نمایش خشونت جنسیتی در مباحث خبری
تحریف در پوشش خبری خشونت جنسیتی ناشی از روش های تعریف و ساختاربندی اخبار مذکور است .بررسی پوشش خبری خشونت جنسیتی انعکاس دهنده ی این حقیقت است که ، اخبار نخست بر هتک حرمت و تجاوز جنسی تمرکز می کنند.و به ندرت حرفی از آزار و اذیت زده می شود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از جهانبین نیوز، متن حاضر بخشی از ترجمه تحقیقی از لیزا ام. کوکلانز پژوهشگر معاصر است که توسط مظاهر توفیقی ،کارشناس ارشد ارتباطات ترجمه شده است:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, جهانبین نیوز,تحقیق بر روی اخبار پوشش دهنده ی هتک حرمت، تجاوز جنسیتی و آزار و اذیت در مسیر بزرگتری که ساختار اجتماعی اخبار را مورد بررسی قرار می داد ، اتفاق افتاد. مطالعات در این فضا، ارزش ها و تعاریف اخباری را که به صورت ناقص و سطحی پوشش داده می شدند، مورد بررسی قرار داد. آنها راههایی را ترسیم می کردند که بدان وسیله، افکار و رفتار های کلیشه ای از طریق اخبار به نظر هدفمند،منتقل می شدند. پوشش خبری هتک حرمت، تجاوز جنسی و آزار و اذیت، بر روی نمونه های پر خشونت تمرکز کرده و با پیروی از مسائل حسی و شور انگیز و تماشاگری جنسی ، توصیف شده اند.از زمان شروع قانون هتک حرمت در سال ۱۹۷۴، و توسعه ی پیوسته ی علایق و اطلاعات عمومی در مورد این جرایم،تاثیر این مسائل با تغییر در چگونگی گزارش آنها و دربرگیری موقعیتی سخنرانی ها و مباحث فیمینیستی، کمرنگ شده. گرچه به علت روش های تعریف و ساختار بندی اخبار، پوشش خبری خشونت های جنسیتی تحریف شده مانده است. بررسی پوشش خبری خشونت جنسیتی انعکاس دهنده ی این حقیقت است که ، اخبار نخست بر هتک حرمت و تجاوز جنسی تمرکز می کنند.و به ندرت حرفی از آزار و اذیت زده می شود.
,
هر کدام از این " تعصبات خبری" اثری تعیین کننده در توانایی رسانه برای ایجاد پوشش خبری صحیح و منصفانه ی خشونت جنسیتی دارد. تحقیقات زیادی یافت شده ، که به دلیل گرایشات معرف اخبار ،بیشتر از آنکه در مورد هتک حرمت باشد، بر روی محاکمه های خاص تمرکز می کند.
محاکمات و اقدامات قانونی پرآوازه، پوشش خبری بسیارقوی تری را از آنهایی که طرف دعوی گمنام دارند، دریافت می کنند.مکیول و همکاران(۲۰۰۲) دریافتند که حتی پس از پوشش خبری بی سابقه ی نمونه ی سیمپت جی یو، هیچ تغییر ماندگاری از گزارش خشونت خانگی معطوف به حادثه وجود نداشت.
چون اخبار دادرسی معمولترین غالب اخبار خشونت جنسیتی هستند،یک بدنه ی منسجم تحقیقی در این فضا وجود دارد.این مطالعات به امتحان قالب های اسطوره ای برای درک هتک حرمت متمایلند. که گزارش براساس آن و تجاوز جنسی پی ریزی می شود.بسیاری از این فعالیت ها شامل بحث پر اهمیت پوشش دهی قربانی است. بندیکت(۱۹۹۲) نشان داد که با شاکیان به عنوان قربانیان بی گناه باکره و جذاب جرایم خشونت بار و یا به عنوان زنان فریب خورده ی جنسی ، رفتار می شود.در حملات انجام شده توسط بیگانگان، خصوصاً زمانی که خشونت زیادی اعمال شده، شاکی به عنوان یک انسان پاکدامن معرفی می شود. در موارد هتک حرمت توسط آشنایان، و در مواردی که با موافقت قربانی همراه است، از شاکی معمولاً به عنوان زنی عشو گر، که مستحق این موضوع بوده و یا خود آغازگر آن حملات بوده ، صحبت می شود.
تحقیق من بر نمونه های پر فشار و مشهور متمرکز است و نشان می دهد که چگونه معرفی قربانی به حقیقت موضوع وابسته است. تحقیق جدید تر پروجنسکی(۲۰۰۱) در بررسی داستان های محبوب مطبوعاتی حائز اهمیت است.که از تمرکز بر نمونه های واقعی هتک حرمت ، قدم به عقب می نهد و کاملاً در مورد مسائل مربوط به تجاوز جنسی بحث می کند. او مرکزیت مباحث پست فمینیست را در این پوشش رسانه ای نشان می دهد. آنها از این فرضیات استفاده می کنند که خشونت علیه زنان، با اظهار نفرت به تاکید بر جنبه های خطرناک یا تهدید کننده ی چشم اندازهای فمینیستی هتک حرمت، انگیزه یابی می شود.پروجنسکی نشان می دهد که بحث در مورد ساختهای " افسردگی " یا " پریشانی "هتک حرمت ، نوشته های نویسندگان را تحت تاثیر قرار داده_ از جمله آلن گودمن، ناومی ولف، کتی رویف_ سایه ای از شک بر ادعا های قربانیان انداخته و اعلام می کنند که تشخیص و ارزیابی جرم بسیار مشکل است.
در بسیاری از این مباحث ،این چنین پریشانی ها در فمینیسم مورد انتقاد قرار می گیرد.هورک(۲۰۰۴) می گوید که : به دلیل اینکه نمونه ی هتک حرمت دسته جمعی در میخانه دن، اولین دادرسی تلوزیونی ملی در CNN بود،این مورد (و به طور کلی ) هتک حرمت،نقشی محوری در برپایی تکنولوژی برنامه سازی بر اساس واقعیت بازی کرد. هورک دریافت، که ممکن است ما در یک هتک حرمت (فقط با نگاه کردن)شریک باشیم. خواه در میکده ی بزرگ بیگ دن و خواه در صندلی راحتی اتاق نشیمن تکیه داده باشیم.مطالعات زیادی وجه اشتراک نژاد و خشونت جنسیتی را در اخبار، تحت پوشش قرار داده اند.و کاملترینشان" رنگ هتک حرمت" اثر مورتی است ..تحلیل مورتی از جدیدترین و پرسر و صدا ترین نمونه های تجاوز جنسی به آنجا رسید که به طور کل،پوشش رسانه ای توجه را از تجاوز جنسی به بحث های مردانگی تغییر می دهد و روند کلی مباحث خبری در ایالات متحده ، از یک نقطه نظر قانونی و بی طرفانه اعلام شده است.
مطالعات دریافته اند پوشش خبری نمونه هایی با قربانیان متفاوت نژاد ، بسیار کم است.نژاد و قومیت پر رنگ شده و بسیاری از نمونه ها شامل جرم های مشخص و محکومیت مجرمان غیر سفید پوست هستند. مورتی اشاره کرد: هنگام پوشش این گونه اخبار،خبر ها به پیش نمایی نژادی تمایلات جنسی گرایش می یابند..مانند اعتقاد به تمایل جنسی بیش از حد زنان آمریکایی و درنده خویی مردان آفریقایی- آمریکایی.
مییر (۱۹۹۷) اشاره می کند که داستانهایی با مجرمان و قربانیان آفریقایی آمریکایی، بیشتر به صورت سوء استفاده ی مواد مخدر،خشونت، و روسپیگری تعریف شده. او ادامه می دهد که جزئیات حول این موضوع مثل: استفاده ی قربانی از مواد مخدر ،الکل و یا اشتغال به روسپیگری و یا دیگر مشاغل خطرناک، او را درجایگاه نکوهش قرار می دهد.
تحقیق جدیدتر مییر(۲۰۰۴) بر پوشش خبری قربانیان سیاه پوست تجاوزهای جنسی، نشانگر آن است که چگونه قالب های نژادی ، ساختار های جرم و بی گناهی را شکل می دهد. همانند مورتی ،او در مورد اهمیت توجه به وجه اشتراک نژاد ،کلاس و جنسیت بحث و گفتگو می کند. مطالعات کمتری بر روی پوشش خبری همسر آزاری ، انجام شده است. تحلیل کارتر بر اخبار انگلیسی، نشان می دهد :حملات خشونت بار بیگانگان ممکن است خوانندگان را تشویق کند که توجیهات ایدئولیستی خاصی رادر مورد خشونت جنسی شوهرانشان،(به عنوان یک مورد غیر قابل اجتناب زندگی روزمره) بپذیرند. مییر(۱۹۹۴ و۱۹۹۷) تحلیل عمیقی را همانند هتک حرمت،با بررسی چند نمونه انجام دهد.او به علت شکست در ایجاد متون اجتماعی یا تاریخی در مورد خشونت علیه زنان،تهدیدمشاوران و حامیان قربانیان بیشتر به عنوان یک منبع سودار تا متخصص،ایجاد جزئیات غیر ضروری که بیشتر برای قربانیان آسیب زننده یا شرم آور بود، و نسبت موارد مربوط به خشونت، به روان متجاوز یا رفتار قربانی، در پوشش خبری با شکست روبرو شد.
اخبار مربوط به آزار و اذیت ،درعجزمعمولش برای تفسیر همسر کشی به عنوان اوج تلاش شوهر در کنترل ،اهانت و آسیب رسانی به همسر ،حیرت آور است .کار کانسالوو( ۱۹۹۸)با پوشش خبری تازه عروس ها و خشونت خانگی ،از قتل های بلک ول در سیتل سخن می گوید و میگوید که بحث در مورد روند کلی پوشش خبری آن بسیار موهم است .
مطالعه کانسالوو تصدیق میکند که روند کلی اخبار، همسر آزاری را به عنوان یک مشکل اجتماعی گسترده و تئوری و ارتباطی بلند مدت معرفی میکندو در می یابدکه منابع اخبار متناوب می تواند درک روشن تری را در این مورد ایجاد کند. مطالعه او بر دو روزنامه ی اقلیّتی در سیتل نشان داد که آنها تعادل بیشتر و بهتری را در مورد این دید (که خشونت خانگی یک مشکل سلامت عمومی است) ایجاد می کنند ،مانند یک انتقاد سرگشاده بر محدودیت های روند کلی پوشش خبری.بیشتر مطالعات بررسی شده در اینجا شامل مباحثی در مورد چگونگی بهبود پوشش خبری خشونت جنسیتی می باشد.
تحقیقات توافق دارند که گزارشگران باید در مورد واقعیات هتک حرمت ، سندرم های ضربه ی هتک حرمت و همسر آزاری،آموزش ببینند تا بتوانند با حذف جزئیات غیر لازمی که باعث شرم وتحقیر قربانی میشود ،با قربانیان با همدلی و وقار رفتار کنند - مانند این ایده که قربانییان، متجاوزان را از طریق لباس یا رفتارشان تحریک می کنند .مقاله بیولی(۱۹۹۴)در مورد آموزش نحوه پوشش دهی این گونه اخبار ،نکات مشابهی را از نظر می گذراند.
در حالیکه تحقیقات مرور شده بینش های مهمی را در اعمال ایدئولوژیکی اخبار هتک حرمت و همسر آزاری به وجود می آورند،به تمرکز بر نمونه های فردی گرایش داشته و برای وسعت و کمیت چنین اخباری ،تلاش کمتری می کنند.
گرچه برخی مطالعات ،مانند تحقیق بندیکت (۱۹۹۲)در مورد چگونگی انتخاب موضوعات برای تحت پوشش قرار گیری ،بحث میکند، وجوه اشترا ک بحث های بین المللی و جهانی در مورد این موضوعات ،به صورت گسترده ای ،بکر و بررسی نشده باقی مانده است.
گرچه که استیبل ،چگونگی پوشش خبری خشونت جنسیتی را در کزوو مثال میزند ، مطالعات باید موارد زیر را مورد بررسی و تحقیق قرار دهند:
بحث های گسترده(مانند خصوصیات دادرسی های پر سر و صدای هتک حرمت)،پوشش نمونه هایی که مجرم مرد نیست و قربانی زن نیست،موقعیت داستان های خبری که بر دادرسی ها متمرکز نیستند و یا پوشش متفاوت نمونه های مشهور در مقابل غیر مشهور ).
تحقیق همچنین ممکن است به همسر آزاری تمرکز کند و اینکه برای بروز سوال هایی در مورد دریافت پوشش خبری کدام موارد ،پوشش خبری را دریافت می کنند و آیا چارچوب گرایش پوشش خبری بهبود و تغییر می یابد؟
باید مقایسه ی بین روند کلی مطبوعات و مطبوعات خبری ،مانند تحقیق کنسالوو (۱۹۹۸)در مورد میزان نمونه ها و مباحثات مورد پیگیری قرار گیرد .در پایان همانطور که تعریف اخبار به سمت تغییر و گسترش می رود ،تلاشهایی مانند تلاش های رپینگ (۲۰۰۳)برای مباحث همسر آزاری باید انجام شود.
انتهای پیام/ر
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
]
ارسال دیدگاه