به خون نشسته دلم مثل قالی تبریز؛
شعر انتظار؛ از شاعری که شهریار می شود/نه شهر مانده...نه یاری...به شهریار قسم
بمناسبت نیمه شعبان سالروز میلاد حضرت بقیت الاخیار سروده هایی از دکتر شیبانی را تقدیم مخاطبان عزیز می نماییم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از زیتون؛ شعر انتظار در بین شعرای آذری زبان عمری به درازای تاریخ انتظار دارد. در بین شعرای معاصر شهر تبریز، بودند و هستند شاعرانی که قلم را برای عرض ادب و ارادت به آستان قدسی حضرت موعود به چرخش در اورده اند و سروده هایی از جنس شور و شعور آفریده اند. یکی از این شاعران که درباره انتظار اشعار نغز سروده است دکتر رضا شیبانی است. شاعری که وقتی در محضر رهبر انقلاب شعر خواند، معظم له خطاب به او گفتند" شهریار هم در جوانی بمانند شما شعر می سرود"
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, زیتون,,
بمناسبت نیمه شعبان سالروز میلاد حضرت بقیت الاخیار، سروده هایی از دکتر رضا شیبانی را تقدیم مخاطبان عزیز می نماییم.
,,
ه
, ,
هنوز هم به دعا آیه ی برات خوشم
,
من از عناصر هستی به چشم هات خوشم
به چشم هات ...به این عنصر حیات خوشم
,
به چشم هات...در این "شط رنج" بی پایان
به این دو عنصر زیبای کیش و مات خوشم
,
,
نگاه کن که به ابر نگاه گهگاهت
هنوز مثل زمین های بی قنات خوشم
,
,
به لطف چشم تو با دست خالی از باران
هنوز هم به دعا- آیه ی برات – خوشم
,
,
***
ز چشم هات اگر – این کائنات – در گذرم
به ابروان تو –این طاق کائنات – خوشم
,
,
,
به حافظانه ترین شعر ها که بر لب توست
به فال زیر لبت – شاخه ی نبات - خوشم
,
,
,

, ,
بیا ، به جان هم افتاده اند یارانت
,
تو زنده ای و نفس می کشد بهارانت
تو زنده ای و بمیرند سوگوارانت!
نه جام حور نه آب حیات می خواهم
ببر مرا و بکش تشنه در کنارانت
به جز تو چیست مگر درد دردمندانت
به جز تو چیست مگر چاره ی دچارانت
دلم گرفت از این کوچه های بی آفاق
ببر مرا به تماشای کوهسارانت
دلم گرفت از این سایه های بالا سر
خوشا هر آینه بی چتر زیر بارانت
بیا به روشنی چشم مردم خاموش
بیا به کوری این چشم انتظارانت
بیا و گرد هم آور دل حریفان را
بیا ، به جان هم افتاده اند یارانت
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
به خون نشسته دلم مثل قالی تبریز*
,
طلوع می کنی آخر، به نور و نار قسم
به آسمان، به افق های بی سوار قسم
,
,
هنوز منتظر بازگشتنت هستم
به لحظه های غم رفتن قطار قسم
,
,
خزان به سخره گرفته ست گریه ی گل را
به غصه های دل ابری بهار قسم
,
,
نمانده است گل و نیست جای شکوه ز باد
که می خورد به سر پر غرور خار قسم
,
,
نشانده ام به دل خسته داغ شهری را
به قلب خسته ی این شهر داغدار قسم
,
,
به خون نشسته دلم مثل قالی تبریز
به حلقه و گره و مرگ و چوب دار قسم
,
,
دلم شبیه گسل های شهر تبریز ست
به این سکوت ... به این صبر پایدار قسم
,
,
کجا روم که دمی شهریار خود باشم؟
نه شهر مانده...نه یاری...به شهریار قسم
,
,
ولی هنوز به آینده روشن است دلم
به بخت تیره ی مردان این دیار قسم
,
,
این شعری است که شیبانی در محضر رهبر انقلاب خوانده اند.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه