استدلال عجیب برای دفاع از «مذاکره کنندگان هسته ای»؛
با «امام علی» هم می جنگیم چون «پیامبر» (ص) گفته است!!
2 نفر نزد «معاویه» آمدند. هر کدام «ادعا» داشتند که «عمار» (سرباز امام «علی») را کشته اند. «عبدالله» (فرزند «عمرو بن عاص») به آنان گفت: (کشتن «عمار» افتخار نیست؛ زیرا) از پیامبر (ص) شنیدم که «عمار» توسط گروه «ستمگر» کشته می شود!!
[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از منبری ها، نفر نزد «معاویه» آمدند. هر کدام «ادعا» داشتند که «عمار» (سرباز امام «علی») را کشته اند. «عبدالله» (فرزند «عمرو بن عاص») به آنان گفت: (کشتن «عمار» افتخار نیست؛ زیرا) از پیامبر (ص) شنیدم که «عمار» توسط گروه «ستمگر» کشته می شود!!
,
شبکه اطلاع رسانی راه دانا,
,
,
به نقل از ,
منبری ها,
منبری ها,
،,
،,
نفر نزد «معاویه» آمدند. هر کدام «ادعا» داشتند که «عمار» (سرباز امام «علی») را کشته اند. «عبدالله» (فرزند «عمرو بن عاص») به آنان گفت: (کشتن «عمار» افتخار نیست؛ زیرا) از پیامبر (ص) شنیدم که «عمار» توسط گروه «ستمگر» کشته می شود!!,
نفر نزد «معاویه» آمدند. هر کدام «ادعا» داشتند که «عمار» (سرباز امام «علی») را کشته اند. «عبدالله» (فرزند «عمرو بن عاص») به آنان گفت: (کشتن «عمار» افتخار نیست؛ زیرا) از پیامبر (ص) شنیدم که «عمار» توسط گروه «ستمگر» کشته می شود!!,
«معاویه» ناراحت شد و گفت: اگر ما «ستمگر» هستیم، پس چرا در «سپاه» ما مانده ای (و به «سپاه علی» (ع) نمی روی!)
«عبدالله» جواب داد: دلیلش این است: روزی پدرم (عمرو بن عاص) نزد پیامبر (ص) رفت و از من «شکایت» کرد. پیامبر (ص) نیز به من گفت: تا زمانی که «پدرت زنده است» از او «اطلاعت» کن! (لذا به خاطر «دستور پدرم» در «لشکر تو» باقی مانده ام!)[۱]
از این «داستان» تعجب نکنید! مسئله «عجیب» تر از این است! چرا که روزی «عبدالله» (فرزند «عمرو بن عاص») گفت: «امام حسین» (ع)، بهترین «انسان» است!
«امام حسین» (ع) جواب داد: اگر می دانستی که من، «بهترین انسان» هستم، چرا در «جنگ صفّین» با ما جنگیدی؟! در حالی که «مقام پدرم» (امام علی) از من هم بالاتر بود؟!
«عبدالله» دوباره همان «داستان پیامبر» را نقل کرد! «امام حسین» (ع) جواب داد: «پیامبر» (ص) گفته است در کاری های «خوب» از پدرت پیروی کن! حتّی «قرآن» هم (که دستور به «اطاعت از پدر و مادر» می دهد) می گوید: (تا هر جایی «اطاعت» نکن! مثلا) اگر «پدر» و «مادر» گفتند: «مشرک» شو، قبول نکن![۲]
لذا «عبدالله» قدرت «تشخیص» (و به قول معروف: «بصیرت») نداشت (که تا چه حدّ «اطاعت از پدر» (از جانب «پیامبر») «واجب» شده است!) لذا به «اشتباه» افتاد!
اما «جالب» است بدانید که «افراد دیگری» نیز بودند که همین «اتفاق» برایشان افتاد، اما «قدرت تشخیص» (بصیرت) داشتند؛ مثلا:
روزی «پیامبر» (ص)، عده ای را «ماموریت» داد که به جایی بروند و دستور داد که هرچه «فرمانده» (که «عبدالله بن حُذافه» بود) گفت، «اطاعت» کنید!
در بین راه، «عبدالله بن حذافه» (فرمانده) به دلایلی از سربازانش ناراحت شد و دستور داد که «هیزم» بیاورند و «آتش» روشن کنند. سربازانش نیز چنین کردند. سپس گفت: آیا پیامبر (ص) دستور نداد که هر چه من گفتم، گوش دهید؟! آنان گفتند: آری! «عبدالله بن حذافه» نیز گفت: پس من دستور می دهم که بروید در «آتش»!
آنان نگاهی به یکدیگر کردند و گفتند: ما به پیامبر (ص) ایمان آوردیم تا از «آتش جهنم» رها شویم! (پس این دستوری که تو می دهی، «دستور پیامبر» نیست! چون پیامبر (ص) هرگز چنین دستوری نمی دهد!) لذا وارد «آتش» نشدند تا «آتش» خاموش شد و خشم «عبدالله بن حذافه» نیز فرونشست.
وقتی نزد پیامبر (ص) بازگشتند و جریان را تعریف کردند، پیامبر (ص) فرمود: اگر به دستورش گوش می دادید (و وارد «آتش» می شدید) جهنّمی می شدید! (من که گفتم از او اطاعت کنید، منظورم) در امور «معروف» بود، نه «منکر». اگر کسی شما را به «منکر» امر کرد، از او اطاعت نکنید![۳]
این افراد (برخلاف «عبدالله») «قدرت تشخیص» (بصیرت) داشتند و به «اشتباه» نیفتادند.
نمونه های دیگر، فراوان است (لذا خیلی از «افراد» دچار «سردرگمی» می شدند، چون «بصیرت» نداشتند) مثلا «امام علی» (ع)، فرزندان خود (حسن و حسین) را فرستاد تا از «عثمان» (خلیفه سوم) دفاع کنند و نگذارند تا «مهاجمان»، او را به «قتل» برسانند.
برخی فکر می کردند که «امام علی» (ع) – با این کاری که انجام داد – در «همه چیز» از «عثمان» حمایت می کند!!
برای همین بود که امام «علی» (ع) فرمود: کسی نمی تواند در «لشکر ما» بماند، مگر این که اهل «بصیرت» باشد.[۴]
طبیعی است که در دوران ما نیز همین «حوادث» تکرار می شود.
«امام خامنه ای» فرموده است: از «مذاکره کنندگان هسته ای» حمایت می کنم!
همین «جمله» باعث شده است که هر وقت کسی «دلسوزی» می کند، او را متهم به «ضد ولایت فقیه» می کنند! (و می گویند: «حق» ندارید از «تیم مذاکره کننده» هیچ «انتقادی» کنید، زیرا آنان مورد «حمایت» رهبری هستند!)
این در حالی است که حتّی «پیامبر» (ص) نیز چنین اعتقادی ندارد (که اگر از کسی «حمایت» کرد، نباید از «انتقاد» نمود)

از طرفی، برای اولین بار نیست که «رهبری» از کسی «حمایت» می کند. خودِ ایشان فرموده اند که از تمام «دولت» ها حمایت کرده و می کند! (آیا معنای این «جمله»، این است که آن «دولت» ها، هیچ مشکلی نداشته اند؟! کسی حق «انتقاد» ندارد؟!)
حتّی فرمودند: درست است که من از هر «دولتی» حمایت می کنم، اما «چک سفید امضاء» هم نمی دهم[۵] (یعنی «قول» نمی دهم که «دولت» ها «اشتباه» نمی کنند)
و بالاتر از این، فرمودند: در «جزئیات» مذاکرات دخالت نکرده و نمی کنم[۶] (لذا دلیل نمی شود که «جزئیات مذاکرات» هم مورد تایید «رهبری» باشد)
جالب این است که «انتقاد» هایی که برخی «دلسوز» ها می کنند، با «استناد به سخن رهبری» است! (مثلا «رهبری» فرمودند که با «منتقدان» جلسه بگذارید! «خطوط قرمز» را رعایت کنید![۷] زیر «سایه تهدید» مذاکره نکنید![۸] اجازه «بازرسی از مراکز نظامی» ندهید![۹] «فکت شیت» بدهید![۱۰] و …)
حال چگونه است که: اگر «رهبری» از «تیم مذاکره کننده» حمایت کرد، «گوش بدهیم» ولی اگر «انتقاد» کرد، «گوش ندهیم» (به قول «قرآن»: به قسمتی از «دین»، «ایمان» بیاوریم و به قسمت دیگر، «کفر» بورزیم: ْ أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْکِتابِ وَ تَکْفُرُونَ بِبَعْضٍ[۱۱])
در نتیجه «مذاکره کنندگان» نباید این «دلسوزی» ها را حمل بر «تضعیف خود» کنند، بلکه باید به این «منتقدین»، خوشبین و به «دشمنان»، بدبین باشند.
این جاست که «انسان» متوجه می شود: چرا «امام خامنه ای» این قدر بر «بصیرت» تاکید می کند!
[۱] ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج ۶، ص ۲۱۵، ۱۴۰۷، بیروت: دار الفکر.
[۲] آیه ۱۵ از سوره «لقمان»؛ ر.ک: مجلسی، بحار الانوار، ج ۴۳، ص ۲۹۷، چاپ دوم، ۱۴۰۳، بیروت: دار الاحیاء التراث العربی.
[۳] ابن هشام، السیره النبویه، ج ۶، ص ۵۳ و ابن کثیر، السیره النبویه، ج ۳، ص ۶۲۶ و … .
[۴] لَا یَحْمِلُ هَذَا الْعَلَمَ إِلَّا أَهْلُ الْبَصَرِ وَ الصَّبْرِ وَ الْعِلْمِ بِمَوَاضِعِ الْحَق؛ نهج البلاغه (للصبحی صالح)، خطبه ۱۷۳٫
[۵] سخنرانی در «حرم رضوی»؛ اول فروردین ۱۳۹۴٫
[۶] سخنرانی در دیدار با «مداحان»؛ ۲۰ فروردین ۱۳۹۴٫
[۷] سخنرانی در دیدار با «مداحان»؛ ۲۰ فروردین ۱۳۹۴٫
[۸] سخنرانی در دیدار با «معلمان»؛ ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۴٫
[۹] سخنرانی در دیدار با «دانش آموختگان دانشگاه امام حسین»؛ ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۴٫
[۱۰] به نقل از «دکتر صالحی» (رئیس «سازمان انرژی اتمی») در دیدار با «نمایندگان مجلس»؛ ۱۸ فروردین ۱۳۹۴٫
[۱۱] آیه ۸۵ از سوره «بقره».
,
«معاویه» ناراحت شد و گفت: اگر ما «ستمگر» هستیم، پس چرا در «سپاه» ما مانده ای (و به «سپاه علی» (ع) نمی روی!)
,
«معاویه» ناراحت شد و گفت: اگر ما «ستمگر» هستیم، پس چرا در «سپاه» ما مانده ای (و به «سپاه علی» (ع) نمی روی!),
«معاویه» ناراحت شد و گفت: اگر ما «ستمگر» هستیم، پس چرا در «سپاه» ما مانده ای (و به «سپاه علی» (ع) نمی روی!),
«عبدالله» جواب داد: دلیلش این است: روزی پدرم (عمرو بن عاص) نزد پیامبر (ص) رفت و از من «شکایت» کرد. پیامبر (ص) نیز به من گفت: تا زمانی که «پدرت زنده است» از او «اطلاعت» کن! (لذا به خاطر «دستور پدرم» در «لشکر تو» باقی مانده ام!)[۱]
,
«عبدالله» جواب داد: دلیلش این است: روزی پدرم (عمرو بن عاص) نزد پیامبر (ص) رفت و از من «شکایت» کرد. پیامبر (ص) نیز به من گفت: تا زمانی که «پدرت زنده است» از او «اطلاعت» کن! (لذا به خاطر «دستور پدرم» در «لشکر تو» باقی مانده ام!)[۱],
«عبدالله» جواب داد: دلیلش این است: روزی پدرم (عمرو بن عاص) نزد پیامبر (ص) رفت و از من «شکایت» کرد. پیامبر (ص) نیز به من گفت: تا زمانی که «پدرت زنده است» از او «اطلاعت» کن! (لذا به خاطر «دستور پدرم» در «لشکر تو» باقی مانده ام!)[۱],
[۱],
از این «داستان» تعجب نکنید! مسئله «عجیب» تر از این است! چرا که روزی «عبدالله» (فرزند «عمرو بن عاص») گفت: «امام حسین» (ع)، بهترین «انسان» است!
,
«داستان»,
«عجیب»,
«عبدالله»,
«عمرو بن عاص»,
«امام حسین»,
«انسان»,
«امام حسین» (ع) جواب داد: اگر می دانستی که من، «بهترین انسان» هستم، چرا در «جنگ صفّین» با ما جنگیدی؟! در حالی که «مقام پدرم» (امام علی) از من هم بالاتر بود؟!
,
«امام حسین»,
«بهترین انسان»,
«جنگ صفّین»,
«مقام پدرم»,
«عبدالله» دوباره همان «داستان پیامبر» را نقل کرد! «امام حسین» (ع) جواب داد: «پیامبر» (ص) گفته است در کاری های «خوب» از پدرت پیروی کن! حتّی «قرآن» هم (که دستور به «اطاعت از پدر و مادر» می دهد) می گوید: (تا هر جایی «اطاعت» نکن! مثلا) اگر «پدر» و «مادر» گفتند: «مشرک» شو، قبول نکن![۲]
,
«عبدالله»,
«داستان پیامبر»,
«امام حسین»,
«پیامبر»,
«خوب»,
«قرآن»,
«اطاعت از پدر و مادر»,
«پدر»,
«مادر»,
«مشرک»,
لذا «عبدالله» قدرت «تشخیص» (و به قول معروف: «بصیرت») نداشت (که تا چه حدّ «اطاعت از پدر» (از جانب «پیامبر») «واجب» شده است!) لذا به «اشتباه» افتاد!
,
«عبدالله»,
«تشخیص»,
«بصیرت»,
«اطاعت از پدر»,
«پیامبر»,
«واجب»,
«اشتباه»,
اما «جالب» است بدانید که «افراد دیگری» نیز بودند که همین «اتفاق» برایشان افتاد، اما «قدرت تشخیص» (بصیرت) داشتند؛ مثلا:
,
«جالب»,
«افراد دیگری»,
«اتفاق»,
«قدرت تشخیص»,
بصیرت,
روزی «پیامبر» (ص)، عده ای را «ماموریت» داد که به جایی بروند و دستور داد که هرچه «فرمانده» (که «عبدالله بن حُذافه» بود) گفت، «اطاعت» کنید!
,
«پیامبر»,
«ماموریت»,
«فرمانده»,
«اطاعت»,
در بین راه، «عبدالله بن حذافه» (فرمانده) به دلایلی از سربازانش ناراحت شد و دستور داد که «هیزم» بیاورند و «آتش» روشن کنند. سربازانش نیز چنین کردند. سپس گفت: آیا پیامبر (ص) دستور نداد که هر چه من گفتم، گوش دهید؟! آنان گفتند: آری! «عبدالله بن حذافه» نیز گفت: پس من دستور می دهم که بروید در «آتش»!
,
«عبدالله بن حذافه»,
«هیزم»,
«آتش»,
«عبدالله بن حذافه»,
«آتش»,
آنان نگاهی به یکدیگر کردند و گفتند: ما به پیامبر (ص) ایمان آوردیم تا از «آتش جهنم» رها شویم! (پس این دستوری که تو می دهی، «دستور پیامبر» نیست! چون پیامبر (ص) هرگز چنین دستوری نمی دهد!) لذا وارد «آتش» نشدند تا «آتش» خاموش شد و خشم «عبدالله بن حذافه» نیز فرونشست.
,
«آتش جهنم»,
«دستور پیامبر»,
«آتش»,
«آتش»,
«عبدالله بن حذافه»,
وقتی نزد پیامبر (ص) بازگشتند و جریان را تعریف کردند، پیامبر (ص) فرمود: اگر به دستورش گوش می دادید (و وارد «آتش» می شدید) جهنّمی می شدید! (من که گفتم از او اطاعت کنید، منظورم) در امور «معروف» بود، نه «منکر». اگر کسی شما را به «منکر» امر کرد، از او اطاعت نکنید![۳]
,
«آتش»,
«معروف»,
«منکر»,
اگر کسی شما را به «منکر» امر کرد، از او اطاعت نکنید!,
[۳],
این افراد (برخلاف «عبدالله») «قدرت تشخیص» (بصیرت) داشتند و به «اشتباه» نیفتادند.
,
«عبدالله»,
«قدرت تشخیص»,
بصیرت,
«اشتباه»,
نمونه های دیگر، فراوان است (لذا خیلی از «افراد» دچار «سردرگمی» می شدند، چون «بصیرت» نداشتند) مثلا «امام علی» (ع)، فرزندان خود (حسن و حسین) را فرستاد تا از «عثمان» (خلیفه سوم) دفاع کنند و نگذارند تا «مهاجمان»، او را به «قتل» برسانند.
,
«افراد»,
«سردرگمی»,
«بصیرت»,
«امام علی»,
حسن,
حسین,
«عثمان»,
«مهاجمان»,
«قتل»,
برخی فکر می کردند که «امام علی» (ع) – با این کاری که انجام داد – در «همه چیز» از «عثمان» حمایت می کند!!
,
«امام علی»,
«همه چیز»,
«عثمان»,
برای همین بود که امام «علی» (ع) فرمود: کسی نمی تواند در «لشکر ما» بماند، مگر این که اهل «بصیرت» باشد.[۴]
,
«علی»,
«لشکر ما»,
«بصیرت»,
طبیعی است که در دوران ما نیز همین «حوادث» تکرار می شود.
,
«حوادث»,
«امام خامنه ای» فرموده است: از «مذاکره کنندگان هسته ای» حمایت می کنم!
,
«امام خامنه ای» فرموده است: از «مذاکره کنندگان هسته ای» حمایت می کنم!,
«امام خامنه ای»,
از «مذاکره کنندگان هسته ای» حمایت می کنم!,
همین «جمله» باعث شده است که هر وقت کسی «دلسوزی» می کند، او را متهم به «ضد ولایت فقیه» می کنند! (و می گویند: «حق» ندارید از «تیم مذاکره کننده» هیچ «انتقادی» کنید، زیرا آنان مورد «حمایت» رهبری هستند!)
,
«جمله»,
«دلسوزی»,
«ضد ولایت فقیه»,
«حق»,
«تیم مذاکره کننده»,
«انتقادی»,
«حمایت»,
این در حالی است که حتّی «پیامبر» (ص) نیز چنین اعتقادی ندارد (که اگر از کسی «حمایت» کرد، نباید از «انتقاد» نمود)
,
«پیامبر» (ص),
«حمایت»,
«انتقاد»,

,

,
از طرفی، برای اولین بار نیست که «رهبری» از کسی «حمایت» می کند. خودِ ایشان فرموده اند که از تمام «دولت» ها حمایت کرده و می کند! (آیا معنای این «جمله»، این است که آن «دولت» ها، هیچ مشکلی نداشته اند؟! کسی حق «انتقاد» ندارد؟!)
,
«رهبری»,
«حمایت»,
«دولت»,
«جمله»,
«دولت»,
«انتقاد»,
حتّی فرمودند: درست است که من از هر «دولتی» حمایت می کنم، اما «چک سفید امضاء» هم نمی دهم[۵] (یعنی «قول» نمی دهم که «دولت» ها «اشتباه» نمی کنند)
,
«دولتی»,
«چک سفید امضاء»,
«قول»,
«دولت»,
«اشتباه»,
و بالاتر از این، فرمودند: در «جزئیات» مذاکرات دخالت نکرده و نمی کنم[۶] (لذا دلیل نمی شود که «جزئیات مذاکرات» هم مورد تایید «رهبری» باشد)
,
در «جزئیات» مذاکرات دخالت نکرده و نمی کنم,
«جزئیات مذاکرات»,
«رهبری»,
جالب این است که «انتقاد» هایی که برخی «دلسوز» ها می کنند، با «استناد به سخن رهبری» است! (مثلا «رهبری» فرمودند که با «منتقدان» جلسه بگذارید! «خطوط قرمز» را رعایت کنید![۷] زیر «سایه تهدید» مذاکره نکنید![۸] اجازه «بازرسی از مراکز نظامی» ندهید![۹] «فکت شیت» بدهید![۱۰] و …)
,
«انتقاد»,
«دلسوز»,
«استناد به سخن رهبری»,
«رهبری»,
با «منتقدان» جلسه بگذارید! «خطوط قرمز» را رعایت کنید![۷] زیر «سایه تهدید» مذاکره نکنید![۸] اجازه «بازرسی از مراکز نظامی» ندهید![۹] «فکت شیت» بدهید![۱۰] ,
حال چگونه است که: اگر «رهبری» از «تیم مذاکره کننده» حمایت کرد، «گوش بدهیم» ولی اگر «انتقاد» کرد، «گوش ندهیم» (به قول «قرآن»: به قسمتی از «دین»، «ایمان» بیاوریم و به قسمت دیگر، «کفر» بورزیم: ْ أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْکِتابِ وَ تَکْفُرُونَ بِبَعْضٍ[۱۱])
,
«رهبری»,
«تیم مذاکره کننده»,
«گوش بدهیم»,
«انتقاد»,
«گوش ندهیم»,
«قرآن»,
«دین»,
«ایمان»,
«کفر»,
در نتیجه «مذاکره کنندگان» نباید این «دلسوزی» ها را حمل بر «تضعیف خود» کنند، بلکه باید به این «منتقدین»، خوشبین و به «دشمنان»، بدبین باشند.
,
«مذاکره کنندگان»,
«دلسوزی»,
«تضعیف خود»,
«منتقدین»,
خوشبین,
«دشمنان»,
بدبین,
این جاست که «انسان» متوجه می شود: چرا «امام خامنه ای» این قدر بر «بصیرت» تاکید می کند!
,
«انسان»,
«امام خامنه ای»,
«بصیرت»,
,
[۱] ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج ۶، ص ۲۱۵، ۱۴۰۷، بیروت: دار الفکر.
,
ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج ۶، ص ۲۱۵، ۱۴۰۷، بیروت: دار الفکر.,
البدایه و النهایه,
[۲] آیه ۱۵ از سوره «لقمان»؛ ر.ک: مجلسی، بحار الانوار، ج ۴۳، ص ۲۹۷، چاپ دوم، ۱۴۰۳، بیروت: دار الاحیاء التراث العربی.
,
«لقمان»,
مجلسی، بحار الانوار، ج ۴۳، ص ۲۹۷، چاپ دوم، ۱۴۰۳، بیروت: دار الاحیاء التراث العربی.,
بحار الانوار,
[۳] ابن هشام، السیره النبویه، ج ۶، ص ۵۳ و ابن کثیر، السیره النبویه، ج ۳، ص ۶۲۶ و … .
,
ابن هشام، السیره النبویه، ج ۶، ص ۵۳ و ابن کثیر، السیره النبویه، ج ۳، ص ۶۲۶ و … .,
السیره النبویه,
السیره النبویه,
[۴] لَا یَحْمِلُ هَذَا الْعَلَمَ إِلَّا أَهْلُ الْبَصَرِ وَ الصَّبْرِ وَ الْعِلْمِ بِمَوَاضِعِ الْحَق؛ نهج البلاغه (للصبحی صالح)، خطبه ۱۷۳٫
,
؛,
نهج البلاغه (للصبحی صالح),
[۵] سخنرانی در «حرم رضوی»؛ اول فروردین ۱۳۹۴٫
,
«حرم رضوی»,
[۶] سخنرانی در دیدار با «مداحان»؛ ۲۰ فروردین ۱۳۹۴٫
,
«مداحان»,
[۷] سخنرانی در دیدار با «مداحان»؛ ۲۰ فروردین ۱۳۹۴٫
,
«مداحان»,
[۸] سخنرانی در دیدار با «معلمان»؛ ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۴٫
,
«معلمان»,
[۹] سخنرانی در دیدار با «دانش آموختگان دانشگاه امام حسین»؛ ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۴٫
,
«دانش آموختگان دانشگاه امام حسین»,
[۱۰] به نقل از «دکتر صالحی» (رئیس «سازمان انرژی اتمی») در دیدار با «نمایندگان مجلس»؛ ۱۸ فروردین ۱۳۹۴٫
,
«دکتر صالحی»,
«سازمان انرژی اتمی»,
«نمایندگان مجلس»,
[۱۱] آیه ۸۵ از سوره «بقره».
,
«بقره»,
,
آرمان شادمان/ انتهای پیام
,
آرمان شادمان]
به اشتراک گذاری این مطلب!
ارسال دیدگاه