همایشی که بدون حضور مدعوین برگزار شد:
1700 بیمار ام اس چشم انتظار حضور خیران و مسئولان استان/ تلخند میهمانان هدیه جشن روز جهانی ام اس
هرچند شاید گفتن از این بیماران چندان به مزاج برخی ها خوش نیاید اما حقیقت همیشه تلخ بوده و نمی توان از آن فرار کرد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا،به نقل از اروم نیوز، دین مبین اسلام در آیات و روایات متعددی توصیه اکید بر کمک به همنوعان و دستگیری از مظلومان و مستمندان دارد و به همین دلیل این اقدام در جوامع اسلامی دارای ارج و ارزش فراوانی است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, اروم نیوز،,شاید در نگاه اول چنین اقدامی تنها کاری انسان دوستانه به نظر رسد، اما زمانی که انسان لحظاتی را در میان گروهی از چنین افرادی قرار می گیرد تازه طعم تلخ نیازمندی را می چشد و اینجاست که هر فردی اجازه نمی یابد که در برابر این چهره های معصوم سکوت اختیار کند.
,وقتی سراغ مسئول یا مدیر استانی و شهرستانی می رویم و از او در مورد کمک های اداره به موسسات خیریه می پرسیم شاید پاسخ های دندان گیری را شاهد باشیم اما زمانی که در میان نیازمندان واقعی حضور می یابیم به یقین چیزهای دیگری را شاهد خواهیم بود که نتوان گفت و شنید...
,حال از زاویه متفاوت. نیازمندان بیماری که تنها نیاز و امیدشان همراهی و در کنار آن ها بودن است. شاید این تمام دغدغه ام.اسی هایی بود که دیگر نه امیدی برایشان مانده و نه توان امیدواری را در خود می یابند. تنها بهانه آن ها برای دلخوشی همین کنارهم بودن و نشستن باهم است و تفکر به اینکه آیا بار دیگر چنین روزی را خواهند دید؟!
,جشنی که برای دورهم آمدن چند ساعتی و شاید فراموش کردن دردهایی باشد که هرروز باید به واسطه تنها کم کاری سیستمی از بدن یا برخی اقدامات ناآگاهانه سراغ فرد آمده است.
,البته تنها نیستند و در کنار آن ها هستند خانواده هایی که بهانه کرده اند و آمده اند تا سایر بیماران این عرصه را نیز ببینند و بگویند که بیمارشان تنها نیست و تنها عضوی از 1700 مبتلا به ام.اس در آذربایجان غربی است.
,وقتی وارد سالن می شویم صدای آوازخوانی گروه موسیقی به گوش می آید. صدایی که برای هر انسانی تحریک آمیز است و می تواند حس شادمانی را برای او زنده کند؛ اما این جمع مگر با چنین خواندن هایی و با چنین آوازهایی آرامش می یابند؟ جمعی که مشکل اصلیشان نبود همراهی برای آینده است و می دانند تمام وعده هایی که تاکنون شنیده اند جز وعده ای بیش نبوده است!
,سالن مملو است از خانواده بیماران ام.اس که اغلب از شهرستان ارومیه هستند. نخستین سخنران رسمی برنامه مدیرعامل انجمن بیماران ام.اس استان است. او حرف زیادی برای گفتن ندارد. شاید فقط برای تشکر آمده و اینکه بگوید تنها مسئولی که برای نیامدن دلیل منطقی داشته نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه ارومیه بود.
,چند نفری از مسئولان استانی را دعوت رسمی کرده اند، حتی قول هم گرفته اند اما شاید اهمیت چنین برنامه هایی برای مسئولان کمتر از بازدیدهای روزانه و دیدارهای رسمی و غیررسمی باشد. بالاخره نیامده اند. طبق معمول هر برنامه انجمن و سایر موسسات خیریه که نمی آیند.
,سخنان مدیرعامل خبری ندارد و تنها به تقدیر و توضیحاتی برای بیماران و خانواده های آنان سپری می شود.
,گروه موسیقی هم به دعوت خودشان آمده اند. خیریه و صلواتی. نمی دانم شاید فردی از خانواده آن ها هم دچار این بیماری است یا اینکه هنوز مسئول نشده اند و نمی توان از آن ها انتظاری داشت!
,چند آلبوم شاد و غمگین را اجرا می کنند و پرده سالن بسته می شود.
,نوبت به سخنران اصلی برنامه می رسد. برای هر همایشی معمولا سخنران ویژه ای هم در نظر می گیرند اما این برنامه گویا سخنران ویژه اش هم چندان مطرح نیست. مسئول بیماری های خاص معاونت درمان دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی ـ درمانی آذربایجان غربی! عنوان کاری او خود یک قصه طویل دارد و دنباله دراز!
,گویا دست پری ندارد و شاید با دعوت دیگر همکاران آمده. اشاره ای به تعداد ام.اسی های استان دارد و اینکه 1700 ام.اسی داریم و باید برای آن ها کاری کنیم.
,همین است چکیده سخنانش. آخر مسئولیتش چندان دندان گیر نیست که حتی وعده ای بدهد که حداقل بگویند فلانی آن وعده را داد و عمل نکرد.
,شاید اگر خود آقای معاون یا حتی ریاست محترم دانشگاه در این جمع حضور می یافتند خبرهای بهتری برای بیماران داشتند اما حیف که نشد!
,به هرحال نوبت به اجرای گروه رقص آذری رسید. همان گروهی که چند سال پیش در حضور رئیس جمهور سابق کشورمان اجرای رقص داشته اند و نمی توان گفت کارشان خوب نیست و زشت است و فلان. حرکاتشان موزون است و هماهنگ. تعدادی دست می زنند و بیشتر جمعی خیره مانده اند؛ به هرحال این گروه هم به صورت داوطلبی و با دعوت خودشان پای به این مراسم نهاده اند و تنها هدفشان چند لحظه دلخوشی بیماران است.
,سخنران دیگر برنامه یکی از پزشکان ارومیه است. او اشاراتی به نحوه بروز بیماری ام.اس دارد و راهکارهایی برای پیشگیری از ابتلا به این بیماری دارد. بعد از او هم تجلیل می شود. بخش تجلیل هم در نوع جالب است. اعضای گروه موسیقی و حرکات موزون که داوطلب آمده اند و تنها به لوح یادبودی از این مراسم بسنده می کنند.
,هدیه بیماران به این همه سخنران و گروه موسیقی و حرکات موزون تنها دست زدن هایی است که نمی توان احساس آن را توصیف کرد. تلخندهایی که تنها در گوشه لبانشان خشکیده و گویا بی روح است و بدون ماندگاری.
,در گوشه و کنار سالن می توان یافت چهره های درهم تنیده ای را که با درد و رنجشان سر می کنند تا این ساعتی در کنار همنوعان بودن را تجربه کنند. آخر نمی دانند آیا برنامه دیگری هم خواهند دید یا ...!!!
,قسمت پایانی برنامه تجلیل از مجری برنامه است. شاید کمتر کسی باشد که پدر او را نشناسد. «رضا یوسف زاده» مجری توانمند صداوسیمای آذربایجان غربی در دهه 60. اکنون این پدر در بستر بیماری ام.اس و ناتوان از حرکت است. مجری برنامه که دختری از نسل گزارشگران صداوسیما است به خوبی وظیفه خود را انجام داده و حالا نوبت تقدیر از پدر است. اشک در چشمانش حلقه می زند و از پدری می گوید که سال های سال در کنج خانه خوابیده و مادرش همچون شیرزنان ایران زمین مراقب اوست.
,برنامه تمام می شود. آشناترین چهره جمع همان مدیرعامل انجمن است و شاید تعدادی از کارکنان و خیرین این عرصه.
,حال دیگر تا سال آینده برنامه ای برای ام.اسی ها ندارند و باید ببینند که در این مدت چند نفر می روند و چند نفر بدتر می شوند و چند نفر شاید بهتر!
,تنها یک خاطره می ماند از این مراسم برای انجمنی ها؛ عکس یادگاری، جای خالی مسئولان و شاید زمانی دیگر...
,
گزارش: سجاد امیرکردلر
,انتهای پیام/گ
]
ارسال دیدگاه