شاعر گنبدی و داستان قطعه ای که در وصف سردار شهید امیر اسدی سروده شد

شاعر گنبدی و داستان قطعه ای که در وصف سردار شهید امیر اسدی سروده شد
دست در دست ملائک قطعه شعری است که یکی از شاعران و نویسندگان گنبدی در وصف سردار شهید امیر اسدی سروده است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از قابوس نامه، محمد علی اندیشه خراسانی از شاعران و نویسندگان جوان گنبد کاووس است که بعد از چاپ اولین کتاب شعرش دیگر به سراغ شعر نرفت و هم اکنون در حال نگارش کتاب سرداران شهید گنبد است که همین امر باعث شد بعد از مدتها شعری در وصف سرداران شهید گنبد بسراید.
ابتدا محمد علی با توجه به نصیحت پدرش که از او خواسته بود در وصف شهدا مطلبی بنویسد تمایلی به این امر نشان نمیدهد اما با قرار گرفتن در جریان نگارش زندگینامه سرداران شهید گنبد از سوی انجمن دوستداران کتاب مهر گنبدکاووس، اولین سند مربوط به سردار شهید حسینعلی خالداران در اختیار وی گذاشته می شود.
سید علی کریمیان انجمن دوستداران کتاب مهر گنبد کاووس در این خصوص می گوید:  شب بعد متوجه تغییراتی در روحیه او شدم ازاو پرسیدم چطور بود؟ می شود چیزی ازش در آورد؟ با نگاه حسرت آلودی گفت نه یک کتاب بلکه هزاران کتاب! با افسوس گفت: “نمی دانم چرا تاکنون وارد این موضوع نشده بودم ولی خواندن وصیت نامه و زندگینامه و دیدن عکسهای این شهید مرا تکان داد . اینان که بودند؟ که ما نشناختیمشان، حماسه سازان این دیار که در مظلومیت مطلق و گمنامی کامل به سر می برند.”
وی همچینین ادامه داد: در مرحله بعد مدارکی از سردار بزرگ تخریب و معلم شهید امیر اسدی را در اختیارش گذاشتم این بار گفت” امیر معلمم بوده اصلا فکر نمی کردم که این همه از خودگذشتگی و ایثار کرده باشد امیر فرمانده بزرگ تخریب کشور بوده ما خبر نداشتیم! امیرهمرزم علیرضا عاصمی بزرگ بوده ما خبر نداشتیم! وبالاخره امیر سردار بوده و ما خبر نداشتیم و غبطه خوردم به این تواضع و بی ادعایی، اینجا بود که قلم برداشتم تا هرچند کوچک رسالتم را در خصوص این شهید به انجام رسانم ساعت حدود ۳ صبح بود که قلم برداشتم و تکه کاغدی ،قلم بروی کاغذ می دوید و بجای نقطه ی پایان قطره ای چکید بر کاغذ و شد قطعه شعری بنام ((دست در دست ملائک))”

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ز, قابوس نامه،, قابوس نامه،,
,
,
,

DSC_0095

, DSC_0095, DSC_0095,

دست دردست ملائک

, دست دردست ملائک, دست دردست ملائک, دست دردست ملائک,

تو دست هایت به دست ملائک بود

,

ونگاهت به آسمان

,

زمین؛به بودن تو

,

مفتخر شده بود.

,

و این زمانه؛

,

هرگز تو را

,

جرات نکرد،که به چشم حقارت نگاه کند

,

وقتی که دید؛

,

این مین های خواب آلود

,

در حسرت همیشگی انفجار خود

,

به کمینت نشسته اند،

,

وآنگاه! که مین ها  بیدار شدند

,

دست زمین و زمان

,

از تو کوتاه شد.

,

گویی زمین برای تو کوچک بود.

,

آخر!تو دستهایت به دست ملائک بود

,

و نگاهت به آسمان!

,

محمد علی اندیشه خراسانی

, محمد علی اندیشه خراسانی,

انتهای پیام/پ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه