مدیر دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب:

مدعیان روشنفکری سانسورچی های حقیقی و علمداران برخورد حذفی هستند/ برای بسیاری از هلوکاستهای واقعی علیه ملت ایران حتی یک فریم نقاشی نداریم

مدعیان روشنفکری سانسورچی های حقیقی و علمداران برخورد حذفی هستند/ برای بسیاری از هلوکاستهای واقعی علیه ملت ایران حتی یک فریم نقاشی نداریم
مدیر دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی گفت: یکی از اساسی ترین مشکلات ما بایکوت مطلق داشته ها و حقایق ملموس از سوی مدعیان روشنفکری است و بنا بر این موضوع باید از تعابیر کلیشه ای در فضای رسانه ای و روشن شدن اینکه چه کسانی سانسورچی هستند و برخورد سیاسی با هنر دارند یک تعریف تازه ای ارائه شود.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از سرویس نقد رسانه شبکه اطلاع رسانی مرصاد، اینروزها علمداران سانسور و حذف و صاحبان نگاه برخورد سیاسی و حذفی با هنر مدعی مخالفت با برخورد ایدئولوژیک با تولیدات هنری شده اند و سعی می کنند جریان فرهنگی و حزب الهی انقلاب را برای سرپوش بر رفتارهای تاریخی خود به عنوان عاملان نگاه حذفی معرفی کنند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,

گرچه این برخورد یعنی نسبت دادن دیکتاتوری اندیشه و فکر در میان به اصطلاح طرفداران جریان روشن فکری به فعالان جبهه فرهنگی انقلاب تنها در حوزه هنر و فرهنگ نیست و در عرصه های مختلف سیاسی و اجتماعی و رسانه ای دیگر هم اینروزها شاهد بروز و نمود استبداد فکری این جریان در عرصه عمل هستیم، اما به عنوان اولویت بحث برخورد حذفی و بایکوت در میان مدعیان روشنفکری با وحید جلیلی به عنوان روزنامه نگار، فیلم ساز و منتقد فرهنگی به بحث و گفتگو نشستیم.

ومهمترین رویدادهای انقلاب و حماسه های این مردم دقیقا توسط کسانی که علم مبارزه با سانسور بلند کردند سانسور می شود.

علمداران سانسور و برخوردی حذفی مدعی مخالفت با سانسور شده اند

وحید جلیلی در همین رابطه در گفتگو با خبرنگار مرصاد اظهار داشت: یکی از اساسی ترین مشکلات ما بایکوت مطلق داشته ها و حقایق ملموس از سوی مدعیان روشنفکری است. من چندوقت پیش گفتم که مثلا این قضیه اسکار گرفتن آقای فرهادی را تلویزیون به جز در چند بخش خبری پوشش وسیع نداد، چقدر یادداشت نوشتند و حمله کردند که آی ببینید سانسور کردند و پوشش ندادند و بایکوت کردند... چه کار کردند؟ یک جایزه گرفتن آقای فرهادی کم ضریب خورده است.

وی ادامه داد: قضاوت کنید الان، شما 8 سال دفاغ مقدس رو انکار کردید، 200 هزار شهید را سانسور کردید و سانسورچی نیستید، 10 ها هزار صحنه واقعی رو در حیات این ملت که نمونه های آن در طول تاریخ این ملت کم نظیر و شاید بی نظر بود، اینها را ندیدید و نگفتید و سانسورچی نیستید... اما اگر کسی به آنها به آن اندازه ای که انتظار دارند ضریب ندهند و بولد نکنند متهم می کنند به انواع اقسان تهمت ها.

 

مدیر دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی ادامه داد: مانع ما این نوع رفتارهاست. ما تا بخواهید ارزش خبری داریم، انقلاب اسلامی یک مزیت هایی را در اختیار ما گذاشته که بسیاری از داشتن آن محرومند. فرض کنید فلان آدم در فلان آزمایشگاه یک تحقیق پزشکی انجام می دهد...این ممکن است برای فلان روزنامه آمریکایی یا ژاپنی خبر نباشد ولی برای شما خبر است، چرا که اون محقق به دنبال غلبه بر تحریم است. این تحریم برای ما ژورنالیستها یک فرصت است چون هرچه مربوط به آن باشد ارزش خبری دارد، عنصر ارزش خبری درگیری در برخورد و غلبه بر تحریم ها یک ارزش خبری است. چقدر می توانیم از این درگیری که می توان از ابعاد وسیع و عمیق فلسفی تا بنیان های جامعه شناختی که ما با غرب و تمدن غرب و سیاست غرب اختلاف داریم را مورد بررسی قرار دهیم.

چقدر ظرفیت های کار خبری و ژورنالیستی برای ما بالاتر از دیگران است و از آن استفاده نمی کنیم.

باید کلیشه های فضای رسانه ای بازتعریف شود/ برخود حذفی با تولیدات سینمایی هر دو طیف کاملا قابل ارزیابی است

سردبیر نشریه راه در بخش دیگری از سخنانش اظهار داشت: به نظر من باید بعضی از این واژه های کلیشه شده در فضای رسانه ای را یک بار بازخوانی کنیم. در مورد نگاه حذفی می شود حرف زد و این همه وارونه نمایی که از نگاه حذفی می شود. فیلم ساز داریم که بیشترین امکانات را از تلویزیون جمهوری اسلامی گرفته، اصلا نمایشنامه نویس رادیو و تلویزیون بوده، به خاطر برخی از فیلمها و سریالها به او متعدد و مکرر سیمرغ و جوایز دیگر داده اند. هیأت داوران بسیاری از این جایزه ها به این فرد چه کسانی بوده اند؟ حسن عباسی... ابولقاسم طالبی... آیا اون فیلمساز می تواند ادعا بکند که با من برخورد حذفی شده؟ جه کار باید برای این فیلمساز می شد که نشده؟ 

وی افزود: در مقابل همین آقای ابولقاسم طالبی به خاطر اینکه به فتنه یک نگاه خاص کرده بود در فیلمش، که اتفاقا یک نگاه از بالا بود، بعضی از حزب الهی را حتی به او اعتراض می کردند که تو اون جناح سیاسی مقابل رو به اندازه کافی نپرداختی و صرفا می خواستی دست بیگانه را نشان بدهی. در جشنواره فیلم فجر چه برخوردی با اون آدم شد؟ از ترس اینکه مبادا شروع کنند آدم های روشن فکر مملکت موقع پخش فیلم صداهای مختلف در نیاورند مثل سال قبل از آن سر پخش فیلم پایان نامه، ما از اول تا آخر فیلم را در فضای روشن نگاه کردیم.

این منتقد فرهنگی تصریح کرد: شما به  مجله فیلم نگاه کنید. "قلاده های طلا" را فقط و فقط از نظر ارزش های سینمایی با فیلم "بی خود و بی جهت" آقای کاهانی مقایسه کنید. قلاده های طلا فیلم بی ارزشی است؟ مجله فیلم بی خود و بی جهت رو بعد از جشنواره به عنوان بهترین فیلم سال معرفی می کند و حتی یک کلمه... حتی یک کلمه در کل مجله فیلم به قلاده های طلا حتی اشاره هم نمی کند. حالا کی برخورد حذفی و ایدئولوژیک دارد؟ کی سانسورچی است؟ کی برخورد سیاسی با هنر می کند؟

جلیلی خاطر نشان کرد: یک نمونه دیگر از این دسته فارغ از هر نوع نگاهی که در مورد فیلمهای او داشته باشیم، آقای دهنمکی است. پوپک و مش ماشالله آقای موتمن چقدر از سوی روشنفکرها مورد اعتراض قرار گرفت؟ این فیلم فارسی تر است یا اخراجی ها؟ منتها این را یک نفر همفکر ساخته اما فیلم دیگر را کسی از آن طرف، من همه حرفم این است که وقتی دقیق نگاه می کنیم سیاسی کارها و ساسورچی های اصلی که برخورد حذفی و سیاسی با هنر دارند خودشان را نشان می دهند.

 

مدعیان جریان روشنفکری شهید آوینی را با تمام سواد رسانه ای و سینمایی بایکوت کردند

 

مدیر دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی گفت: اصلا چرا راه دور... خود شهید آوینی، کسی که در عمق نگاه او، در سواد رسانه ای و سینمایی او چه کسی می تواند شک کند؟ آوینی کسی بود که از جریان روشنفکری با سی و چند سال سن به جریان انقلاب آمده بود و به خودش می گفت از راه طی شده با شما سخن می گویم. چه کسی حاضر بود از این جماعت روشنفکر که اصلا او را به حساب بیاورد؟ متأسفانه یکسری مشهوراتی باب شده که حزب الهی ها اهل حذف و سانسور برخورد خودی و غیر خودی هستند و آن طرفی ها عکس این موضوع... چه کسی چنین حرفی را می تواند با ادله تأیید کند؟ اینها یکملت را سانسور کردند...

وی افزود: فلان داستان نویس می گوید من افتخارم این است که یک خط در مورد جنگ ننوشتم. از این مثالها هم یک مورد و دومورد و صد مورد نیست... اینها آیا نباید با سوال مواجه بشوند؟  

 

ریزش ها و رویش ها باید باهم دیده شود

 

وحید جلیلی با اشاره به ضرورت نگاه توأمان به ریزش ها و رویش های انقلاب افزود: در این میان چند نفری ممکن است از جریان فرهنگی انقلاب اسلامی و کشور هم کاملا سقوط کرده باشند که البته یک جریان طبیعی در مناسبات انسانی است و اگر بخواهیم با این دید به همه چیز نگاه کنیم باید نهضت پیامبر (ص) را هم به خاطر اینکه چند نفر اول بودند و آخر نبودند شکست خورده بدانیم که این نگاه به هیچ عنوان منطقی و عقلایی نیست. حضرت آقا در این رابطه کلیدواژه بسیار مفهومی را به کار بردند که ریزش و رویش وجود دارد. در مقابل ریزش ها کاملا رویش های مشهود داشته ایم. ممکن است بگویند مثلا فلان فیلم ساز خارج رفت و فلان بازیگر رفت ما در جشنواره عمار که کارنامه عملی در خصوص توجه به استعدادهای دیده نشده است می توانم برای شما مثال بزنم. به عنوان مثال همین آقای آرش دریابندری پسر آقای نجف دریا بندری است. آقای نجف دریابندری انسان کاملا محترمی است اما به هر حال حال منظومه فکری او کاملا با انقلاب اسلامی متفاوت است. مادر او هم مسیحی است. اما آرش مترجم کتاب ولایت فقیه آقای جوادی آملی است. از 5 سالگی بیرون بوده 50 سالگی تازه به ایران برگشته.. اینها را هم باید دید...

سردبیر نشریه راه تصریح کرد: در حوزه فرار مغزها البته زیاد می شود حرف زد بالاخره شما هرچقدر امکانات در اختیار نخبگان بگذارید آمریکا حاضر است چند برابر آن را بدهد... این مسئله ایست که وجود دارد اما باید نخبگانی را هم دید که از رویشها بوده اند. در همین کردستان آقای دکتر کلانتر هرمزی رئیس انجمن جراجان پلاستیک ایران، ده ها همکار متخصص درجه یک خودش را می برد در محروم ترین مناطق این کشور و ده ها عمل جراحی رایگان انجام می دهد. به همه جای ایران هم سفر کرده است. اما چرا کسی کلانتر هرمزی را نمی شناسد؟ چرا این ها در رسانه های ما ضریب نمی گیرند؟ چرا قهرمانان ما ضریب نمی گیرند؟ من به عنوان یک روزنامه نگاری که تمام طول دوران کاری خود را نگاه انتقادی داشته می گویم که قرار نیست نگاه انقلاب اسلامی یک نگاه تمجیدی باشد اما باید ضعف ها و قوت ها را با هم دید.

 

چرا رسانه های ما به هلوکاست های تاریخی در حق ملت ایران ضریب نمی دهند؟

جلیلی گفت: ببینید الان سال 94 است، 27 سال از پایان جنگ گذشته است. مثلا فقط در کردستان 1600 شهید پیشمرگ مسلمان کرد داریم. 1600 شهید کرد زبان سنی که جان خودشون رو فدای آرمانهای انقلاب کردند. من و شما چند نفر از آنها را به اسم می شناسیم؟ در همین مشهد در واقعه گوهر شاد، در یک شب 600 نفر را کشتند... از مسئولین و فعالان سوال کنید چند نفر از این شهدا را به اسم می توانند بگویند؟ در هر جای جهان در هر شهری از این عالم در یک شب 600 نفر را کشته بودند الان به اندازه یک موزه از آن اثر هنری وجود داشت اما ما از اینها حتی یک فریم نقاشی نداریم. یک نمایشنامه یا یک داستان کوتاه نیست... هولوکاستی است برای خودش... از همان منظر انسانی موضوع هم جامعه روشنفکری تمام این واقعیت ها را بایکوت کرده است...

وی در بخش پایانی سخنان خود تصریح کرد: در دفاع مقدس که ما 220 هزار نفر شهید داشتیم اگر برای هر 10 شهید یک کتاب منتشر شده بود باید ما امروز 22 هزار عنوان کتاب می داشتیم. دیگر رزمندگان و جانبازان و آزادگان و خانواده های آنها و پشت جبهه و ماجراهای گوناگون و اسناد واقعی حماسه های این ملت را نمی گویم. مادر شهید از دنیا می رود یک برگ کاغذ از او باقی نمی ماند. در کرمان دیدند این مادران شهدا و خانواده های آنها همه رفتند، عزم را جزم کردند در عرض یک سال و نیم 3000 گفتگو و مصاحبه از خانواده های شهدا گرفتند. با یک روش تحقیق کیفی، تحت عنوان سبک زندگی اینها، خروجی های متعدد دراماتیک و جامعه شناختی و روانشناختی آکادمیک می توان از آن گرفت. پایاننامه های متعدد می شود از روی آنها کار کرد... آن وقت ما نشستیم یانگوم و اوشین نگاه می کنیم. تفریط در این فضا مسئله جدی ماست.

انتهای پیام/ص

,

گرچه این برخورد یعنی نسبت دادن دیکتاتوری اندیشه و فکر در میان به اصطلاح طرفداران جریان روشن فکری به فعالان جبهه فرهنگی انقلاب تنها در حوزه هنر و فرهنگ نیست و در عرصه های مختلف سیاسی و اجتماعی و رسانه ای دیگر هم اینروزها شاهد بروز و نمود استبداد فکری این جریان در عرصه عمل هستیم، اما به عنوان اولویت بحث برخورد حذفی و بایکوت در میان مدعیان روشنفکری با وحید جلیلی به عنوان روزنامه نگار، فیلم ساز و منتقد فرهنگی به بحث و گفتگو نشستیم.

ومهمترین رویدادهای انقلاب و حماسه های این مردم دقیقا توسط کسانی که علم مبارزه با سانسور بلند کردند سانسور می شود.

علمداران سانسور و برخوردی حذفی مدعی مخالفت با سانسور شده اند

وحید جلیلی در همین رابطه در گفتگو با خبرنگار مرصاد اظهار داشت: یکی از اساسی ترین مشکلات ما بایکوت مطلق داشته ها و حقایق ملموس از سوی مدعیان روشنفکری است. من چندوقت پیش گفتم که مثلا این قضیه اسکار گرفتن آقای فرهادی را تلویزیون به جز در چند بخش خبری پوشش وسیع نداد، چقدر یادداشت نوشتند و حمله کردند که آی ببینید سانسور کردند و پوشش ندادند و بایکوت کردند... چه کار کردند؟ یک جایزه گرفتن آقای فرهادی کم ضریب خورده است.

وی ادامه داد: قضاوت کنید الان، شما 8 سال دفاغ مقدس رو انکار کردید، 200 هزار شهید را سانسور کردید و سانسورچی نیستید، 10 ها هزار صحنه واقعی رو در حیات این ملت که نمونه های آن در طول تاریخ این ملت کم نظیر و شاید بی نظر بود، اینها را ندیدید و نگفتید و سانسورچی نیستید... اما اگر کسی به آنها به آن اندازه ای که انتظار دارند ضریب ندهند و بولد نکنند متهم می کنند به انواع اقسان تهمت ها.

 

مدیر دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی ادامه داد: مانع ما این نوع رفتارهاست. ما تا بخواهید ارزش خبری داریم، انقلاب اسلامی یک مزیت هایی را در اختیار ما گذاشته که بسیاری از داشتن آن محرومند. فرض کنید فلان آدم در فلان آزمایشگاه یک تحقیق پزشکی انجام می دهد...این ممکن است برای فلان روزنامه آمریکایی یا ژاپنی خبر نباشد ولی برای شما خبر است، چرا که اون محقق به دنبال غلبه بر تحریم است. این تحریم برای ما ژورنالیستها یک فرصت است چون هرچه مربوط به آن باشد ارزش خبری دارد، عنصر ارزش خبری درگیری در برخورد و غلبه بر تحریم ها یک ارزش خبری است. چقدر می توانیم از این درگیری که می توان از ابعاد وسیع و عمیق فلسفی تا بنیان های جامعه شناختی که ما با غرب و تمدن غرب و سیاست غرب اختلاف داریم را مورد بررسی قرار دهیم.

چقدر ظرفیت های کار خبری و ژورنالیستی برای ما بالاتر از دیگران است و از آن استفاده نمی کنیم.

باید کلیشه های فضای رسانه ای بازتعریف شود/ برخود حذفی با تولیدات سینمایی هر دو طیف کاملا قابل ارزیابی است

سردبیر نشریه راه در بخش دیگری از سخنانش اظهار داشت: به نظر من باید بعضی از این واژه های کلیشه شده در فضای رسانه ای را یک بار بازخوانی کنیم. در مورد نگاه حذفی می شود حرف زد و این همه وارونه نمایی که از نگاه حذفی می شود. فیلم ساز داریم که بیشترین امکانات را از تلویزیون جمهوری اسلامی گرفته، اصلا نمایشنامه نویس رادیو و تلویزیون بوده، به خاطر برخی از فیلمها و سریالها به او متعدد و مکرر سیمرغ و جوایز دیگر داده اند. هیأت داوران بسیاری از این جایزه ها به این فرد چه کسانی بوده اند؟ حسن عباسی... ابولقاسم طالبی... آیا اون فیلمساز می تواند ادعا بکند که با من برخورد حذفی شده؟ جه کار باید برای این فیلمساز می شد که نشده؟ 

وی افزود: در مقابل همین آقای ابولقاسم طالبی به خاطر اینکه به فتنه یک نگاه خاص کرده بود در فیلمش، که اتفاقا یک نگاه از بالا بود، بعضی از حزب الهی را حتی به او اعتراض می کردند که تو اون جناح سیاسی مقابل رو به اندازه کافی نپرداختی و صرفا می خواستی دست بیگانه را نشان بدهی. در جشنواره فیلم فجر چه برخوردی با اون آدم شد؟ از ترس اینکه مبادا شروع کنند آدم های روشن فکر مملکت موقع پخش فیلم صداهای مختلف در نیاورند مثل سال قبل از آن سر پخش فیلم پایان نامه، ما از اول تا آخر فیلم را در فضای روشن نگاه کردیم.

این منتقد فرهنگی تصریح کرد: شما به  مجله فیلم نگاه کنید. "قلاده های طلا" را فقط و فقط از نظر ارزش های سینمایی با فیلم "بی خود و بی جهت" آقای کاهانی مقایسه کنید. قلاده های طلا فیلم بی ارزشی است؟ مجله فیلم بی خود و بی جهت رو بعد از جشنواره به عنوان بهترین فیلم سال معرفی می کند و حتی یک کلمه... حتی یک کلمه در کل مجله فیلم به قلاده های طلا حتی اشاره هم نمی کند. حالا کی برخورد حذفی و ایدئولوژیک دارد؟ کی سانسورچی است؟ کی برخورد سیاسی با هنر می کند؟

جلیلی خاطر نشان کرد: یک نمونه دیگر از این دسته فارغ از هر نوع نگاهی که در مورد فیلمهای او داشته باشیم، آقای دهنمکی است. پوپک و مش ماشالله آقای موتمن چقدر از سوی روشنفکرها مورد اعتراض قرار گرفت؟ این فیلم فارسی تر است یا اخراجی ها؟ منتها این را یک نفر همفکر ساخته اما فیلم دیگر را کسی از آن طرف، من همه حرفم این است که وقتی دقیق نگاه می کنیم سیاسی کارها و ساسورچی های اصلی که برخورد حذفی و سیاسی با هنر دارند خودشان را نشان می دهند.

 

مدعیان جریان روشنفکری شهید آوینی را با تمام سواد رسانه ای و سینمایی بایکوت کردند

 

مدیر دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی گفت: اصلا چرا راه دور... خود شهید آوینی، کسی که در عمق نگاه او، در سواد رسانه ای و سینمایی او چه کسی می تواند شک کند؟ آوینی کسی بود که از جریان روشنفکری با سی و چند سال سن به جریان انقلاب آمده بود و به خودش می گفت از راه طی شده با شما سخن می گویم. چه کسی حاضر بود از این جماعت روشنفکر که اصلا او را به حساب بیاورد؟ متأسفانه یکسری مشهوراتی باب شده که حزب الهی ها اهل حذف و سانسور برخورد خودی و غیر خودی هستند و آن طرفی ها عکس این موضوع... چه کسی چنین حرفی را می تواند با ادله تأیید کند؟ اینها یکملت را سانسور کردند...

وی افزود: فلان داستان نویس می گوید من افتخارم این است که یک خط در مورد جنگ ننوشتم. از این مثالها هم یک مورد و دومورد و صد مورد نیست... اینها آیا نباید با سوال مواجه بشوند؟  

 

ریزش ها و رویش ها باید باهم دیده شود

 

وحید جلیلی با اشاره به ضرورت نگاه توأمان به ریزش ها و رویش های انقلاب افزود: در این میان چند نفری ممکن است از جریان فرهنگی انقلاب اسلامی و کشور هم کاملا سقوط کرده باشند که البته یک جریان طبیعی در مناسبات انسانی است و اگر بخواهیم با این دید به همه چیز نگاه کنیم باید نهضت پیامبر (ص) را هم به خاطر اینکه چند نفر اول بودند و آخر نبودند شکست خورده بدانیم که این نگاه به هیچ عنوان منطقی و عقلایی نیست. حضرت آقا در این رابطه کلیدواژه بسیار مفهومی را به کار بردند که ریزش و رویش وجود دارد. در مقابل ریزش ها کاملا رویش های مشهود داشته ایم. ممکن است بگویند مثلا فلان فیلم ساز خارج رفت و فلان بازیگر رفت ما در جشنواره عمار که کارنامه عملی در خصوص توجه به استعدادهای دیده نشده است می توانم برای شما مثال بزنم. به عنوان مثال همین آقای آرش دریابندری پسر آقای نجف دریا بندری است. آقای نجف دریابندری انسان کاملا محترمی است اما به هر حال حال منظومه فکری او کاملا با انقلاب اسلامی متفاوت است. مادر او هم مسیحی است. اما آرش مترجم کتاب ولایت فقیه آقای جوادی آملی است. از 5 سالگی بیرون بوده 50 سالگی تازه به ایران برگشته.. اینها را هم باید دید...

سردبیر نشریه راه تصریح کرد: در حوزه فرار مغزها البته زیاد می شود حرف زد بالاخره شما هرچقدر امکانات در اختیار نخبگان بگذارید آمریکا حاضر است چند برابر آن را بدهد... این مسئله ایست که وجود دارد اما باید نخبگانی را هم دید که از رویشها بوده اند. در همین کردستان آقای دکتر کلانتر هرمزی رئیس انجمن جراجان پلاستیک ایران، ده ها همکار متخصص درجه یک خودش را می برد در محروم ترین مناطق این کشور و ده ها عمل جراحی رایگان انجام می دهد. به همه جای ایران هم سفر کرده است. اما چرا کسی کلانتر هرمزی را نمی شناسد؟ چرا این ها در رسانه های ما ضریب نمی گیرند؟ چرا قهرمانان ما ضریب نمی گیرند؟ من به عنوان یک روزنامه نگاری که تمام طول دوران کاری خود را نگاه انتقادی داشته می گویم که قرار نیست نگاه انقلاب اسلامی یک نگاه تمجیدی باشد اما باید ضعف ها و قوت ها را با هم دید.

 

چرا رسانه های ما به هلوکاست های تاریخی در حق ملت ایران ضریب نمی دهند؟

جلیلی گفت: ببینید الان سال 94 است، 27 سال از پایان جنگ گذشته است. مثلا فقط در کردستان 1600 شهید پیشمرگ مسلمان کرد داریم. 1600 شهید کرد زبان سنی که جان خودشون رو فدای آرمانهای انقلاب کردند. من و شما چند نفر از آنها را به اسم می شناسیم؟ در همین مشهد در واقعه گوهر شاد، در یک شب 600 نفر را کشتند... از مسئولین و فعالان سوال کنید چند نفر از این شهدا را به اسم می توانند بگویند؟ در هر جای جهان در هر شهری از این عالم در یک شب 600 نفر را کشته بودند الان به اندازه یک موزه از آن اثر هنری وجود داشت اما ما از اینها حتی یک فریم نقاشی نداریم. یک نمایشنامه یا یک داستان کوتاه نیست... هولوکاستی است برای خودش... از همان منظر انسانی موضوع هم جامعه روشنفکری تمام این واقعیت ها را بایکوت کرده است...

وی در بخش پایانی سخنان خود تصریح کرد: در دفاع مقدس که ما 220 هزار نفر شهید داشتیم اگر برای هر 10 شهید یک کتاب منتشر شده بود باید ما امروز 22 هزار عنوان کتاب می داشتیم. دیگر رزمندگان و جانبازان و آزادگان و خانواده های آنها و پشت جبهه و ماجراهای گوناگون و اسناد واقعی حماسه های این ملت را نمی گویم. مادر شهید از دنیا می رود یک برگ کاغذ از او باقی نمی ماند. در کرمان دیدند این مادران شهدا و خانواده های آنها همه رفتند، عزم را جزم کردند در عرض یک سال و نیم 3000 گفتگو و مصاحبه از خانواده های شهدا گرفتند. با یک روش تحقیق کیفی، تحت عنوان سبک زندگی اینها، خروجی های متعدد دراماتیک و جامعه شناختی و روانشناختی آکادمیک می توان از آن گرفت. پایاننامه های متعدد می شود از روی آنها کار کرد... آن وقت ما نشستیم یانگوم و اوشین نگاه می کنیم. تفریط در این فضا مسئله جدی ماست.

انتهای پیام/ص

,

گرچه این برخورد یعنی نسبت دادن دیکتاتوری اندیشه و فکر در میان به اصطلاح طرفداران جریان روشن فکری به فعالان جبهه فرهنگی انقلاب تنها در حوزه هنر و فرهنگ نیست و در عرصه های مختلف سیاسی و اجتماعی و رسانه ای دیگر هم اینروزها شاهد بروز و نمود استبداد فکری این جریان در عرصه عمل هستیم، اما به عنوان اولویت بحث برخورد حذفی و بایکوت در میان مدعیان روشنفکری با وحید جلیلی به عنوان روزنامه نگار، فیلم ساز و منتقد فرهنگی به بحث و گفتگو نشستیم.

ومهمترین رویدادهای انقلاب و حماسه های این مردم دقیقا توسط کسانی که علم مبارزه با سانسور بلند کردند سانسور می شود.

علمداران سانسور و برخوردی حذفی مدعی مخالفت با سانسور شده اند

وحید جلیلی در همین رابطه در گفتگو با خبرنگار مرصاد اظهار داشت: یکی از اساسی ترین مشکلات ما بایکوت مطلق داشته ها و حقایق ملموس از سوی مدعیان روشنفکری است. من چندوقت پیش گفتم که مثلا این قضیه اسکار گرفتن آقای فرهادی را تلویزیون به جز در چند بخش خبری پوشش وسیع نداد، چقدر یادداشت نوشتند و حمله کردند که آی ببینید سانسور کردند و پوشش ندادند و بایکوت کردند... چه کار کردند؟ یک جایزه گرفتن آقای فرهادی کم ضریب خورده است.

وی ادامه داد: قضاوت کنید الان، شما 8 سال دفاغ مقدس رو انکار کردید، 200 هزار شهید را سانسور کردید و سانسورچی نیستید، 10 ها هزار صحنه واقعی رو در حیات این ملت که نمونه های آن در طول تاریخ این ملت کم نظیر و شاید بی نظر بود، اینها را ندیدید و نگفتید و سانسورچی نیستید... اما اگر کسی به آنها به آن اندازه ای که انتظار دارند ضریب ندهند و بولد نکنند متهم می کنند به انواع اقسان تهمت ها.

 

مدیر دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی ادامه داد: مانع ما این نوع رفتارهاست. ما تا بخواهید ارزش خبری داریم، انقلاب اسلامی یک مزیت هایی را در اختیار ما گذاشته که بسیاری از داشتن آن محرومند. فرض کنید فلان آدم در فلان آزمایشگاه یک تحقیق پزشکی انجام می دهد...این ممکن است برای فلان روزنامه آمریکایی یا ژاپنی خبر نباشد ولی برای شما خبر است، چرا که اون محقق به دنبال غلبه بر تحریم است. این تحریم برای ما ژورنالیستها یک فرصت است چون هرچه مربوط به آن باشد ارزش خبری دارد، عنصر ارزش خبری درگیری در برخورد و غلبه بر تحریم ها یک ارزش خبری است. چقدر می توانیم از این درگیری که می توان از ابعاد وسیع و عمیق فلسفی تا بنیان های جامعه شناختی که ما با غرب و تمدن غرب و سیاست غرب اختلاف داریم را مورد بررسی قرار دهیم.

چقدر ظرفیت های کار خبری و ژورنالیستی برای ما بالاتر از دیگران است و از آن استفاده نمی کنیم.

باید کلیشه های فضای رسانه ای بازتعریف شود/ برخود حذفی با تولیدات سینمایی هر دو طیف کاملا قابل ارزیابی است

سردبیر نشریه راه در بخش دیگری از سخنانش اظهار داشت: به نظر من باید بعضی از این واژه های کلیشه شده در فضای رسانه ای را یک بار بازخوانی کنیم. در مورد نگاه حذفی می شود حرف زد و این همه وارونه نمایی که از نگاه حذفی می شود. فیلم ساز داریم که بیشترین امکانات را از تلویزیون جمهوری اسلامی گرفته، اصلا نمایشنامه نویس رادیو و تلویزیون بوده، به خاطر برخی از فیلمها و سریالها به او متعدد و مکرر سیمرغ و جوایز دیگر داده اند. هیأت داوران بسیاری از این جایزه ها به این فرد چه کسانی بوده اند؟ حسن عباسی... ابولقاسم طالبی... آیا اون فیلمساز می تواند ادعا بکند که با من برخورد حذفی شده؟ جه کار باید برای این فیلمساز می شد که نشده؟ 

وی افزود: در مقابل همین آقای ابولقاسم طالبی به خاطر اینکه به فتنه یک نگاه خاص کرده بود در فیلمش، که اتفاقا یک نگاه از بالا بود، بعضی از حزب الهی را حتی به او اعتراض می کردند که تو اون جناح سیاسی مقابل رو به اندازه کافی نپرداختی و صرفا می خواستی دست بیگانه را نشان بدهی. در جشنواره فیلم فجر چه برخوردی با اون آدم شد؟ از ترس اینکه مبادا شروع کنند آدم های روشن فکر مملکت موقع پخش فیلم صداهای مختلف در نیاورند مثل سال قبل از آن سر پخش فیلم پایان نامه، ما از اول تا آخر فیلم را در فضای روشن نگاه کردیم.

این منتقد فرهنگی تصریح کرد: شما به  مجله فیلم نگاه کنید. "قلاده های طلا" را فقط و فقط از نظر ارزش های سینمایی با فیلم "بی خود و بی جهت" آقای کاهانی مقایسه کنید. قلاده های طلا فیلم بی ارزشی است؟ مجله فیلم بی خود و بی جهت رو بعد از جشنواره به عنوان بهترین فیلم سال معرفی می کند و حتی یک کلمه... حتی یک کلمه در کل مجله فیلم به قلاده های طلا حتی اشاره هم نمی کند. حالا کی برخورد حذفی و ایدئولوژیک دارد؟ کی سانسورچی است؟ کی برخورد سیاسی با هنر می کند؟

جلیلی خاطر نشان کرد: یک نمونه دیگر از این دسته فارغ از هر نوع نگاهی که در مورد فیلمهای او داشته باشیم، آقای دهنمکی است. پوپک و مش ماشالله آقای موتمن چقدر از سوی روشنفکرها مورد اعتراض قرار گرفت؟ این فیلم فارسی تر است یا اخراجی ها؟ منتها این را یک نفر همفکر ساخته اما فیلم دیگر را کسی از آن طرف، من همه حرفم این است که وقتی دقیق نگاه می کنیم سیاسی کارها و ساسورچی های اصلی که برخورد حذفی و سیاسی با هنر دارند خودشان را نشان می دهند.

 

مدعیان جریان روشنفکری شهید آوینی را با تمام سواد رسانه ای و سینمایی بایکوت کردند

 

مدیر دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی گفت: اصلا چرا راه دور... خود شهید آوینی، کسی که در عمق نگاه او، در سواد رسانه ای و سینمایی او چه کسی می تواند شک کند؟ آوینی کسی بود که از جریان روشنفکری با سی و چند سال سن به جریان انقلاب آمده بود و به خودش می گفت از راه طی شده با شما سخن می گویم. چه کسی حاضر بود از این جماعت روشنفکر که اصلا او را به حساب بیاورد؟ متأسفانه یکسری مشهوراتی باب شده که حزب الهی ها اهل حذف و سانسور برخورد خودی و غیر خودی هستند و آن طرفی ها عکس این موضوع... چه کسی چنین حرفی را می تواند با ادله تأیید کند؟ اینها یکملت را سانسور کردند...

وی افزود: فلان داستان نویس می گوید من افتخارم این است که یک خط در مورد جنگ ننوشتم. از این مثالها هم یک مورد و دومورد و صد مورد نیست... اینها آیا نباید با سوال مواجه بشوند؟  

 

ریزش ها و رویش ها باید باهم دیده شود

 

وحید جلیلی با اشاره به ضرورت نگاه توأمان به ریزش ها و رویش های انقلاب افزود: در این میان چند نفری ممکن است از جریان فرهنگی انقلاب اسلامی و کشور هم کاملا سقوط کرده باشند که البته یک جریان طبیعی در مناسبات انسانی است و اگر بخواهیم با این دید به همه چیز نگاه کنیم باید نهضت پیامبر (ص) را هم به خاطر اینکه چند نفر اول بودند و آخر نبودند شکست خورده بدانیم که این نگاه به هیچ عنوان منطقی و عقلایی نیست. حضرت آقا در این رابطه کلیدواژه بسیار مفهومی را به کار بردند که ریزش و رویش وجود دارد. در مقابل ریزش ها کاملا رویش های مشهود داشته ایم. ممکن است بگویند مثلا فلان فیلم ساز خارج رفت و فلان بازیگر رفت ما در جشنواره عمار که کارنامه عملی در خصوص توجه به استعدادهای دیده نشده است می توانم برای شما مثال بزنم. به عنوان مثال همین آقای آرش دریابندری پسر آقای نجف دریا بندری است. آقای نجف دریابندری انسان کاملا محترمی است اما به هر حال حال منظومه فکری او کاملا با انقلاب اسلامی متفاوت است. مادر او هم مسیحی است. اما آرش مترجم کتاب ولایت فقیه آقای جوادی آملی است. از 5 سالگی بیرون بوده 50 سالگی تازه به ایران برگشته.. اینها را هم باید دید...

سردبیر نشریه راه تصریح کرد: در حوزه فرار مغزها البته زیاد می شود حرف زد بالاخره شما هرچقدر امکانات در اختیار نخبگان بگذارید آمریکا حاضر است چند برابر آن را بدهد... این مسئله ایست که وجود دارد اما باید نخبگانی را هم دید که از رویشها بوده اند. در همین کردستان آقای دکتر کلانتر هرمزی رئیس انجمن جراجان پلاستیک ایران، ده ها همکار متخصص درجه یک خودش را می برد در محروم ترین مناطق این کشور و ده ها عمل جراحی رایگان انجام می دهد. به همه جای ایران هم سفر کرده است. اما چرا کسی کلانتر هرمزی را نمی شناسد؟ چرا این ها در رسانه های ما ضریب نمی گیرند؟ چرا قهرمانان ما ضریب نمی گیرند؟ من به عنوان یک روزنامه نگاری که تمام طول دوران کاری خود را نگاه انتقادی داشته می گویم که قرار نیست نگاه انقلاب اسلامی یک نگاه تمجیدی باشد اما باید ضعف ها و قوت ها را با هم دید.

 

چرا رسانه های ما به هلوکاست های تاریخی در حق ملت ایران ضریب نمی دهند؟

جلیلی گفت: ببینید الان سال 94 است، 27 سال از پایان جنگ گذشته است. مثلا فقط در کردستان 1600 شهید پیشمرگ مسلمان کرد داریم. 1600 شهید کرد زبان سنی که جان خودشون رو فدای آرمانهای انقلاب کردند. من و شما چند نفر از آنها را به اسم می شناسیم؟ در همین مشهد در واقعه گوهر شاد، در یک شب 600 نفر را کشتند... از مسئولین و فعالان سوال کنید چند نفر از این شهدا را به اسم می توانند بگویند؟ در هر جای جهان در هر شهری از این عالم در یک شب 600 نفر را کشته بودند الان به اندازه یک موزه از آن اثر هنری وجود داشت اما ما از اینها حتی یک فریم نقاشی نداریم. یک نمایشنامه یا یک داستان کوتاه نیست... هولوکاستی است برای خودش... از همان منظر انسانی موضوع هم جامعه روشنفکری تمام این واقعیت ها را بایکوت کرده است...

وی در بخش پایانی سخنان خود تصریح کرد: در دفاع مقدس که ما 220 هزار نفر شهید داشتیم اگر برای هر 10 شهید یک کتاب منتشر شده بود باید ما امروز 22 هزار عنوان کتاب می داشتیم. دیگر رزمندگان و جانبازان و آزادگان و خانواده های آنها و پشت جبهه و ماجراهای گوناگون و اسناد واقعی حماسه های این ملت را نمی گویم. مادر شهید از دنیا می رود یک برگ کاغذ از او باقی نمی ماند. در کرمان دیدند این مادران شهدا و خانواده های آنها همه رفتند، عزم را جزم کردند در عرض یک سال و نیم 3000 گفتگو و مصاحبه از خانواده های شهدا گرفتند. با یک روش تحقیق کیفی، تحت عنوان سبک زندگی اینها، خروجی های متعدد دراماتیک و جامعه شناختی و روانشناختی آکادمیک می توان از آن گرفت. پایاننامه های متعدد می شود از روی آنها کار کرد... آن وقت ما نشستیم یانگوم و اوشین نگاه می کنیم. تفریط در این فضا مسئله جدی ماست.

انتهای پیام/ص

,

گرچه این برخورد یعنی نسبت دادن دیکتاتوری اندیشه و فکر در میان به اصطلاح طرفداران جریان روشن فکری به فعالان جبهه فرهنگی انقلاب تنها در حوزه هنر و فرهنگ نیست و در عرصه های مختلف سیاسی و اجتماعی و رسانه ای دیگر هم اینروزها شاهد بروز و نمود استبداد فکری این جریان در عرصه عمل هستیم، اما به عنوان اولویت بحث برخورد حذفی و بایکوت در میان مدعیان روشنفکری با وحید جلیلی به عنوان روزنامه نگار، فیلم ساز و منتقد فرهنگی به بحث و گفتگو نشستیم.

ومهمترین رویدادهای انقلاب و حماسه های این مردم دقیقا توسط کسانی که علم مبارزه با سانسور بلند کردند سانسور می شود.

علمداران سانسور و برخوردی حذفی مدعی مخالفت با سانسور شده اند

وحید جلیلی در همین رابطه در گفتگو با خبرنگار مرصاد اظهار داشت: یکی از اساسی ترین مشکلات ما بایکوت مطلق داشته ها و حقایق ملموس از سوی مدعیان روشنفکری است. من چندوقت پیش گفتم که مثلا این قضیه اسکار گرفتن آقای فرهادی را تلویزیون به جز در چند بخش خبری پوشش وسیع نداد، چقدر یادداشت نوشتند و حمله کردند که آی ببینید سانسور کردند و پوشش ندادند و بایکوت کردند... چه کار کردند؟ یک جایزه گرفتن آقای فرهادی کم ضریب خورده است.

وی ادامه داد: قضاوت کنید الان، شما 8 سال دفاغ مقدس رو انکار کردید، 200 هزار شهید را سانسور کردید و سانسورچی نیستید، 10 ها هزار صحنه واقعی رو در حیات این ملت که نمونه های آن در طول تاریخ این ملت کم نظیر و شاید بی نظر بود، اینها را ندیدید و نگفتید و سانسورچی نیستید... اما اگر کسی به آنها به آن اندازه ای که انتظار دارند ضریب ندهند و بولد نکنند متهم می کنند به انواع اقسان تهمت ها.

 

مدیر دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی ادامه داد: مانع ما این نوع رفتارهاست. ما تا بخواهید ارزش خبری داریم، انقلاب اسلامی یک مزیت هایی را در اختیار ما گذاشته که بسیاری از داشتن آن محرومند. فرض کنید فلان آدم در فلان آزمایشگاه یک تحقیق پزشکی انجام می دهد...این ممکن است برای فلان روزنامه آمریکایی یا ژاپنی خبر نباشد ولی برای شما خبر است، چرا که اون محقق به دنبال غلبه بر تحریم است. این تحریم برای ما ژورنالیستها یک فرصت است چون هرچه مربوط به آن باشد ارزش خبری دارد، عنصر ارزش خبری درگیری در برخورد و غلبه بر تحریم ها یک ارزش خبری است. چقدر می توانیم از این درگیری که می توان از ابعاد وسیع و عمیق فلسفی تا بنیان های جامعه شناختی که ما با غرب و تمدن غرب و سیاست غرب اختلاف داریم را مورد بررسی قرار دهیم.

چقدر ظرفیت های کار خبری و ژورنالیستی برای ما بالاتر از دیگران است و از آن استفاده نمی کنیم.

باید کلیشه های فضای رسانه ای بازتعریف شود/ برخود حذفی با تولیدات سینمایی هر دو طیف کاملا قابل ارزیابی است

سردبیر نشریه راه در بخش دیگری از سخنانش اظهار داشت: به نظر من باید بعضی از این واژه های کلیشه شده در فضای رسانه ای را یک بار بازخوانی کنیم. در مورد نگاه حذفی می شود حرف زد و این همه وارونه نمایی که از نگاه حذفی می شود. فیلم ساز داریم که بیشترین امکانات را از تلویزیون جمهوری اسلامی گرفته، اصلا نمایشنامه نویس رادیو و تلویزیون بوده، به خاطر برخی از فیلمها و سریالها به او متعدد و مکرر سیمرغ و جوایز دیگر داده اند. هیأت داوران بسیاری از این جایزه ها به این فرد چه کسانی بوده اند؟ حسن عباسی... ابولقاسم طالبی... آیا اون فیلمساز می تواند ادعا بکند که با من برخورد حذفی شده؟ جه کار باید برای این فیلمساز می شد که نشده؟ 

وی افزود: در مقابل همین آقای ابولقاسم طالبی به خاطر اینکه به فتنه یک نگاه خاص کرده بود در فیلمش، که اتفاقا یک نگاه از بالا بود، بعضی از حزب الهی را حتی به او اعتراض می کردند که تو اون جناح سیاسی مقابل رو به اندازه کافی نپرداختی و صرفا می خواستی دست بیگانه را نشان بدهی. در جشنواره فیلم فجر چه برخوردی با اون آدم شد؟ از ترس اینکه مبادا شروع کنند آدم های روشن فکر مملکت موقع پخش فیلم صداهای مختلف در نیاورند مثل سال قبل از آن سر پخش فیلم پایان نامه، ما از اول تا آخر فیلم را در فضای روشن نگاه کردیم.

این منتقد فرهنگی تصریح کرد: شما به  مجله فیلم نگاه کنید. "قلاده های طلا" را فقط و فقط از نظر ارزش های سینمایی با فیلم "بی خود و بی جهت" آقای کاهانی مقایسه کنید. قلاده های طلا فیلم بی ارزشی است؟ مجله فیلم بی خود و بی جهت رو بعد از جشنواره به عنوان بهترین فیلم سال معرفی می کند و حتی یک کلمه... حتی یک کلمه در کل مجله فیلم به قلاده های طلا حتی اشاره هم نمی کند. حالا کی برخورد حذفی و ایدئولوژیک دارد؟ کی سانسورچی است؟ کی برخورد سیاسی با هنر می کند؟

جلیلی خاطر نشان کرد: یک نمونه دیگر از این دسته فارغ از هر نوع نگاهی که در مورد فیلمهای او داشته باشیم، آقای دهنمکی است. پوپک و مش ماشالله آقای موتمن چقدر از سوی روشنفکرها مورد اعتراض قرار گرفت؟ این فیلم فارسی تر است یا اخراجی ها؟ منتها این را یک نفر همفکر ساخته اما فیلم دیگر را کسی از آن طرف، من همه حرفم این است که وقتی دقیق نگاه می کنیم سیاسی کارها و ساسورچی های اصلی که برخورد حذفی و سیاسی با هنر دارند خودشان را نشان می دهند.

 

مدعیان جریان روشنفکری شهید آوینی را با تمام سواد رسانه ای و سینمایی بایکوت کردند

 

مدیر دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی گفت: اصلا چرا راه دور... خود شهید آوینی، کسی که در عمق نگاه او، در سواد رسانه ای و سینمایی او چه کسی می تواند شک کند؟ آوینی کسی بود که از جریان روشنفکری با سی و چند سال سن به جریان انقلاب آمده بود و به خودش می گفت از راه طی شده با شما سخن می گویم. چه کسی حاضر بود از این جماعت روشنفکر که اصلا او را به حساب بیاورد؟ متأسفانه یکسری مشهوراتی باب شده که حزب الهی ها اهل حذف و سانسور برخورد خودی و غیر خودی هستند و آن طرفی ها عکس این موضوع... چه کسی چنین حرفی را می تواند با ادله تأیید کند؟ اینها یکملت را سانسور کردند...

وی افزود: فلان داستان نویس می گوید من افتخارم این است که یک خط در مورد جنگ ننوشتم. از این مثالها هم یک مورد و دومورد و صد مورد نیست... اینها آیا نباید با سوال مواجه بشوند؟  

 

ریزش ها و رویش ها باید باهم دیده شود

 

وحید جلیلی با اشاره به ضرورت نگاه توأمان به ریزش ها و رویش های انقلاب افزود: در این میان چند نفری ممکن است از جریان فرهنگی انقلاب اسلامی و کشور هم کاملا سقوط کرده باشند که البته یک جریان طبیعی در مناسبات انسانی است و اگر بخواهیم با این دید به همه چیز نگاه کنیم باید نهضت پیامبر (ص) را هم به خاطر اینکه چند نفر اول بودند و آخر نبودند شکست خورده بدانیم که این نگاه به هیچ عنوان منطقی و عقلایی نیست. حضرت آقا در این رابطه کلیدواژه بسیار مفهومی را به کار بردند که ریزش و رویش وجود دارد. در مقابل ریزش ها کاملا رویش های مشهود داشته ایم. ممکن است بگویند مثلا فلان فیلم ساز خارج رفت و فلان بازیگر رفت ما در جشنواره عمار که کارنامه عملی در خصوص توجه به استعدادهای دیده نشده است می توانم برای شما مثال بزنم. به عنوان مثال همین آقای آرش دریابندری پسر آقای نجف دریا بندری است. آقای نجف دریابندری انسان کاملا محترمی است اما به هر حال حال منظومه فکری او کاملا با انقلاب اسلامی متفاوت است. مادر او هم مسیحی است. اما آرش مترجم کتاب ولایت فقیه آقای جوادی آملی است. از 5 سالگی بیرون بوده 50 سالگی تازه به ایران برگشته.. اینها را هم باید دید...

سردبیر نشریه راه تصریح کرد: در حوزه فرار مغزها البته زیاد می شود حرف زد بالاخره شما هرچقدر امکانات در اختیار نخبگان بگذارید آمریکا حاضر است چند برابر آن را بدهد... این مسئله ایست که وجود دارد اما باید نخبگانی را هم دید که از رویشها بوده اند. در همین کردستان آقای دکتر کلانتر هرمزی رئیس انجمن جراجان پلاستیک ایران، ده ها همکار متخصص درجه یک خودش را می برد در محروم ترین مناطق این کشور و ده ها عمل جراحی رایگان انجام می دهد. به همه جای ایران هم سفر کرده است. اما چرا کسی کلانتر هرمزی را نمی شناسد؟ چرا این ها در رسانه های ما ضریب نمی گیرند؟ چرا قهرمانان ما ضریب نمی گیرند؟ من به عنوان یک روزنامه نگاری که تمام طول دوران کاری خود را نگاه انتقادی داشته می گویم که قرار نیست نگاه انقلاب اسلامی یک نگاه تمجیدی باشد اما باید ضعف ها و قوت ها را با هم دید.

 

چرا رسانه های ما به هلوکاست های تاریخی در حق ملت ایران ضریب نمی دهند؟

جلیلی گفت: ببینید الان سال 94 است، 27 سال از پایان جنگ گذشته است. مثلا فقط در کردستان 1600 شهید پیشمرگ مسلمان کرد داریم. 1600 شهید کرد زبان سنی که جان خودشون رو فدای آرمانهای انقلاب کردند. من و شما چند نفر از آنها را به اسم می شناسیم؟ در همین مشهد در واقعه گوهر شاد، در یک شب 600 نفر را کشتند... از مسئولین و فعالان سوال کنید چند نفر از این شهدا را به اسم می توانند بگویند؟ در هر جای جهان در هر شهری از این عالم در یک شب 600 نفر را کشته بودند الان به اندازه یک موزه از آن اثر هنری وجود داشت اما ما از اینها حتی یک فریم نقاشی نداریم. یک نمایشنامه یا یک داستان کوتاه نیست... هولوکاستی است برای خودش... از همان منظر انسانی موضوع هم جامعه روشنفکری تمام این واقعیت ها را بایکوت کرده است...

وی در بخش پایانی سخنان خود تصریح کرد: در دفاع مقدس که ما 220 هزار نفر شهید داشتیم اگر برای هر 10 شهید یک کتاب منتشر شده بود باید ما امروز 22 هزار عنوان کتاب می داشتیم. دیگر رزمندگان و جانبازان و آزادگان و خانواده های آنها و پشت جبهه و ماجراهای گوناگون و اسناد واقعی حماسه های این ملت را نمی گویم. مادر شهید از دنیا می رود یک برگ کاغذ از او باقی نمی ماند. در کرمان دیدند این مادران شهدا و خانواده های آنها همه رفتند، عزم را جزم کردند در عرض یک سال و نیم 3000 گفتگو و مصاحبه از خانواده های شهدا گرفتند. با یک روش تحقیق کیفی، تحت عنوان سبک زندگی اینها، خروجی های متعدد دراماتیک و جامعه شناختی و روانشناختی آکادمیک می توان از آن گرفت. پایاننامه های متعدد می شود از روی آنها کار کرد... آن وقت ما نشستیم یانگوم و اوشین نگاه می کنیم. تفریط در این فضا مسئله جدی ماست.

انتهای پیام/ص

,

گرچه این برخورد یعنی نسبت دادن دیکتاتوری اندیشه و فکر در میان به اصطلاح طرفداران جریان روشن فکری به فعالان جبهه فرهنگی انقلاب تنها در حوزه هنر و فرهنگ نیست و در عرصه های مختلف سیاسی و اجتماعی و رسانه ای دیگر هم اینروزها شاهد بروز و نمود استبداد فکری این جریان در عرصه عمل هستیم، اما به عنوان اولویت بحث برخورد حذفی و بایکوت در میان مدعیان روشنفکری با وحید جلیلی به عنوان روزنامه نگار، فیلم ساز و منتقد فرهنگی به بحث و گفتگو نشستیم.

,

ومهمترین رویدادهای انقلاب و حماسه های این مردم دقیقا توسط کسانی که علم مبارزه با سانسور بلند کردند سانسور می شود.

, ومهمترین رویدادهای انقلاب و حماسه های این مردم دقیقا توسط کسانی که علم مبارزه با سانسور بلند کردند سانسور می شود.,

علمداران سانسور و برخوردی حذفی مدعی مخالفت با سانسور شده اند

, علمداران سانسور و برخوردی حذفی مدعی مخالفت با سانسور شده اند, علمداران سانسور و برخوردی حذفی مدعی مخالفت با سانسور شده اند, علمداران سانسور و برخوردی حذفی مدعی مخالفت با سانسور شده اند,

وحید جلیلی در همین رابطه در گفتگو با خبرنگار مرصاد اظهار داشت: یکی از اساسی ترین مشکلات ما بایکوت مطلق داشته ها و حقایق ملموس از سوی مدعیان روشنفکری است. من چندوقت پیش گفتم که مثلا این قضیه اسکار گرفتن آقای فرهادی را تلویزیون به جز در چند بخش خبری پوشش وسیع نداد، چقدر یادداشت نوشتند و حمله کردند که آی ببینید سانسور کردند و پوشش ندادند و بایکوت کردند... چه کار کردند؟ یک جایزه گرفتن آقای فرهادی کم ضریب خورده است.

, وحید جلیلی در همین رابطه در گفتگو با خبرنگار مرصاد اظهار داشت: یکی از اساسی ترین مشکلات ما بایکوت مطلق داشته ها و حقایق ملموس از سوی مدعیان روشنفکری است. من چندوقت پیش گفتم که مثلا این قضیه اسکار گرفتن آقای فرهادی را تلویزیون به جز در چند بخش خبری پوشش وسیع نداد، چقدر یادداشت نوشتند و حمله کردند که آی ببینید سانسور کردند و پوشش ندادند و بایکوت کردند... چه کار کردند؟ یک جایزه گرفتن آقای فرهادی کم ضریب خورده است.,

وی ادامه داد: قضاوت کنید الان، شما 8 سال دفاغ مقدس رو انکار کردید، 200 هزار شهید را سانسور کردید و سانسورچی نیستید، 10 ها هزار صحنه واقعی رو در حیات این ملت که نمونه های آن در طول تاریخ این ملت کم نظیر و شاید بی نظر بود، اینها را ندیدید و نگفتید و سانسورچی نیستید... اما اگر کسی به آنها به آن اندازه ای که انتظار دارند ضریب ندهند و بولد نکنند متهم می کنند به انواع اقسان تهمت ها.

,

 

,

مدیر دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی ادامه داد: مانع ما این نوع رفتارهاست. ما تا بخواهید ارزش خبری داریم، انقلاب اسلامی یک مزیت هایی را در اختیار ما گذاشته که بسیاری از داشتن آن محرومند. فرض کنید فلان آدم در فلان آزمایشگاه یک تحقیق پزشکی انجام می دهد...این ممکن است برای فلان روزنامه آمریکایی یا ژاپنی خبر نباشد ولی برای شما خبر است، چرا که اون محقق به دنبال غلبه بر تحریم است. این تحریم برای ما ژورنالیستها یک فرصت است چون هرچه مربوط به آن باشد ارزش خبری دارد، عنصر ارزش خبری درگیری در برخورد و غلبه بر تحریم ها یک ارزش خبری است. چقدر می توانیم از این درگیری که می توان از ابعاد وسیع و عمیق فلسفی تا بنیان های جامعه شناختی که ما با غرب و تمدن غرب و سیاست غرب اختلاف داریم را مورد بررسی قرار دهیم.

,

چقدر ظرفیت های کار خبری و ژورنالیستی برای ما بالاتر از دیگران است و از آن استفاده نمی کنیم.

,

باید کلیشه های فضای رسانه ای بازتعریف شود/ برخود حذفی با تولیدات سینمایی هر دو طیف کاملا قابل ارزیابی است

, باید کلیشه های فضای رسانه ای بازتعریف شود/ برخود حذفی با تولیدات سینمایی هر دو طیف کاملا قابل ارزیابی است, باید کلیشه های فضای رسانه ای بازتعریف شود/ برخود حذفی با تولیدات سینمایی هر دو طیف کاملا قابل ارزیابی است,

سردبیر نشریه راه در بخش دیگری از سخنانش اظهار داشت: به نظر من باید بعضی از این واژه های کلیشه شده در فضای رسانه ای را یک بار بازخوانی کنیم. در مورد نگاه حذفی می شود حرف زد و این همه وارونه نمایی که از نگاه حذفی می شود. فیلم ساز داریم که بیشترین امکانات را از تلویزیون جمهوری اسلامی گرفته، اصلا نمایشنامه نویس رادیو و تلویزیون بوده، به خاطر برخی از فیلمها و سریالها به او متعدد و مکرر سیمرغ و جوایز دیگر داده اند. هیأت داوران بسیاری از این جایزه ها به این فرد چه کسانی بوده اند؟ حسن عباسی... ابولقاسم طالبی... آیا اون فیلمساز می تواند ادعا بکند که با من برخورد حذفی شده؟ جه کار باید برای این فیلمساز می شد که نشده؟ 

,

وی افزود: در مقابل همین آقای ابولقاسم طالبی به خاطر اینکه به فتنه یک نگاه خاص کرده بود در فیلمش، که اتفاقا یک نگاه از بالا بود، بعضی از حزب الهی را حتی به او اعتراض می کردند که تو اون جناح سیاسی مقابل رو به اندازه کافی نپرداختی و صرفا می خواستی دست بیگانه را نشان بدهی. در جشنواره فیلم فجر چه برخوردی با اون آدم شد؟ از ترس اینکه مبادا شروع کنند آدم های روشن فکر مملکت موقع پخش فیلم صداهای مختلف در نیاورند مثل سال قبل از آن سر پخش فیلم پایان نامه، ما از اول تا آخر فیلم را در فضای روشن نگاه کردیم.

,

این منتقد فرهنگی تصریح کرد: شما به  مجله فیلم نگاه کنید. "قلاده های طلا" را فقط و فقط از نظر ارزش های سینمایی با فیلم "بی خود و بی جهت" آقای کاهانی مقایسه کنید. قلاده های طلا فیلم بی ارزشی است؟ مجله فیلم بی خود و بی جهت رو بعد از جشنواره به عنوان بهترین فیلم سال معرفی می کند و حتی یک کلمه... حتی یک کلمه در کل مجله فیلم به قلاده های طلا حتی اشاره هم نمی کند. حالا کی برخورد حذفی و ایدئولوژیک دارد؟ کی سانسورچی است؟ کی برخورد سیاسی با هنر می کند؟

,

جلیلی خاطر نشان کرد: یک نمونه دیگر از این دسته فارغ از هر نوع نگاهی که در مورد فیلمهای او داشته باشیم، آقای دهنمکی است. پوپک و مش ماشالله آقای موتمن چقدر از سوی روشنفکرها مورد اعتراض قرار گرفت؟ این فیلم فارسی تر است یا اخراجی ها؟ منتها این را یک نفر همفکر ساخته اما فیلم دیگر را کسی از آن طرف، من همه حرفم این است که وقتی دقیق نگاه می کنیم سیاسی کارها و ساسورچی های اصلی که برخورد حذفی و سیاسی با هنر دارند خودشان را نشان می دهند.

,

 

,

مدعیان جریان روشنفکری شهید آوینی را با تمام سواد رسانه ای و سینمایی بایکوت کردند

, مدعیان جریان روشنفکری شهید آوینی را با تمام سواد رسانه ای و سینمایی بایکوت کردند, مدعیان جریان روشنفکری شهید آوینی را با تمام سواد رسانه ای و سینمایی بایکوت کردند,

 

,

مدیر دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی گفت: اصلا چرا راه دور... خود شهید آوینی، کسی که در عمق نگاه او، در سواد رسانه ای و سینمایی او چه کسی می تواند شک کند؟ آوینی کسی بود که از جریان روشنفکری با سی و چند سال سن به جریان انقلاب آمده بود و به خودش می گفت از راه طی شده با شما سخن می گویم. چه کسی حاضر بود از این جماعت روشنفکر که اصلا او را به حساب بیاورد؟ متأسفانه یکسری مشهوراتی باب شده که حزب الهی ها اهل حذف و سانسور برخورد خودی و غیر خودی هستند و آن طرفی ها عکس این موضوع... چه کسی چنین حرفی را می تواند با ادله تأیید کند؟ اینها یکملت را سانسور کردند...

, مدیر دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی گفت: ,

وی افزود: فلان داستان نویس می گوید من افتخارم این است که یک خط در مورد جنگ ننوشتم. از این مثالها هم یک مورد و دومورد و صد مورد نیست... اینها آیا نباید با سوال مواجه بشوند؟  

,

 

,

ریزش ها و رویش ها باید باهم دیده شود

, ریزش ها و رویش ها باید باهم دیده شود, ریزش ها و رویش ها باید باهم دیده شود,

 

,

وحید جلیلی با اشاره به ضرورت نگاه توأمان به ریزش ها و رویش های انقلاب افزود: در این میان چند نفری ممکن است از جریان فرهنگی انقلاب اسلامی و کشور هم کاملا سقوط کرده باشند که البته یک جریان طبیعی در مناسبات انسانی است و اگر بخواهیم با این دید به همه چیز نگاه کنیم باید نهضت پیامبر (ص) را هم به خاطر اینکه چند نفر اول بودند و آخر نبودند شکست خورده بدانیم که این نگاه به هیچ عنوان منطقی و عقلایی نیست. حضرت آقا در این رابطه کلیدواژه بسیار مفهومی را به کار بردند که ریزش و رویش وجود دارد. در مقابل ریزش ها کاملا رویش های مشهود داشته ایم. ممکن است بگویند مثلا فلان فیلم ساز خارج رفت و فلان بازیگر رفت ما در جشنواره عمار که کارنامه عملی در خصوص توجه به استعدادهای دیده نشده است می توانم برای شما مثال بزنم. به عنوان مثال همین آقای آرش دریابندری پسر آقای نجف دریا بندری است. آقای نجف دریابندری انسان کاملا محترمی است اما به هر حال حال منظومه فکری او کاملا با انقلاب اسلامی متفاوت است. مادر او هم مسیحی است. اما آرش مترجم کتاب ولایت فقیه آقای جوادی آملی است. از 5 سالگی بیرون بوده 50 سالگی تازه به ایران برگشته.. اینها را هم باید دید...

,

سردبیر نشریه راه تصریح کرد: در حوزه فرار مغزها البته زیاد می شود حرف زد بالاخره شما هرچقدر امکانات در اختیار نخبگان بگذارید آمریکا حاضر است چند برابر آن را بدهد... این مسئله ایست که وجود دارد اما باید نخبگانی را هم دید که از رویشها بوده اند. در همین کردستان آقای دکتر کلانتر هرمزی رئیس انجمن جراجان پلاستیک ایران، ده ها همکار متخصص درجه یک خودش را می برد در محروم ترین مناطق این کشور و ده ها عمل جراحی رایگان انجام می دهد. به همه جای ایران هم سفر کرده است. اما چرا کسی کلانتر هرمزی را نمی شناسد؟ چرا این ها در رسانه های ما ضریب نمی گیرند؟ چرا قهرمانان ما ضریب نمی گیرند؟ من به عنوان یک روزنامه نگاری که تمام طول دوران کاری خود را نگاه انتقادی داشته می گویم که قرار نیست نگاه انقلاب اسلامی یک نگاه تمجیدی باشد اما باید ضعف ها و قوت ها را با هم دید.

,

 

,

چرا رسانه های ما به هلوکاست های تاریخی در حق ملت ایران ضریب نمی دهند؟

, چرا رسانه های ما به هلوکاست های تاریخی در حق ملت ایران ضریب نمی دهند؟, چرا رسانه های ما به هلوکاست های تاریخی در حق ملت ایران ضریب نمی دهند؟,

جلیلی گفت: ببینید الان سال 94 است، 27 سال از پایان جنگ گذشته است. مثلا فقط در کردستان 1600 شهید پیشمرگ مسلمان کرد داریم. 1600 شهید کرد زبان سنی که جان خودشون رو فدای آرمانهای انقلاب کردند. من و شما چند نفر از آنها را به اسم می شناسیم؟ در همین مشهد در واقعه گوهر شاد، در یک شب 600 نفر را کشتند... از مسئولین و فعالان سوال کنید چند نفر از این شهدا را به اسم می توانند بگویند؟ در هر جای جهان در هر شهری از این عالم در یک شب 600 نفر را کشته بودند الان به اندازه یک موزه از آن اثر هنری وجود داشت اما ما از اینها حتی یک فریم نقاشی نداریم. یک نمایشنامه یا یک داستان کوتاه نیست... هولوکاستی است برای خودش... از همان منظر انسانی موضوع هم جامعه روشنفکری تمام این واقعیت ها را بایکوت کرده است...

,

وی در بخش پایانی سخنان خود تصریح کرد: در دفاع مقدس که ما 220 هزار نفر شهید داشتیم اگر برای هر 10 شهید یک کتاب منتشر شده بود باید ما امروز 22 هزار عنوان کتاب می داشتیم. دیگر رزمندگان و جانبازان و آزادگان و خانواده های آنها و پشت جبهه و ماجراهای گوناگون و اسناد واقعی حماسه های این ملت را نمی گویم. مادر شهید از دنیا می رود یک برگ کاغذ از او باقی نمی ماند. در کرمان دیدند این مادران شهدا و خانواده های آنها همه رفتند، عزم را جزم کردند در عرض یک سال و نیم 3000 گفتگو و مصاحبه از خانواده های شهدا گرفتند. با یک روش تحقیق کیفی، تحت عنوان سبک زندگی اینها، خروجی های متعدد دراماتیک و جامعه شناختی و روانشناختی آکادمیک می توان از آن گرفت. پایاننامه های متعدد می شود از روی آنها کار کرد... آن وقت ما نشستیم یانگوم و اوشین نگاه می کنیم. تفریط در این فضا مسئله جدی ماست.

,

انتهای پیام/ص

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه