خاطره گویی همسر شهید کجباف

خوشحالم همسرم نوکری حرم حضرت زینب را داشت /اگرهمه ما برای زینب بمیریم هیچ نکرده ایم

خوشحالم همسرم نوکری حرم حضرت زینب را داشت /اگرهمه ما برای زینب بمیریم هیچ نکرده ایم
شایسته احمدی زاده با اشاره به رشادت های مردان درجنگ حق علیه باطل گفت :خوشحالم همسرم تمام تلاش خود را در دفاع از حرم حضرت زینب سلام الله دختر امیرالمومنین و حضرت فاطمه سلام الله کرد این نوکری افتخاری برای ما است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از اهوازنوین شایسته احمدی زاده همسر شهید کجباف درخصوص وعده قطعی خداوند اظهار داشت : خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگرآن قوم سرنوشت خویش را تغییر دهد و این وعده قطعی خداوند است که مردم خود می بایست برای سرنوشت جامعه خود تصمیم بگیرند و جامعه را بسازند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, اهوازنوین,

وی خاطرات زندگی شهید کجباف را در دو بعد تقسیم کرد و گفت : زندگی شهید کجباف در ۲بعد خلاصه میشد یک بعد اهداف شهید بود و بعد دیگر زندگی شخصی ایشان است گه در سال های گذشته انجام داد.

,

این شیرزن خورزستانی ادامه داد :شهید کجباف هیچ زمانی راضی نبود کسی از فعالیتهای اجتماعی و دینی و کارهای خیرش مطلع شود بیشترین کارهایش در خفا بود.

,

احمدی زاده اسلام را همانند درخت تنومندی خواند و افزود : از خون بهای رشادت های مردان جنگ حق علیه باطل درخت تنومند اسلام رشد کرده و ثمر داده است و عزیزترین و شریف ترین خون ها چون خون شهدا این درخت را بارور کرده اند.

,

همسر شهید کجباف تصریح کرد:هم اکنون هم این درخت خون می طلبد اگر بخواهیم بیگانه و بی تفاوت باشهیدان دنیا را جلوی چشمان خود قرار دهیم باید منتظر باشیم بلایی که به سر زنان سوریه امد خدایی نکرده به سر ما بیاید.

,

همسر شهید کجباف با یادآوری سفر اخیر خود به سوریه داد:خسته شده بودم ماندن کجباف درسوریه طولانی شده بود و هر سه ماه یکبارمی امدند؛ بخاطر شنود مکالمات تلفنی هم نمی شد صحبت کرد زمانیکه میخواستند بروند درخواست کردم که من هم باخود ببرند ایشان همه ی اعضای خانواده را تاکید کردند باخودببریم.

,

وی گفت :من احساس خطر کردم وبه حاجی گفتم اگر خطرناک است بچه هایم را نیاورم لا اقل نوه ی شش ماهه مان را نیاوریم که باز مخالفت کردند وقتی مارا به حرم حضرت زینب بردند فاصله ما با داعشیان کم و درگیری های و درگیری شدیدی بود پیش خودم گفتم اقای کجباف چکاری کردند همه مارا به صحنه خطر آورد

,

احمد زاده ادامه داد:اما به این رسیدم که ما نوکر خانه اهل بیت علیه السلام هستیم و جانمان فدای یک تار موی خانوم زینب سلام الله علیها؛ اگرهمه ما بمیریم برای زینب هیچ نکردیم وای به ان روزی که حرم بدست دشمن بیفتد.

,

وی گفت :گاهی مسائلی اطراف ما می گذرد که بعدها معانی یشان را متوجه می شویم، ۲۰/۱۲/ به زیارت حضرت زینب (س) که ایام فاطمیه بود۹۳مشرف شده بودیم گروهی ازکاروان های عراق وخانواده شهیدانی که فرزندانشان درسوریه به شهادت رسیده بودند هم آمده بودند که همگی باهم وارد حرم خانم حضرت زینب (س)شدم.

,

وی ادامه داد:چیزی دیدم که امیدوارم بنابر مبالغه نگذاریدحضرت زینب جلوی ضریحش ایستاده بود وهمه برای عرض تسلیت خدمتشان می رسیدند ودیدم همه چیز حتی دیوارهاهم ضجه می زنند هدف من ازگفتن خاطره این است که می خواهم بگویم حضرت زینب شاهد ومنتظر مدافعین ماست ودشمن در نزدیک ترین مکان به حرم است.

,

همسر شهید کجباف گفت :اگر ما حضرت زینب را دوست داریم ومعتقدیم نمی توانیم بی تفاوت بمانیم چگونه راضی شویم قبر دخترامیرالمومنین درخطرباشد کما اینکه می دانیم مقبره حضرت سکینه را هم تخریب کرده اند.

,

احمدی زاده با اشاره به بدترین و زشت ترین جنایتها ی داعش ادامه داد: بدترین و زشت ترین جنایتها را داعش مرتکب می شود زشت ترین کارهارا بازنان و کودکان و حتی کشتگان انجام می دهند و به هیچ قانونی پایبندنیستند اینها بدتر از حیوانندبعداز دیدن چنین صحنه هایی ضجه بسیار زدم و آتشی در سینه ام احساس می کردم درتمام مدت ده روز دمشق وزیارت حضرت زینب سلام الله علیها احساس شادی نداشتم که فکرمی کنم مقدمه شهادت شوهرم از آن روز شروع شد.

,

وی با اشاره به اینکه شهید کجباف مارا بود نه به عنوان همسرش بلکه به عنوان یک فرد بی طرف به مکان هایی بردکه قبلا ازوجود نحس داعش پاکسازی شده بود افزود: دمشق مرکز سوریه شهر بزرگی است یک روز به ما گفت آماده شوید میخواهم جایی خوب و دیدنی بریم ماهم فکر کردیم باغ و یا بستانی می رویم ؛مارا به یک منطقه وسیعی که پراز آپارتمان بود بردند وگفت این آپارتمان ها سرتاسر پر از نیروهای داعش بود.

,

وی درادامه خاطره شهید کجباف گفت : شهید کجباف تعریف می کرد که برای پاکسازی یک ساختمان چند طبقه بسیار هزینه می دادیم ؛ داعشیان دیوارهای بتونی ساختمان هارا طوری سوراخ می کردند که هرکسی نزدیک ساختمان شد تیرشان حتما به هدف بخورد که به همین دلیل نفرات بسیاری زخمی وشهید می شدند تا پاکسازی منطقه ازنیروهای داعش انجام شود .

,

وی ادامه داد:آن روز شهید کجباف می گفتند داعشیان بر اعتقاداتشان بسیار معتقد و محکم هستند و تا پای جان می جنگند اگر بچه شیعه ومسلمان های ما اینگونه بودندتابه حال شیعیان تمام جهان را فتح می کردند و ظهور حضرت حجت به تعویق نمی افتاد .

,

احمدی زاده ادامه داد : شهید کجباف بسیار شجاع و نترس بودند و ۹بار در جنگ مجروح شده بودند حتی شهریورماه سال گذشته مورد هدف قرار گرفت ؛ خیلی از همرزمانش قبل شهادتش می گفتند کجباف بسیار به درد مردم سوریه خورد وخیلی از مناطقی که دست دشمن بود آزاد کرد .

,

همسر شهید کجباف گفت : من از اول در جریان فعالیت هایشان بودم چون ما فامیل نزدیک بودیم وبه همین دلیل با ایشان ازدواج کردم البته آن موقع که ازدواج کردیم جانباز بودند و با عصا راه می رفتند شهیدکجباف ازهمان اول به مسائل انقلاب پایبند و فعال بودند احساس و روحیه انقلابی اش را در این سال ها ازدست نداد تا قبل شهادتشان هم همان کجباف سال ۵۷ بود

,

وی ادامه داد:شهید کجباف عهد و نیت کرده بود هروقت پاسدار شد لباس پاسداری را از همان اولین روز تنشان کنند که همان اولین روز خدمتشان مصادف با روز عقدمان شد که صیغه ازدواج ما را شیخ شوشتری خواندند با لباس پاسداری حضور یافتند.

,

همسر شهید کجباف ادامه داد:دهمین باری که مجروح شد در سوریه بود ۲۰شهریور۹۳ همان مکانی بود که به ما نشان داده بود تیر ازبالا به سینه اش خورده بود و به حالت اریبی ازکمر خارج شده بود و تمام ریه را پاره کرده که یکبار در دمشق و دوبار در دمشق عمل شد ؛۹۵درصد کسانی که به عیادتش آمدنداو را مورد سرزنش قرار دادند.

,

وی گفت :هفده روز در بستربیمار ی بود و یکبار ناله نکرد و بعدهم به دکتر گفتند که مرا مرخص کن کارهای نیمه تمام دارم و باید رسیدگی کنم ؛ازاهواز خیلی ها می خواستند به ملاقاتش بیایند اما قبول نکرد و خودش بلیط هواپیما گرفت و به اهواز آمد بعد ۴ روز داوطلبانه به سوریه برگشت.

,

احمدزاده خاطرنشان کرد:بار دیگردر بهمن ماه دستشان مجروح شده بود که هرزمان علت را جویا می شدم جواب می شنیدم که از قدیم زخمی بود حتی ترکش در کتفش را هم در نیاوردند وقتی من رفتم و ایشان را دیدم متوجه شدم که برای بار دوم درسوریه مجروح شده است.

,

وی شهید کجباف را یکی از کسانی که در واقعیت نه به اجباربلکه با شجاعت و الگوگیری از روزعاشورا در صف اول تهاجم علیه دشمن حضور داشتند دانست وافزود:کجباف اصلا ترسی نداشتند خیلی از مناطق دمشق و حرم حضرت زینب را پاکسازی می کردند و دشمن کاملا او را شناخته بود حتی عکسشان را دشمن بر روی لوله های اسلحه شان جهت شناسایی قرارداده بودند.

,

همسر شهید کجباف افزود:روزی که در تهران بیمارستان بقیه الله بخاطر لخته شدن خون در ریه و مشکلات تنفسی برای سومین بار تحت عمل جراحی قرار گرفت وقتی ازاتاق عمل درطبقه دو بیمارستان به سمت بخش در طبقه پنجم می بردیمش خیلی از دوستان و اشنایان حضور داشتند ما هم حال خوبی نداشتیم مثل اینکه همانجا یک داعشی عکسش را گرفته بود و در سایت های داعشیان پخش کردند که هادی کجباف فرمانده سپاه نیروهای سوریه در تهران تحت عمل جراحی قرار گرفت وتمام اطلاعات را با جزییات داده بو د.

,

وی ادامه داد: دشمن اورا کاملا شناخته شده بود خبر شهادتش هم ازطرف نیروهای خودی پخش نشد بلکه از طرف داعش منتشر شد نیروهای ایران خبر شهادت را مخفی کردند تا دشمن متوجه حساسیت مقام این کشته نشود و از ان سوء استفاده نکند ؛ادعای داعشیان این بود که جنازه پیش خودشان است.

,

احمد زاده افزود:البته در ابتدا میگویند یک یا دو روز بین مرزدشمن ومدافعین افتاده بود گاهی فکر میکنم داستانش سرسوزنی به مانند داستان کربلا است دراصل میخواهم بگویم گویی کربلاو عاشورا درحال تکرار است.

,

وی ادامه داد: وقتی متوجه شدیم جسدهمسرم جا مانده است ازاین حزن واندوه که الان دربیابان افتاب میتابد و چه برسرش می آید میسوختیم اما واقعه کربلا را در ذهن یادآوری می کردیم که جنازه ها سه رو برزمین ماندند و چه برسر اهل بیت آوردند.

,

همسرشهید کجباف بیان کرد: وقتی داعشیان متوجه شدند فرمانده است رگبار را به تمام بدنش گرفتند باز به یاد زمانی افتادیم که ابن سعد قوی ترین و سنگین ترین اسب ها را انتخاب کردند تا جنازه شهیدان کربلا را پامال صم اسبان کنند تمام استخوان های انهارا شکستند.

,

وی گفت :ازدست دادن همسرم به این شکل کوچکترین حالت حادثه سخت کربلا را به ما نشان داد آنها که اهل بیت علیه السلام بودند را چنین به سرشان آوردند اینها هم بچه های همان یزید و معاویه هستند درکربلا هم سرها را بریدند و پس نمیدادند.

,

احمد زاده ادامه داد:اگر در کربلا خانوم حضرت زینب سلام الله دلگرم به حضور برادرشان ابا لفضل علیه السلام است و امام حسین علیه السلام بعد از شهادت برادرشان عمود خیمه را می کشد و به حضرت زینب سلام الله میگوید آماده اسارت باش الان می گوییم خانوم جان اینها همه نوکران خانواده ات هستند ؛اینها هم حافظان حرمت هستند خوشحالم همسرم تمام تلاش خود را در دفاع از حرم حضرت زینب سلام الله دختر امیرالمومنین و حضرت فاطمه سلام الله کرد این نوکری افتخاری برای ما است.

,

وی درپایان به دختران و زنان این مرزوبوم توصیه کردند : زنان باید برای پاک کردن نفس سرکش تلاش کنند باید نفس خود را بشناسند و چیستی حقیقت ونقش یک دختر و زن شیعه در این زمانه را دریابند به هر جامعه ایی نگاه کنید زنان تحصیل کرده اند ؛جامعه طوری پیش می رود و زنان هم به همان سبک راه درپیش گرفته قدر خود و وظیفه ی خود را بدانیدکه مرد ازدامن زن به معراج می رود.

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه