما سوار بر یک ماشین خیلی خوب به هتل آمدیم
برای مراسم عقد حدود ۳۰ نفر فقط از فامیل درجه یک مهمان داشتیم که هر خانواده روی یک میز نشسته بودند و در بهترین سطح هتل پذیرایی می شدند. خطبه عقد خوانده شد و شب خوبی بود.
بعد از مراسم و بعد از هتل همکی رفتیم در پارک ناژوان چای خوردیم و خندیدیم.
بازخورد مراسم ما طوری بود که تمامی میهمان ها فکر می کردند ما حد اقل ۷۰ میلیون خرج کردیم و هرکس که عکس ها را می دید مبالغ بیشتری عنوان می کرد در صورتی که همه هزینه ما حدود یک بیستم آن شده بود و این به این دلیل بود که اولا ً تعداد مهمان هایمان کم و گزینش شده بود و دوما ً همه چیز در بهترین سطح پذیرایی بود ولی به اندازه ای که مصرف می شد و نه بیشتر و سوما ً چون غذا ها و خوراکی ها توسط مهمانداران هتل که آموزش دیده بودند در سر میز و در بشقاب ها سرو می شد به جرات می توان گفت که کمترین میزان هدر رفت و هرچه که باقی ماند دست نخورده و قابل مصرف بود.
عروسی ما دقیقا ً یک سال بعد در مورخ ۲۰/۷/۹۲ در خانه خودمان و فقط با حضور دو خانواده و البته سفارش غذا از بهترین جای ممکن به مقدار بیشتر صورت گرفت که مقداری از سفارش غذای ما در ظرفهای تسته بندی شده بود که همان شب توسط خود ما در یک سری خانه هایی که شناخت داشتیم که تمکین مالی ندارند توزیع شد.
فردای عروسی هردو به سر کار رفتیم و روز بعدش به ۱ هفته مسافرت (چون تصمیم داشتیم که با تورهای لحظه آخری بریم که هزینه کمتری داشته باشد ) در مسافرت از هیچگونه تفریحی مزایقه نکردیم و به عبارتی عروسی را واقعا ً برای خودمان برگذار کردیم نه دیگران وقتی هم که برگشتیم شادو پر انرژی و خوشحال بودیم.
بعد از برگشت یکی یکی خانوادهائی که دوست داشتیم با آنها رفت وآمد داشته باشیم یک شب در میان به منزل خودمان دعمت می کریدیم و هر خانواده را به فراخور تمایلاتش پذیرائی و استقبال میکریدیم این روند تا حدو ۲و۵ ماه اداوه داشت که همه بر این باور بودند که اگر ما عروسی میگرفتیم خرجمان خیلی کمتر بود.
ولی ما بر این باور بودیم که با این روش هم به خودمان خوش می گذرد و هم به مهمانهایمان و چون همه چیز طبق شرایط و تمایل مهمانها در نظر گرفته میشد بسیار خوب بود
البته باید بگویم که ما حتی یک بار هم غذا از بیرون سفارش ندادیم و همیشه خودمان آشپزی می کردیم (که به گواه میهمان ها دستپختمان هم خوب است).

,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,

در حال حاظر محل زندگی شما کجاست و چه امکاناتی دارید؟

,

ما زمانی که ۲ ماه بود نامزد شده بودیم یکی از دوستان به ما پیشنهاد پیش خرید یک آپارتمان ۸۰ متری در خیابان مشتاق خیابان ابوالحسن اصفهانی را داد که ما به دلیل اینگه هیچ اندوخته ای نداشتیم اصلا توجهی نکردیم تا اینکه یک شب همین دوست دوران دانشجویی من که من واقعا ً از او تشکر می کنم و همیشه ممنون آن محبتش هستم به زور من را به یک بنگاه مسکن برد و قرارداد نوشتیم و چند تا چک هم از من گرفت به خوبی یادم هست که وقتی که به خانه برگشتیم نه تنها خوشحال نبودیم بلکه تقریبا ً می شد گفت که غذا گرفته بودیم چرا که ما هیچ اندوخته ای نداشتیم چه برد به اینکه بخواهیم چیزی هم بخریم و مهمتر اینکه ما تصمیم نداشتیم تا از کسی حتی خانواده ها کمک بگیریم.
از همان شب ورق زندگی ما برگشت وما که همیشه فقط خرج می کردیم به فکر برنامه ریزی افتادیم و به لطف خدا و محبت های بی دریغ و پشتوانه گرم عاطفی خانواده هایمان نه تنها خانه را خریدیم بلکه همه لوازم زندگی را هم تا حدود یک سال بعد خریداری کریدیم. یک ماشین پراید هم داریم که حودمان خریدیم و یک دو چرخه ،تقریبا هر ماه سفر های یک روزه یا دو روزه میرویم و سعی میکنیم بیشترین لذت را از عمرمان ببریم.

,
,

پس از شما آیا این روند باب شد که برای کس دیگری در فامیل اتفاق بیافتد؟

,

همانطور که گفتیم اکثر افرادی که در شرف ازدواج هستند تصمیم به انجام کاری مشابه ما دارند البته به دلایلی که توضیح دادم موفق نشدند و تنها یک مورد که البته در سطح خیلی بالایی از لحاظ مادی زندگی می کنند رویه مهریه شان تقریبا شبیه به ما بود ولی در مورد سایر مسائل مشل خرید و عروسی و مراسم دیگر نه. باید ببینیم که بقیه آنها موفق می شوند یا نه.

,

اولا ً که هیچ کس باور نمی کند حتی فامیل های درجه یک همانطور که گفتم خانواده های ما خیلی اهل تجملات و تشریفات هستند و زمانی که مراسم عقد ما در یک محفل خصوصی در هتل سوییت برگذار شد آنها فکر می کردند صورت قباله صرفا ً برای نمایش است و در پس پرده واقعیت چیز دیگری است ولی وقتی متوجه می شدند و اصل قباله ازدواج را می دیدند اول تعجب و بعد به به و چه چه و کلی تعریف و تمجید بود و همه متفق القول می گفتند که کار درست را شما انجام داده اید و ای کاش دیگران هم مثل شما فکر کنند و بعضی از آنها که در شرف ازدواج بودند می گفتند عقیده ما هم همین است و ما هم حتمی همین کار را می کنیم.
البته تا این لحظه هیچ کس عمل نکرده و پاسخشان این بوده که ما میخواستیم ولی نتوانسته بودند خوانده خودشان یا طرفشان را قانع کنند. طبق آمار رسمی علاوه بر اینکه درصد ازدواج رو به پائین بوده متاسفانه درصد طلاق با شیب تندی رو به افزایش است.
به نظر شخصی ما ازدواج نکردن بهتر از از ادواج غلط است چرا که یک ازدواج اشتباه نه تنها دو نفر را آسیب می زند بلکه خانواده ها و به طبع آن جامعه را نیز دگرگون می کند.
به عنوان مثال خود ما به هیچ عنوان تصمیم برای تشکیل زندگی مشترک نداشتیم و حتی با آن مخالف بودیم ولی زمانی که به شناخت کافی در مورد آن رسیدیم و متوجه شدیم که چه چیزهائی به ما می دهد و چه چیزهایی از ما می گیرد با آگاهی و بدون اینکه تحت فشار باشیم به صورت خود خواسته و آگاهانه نه از روی احساس تصمیم به ازدواج گرفتیم.
در اصفهان به علت شکاف بین دو نسل و عدم تبادل و قبول یکدیگر نسل جوان دیدگاه های خود را دارد که قابل انطباق با خانواده نیست و یا برعکس و این شکاف باعث می شود تا دو طرف نتوانند به یکدیگر کمک کنند و با یک دید باز و وسیع تصمیم بگیرند
یکی از کارهایی که خود ما انجام دادیم و واقعا ً به ما کمک کرد این بود که در جلسه خواستگاری فارق از هرگونه بحث های ثانویه و مادی از خوانواده ها خواستیم تا صیغه محرمیت جاری شود تا ما بتوانیم در خانوادهای همدیگر رفت و آمد کنیم و با افراد مختلف و بزرگترهای فامیل دیدار کنیم چرا که عقیده ما این بود مسائل و موضوعاتی است که از دید ما پنهان خواهد بود ولی بزرگترها با دید بهتری آنها را بررسی و رسد می کنند و نهایتا ً قرار بر این شد بعد از یک فرجه چند ماهه در صورتی که هر دو خانواده و تمامی افراد از بزرگترین تا کوچکترین نظر مثبت راجع به ازدواج ما داشته باشند بعدا ً راجع به سایر مسائل صحبت و تصمیم گیری شود.
البته مخالفت هایی هم بود که دقیقا ً بیشتر به افرادی از فامیل معطوف می شد که ساکن اصفهان بودند و این نشان دهنده فرهنگ عمومی محیط بود.
در اصفهان نسبت به شهرهای دیگر یا افراد با صمیمت و گاها ً فارق از مرزبندی های خاص در کنار هم زندگی می کنند و این امر باعث می شود تا خیلی از رفتارهائی که افراد از خود نشان می دهند و یا تصمیم گیری ها تحت تاثیر محیط باشد و نه یک دلیل عقلانی.
خیلی مواقع همین رفتارهای غلط تبدیل به هنجار عمومی شهر ما شده است و کسی که خلاف آن عمل کند به عنوان وصله ناجور خوانده می شود. در نتیجه خیلی از افراد کارها و رفتاری را مرتکب می شوند که صرفا ً به خاطر رضایت محیطی می باشد نه رضایت شخصی و عقلانی.

,
,
,
,
,
,
,
,
,

در پایان اگر صحبتی دارید بفرمایید؟

,

از شما تشکر می کنم. اگر همه رسانه ها با زوج های موفقی که با مهریه های کم زندگی خود را آغاز کرده اند گفت و گویی داشته باشند این موضوع در جامعه باب خواهد شد که مهریه زیاد خوشبختی نمی آورد.

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه