ترویج تجمل گرایی در سریال های تلویزیون/ عدم نقدپذیری احزاب و گروه های سیاسی در صدا و سیما

ترویج تجمل گرایی در سریال های تلویزیون/ عدم نقدپذیری احزاب و گروه های سیاسی در صدا و سیما
امروزه زیر سؤال بردن برخی از مقدسات، آسان تر از نقد منافع بعضی از احزاب و گروه های سیاسی در مجامع عمومی است.در این فضای تنگ و پر تنش کم تر کارگردانی جرأت پرداخت به مسائل جدی جامعه را خواهد داشت.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از مفاآنلاین، برنامه های صدا و سیما در چند ساله اخیر رشد کمّی چشم گیری داشته است. این سازمان با استفاده از بودجه دولتی، درآمدهای حاصل از پیام های بازرگانی و آنتن فروشی و با استفاده از چندین هزار کادر مجرب و راه اندازی شبکه های فراوان ملی و استانی، توانست وضعیت خود را بهبود بخشد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, مفاآنلاین, برنامه های صدا و سیما در چند ساله اخیر رشد کمّی چشم گیری داشته است. این سازمان با استفاده از بودجه دولتی، درآمدهای حاصل از پیام های بازرگانی و آنتن فروشی و با استفاده از چندین هزار کادر مجرب و راه اندازی شبکه های فراوان ملی و استانی، توانست وضعیت خود را بهبود بخشد.,

از آثار مثبت صدا و سیما می توان به آشنا کردن مردم با بزرگان علم و دین، اطلاع رسانی در زمینه اوضاع سیاسی ایران، منطقه و جهان، ترویج فرهنگ ورزش، گسترش زبان فارسی، ارائه اطلا‌عات علمی، تولید برنامه های مذهبی، انتقال مشکلا‌ت جامعه به مسؤولا‌ن، پر کردن اوقات فراغت و ده ها نمونه دیگر اشاره کرد.

,

با وجود این، متأسفانه انتظاری که از این سازمان در ایجاد دانشگاه عمومی می رفت چندان برآورده نشد.

,

مطلبی را که پیش رو دارید بررسی اجمالی پیامدهای منفی برنامه ها و سریال های تلویزیون در چند سال اخیر است. راقم این سطور سعی کرده است در حد امکان بدون توجه به فضای تساهل و تسامح و سیاه نمایی موجود در جامعه، بدون سوء گیری به نقد این موضوع بپردازد

,

نقش گروه های سیاسی

, نقش گروه های سیاسی,

یکی از معیارهای مهم اعمال شده در تولید سریالهای تلویزیونی این است که مخالف منافع هیچ گروه، صنف و یا حزب سیاسی نباشد. این خط قرمز، باعث شده بسیاری از موضوعات جدی و مورد نیاز جامعه از جرگه موضوعات انتخابی خارج شود. همین محدودیت ها موجب جریان خنثی گرایی در تولید فیلم های تلویزیون گردید؛ تا جایی که اگر احیاناً کارگردانی موفق به تولید و پخش یک برنامه جدی و مورد نیاز جامعه گردد، مورد انتقاد شدید جریان های سیاسی قرار می گیرد.

,

به عنوان نمونه همچنان که شاهد بودیم در زمان پخش سریال “در حاشیه” (علی رغم انتقادات بجایی که به این سریال وارد بود) متولیان بخش سلامت خواهان توقف پخش این سریال شدند.

,

به قول معروف در مثال مناقشه نیست، می گویند در زمان شاه، خطیبی به ایراد سخنرانی پرداخت. در بین سخنانش گفت: «یزید ملعون شراب می خورد.» بعد از سخنرانی، بلا‌فاصله او را دستگیر کردند، خطیب پرسید: «جرم من چیست؟» گفتند: «تو گفتی یزید ملعون شراب می خورد و منظورت از یزید، شاه است»! از او قول گرفتند که دیگر علیه حکومت و شخص شاه چیزی نگوید. فردای آن روز خطیب بالا‌ی منبر رفت و در بین سخنانش گفت: «یزید پست های حساس حکومت را به افراد بیکفایت می سپرد». بعد از منبر باز هم او را دستگیر کردند و به محکمه بردند. خطیب پرسید: «مگر من چه گفتم؟» گفتند: «تو گفتی یزید پست های حساس را به افراد بی کفایت می سپرد و منظورت از یزید، شاه است»! خطیب بعد از آزادی دوباره بالا‌ی منبر رفت و گفت: «مردم! حقیقت این است که امام حسین(علیه السلا‌م) به دست یزید به شهادت نرسید، بلکه امام حسین(علیه السلا‌م) مریض شد و به درد خود از دنیا رفت»! بعد از منبر باز بازداشت شد، بهت زده پرسید دیگر چه گفتم؟ گفتند تاریخ را تحریف کرده ای!

,

اگر چه به برکت انقلا‌ب اسلا‌می، خون شهداء، فضای نسبتاً مساعدی برای بیان حقایق به وجود آمده است ولی با عرض تأسف باید پذیرفت که امروزه زیر سؤال بردن برخی از مقدسات، آسان تر از نقد منافع بعضی از احزاب و گروه های سیاسی در مجامع عمومی است.

,

پرواضح است که در این فضای تنگ و پر تنش کم تر کارگردانی جرأت پرداخت به مسائل جدی جامعه را (که معمولا‌ً بی ارتباط با دولتمردان نیست) خواهد داشت.

,

همچنان که گفته شد، خط قرمزها باعث پیدایش جریان خنثی نویسی و خنثی گویی در تلویزیون گردید. ولی باید توجه داشت که منظور از خنثی گویی صرفاً در جهت مسائل سیاسی بوده است و الا‌ در بعد فرهنگی (با تمام تلا‌ش های خیرخواهانه) نه تنها خنثی نبوده بلکه روند قابل تأملی را دنبال کرده است که ما در ادامه به پیامدهای منفی این برنامه ها در ابعاد مختلف اشاره خواهیم کرد.

,

پیامدهای اقتصادی

, پیامدهای اقتصادی,

ارائه الگوهای سبک زندگی فانتزی، راحت طلب و مرفه، برای چند میلیون بیننده که هر کدام با فرهنگ و امکانات خاصی در نقاط مختلف ایران زندگی می کنند، باعث شد توده مردم برای رسیدن به سطحی از زندگی که صدا و سیما معرفی کرده است، دست به کار شوند. از آن جا که دسترسی به این سطح به آسانی و برای هر کسی مقدور نیست، رشوه خواری، فساد اداری و انواع کارهای ضداخلا‌قی رشد می کند.

,

از طرفی این طرز تلقی از زندگی باعث مهاجرت گسترده روستاییان به شهرهای بزرگ گردید، زیرا آنان «دهاتی» بودن را نقص بزرگ برای خود می دانستند. اگر چه عواملی مثل خشک سالی و فقر و محدودیت امکانات از عوامل دیگر مهاجرت هستند ولی متأسفانه عامل فرهنگی کماکان یکی از مهم ترین عوامل مهاجرت، به ویژه در بین جوانان روستایی به حساب می آید.

,

روشن است که مهاجرت بی رویه، آفات بسیاری را برای جامعه به دنبال دارد که وابستگی اقتصادی به گندم، برنج، شکر و … همچنین ساخت و سازهای بیحساب و کتاب، حاشیه نشینی و افزایش شغل های کاذب نمونه کوچکی از آن است. روشن است که رشد اقتصاد جامعه رابطه مستقیمی با فرهنگ ملی آن جامعه دارد. برخی از جامعه شناسان و اقتصاد دانان عوامل موفقیت کشورهای چین، ژاپن و کره جنوبی را، تربیت اقتصادی آنها می دانند البته با مشاهدات عینی که در چند استان چین داشته ام پیش بینی می کنم نسل بعد این کشور به دلیل برخورداری از ثروت های باد آورده حاصل از ارث فاقد چنین فرهنگ سخت کوشی باشد.

,

بسیاری از مردم غرب با این امید کار می کنند که روزی بازنشسته شوند و از شر کار کردن خلا‌ص گردند. ولی بسیاری از مردم این سه کشور کار را برای خود کار می خواهند و کار کردن را نوعی ارزش تلقی کرده، از آن لذت می برند. در کشور ژاپن از وقتی کودک به مدرسه می رود، مدرسه با روش های مختلف به کودک تفهیم می کند که ما یک جزیره دور افتاده ایم و چنانچه کار نکنیم همه از گرسنگی تلف خواهیم شد.

,

نقش منفی پیام های بازرگانی که مدام بین سریال ها پخش می شود و به مصرف گرایی افراطی دامن می زند را نمی توان از دید منتقدانه به دور داشت داستان تبلیغات پر حجمی مانند کرم حلزون و کتاب 57 که بدون مجوز مراکز رسمی تبلیغ می شد خود حکایت دیگری است.

,

اگر ما می خواهیم در عرصه اقتصاد موفق باشیم، باید فرهنگ رایج خود را در مورد تولید، توزیع و مصرف تغییر دهیم و با یک برنامه دقیق فرهنگی، وجدان کاری و انضباط اجتماعی، توجه به منافع ملی را به صورت یک باور عمومی تحقق بخشیم و این کار بدون استفاده از ارائه الگوهای بصری مستمر صدا و سیما در قالب سریال های جذاب و هدفمند تقریباً غیر ممکن است.

,

پیامدهای فرهنگی – اجتماعی

, پیامدهای فرهنگی – اجتماعی,

روش الگو دهی یکی از روش های مهم تربیتی است. تا آن جا که الگوها، نقش مهمی در بینش و منش متربی ایفا می کنند. لذا می بینیم قرآن، پیامبر را به عنوان اسوه حسنه برای همه مسلمانان جهان معرفی میکند. ولی صدا و سیما در عین مطرح کردن الگوهای ارزشی مانند شهداء، با یک تغافل آشکار از این اصل تربیتی سه گروه حرفه ای را به عنوان الگوهای موفق برای جوانان مطرح کرده و می کند. سه گروه فوتبالیست ها، هنرپیشه ها و خوانندگان امروزه الگوهای اصلی بسیاری از جوانان و نوجوانان به شمار می روند. به گونه ای که می بینیم هرگاه یک فوتبالیست غربی، مثلا‌ً موهای سرش را به نوع خاصی آرایش کند، هزاران جوان ایرانی به تقلیداز او، موهای سر خود را به همان شکل در می آورند. پیدایش تب فوتبال و تبعات تخریبی این تب که پس از هر مسابقه مهم، ورزشگاه ها و گاهی اطراف آنها را به آشوب می کشد، دستاورد مشترک صدا وسیما و نشریات ورزشی در ایجاد تب کاذب فوتبال است.

,

تقلید تکیه کلا‌م بعضی از هنرپیشه گان تلویزیون که به وفور بین مردم تکرار می شود، شاهد تأثر شدید مردم از هنر پیشگان است که جا دارد از این تأثیرپذیری و علا‌قه استفاده بهتری شود.

,

از طرف دیگر، از آن جا که صدا و سیما در یک فضای محتاطانه قدم بر می دارد، بسیاری از فیلم های آن بیان کننده موضوعات تکراری است. بنابراین در پاره ای موارد متولیان امر فیلم سازی برای این که همچنان اقبال عمومی را حفظ کنند، چهره های بزک کرده(گریم شده) زنان و دختران در سریال های تلویزیونی و سینماها را دامن می زند.

,

سریال های کره ای

, سریال های کره ای ,

موج سریال های کره ای، از سال 85 و با پخش «جواهری در قصر» از شبکه دو فراگیر شد و با پخش «افسانه جومونگ» در سال 87 به اوج خودش رسید. یانگوم و جومونگ، تا حدی برای مخاطبان، جذابیت پیدا کردند که طبق آمار منتشر شده از سوی مرکز تحقیقات سیما، بیشترین میزان مخاطب را در هر دوره داشتند. پخش سریال «دونگ‌یی» موج جدیدی از توجه مخاطبان به سریال های کره ای را همراه داشت؛ موجی که با وجود اینکه هیچگاه به حد و اندازه یانگوم و جومونگ نرسید، اما توجه بسیاری را به خود جلب کرد، این سریال ها که به مدد شبکه های موازی دائم تکرار آن تا ترجمه سریال بعدی باز پخش می شود در ایران محبوبیت زیادی داد اگر چه ما هم تصور می کنیم که این سریال ها به دلیل برخورداری از فرهنگ شرقی، قرابت بیشتری با فرهنگ ایران زمین دارد، نشان می دهد که تا چه میزان مردم به سریال های بلند و داستان های جذاب با مفاهیم انسانی علاقمندند اما واقعا راز موفقیت این سریال ها در چیست؟ در تنوع رنگ آن یا در استفاده از هنرپیشه های حرفه ای؟ یا در نگارش فیلم نامه؟ بی شک هر کدام از این موارد نقش مهمی در جذابیت های سریال های کره ای دارند، ولی به نظر راقم این سطور مهمترین دلیل موفقیت این سریال ها استفاده از تئوری موفقیت است، در این سریال ها یک نقش سفید را در برابر چندین نقش سیاه قرار می دهند در حالی که این شخص در اوج محرومیت است بعد کم کم داستان پیش می رود مخاطب با شخصیت مثبت سریال احساس هم ذات پنداری می کند با شادی هایش شادی و با غصه هایش غصه دار می شود تا اینکه او را تا حد یک امپراتور بالا می برد ولی در سریال های خودمان زندگی آرامی را نشان می دهد بعد شخصیت های داستان دچار مشکلات جسمی یا روحی می شوند و در نهایت در قسمت آخر سریال به یکبار مشکلات حل می شود بدون اینکه رشدی اتفاق افتاده باشد!

,

برنامه و سریال های دینی

, برنامه و سریال های دینی,

وجود سریال هایی مانند مختارنامه، حضرت یوسف و بعضی از سریال ها با موضوع دفاع مقدس، برگ زرینی در کارنامه صدا و سیما است که در جای خود قابل تقدیر است با وجود این در بین بسیاری از متولیان امر فرهنگ، یک آفت کم و بیش مشترک است و آن این که چون دید آنان نسبت به اسلا‌م، ناقص است، گمان می کنند این نقص از جانب خود دین است. به عبارت دیگر آنان دین را فاقد جذابیت لا‌زم می دانند و می خواهند با رنگ آمیزی دین، آن را جذب کنند. غافل از این که دین صبغه الله است. خود خداوند آن را رنگ آمیزی کرده است. البته منظور این نیست که از هنر استفاده نشود، بلکه مراد نفی انفعال و غفلت از جاذبه های ذاتی مسائل دین است. نمونه این مدعا را درئنقش قطام در سریال امام علی (علیه السلا‌م) و همچنین است نقش هلن در مردان آنجلس و زن فرعون مصر در سریال یوزارسیف.

,

از طرف دیگر، انبوه سریال های خارجی که به دلیل ارزان بودن آنها نسبت به تولیدات داخلی مورد توجه ویژه قرار گرفته، ناخواسته مکملی برای تضعیف فرهنگ ارزشی جامعه اسلا‌می شده است.

,

چرا که این برنامه ها ذائقه های مردم را تغییر داده و راه ورود ماهواره به خانه را هموار کرد. شاید پذیرش این مدعا برای کسانی که با ماهیت پدیده های فرهنگی چندان آشنان نیستند، کمی دشوار باشد. ولی حقیقت این است که پدیده های فرهنگی حرکتی آرام و بی سر و صدا دارند. برای روشن تر شدن قضیه مثالی عرض می کنم. شنیده اید که روزی قورباغه ای را به درون آب داغ انداختند، قورباغه بلا‌فاصله بیرون پرید. قورباغه دیگری را داخل آب خنکی انداختند و به مرور زمان دمای آب را بالا‌ بردند. قورباغه، کشته شد. بدون این که عکس العملی از خود نشان دهد. آری این است اثر حساس برانگیز نبودن ضایعات فرهنگی. در نهایت باید این نکته را یادآور شوم که معمولا‌ً هر پدیده اجتماعی معلول عوامل بسیاری است ولی درباره موضوعی که به طور اجمالی به آن پرداختیم، هیچ عاملی مؤثرتر از تلویزیون نبوده است.

,

 

,

نویسنده: حجت الاسلام علی ارجمند عین الدین- استاد حوزه و دانشگاه

, نویسنده: حجت الاسلام علی ارجمند عین الدین- استاد حوزه و دانشگاه]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه