اسلام با مختصات آمریکایی؛
حامیان و مروجان اسلام آمریکایی در نگاه امام راحل
بازشناسی و مرور اسلامی با مختصات امریکایی وظیفه ای است که علما و صاحبان فکر و اندیشه باید نسبت به آن اهتمام ورزند و دست مستکبران و شیاطین این دوران را برای القای اسلام امریکایی به جای اسلام ناب محمدی رو نمایند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از چشمه سار، اسلامی که همواره مورد نظر امام بوده است اسلام ناب محمدی است و مسلم است در برابر هر نوری ظلمتی قرار گرفته است و قدر مسلم دربرابر اسلام ناب محمدی که مد نظر و هدف آمال امام می باشد اسلام امریکایی قرار دارد که از تعابیر خاص حضرت امام درباره اسلام غیر ناب است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, چشمه سار,
….. امام (ره) در این باره میفرماید:
……«اسلامی وجود دارد که با اسلام ناب در تعارض است و با توجه به آنکه آمریکا مهمترین منشأ فساد در عصر حاضر است، چنین اسلامی مخالف با منافع آنها نیست. از اینرو، با توسل به چنین اسلامی، نمیتوان حق مظلومی را از این ظالمان گرفت و از آنجا که کسانی به سراغ چنین اسلامی میروند که منفعت شخصی و رفاه فردی را بر مصلحت دین و ملت ترجیح میدهند، با وجود این در صورت نشستن بر سریر حکومت جامعهی اسلامی، با احساس کوچکترین خطر، حاصل همهی زحمات ملت را یک شبه بر باد میدهند، زیرا آنها هرگز عمق راه طی شده را ندیدهاند».[۹۸] . ما افرادی را که طرفدار اسلام سرمایهداری، اسلام مستکبرین، اسلام مرفهین بیدرد، اسلام منافقین، اسلام راحتطلبان، اسلام فرصتطلبان و در یک کلمه، اسلام آمریکایی هستند، طرد کرده و به مردم معرفی میکنیم».
,
…. حضرت امام(ره) چهارگروه را به عنوان حامیان و مروجان اسلام آمریکایی می دانست که شامل سرمایه داران، راحت طلبان، متحجران و مقدس مآبان می شوند.
,شناخت ویژگی هایی اسلام غیرناب یا به تعبیر رهبر کبیر انقلاب اسلام غیرامریکایی در روزگاری که مروجان این اسلام نسبت به هر دوره دیگری تلاش خود را برای ضربه زدن به اسلام ناب محمدی مضاعف کرده اند از اهمیت ویژه ای برخودار است.
,اسلامی با ویژگی های خرافه و بدعت، قعود و اسارت و ذلت، التقاط و جهالت، دنیاپرستی یا رهبانیت، تحجر و غفلت ، بی بند و باری و بی تفاوتی، بی حالی و افسردگی، اسلام تشریفاتی و بی خاصیتی، اسلام بازیچه ی دست قدرت ها و خلاصه اسلام آمریکایی که حضرت امام نسبت به آن به مسلمان هشدار داده است.
,اسلامی که این روزها آفتی به نام وهابیت سلفی و تکفیری شده است و به جان مسلمانان و ملت های مسلمان افتاده است، وهابیتی که مرکز انتشار اسلام آمریکایی است و تروریست های تکفیری را همین نوع از اسلام آمریکایی تربیت می کند.
,و امام از همان ابتدای مبارزه و پیروزی انقلاب اسلامی نسبت به این آفت و این نوع اسلام آمریکایی به اسلام و مسلمین هشدار می دهد و می فرماید: ….. مگر مسلمانان نمی بینند که امروز مراکز وهابیت در جهان به کانونهای فتنه و جاسوسی تبدیل شدند که از یک طرف اسلام اشرافیت، اسلام ابوسفیان، اسلام ملاّهای کثیف درباری، اسلام مقدس نماهای بی شعور حوزههای علمی و دانشگاهی، اسلام نکبت و ذلت، اسلام پول و زور، اسلام فریب و سازش و اسارت، اسلام حاکمیت سرمایه و سرمایه داران بر مظلومین و پابرهنهها و در یک کلمه، اسلام آمریکایی را ترویج میکنند و از طرف دیگر سر بر آستان سرور خویش، آمریکای جهانخوار میگذارند.
,و یا در جای دیگری در این باره می گوید: …. «راستی اتهام آمریکایی و روسی و التقاطی، اتهام حلال کردن حرام ها و حرام کردن حلال ها، اتهام کشتن زنان آبستن و حلال بودن قمار و موسیقی از چه کسانی صادر می شود؟ از آدم های لامذهب یا از مقدس نماهای متحجر و بی شعور!»
,این نوع از اسلام آمریکایی امروز در لباس داعش و القاعده و با تفکر وهابی بزرگ ترین خسارت ها را به اسلام و سملمانان وارد کرده است.
,از سویی دیگر اسلامی که با ملاک های تشریفاتی و کاخ نشینی همراه باشد اسلام مورد تایید اسلام ناب محمدی نیست اسلامی که در کلام امام از آن تعبیر به اسلام مرفهین بی درد می شود و در این باره هشدار داده می گوید:
,…..آنهایی که در خانههای مجلل, راحت و بیدرد آرمیدهاند و فارغ از همه رنجها و مصیبتهای جان فرسای ستون محکم انقلاب و پابرهنههای محروم، تنها ناظر حوادث بوده اند و حتی از دور هم دستی بر آتش نگرفتهاند، نباید به مسئولیتهای کلیدی تکیه کنند که اگر به آن جا راه پیدا کنند، چه بسا انقلاب را یک شبه بفروشند و حاصل همه زحمات ملت را بر باد دهند.
,اسلامی که اجازه چپاول حاصل زحامت محرومان را می دهد و این اسلام رخوت آور به مظلومان و محرومان اجازه شکایت و مبارزه نمی دهد.
,اسلامی که در آن انسان هیچ احساس مسئولیت و دغدغه ای نسبت به ظلم ها و جورهایی که به هم نوعانش می شود نداشته باشد و نسبت به ظلم ظالم و مظلومیت مظلوم بی تفاوت است و امام نسبت به چنین افرادی و قرار گرفتن آنها در حکومت هشدار می دهد
,از دیگر سو امام نسبت به اسلام نکوهیده دیگری نیز که از جنس اسلام امریکایی است زنهار می دهد، اسلامی از جنس اسلام صادق شیرازی ها و الهیاری ها اسلامی که از لسانجلس و لندن صادر می شود و سر در آخور زورگویان و مستکبران عالم دارد.
,….. امروزه عدهای با ژست تقدس مآبی چنان تیشه به ریشهی دین و انقلاب و نظام میزنند که گویی وظیفهای غیر از این ندارند. خطر تحجرگرایان و مقدسنمایان احمق در حوزههای علمیه کم نیست. طلاب عزیز لحظهای از فکر این مارهای خوش خط و خال کوتاهی نکنند. اینها مروج اسلام آمریکاییاند و دشمن رسولالله».
,…… پانزده خرداد ۴۲، مقابله با گلولهی تفنگ و مسلسل شاه نبود که اگر تنها این بود، مقابله را آسان میکرد، بلکه علاوه بر آن از داخل جبههی خودی گلولهی حیله و مقدس مآبی و تحجر بود: «گلولهی زخم زبان و نفاق و درویی بود که هزار بار بیشتر از باروت و سرب، جگر و جان را میسوخت و میدرید».
,……«امروز جامعهی مسلمانان طوری شده که مقدسین ساختگی، جلوی نفوذ اسلام و مسلمانان را میگیرند و به اسم اسلام صدمه میزنند. ریشهی این جماعت که در جامعهی ما وجود دارد، در حوزههای روحانیت است. در حوزههای نجف و قم و مشهد… اینها هستند که اگر یک نفر بگوید بیایید زنده باشید، بیایید نگذارید ما زیر پرچم دیگران زندگی کنیم… با او مخالفت میکنند».
,…. در بخشی از پیام امام خمینی معروف به منشور روحانیت آمده است: «من به طلاب عزیز هشدار می دهم که علاوه براینکه باید مواظب القائات روحانی نماها و مقدس ماب ها باشند از تجربه تلخ روی کار آمدن انقلابی نماها و به ظاهر عقلای قم که هرگز با اصول و اهداف روحانیت آشتی نکرده اند عبرت بگیرند که مبادا گذشته تفکر و خیانت آنان فراموش و دلسوزی های بی مورد و ساده اندیشی ها سبب مراجعت آنان به پست های کلیدی و سرنوشت ساز نظام شود.»
,در جایی دیگر امام با بیان مختصات و ویژگی های اسلام امریکایی نسبت به مظلومیت روحانیون دلسوز و خیانت روحانی نماهای مقدس ماب آگاهی داده و می گوید:
,….. «بزرگترین فرق روحانیت و علمای متعهد اسلام با روحانینماها در همین است که علمای مبارز اسلام همیشه هدف تیرهای زهرآگین جهانخواران بودهاند و اولین تیرهای حادثه قلب آنان را نشانه رفته است؛ ولی روحانی نماها در کنف حمایت زرپرستان دنیاطلب، مروّج باطل یا ثناگوی ظلمه و مؤید آنان بودهاند.
,تا به حال یک آخوند درباری یا یک روحانی وهابی را ندیدهایم که در برابر ظلم و شرک و کفر، خصوصاً در مقابل شوروی متجاوز و امریکای جهانخوار ایستاده باشد. همانگونه که یک روحانی وارستۀ عاشق خدمت به خدا و خلق خدا را ندیدهایم که برای یاری پابرهنگان زمین لحظهای آرام و قرار داشته باشد و تا سر منزل جانان علیه کفر و شرک مبارزه نکرده باشد…….و ملتهای اسلامی حتماً دلیل این واقعه را دریافتهاند که چرا در ایران «مطهری»ها و «بهشتی»ها و شهدای محراب و سایر روحانیون عزیز، و در عراق «صدر»ها و «حکیم»ها و در لبنان «راغبحرب»ها و «کُرّیم»ها، و در پاکستان «عارفحسینی»ها، و در تمامی کشورها روحانیون درد آشنای اسلام ناب محمدی ـ صلیاللّه علیهوآله ـ هدف توطئه و ترور میشوند.
,معمار کبیر انقلاب در بیان دیگری اسلامی که دم از جدایی دین از سیاست بزند را مصداق اسلام امریکایی می داند و از غلطیدن در آغوش چنین اسلامی زنهار می دهد.
,دقت در بیانات امام، این حقیقت تلخ را روشن میسازد که ضربههای جبرانناپذیری به وسیلهی این افراد بر پیکر اسلام و جامعهی مسلمانان وارد شده است.
,…. «خون دلی که پدر پیرتان از این دستهی متحجر خورده است، هرگز از فشارها و سختیهای دیگران نخورده است»…اینان همیشه خواهند بود و فقط شیوهی دینفروشی عوض شده است. این افراد چنان ضرباتی بر پیکر اسلام و مسلمانان وارد کرده و میکنند که بزرگترین انسانها را نیز دچار مشکل میکند. کسانی که به تعبیر زیبای امیرمؤمنان(ع)، مردنمایان نامردی هستند که هدفی جز تیشه به ریشهی دین زدن ندارند: «آنقدر که اسلام از این مقدسین روحانینما ضربه خورده است، از هیچ قشر دیگر نخورده است…»… بنابراین، «ما گاهی به خدمتگزاران قرآن هم نمیتوانیم حالی کنیم که اسلام از سیاست جدا نیست».
,امام میفرماید: ……«شعار سیاست از دین جداست، از تبلیغات استعماری است که میخواهند ملتهای مسلمان را از دخالت در سرنوشت خویش باز دارند. در احکام مقدس اسلام بیش از امور عبادی در امور سیاسی و اجتماعی بحث شده است».
,«این معنا که دین از سیاست جداست، این مطلبی است که استعماریها انداختهاند در دهن مردم و میخواهند به واسطهی این، دو فرقه را از هم جدا کنند؛ یعنی آنهایی که عالم دینی هستند، علیحدهشان کنند و آنهایی که غیر عالم دینی هستند، علیحدهشان کنند. سیاسیون را از بقیهی مردم جدا بکنند تا استفادههایشان را بکنند. اگر قوا با هم مجتمع بشوند، آنها میدانند که با اجتماع قوا نمیتوانند اینها منافعی را که میخواهند ببرند و لهذا دامن به این تفرقهها زدهاند زیاد».
,مشخص نمودن ویژگی ها و سبک رفتاری در اسلام امریکایی ما را در بازشناسی و شناخت و خنثی سازی توطئه های دشمنان اسلام که امروز بیش از هر زمان دیگری سعی در تحریف و نامانوس جلوه دادن چهره اسلام ناب محمدی هستند یاری می کند.
,بازشناسی و مرور این نوع از تفکر و شیوه های مقابله با اسلامی با مختصات امریکایی وظیفه ای است که علما و صاحبان فکر و اندیشه باید نسبت به آن اهتمام ورزند و زوایای پنهان و پیچیده اسلام امریکایی را برای نسل جوان و نوخواسته باز کرده و دست مستکبران و شیاطین این دوران را برای القای اسلام امریکایی به جای اسلام ناب محمدی رو نمایند.
,]
ارسال دیدگاه