گفتگو با تنها کفاش پاسارگاد:
مشتری های من بیشتر زیر خط فقر هستند/ چینی ها نان کفاشان را آجر کردند
در شهرستان پاسارگاد کفاش قدیمی کار میکند،نامش اسماعیل فتحی است و حدود 10سال است که پس از تغییر شغلهای متعدد به تعمیر کفش و کفاشی مشغول است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، به نقل از طنین پاسارگاد، کفش جزو کالاهایی است که همیشه مشتری دارد، به ویژه خانم ها که متناسب با هر نوع آب و هوا و به فراخور مهمانی های بزرگ یا کوچک، از پشت شیشه های ویترین مغازه ها به کفش ها خیره شده و بعضا بی توجه نسبت به قیمت بالای آن یا وسع مالیشان، کفش مورد علاقه اشان را برمی گزینند و می خرند.اما پشت پرده این ویترین های مجلل و پر زرق و برق، مغازه های کوچکی هستند که کفش های کهنه را تعمیر و پینه دوزی می کنند.
گاهی اوقات باور ندارم کفشهای قرمز آن دوران هنوز هم سالم است و درخشش خود را حفظ کرده است، حتما بعضی از شما هم این تجربه را داشتهاید، شاید هم میگویید: «شانسی بود که کفشت خوب مانده است» ولی نظر من چیز دیگری است، کفشهای قدیم چیز دیگری بود، مادربزرگم میگوید: یادش بهخیر، گیوههای قدیمی را هرچقدر میپوشیدی پاره نمیشد اما اگر الان آن گیوهها را داشتم حتما میپوشیدم و پز راحتی و شیکبودنشان را به همه میدادم.
,
,
حالا کفشی که میخرم هنوز یک ماه نمیگذرد که باید آن را پیش کفاش محل ببرم تا تعمیرش کند. تازه اگر در این دوره و زمانه بتوانی پینهدوز خوب پیدا کنی.
,در شهرستان پاسارگاد کفاش قدیمی کار میکند، نامش اسماعیل فتحی است و حدود 10سال است که پس از تغییر شغلهای متعدد به تعمیر کفش و کفاشی مشغول است.
,
میروم تا با او که سخت مشغول کار است گفتگویی داشته باشم. آقای فتحی همانطور که کفشی برای تعمیر در دست دارد، میگوید: هر چه میخواهد دل تنگت بگو و بعد میخندد.
ابتدا چند شوخی می کند و دست و پایش را نشان می دهد که ببین شغل کفاشی بی ضرر نیست و دیگر بیشتر توضیح نمی دهد.
,
آقا اسماعیل می گوید: دستمزد کفش دوزی به زحمتی که دارد، نمیارزد اما چارهای نیست باید نان حلال در آورد و خورد، البته ناچارا در کنار کفش دوزی، دکمه فروشی و تعمیرات و فروش سگک و کمربند شلوار هم انجام می دهم تا شاید بتوانم امرار معاش کنم.
در حالی که دستهایش با ظرافت خاصی به تعمیر کفشی که پیش رو دارد مشغول است، میگوید : بیشتر افراد قدیمی مشتری من هستند و حتی فرزندان و نوههایشان نیز برای تعمیر کفش پیش من میآیند، اما در کل افرادی که دستشان خالی است و باصطلاح زیر خط فقر هستند مشتری من می شوند.
تنها کفاش پاسارگاد ادامه میدهد: اوایل که وارد کار شدم، اصلا چیزی بلد نبودم و فقط باتجربه ای که خودم کسب کردم توانستم کفش دوز شوم.
فتحی میگوید: در گذشته مشتری هایم بیشتر بودند چر اکه کفش های چینی کمتر در بازار پیدا می شد،حالا بلافاصله پس از خراب شدن کفش به بازار می روند و به جای اینکه پول تعمیر کفش بدهند یک کفش نو چینی می خرند و این یکی از دلایل کساد بودن کار کفاشی می باشد.
تنها کفاش پاسارگاد می گوید:البته من تنها کفاش در شهر نیستم، چندین کفاش افغانی در شهر هستند و بدون اینکه اجاره مغازه یا پول برق و عوارضی بدهند در شهر مشغول فعالیت هستند که این هم یک از دلایل کساد شدن بازار کفاشی در شهرستان شده است.
وی ادامه می دهد: مشتری داشتم که باورتان نمیشود یک کفش را 10سال پوشیده و هر سال آن را میآورد تا خودم تعمیرش کنم که البته شاید مجبور باشد...
فتحی ادامه می دهد:جنس ها و ابزار کار کفاشی هم همگی گران شده، نخ، سوزن و .... با این قیمت ها دیگر کار کردن سودی ندارد.
از او میخواهم برایم از تفاوت کفشهای قدیم و کفشهای جدید بگوید، او میگوید: تفاوت کفشهای قدیم با الان از زمین تا آسمان است! زیرا قدیم برای ساخت یک جفت کفش ۱۲ساعت وقت میگذاشتند. اما امروز در یک ساعت کفش میدوزند. کفشهای امروزی معمولا از مواد پلاستیکی ساخته شده اند، اما آن موقع کفشها بیشتر چرمی بود و از ریشه و بنیاد خوب ساخته میشد.
این کفاش میگوید: جنسها و کفشهای چینی زندگی مردم را تحت تاثیر قرار داده و کسب و کار کفشدوزی را فلج کرده، دیگر آن دوران برنمیگردد.
آقا اسماعیل می گوید: روزی ده ساعت کارمی کنم ولی کارم را دوست دارم، عاشق کارم هستم، اگرچه هشت ساعت بیشتر توصیه نشده است.
از درآمد روزانه اش سوال کردم، گفت بیخیال؟ از من اصرار و از او انکار... نگفت که نگفت.
آقای فتحی می گوید:مردم ما خیلی به قلب دومشان که پایشان است، اهمیت نمی دهند و برایشان خیلی اهمیت هم ندارد که البته این موضوع طبق گفته همکاران بنده در سایر استان ها،در استان فارس بیشتر است و در کل فارسی ها خیلی به نوع کفش خود و همچنین سلامت پاهایشان اهمیت نمی دهند.
اومی گوید: کفشهایی اکنون در مغازه هستند که سالهاست کسی دنبالش نیامده است. خوب فکرش را بکنید شاید کفش شما را آقا اسماعیل درست کرده و شما برای تحویلش نرفته اید...
اگر رفتید هزینه نگهداری آن را هم پرداخت کنید ...لطفا
انتهای پیام/گ
آقا اسماعیل می گوید: دستمزد کفش دوزی به زحمتی که دارد، نمیارزد اما چارهای نیست باید نان حلال در آورد و خورد، البته ناچارا در کنار کفش دوزی، دکمه فروشی و تعمیرات و فروش سگک و کمربند شلوار هم انجام می دهم تا شاید بتوانم امرار معاش کنم.
در حالی که دستهایش با ظرافت خاصی به تعمیر کفشی که پیش رو دارد مشغول است، میگوید : بیشتر افراد قدیمی مشتری من هستند و حتی فرزندان و نوههایشان نیز برای تعمیر کفش پیش من میآیند، اما در کل افرادی که دستشان خالی است و باصطلاح زیر خط فقر هستند مشتری من می شوند.
تنها کفاش پاسارگاد ادامه میدهد: اوایل که وارد کار شدم، اصلا چیزی بلد نبودم و فقط باتجربه ای که خودم کسب کردم توانستم کفش دوز شوم.
فتحی میگوید: در گذشته مشتری هایم بیشتر بودند چر اکه کفش های چینی کمتر در بازار پیدا می شد،حالا بلافاصله پس از خراب شدن کفش به بازار می روند و به جای اینکه پول تعمیر کفش بدهند یک کفش نو چینی می خرند و این یکی از دلایل کساد بودن کار کفاشی می باشد.
تنها کفاش پاسارگاد می گوید:البته من تنها کفاش در شهر نیستم، چندین کفاش افغانی در شهر هستند و بدون اینکه اجاره مغازه یا پول برق و عوارضی بدهند در شهر مشغول فعالیت هستند که این هم یک از دلایل کساد شدن بازار کفاشی در شهرستان شده است.
وی ادامه می دهد: مشتری داشتم که باورتان نمیشود یک کفش را 10سال پوشیده و هر سال آن را میآورد تا خودم تعمیرش کنم که البته شاید مجبور باشد...
فتحی ادامه می دهد:جنس ها و ابزار کار کفاشی هم همگی گران شده، نخ، سوزن و .... با این قیمت ها دیگر کار کردن سودی ندارد.
از او میخواهم برایم از تفاوت کفشهای قدیم و کفشهای جدید بگوید، او میگوید: تفاوت کفشهای قدیم با الان از زمین تا آسمان است! زیرا قدیم برای ساخت یک جفت کفش ۱۲ساعت وقت میگذاشتند. اما امروز در یک ساعت کفش میدوزند. کفشهای امروزی معمولا از مواد پلاستیکی ساخته شده اند، اما آن موقع کفشها بیشتر چرمی بود و از ریشه و بنیاد خوب ساخته میشد.
این کفاش میگوید: جنسها و کفشهای چینی زندگی مردم را تحت تاثیر قرار داده و کسب و کار کفشدوزی را فلج کرده، دیگر آن دوران برنمیگردد.
آقا اسماعیل می گوید: روزی ده ساعت کارمی کنم ولی کارم را دوست دارم، عاشق کارم هستم، اگرچه هشت ساعت بیشتر توصیه نشده است.
از درآمد روزانه اش سوال کردم، گفت بیخیال؟ از من اصرار و از او انکار... نگفت که نگفت.
آقای فتحی می گوید:مردم ما خیلی به قلب دومشان که پایشان است، اهمیت نمی دهند و برایشان خیلی اهمیت هم ندارد که البته این موضوع طبق گفته همکاران بنده در سایر استان ها،در استان فارس بیشتر است و در کل فارسی ها خیلی به نوع کفش خود و همچنین سلامت پاهایشان اهمیت نمی دهند.
اومی گوید: کفشهایی اکنون در مغازه هستند که سالهاست کسی دنبالش نیامده است. خوب فکرش را بکنید شاید کفش شما را آقا اسماعیل درست کرده و شما برای تحویلش نرفته اید...
اگر رفتید هزینه نگهداری آن را هم پرداخت کنید ...لطفا
انتهای پیام/گ
,
,
آقا اسماعیل می گوید: دستمزد کفش دوزی به زحمتی که دارد، نمیارزد اما چارهای نیست باید نان حلال در آورد و خورد، البته ناچارا در کنار کفش دوزی، دکمه فروشی و تعمیرات و فروش سگک و کمربند شلوار هم انجام می دهم تا شاید بتوانم امرار معاش کنم.
,,
در حالی که دستهایش با ظرافت خاصی به تعمیر کفشی که پیش رو دارد مشغول است، میگوید : بیشتر افراد قدیمی مشتری من هستند و حتی فرزندان و نوههایشان نیز برای تعمیر کفش پیش من میآیند، اما در کل افرادی که دستشان خالی است و باصطلاح زیر خط فقر هستند مشتری من می شوند.
,,
تنها کفاش پاسارگاد ادامه میدهد: اوایل که وارد کار شدم، اصلا چیزی بلد نبودم و فقط باتجربه ای که خودم کسب کردم توانستم کفش دوز شوم.
,,
فتحی میگوید: در گذشته مشتری هایم بیشتر بودند چر اکه کفش های چینی کمتر در بازار پیدا می شد،حالا بلافاصله پس از خراب شدن کفش به بازار می روند و به جای اینکه پول تعمیر کفش بدهند یک کفش نو چینی می خرند و این یکی از دلایل کساد بودن کار کفاشی می باشد.
,,
تنها کفاش پاسارگاد می گوید:البته من تنها کفاش در شهر نیستم، چندین کفاش افغانی در شهر هستند و بدون اینکه اجاره مغازه یا پول برق و عوارضی بدهند در شهر مشغول فعالیت هستند که این هم یک از دلایل کساد شدن بازار کفاشی در شهرستان شده است.
,وی ادامه می دهد: مشتری داشتم که باورتان نمیشود یک کفش را 10سال پوشیده و هر سال آن را میآورد تا خودم تعمیرش کنم که البته شاید مجبور باشد...
,,
فتحی ادامه می دهد:جنس ها و ابزار کار کفاشی هم همگی گران شده، نخ، سوزن و .... با این قیمت ها دیگر کار کردن سودی ندارد.
,,
از او میخواهم برایم از تفاوت کفشهای قدیم و کفشهای جدید بگوید، او میگوید: تفاوت کفشهای قدیم با الان از زمین تا آسمان است! زیرا قدیم برای ساخت یک جفت کفش ۱۲ساعت وقت میگذاشتند. اما امروز در یک ساعت کفش میدوزند. کفشهای امروزی معمولا از مواد پلاستیکی ساخته شده اند، اما آن موقع کفشها بیشتر چرمی بود و از ریشه و بنیاد خوب ساخته میشد.
,,
این کفاش میگوید: جنسها و کفشهای چینی زندگی مردم را تحت تاثیر قرار داده و کسب و کار کفشدوزی را فلج کرده، دیگر آن دوران برنمیگردد.
,,
آقا اسماعیل می گوید: روزی ده ساعت کارمی کنم ولی کارم را دوست دارم، عاشق کارم هستم، اگرچه هشت ساعت بیشتر توصیه نشده است.
,,
از درآمد روزانه اش سوال کردم، گفت بیخیال؟ از من اصرار و از او انکار... نگفت که نگفت.
,,
آقای فتحی می گوید:مردم ما خیلی به قلب دومشان که پایشان است، اهمیت نمی دهند و برایشان خیلی اهمیت هم ندارد که البته این موضوع طبق گفته همکاران بنده در سایر استان ها،در استان فارس بیشتر است و در کل فارسی ها خیلی به نوع کفش خود و همچنین سلامت پاهایشان اهمیت نمی دهند.
,
,
اومی گوید: کفشهایی اکنون در مغازه هستند که سالهاست کسی دنبالش نیامده است. خوب فکرش را بکنید شاید کفش شما را آقا اسماعیل درست کرده و شما برای تحویلش نرفته اید...
,,
اگر رفتید هزینه نگهداری آن را هم پرداخت کنید ...لطفا
,,
,
,
,
,
,
,
,
انتهای پیام/گ
,]
ارسال دیدگاه