روایت یک جانباز خاتم از اتفاقی عجیب؛

سیل خاتم به حرمت مادر شهید به جز چفیه یادگاری، همه چیز را برد

سیل خاتم به حرمت مادر شهید به جز چفیه یادگاری، همه چیز را برد
جانباز و آزاده سرافراز خاتم روایت جالبی از مادر شهید محمد رضا وکیلی که یک هفته قبل از فوتش عنوان کرده بود نقل کرد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا ؛ جانبازه و آزاده سرافراز شهرستان خاتم در گفتگو با خبرنگار یزد رسا ، ابتدا به بیان رشادت ها و دلاوری های شهید والامقام شهرستان خاتم محمد رضا وکیلی پرداخت و روایت جالبی از مادر شهید برایمان نقل کرد و اظهار داشت: شهید محمد رضا وکیلی در آن زمان از بسیجیان مخلص و علاقمند به امام خمینی (ره) بود.

, شبکه اطلاع رسانی دانا, یزد رسا,

 094 copy

“اکبر برزگری” گفت: شهید وکیلی با توجه به تعصب و عشقی که به کشور و امام (ره) داشت با آن سن و سال کمش برای پاسداری از دین و انقلاب اسلامی به صورت بسیجی عازم جبهه شد و نهایتاً در سال ۶۱ در عملیات رمضان در شلمچه در سن ۱۶ سالگی به شهادت رسید.

 این جانباز و آزاده خاتم در ادامه به بیان روایت جالبی از زبان مادر شهید محمد رضا وکیلی که یک هفته قبل از فوتش برای وی عنوان کرده بود پرداخت و گفت: مادر شهید وکیلی یک هفته قبل از فوتش رازی که ۳۱ سال در دلش نهفته بود و برای هیچکس کس حتی خانواده اش تعریف نکرده بود حدود ۱۵ روز پیش برای من و همسرم تعریف کرد که بنده دلم راضی نشد این روایت جالب را برای مخاطبان بیان نکنم.

 برزگری افزود: با توجه به رفت و آمدی که با خانواده شهید وکیلی داشتیم مادر شهید وکیلی راز نهفته اش را چنین تعریف کرد “۳۱ سال پیش زمانی که فرزندم در عملیات رمضان در شلمچه به شهادت رسید او را به هرات منتقل کردند و وقتی که من بالای سر فرزندم رفتم دیدم چفیه ای دور گردن فرزندم است که هنوز خاک شلمچه به آن چسبیده بود.

 وی ادامه داد: مادر شهید وکیلی زمانی که چفیه را دور گردن فرزند شهیدش می بیند اولین کاری که انجام داده بود چفیه را از دور گردن فرزندش بیرون می آورد و تا قبل از فوتش در خصوص این چفیه با هیچکس حتی خانواده اش چیزی نگفته بود تا ۱۵ روز پیش که این روایت را برای ما تعریف کرد.

 جانباز دفاع مقدس در خاتم تصریح کرد: بعد از اینکه روایت چفیه را برایمان تعریف کرد گفت یک وصیت دارم که می خواهم زمانی که فوت کردم این چفیه را زیر سرم قرار دهید.

وی با ابراز تاسف خاطر نشان کرد: یک هفته بعد از وصیتش یعنی حدود چند روز پیش مادر شهید به رحمت خدا رفت و طبق وصیتش هنگام خاکسپری وی چفیه فرزند شهیدش را زیرسرش قرار دادند.

برزگری همچنین بحث سیلی که سال ۶۵ در هرات آمد را مطرح کرد و اذعان داشت: بعد از شهادت محمد رضا وکیلی سال ۱۳۶۵ سیلی در هرات آمد که همه منازل مسکونی را تخریب کرد و وسایل منازل را با خودش برد .

 وی افزود: مادر شهید وکیلی در خصوص سیل سال ۶۵ و تخریب منزلش چنین گفت: زمانی که سیل آمد منزلمان به کلی تخریب شد و سیل کلیه وسایل منزلمان را با خودش برد و فقط تنها چیزی که در آن سیل برایمان ماند و سیل آن را با خود نبرد چفیه فرزند شهیدم بود که از همان زمان وصیت کردم که باید این چفیه هنگام فوتم زیر سرم باشد.

 اکبر برزگری در پایان ضمن تسلیت به خانواده شهید وکیلی ادامه داد: سه شنبه بعد از نماز مغرب و عشاء یزد در شهرک گلستان ، بلوار شهدای اشرف مسجد ولایت مراسم ختم برای مادر شهید می باشد که مردم عزیز شهرستان خاتم و یزد می توانند برای تسلی دل این بازماندگان در این مراسم شرکت نمایند.

گفتنی است شهید محمد رضا وکیلی اولین شهید بسیجی شهرستان خاتم می باشد که در سن ۱۶ سالگی به شهادت رسید.

 گوشه ای از وصیت نامه شهید محمد رضا وکیلی

 Image0003

  Image0001

 
,

 094 copy

“اکبر برزگری” گفت: شهید وکیلی با توجه به تعصب و عشقی که به کشور و امام (ره) داشت با آن سن و سال کمش برای پاسداری از دین و انقلاب اسلامی به صورت بسیجی عازم جبهه شد و نهایتاً در سال ۶۱ در عملیات رمضان در شلمچه در سن ۱۶ سالگی به شهادت رسید.

 این جانباز و آزاده خاتم در ادامه به بیان روایت جالبی از زبان مادر شهید محمد رضا وکیلی که یک هفته قبل از فوتش برای وی عنوان کرده بود پرداخت و گفت: مادر شهید وکیلی یک هفته قبل از فوتش رازی که ۳۱ سال در دلش نهفته بود و برای هیچکس کس حتی خانواده اش تعریف نکرده بود حدود ۱۵ روز پیش برای من و همسرم تعریف کرد که بنده دلم راضی نشد این روایت جالب را برای مخاطبان بیان نکنم.

 برزگری افزود: با توجه به رفت و آمدی که با خانواده شهید وکیلی داشتیم مادر شهید وکیلی راز نهفته اش را چنین تعریف کرد “۳۱ سال پیش زمانی که فرزندم در عملیات رمضان در شلمچه به شهادت رسید او را به هرات منتقل کردند و وقتی که من بالای سر فرزندم رفتم دیدم چفیه ای دور گردن فرزندم است که هنوز خاک شلمچه به آن چسبیده بود.

 وی ادامه داد: مادر شهید وکیلی زمانی که چفیه را دور گردن فرزند شهیدش می بیند اولین کاری که انجام داده بود چفیه را از دور گردن فرزندش بیرون می آورد و تا قبل از فوتش در خصوص این چفیه با هیچکس حتی خانواده اش چیزی نگفته بود تا ۱۵ روز پیش که این روایت را برای ما تعریف کرد.

 جانباز دفاع مقدس در خاتم تصریح کرد: بعد از اینکه روایت چفیه را برایمان تعریف کرد گفت یک وصیت دارم که می خواهم زمانی که فوت کردم این چفیه را زیر سرم قرار دهید.

وی با ابراز تاسف خاطر نشان کرد: یک هفته بعد از وصیتش یعنی حدود چند روز پیش مادر شهید به رحمت خدا رفت و طبق وصیتش هنگام خاکسپری وی چفیه فرزند شهیدش را زیرسرش قرار دادند.

برزگری همچنین بحث سیلی که سال ۶۵ در هرات آمد را مطرح کرد و اذعان داشت: بعد از شهادت محمد رضا وکیلی سال ۱۳۶۵ سیلی در هرات آمد که همه منازل مسکونی را تخریب کرد و وسایل منازل را با خودش برد .

 وی افزود: مادر شهید وکیلی در خصوص سیل سال ۶۵ و تخریب منزلش چنین گفت: زمانی که سیل آمد منزلمان به کلی تخریب شد و سیل کلیه وسایل منزلمان را با خودش برد و فقط تنها چیزی که در آن سیل برایمان ماند و سیل آن را با خود نبرد چفیه فرزند شهیدم بود که از همان زمان وصیت کردم که باید این چفیه هنگام فوتم زیر سرم باشد.

 اکبر برزگری در پایان ضمن تسلیت به خانواده شهید وکیلی ادامه داد: سه شنبه بعد از نماز مغرب و عشاء یزد در شهرک گلستان ، بلوار شهدای اشرف مسجد ولایت مراسم ختم برای مادر شهید می باشد که مردم عزیز شهرستان خاتم و یزد می توانند برای تسلی دل این بازماندگان در این مراسم شرکت نمایند.

گفتنی است شهید محمد رضا وکیلی اولین شهید بسیجی شهرستان خاتم می باشد که در سن ۱۶ سالگی به شهادت رسید.

 گوشه ای از وصیت نامه شهید محمد رضا وکیلی

 Image0003

  Image0001

 
,

 094 copy

, 094 copy, 094 copy,

“اکبر برزگری” گفت: شهید وکیلی با توجه به تعصب و عشقی که به کشور و امام (ره) داشت با آن سن و سال کمش برای پاسداری از دین و انقلاب اسلامی به صورت بسیجی عازم جبهه شد و نهایتاً در سال ۶۱ در عملیات رمضان در شلمچه در سن ۱۶ سالگی به شهادت رسید.

,

 این جانباز و آزاده خاتم در ادامه به بیان روایت جالبی از زبان مادر شهید محمد رضا وکیلی که یک هفته قبل از فوتش برای وی عنوان کرده بود پرداخت و گفت: مادر شهید وکیلی یک هفته قبل از فوتش رازی که ۳۱ سال در دلش نهفته بود و برای هیچکس کس حتی خانواده اش تعریف نکرده بود حدود ۱۵ روز پیش برای من و همسرم تعریف کرد که بنده دلم راضی نشد این روایت جالب را برای مخاطبان بیان نکنم.

,

 برزگری افزود: با توجه به رفت و آمدی که با خانواده شهید وکیلی داشتیم مادر شهید وکیلی راز نهفته اش را چنین تعریف کرد “۳۱ سال پیش زمانی که فرزندم در عملیات رمضان در شلمچه به شهادت رسید او را به هرات منتقل کردند و وقتی که من بالای سر فرزندم رفتم دیدم چفیه ای دور گردن فرزندم است که هنوز خاک شلمچه به آن چسبیده بود.

,

 وی ادامه داد: مادر شهید وکیلی زمانی که چفیه را دور گردن فرزند شهیدش می بیند اولین کاری که انجام داده بود چفیه را از دور گردن فرزندش بیرون می آورد و تا قبل از فوتش در خصوص این چفیه با هیچکس حتی خانواده اش چیزی نگفته بود تا ۱۵ روز پیش که این روایت را برای ما تعریف کرد.

,

 جانباز دفاع مقدس در خاتم تصریح کرد: بعد از اینکه روایت چفیه را برایمان تعریف کرد گفت یک وصیت دارم که می خواهم زمانی که فوت کردم این چفیه را زیر سرم قرار دهید.

,

وی با ابراز تاسف خاطر نشان کرد: یک هفته بعد از وصیتش یعنی حدود چند روز پیش مادر شهید به رحمت خدا رفت و طبق وصیتش هنگام خاکسپری وی چفیه فرزند شهیدش را زیرسرش قرار دادند.

,

برزگری همچنین بحث سیلی که سال ۶۵ در هرات آمد را مطرح کرد و اذعان داشت: بعد از شهادت محمد رضا وکیلی سال ۱۳۶۵ سیلی در هرات آمد که همه منازل مسکونی را تخریب کرد و وسایل منازل را با خودش برد .

,

 وی افزود: مادر شهید وکیلی در خصوص سیل سال ۶۵ و تخریب منزلش چنین گفت: زمانی که سیل آمد منزلمان به کلی تخریب شد و سیل کلیه وسایل منزلمان را با خودش برد و فقط تنها چیزی که در آن سیل برایمان ماند و سیل آن را با خود نبرد چفیه فرزند شهیدم بود که از همان زمان وصیت کردم که باید این چفیه هنگام فوتم زیر سرم باشد.

,

 اکبر برزگری در پایان ضمن تسلیت به خانواده شهید وکیلی ادامه داد: سه شنبه بعد از نماز مغرب و عشاء یزد در شهرک گلستان ، بلوار شهدای اشرف مسجد ولایت مراسم ختم برای مادر شهید می باشد که مردم عزیز شهرستان خاتم و یزد می توانند برای تسلی دل این بازماندگان در این مراسم شرکت نمایند.

,

گفتنی است شهید محمد رضا وکیلی اولین شهید بسیجی شهرستان خاتم می باشد که در سن ۱۶ سالگی به شهادت رسید.

,

 گوشه ای از وصیت نامه شهید محمد رضا وکیلی

,

 Image0003

, Image0003, Image0003,

  Image0001

, Image0001, Image0001,
 
,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه