زندگی با زبالههای دیگران ...
تصور اینکه کسی در میان زبالهها به دنبال زندگی خود باشد بسیار دشوار است. اما هستند کسانی که برای گذران زندگی خود ناچارند که آشغال و زبالهها را حسابی واکاوی کنند تا بتوانند زندگی خود را بچرخانند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از آفتاب دل، با توجه به ارزش برخی از مواد قابل بازیافت در زبالهها، این روزها افراد بیشتری به جمع کردن زبالهها در سنندج ترغیب شدهاند و روز به روز بر تعداد زبالهگردهایی که از راه جمعآوری و فروش این زبالهها زندگی خود را به سختی میگذرانند افزوده میشود؛ زبالههایی که بیشتر آن از مصرفگرایی ثروتمندان و افراد مرفه تولید میشود، این بار ازسوی زباله گردها فروخته میشود.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آفتاب دل, آفتاب دل,تعداد این افراد درحال افزایش است و هر روز سنندج شاهد این افراد است که با لباسهای مندرس در میان سطلهای زباله به دنبال پلاستیک و دیگر وسایلی میگردند که قابل فروش باشد. این موضوع چهره نامناسبی به شهر میدهد و در کنار مشکلات امنیتی که ایجاد میکند، مشکلات روحی جامعه را نیز افزایش میدهد.
,
دیدن افرادی که این زبالهها را زیر و رو میکنند و در ملأعام با خیال راحت در سطلهای زباله میگردند و زباله یا به قول خودشان طلای کثیف را جدا میکنند و کمتر کسی هم به آنها توجهی نشان میدهد، به روح شهروندان آسیب وارد میکند. شاید شما نیز بارها و بارها با افرادی که در کنار خیابانها مشغول جستوجوی زبالهها هستند، روبهرو شدهاید، بهطوری که میتوان گفت پدیده زبالهگردی به یک معضل جدی اجتماعی در استان تبدیل شده است و نهادهای مربوط باید به این موضوع توجه جدی کنند و نگذارند که اوضاع از این بدتر شود.
,
یکی از افرادی که زبالهها را زیر و رو میکند، با پیدا کردن تکه شیشهای، کیسه را میشکافد، مقداری لباس کهنه، کفش، کاغذ و زبالههای تر از داخل کیسه بیرون میریزد و یک پیراهن را از میان زبالهها بیرون میآورد و میپوشد. یک کیسه را هم برمیدارد، زیربغلش میزند و چند دقیقه دیگر زبالهها را بالا و پایین میکند و درنهایت چند کفش کهنه جمعآوری میکند و از آنجا میرود. سراغ وی میروم و از درآمد و وضع کارش میپرسم که در پاسخ میگوید: چرخ زندگی به سختی میچرخد، اما خدا را شکر، درآمد خوبی از این راه کسب میکنم.
,
,
«محمود» با چهرهای آشفته و صورتی روغنی و سیاه ادامه میدهد: بابت ضایعاتی که جمع میکنیم، پولی نمیدهیم و حتی موردترحم دیگران نیز قرار میگیریم و هزینهای دریافت میکنیم.
این پیرمرد با اشاره به اینکه سرپرست کارگاهی که زبالهها را برای فروش پیش وی میبرد، قبلا خود زباله گرد بوده و با یک موتور سه چرخ رفت و آمد میکرده است، میافزاید: حالا وی بعد از گذشت چند سال کار کردن در این حرفه، گاراژی خریده است و چند خودرو هم دارد.
«پیمان» جوان 25 سالهای که مشغول همین کار است و در خیابان فردوسی سنندج به زیر و کردن زبالههای داخل سطلهای زباله میپردازد، با اصرار فراوان حاضر میشود چند دقیقهای به سؤالاتمان پاسخ دهد. این زباله گرد اظهارمی کند: از روی بیکاری پا به عرصه جمعآوری آشغال وزبالهها گذاشتهام، اما پولش را بیشتر از دستمزد کارگری میدانم.
,
,
,
,
,
وی ادامه میدهد: پلاستیک، آلومینیوم، بطری، شیشه و کارتن جمع میکنم هرچند به علت بیکاری، در این کار هم دست زیاد شده است، اما واقعا درآمد خوبی دارد.
,
این جوان سنندجی میگوید: چند نفر را میشناسم که قبلا کار خود را از همینجا آغازکردهاند، اما الان چند نفر برای آنها کار میکنند و ما هم برای آنها کار میکنیم.
,
وی عنوان میکند: من بیشتر به دلیل فقر مالی به این کار مشغول شدهام و اگر شغل مناسبتری پیدا کنم هرگز به این کار رو نمیآورم.
,
پیمان اضافه میکند: سالهاست که از کانون گرم خانواده جدا شدهام و امروز به گرمای خانواده نیاز دارم، اما کسی را ندارم و همه مرا طرد کردهاند.
در حاشیه چهارراه جامجم، نرسیده به خیابان اصلی شریفآباد سنندج نیز پیرمردی درحالی که سرش را داخل سطل زباله کرده است، توجهم را به خود جلب میکند. با وی گفتوگویی میکنم. او میگوید: تا سال گذشته اوضاع کار بهتر بود و حالا درآمدم کمتر شده است.
,
,
,
«محمد» میافزاید: 5فرزند دارم و مخارج زندگی آنقدر سنگین است که با این سن بالا، باید روزی زندگیام را از لابه لای زبالههای دیگران پیدا کنم. این پیرمرد همچنین میگوید: آهن پارهها را از سر ساختمان و سطلهای زباله جمعآوری میکنم و بعد میفروشم. وقتی دلیل حضورش در میان آشغالها را میپرسم اظهارمی کند: زندگیام را با این زبالهها میگذرانم. با این نرخ بیکاری، کجا دنبال شغلی مناسب بروم؟ با کارگری کردن هم دخل و خرج زندگیام با هم جور در نمیآید، پس مجبورم زبالههایی که بازیافت میشود را جمعآوری کنم و بفروشم تا بتوانم هزینه زندگیام را تأمین کنم.
مشکلات زیستمحیطی زباله گردی
یک شهروند سنندجی نیز اظهارمی کند: چند سالی است که این موضوع در سنندج، به معضل تبدیل شده است و این افراد با بازکردن کیسههای زباله سبب انتشار بوی مشمئزکننده زبالهها در محیطزیست شهری میشوند که این موضوع خود سبب بیماریهای زیادی میشود و چهره شهر را زشت و کثیف میکند.
,
,
,
,
«مریم اوسطی» ادامه میدهد: اگر تفکیک زبالهها بهطور کامل در مبدأ در جامعه فرهنگسازی شود، میتوان دست زباله دزدها را از این طلای کثیف کوتاه کرد.
,
وی میافزاید: جلوی معضل زبالهگردی را بهصورت کامل نمیتوان گرفت، اما حداقل میتوان آهنگ رشد آن را کندتر کرد و با اقدامات مؤثر حتی میتوان جلوی فعالیت آنها را نیز بهطور مؤثر گرفت.
شهرداری مراکز بازیافت درست کند
یک شهروند دیگر نیز اظهارمی کند: این کار برای فردی که زبالهها را جمع میکند واقعا سخت است و سلامت وی نیز ممکن است به خطر بیفتد.
,
,
,
,
«اسعد جلیلی» ادامه میدهد: جمع کردن زبالههای قابل بازیافت درآمد خیلی خوبی دارد، اما برای کسی که این زباله هارا میخرد و بعد با تفکیک این زبالهها، آنها را میفروشد.
,
وی اضافه میکند: اگر شهرداری مراکز بازیافت درست کند و همین افراد را در این محلها به کار بگیرد، مطمئنا هم این افراد راضیتر هستند و هم درآمد خوبی نصیب شهرداری میشود.
یک روانشناس اظهارمی کند: زبالهگردی پدیدهای اجتماعی است و وقتی بستر اشتغال در جامعه وجود نداشته باشد و افراد نتوانند در مشاغل مختلف ایفای نقش کنند، زمینه و بستر ایجاد شغلهای کاذب فراهم میشود.
,
,
,
,
,
«مهناز معتمدی» میافزاید: این افراد تعدادشان زیاد است و شاید نیازی هم به آمار و ارقام نباشد، کافی است کمی چشمان ما دقت بیشتری داشته باشند تا تعداد زیاد افرادی را که در سطل زبالههای شهر، به دنبال امرار معاش خود هستند را ببینیم؛ افرادی که هر روز در خیابانهای شهر، از این سطل زباله سراغ دیگری میروند و با وضع نامناسب، در خیابانها و کوچههای شهر پرسه میزنند تا مواد قابل بازیافت و استفاده مجدد را از سطلهای زباله جمعآوری کنند.
,
وی ادامه میدهد: اگر طرح تفکیک از مبدأ در کردستان به خوبی اجرا میشد، شاهد رفع بسیاری از مشکلات بودیم. معتمدی میافزاید: روزانه تعداد زیادی هستند که تمام زمان خود را با زبالهها سپری میکنند تا از این طریق امرارمعاش کنند. البته نباید از این نکته غافل شد که پول اصلی در این زمینه به جیب سرشبکههای آنها میرود. هرچند محدودیت شغلی تنها علت برای پدید آمدن این معضل نیست، ولی در کردستان بیکاری تا حد زیادی به این امر دامن میزند.
,
و البته یک نکته؛ این بار هر گاه زبالهای را داخل سطل زبالههای شهرداری قرار دادید به خاطر خواهید آورد که این زبالههای بیارزش برای شما برای برخی در همین شهر، یک کورسو برای زندگی هستند.
,گزارش از غریبه رحیمی
,انتهای پیام/ص
]
ارسال دیدگاه