خاطرات برادر شهید مفقودالاثر مشهدی
برادر شهید مفقود الاثر مشهدی خاطرات خود را از شهید و حال و هوای خانواده شهید در روزهای انتظار بیان کرد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پرستوها، مهدی بنای رضوی اظهار کرد: ۲۷ سال پیش در چنین روزی در ۱۳۶۷/۴/۴، عراق پاتک سنگین خود را به جزیره مجنون با شلیک بمبهای شیمیایی به تنها جاده بین جزیره و عقبه نیروها و بمباران شدید جزیره مجنون آغاز کرد. در این میان نیروهای سه لشگر پنج نصر، محمد رسول الله صل الله علیه و آله و ۲۱ حمزه محاصره شدند و بهترین جوانان کشور یا به شهادت رسیدند و یا به اسارت درآمدند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پرستوها, پرستوها, پرستوها,کمتر کسی است که این جوانان و شهداء مظلوم را یاد کند. ما بر مظلومیت شهداء غواص بسیار صحبت کردیم، نوشتیم و گریستیم، اما بدانید بسیاری از شهدای گمنامی که غیرقابل شناسایی بودند و در جای جای کشور مظلومانه به خاک سپرده شدند، از همین پاتک و در همین منطقه بودند.
,بسیاری از اسرای همین منطقه، از اسارت برنگشتند.
,از خیل این جوانان، دانشجوی نابغه رشته ریاضی کاربری دانشگاه فردوسی مشهد، شهید مفقودالاثر «هادی بنای رضوی» بود که به عنوان بیسیم چی لشگر پنج نصر، در آن عملیات به اسارت نیروهای دشمن درآمد، اما هیچگاه بازنگشت. هیچکس نمیداند او چگونه به شهادت رسیده و در کجا پیکر مطهرش مظلومانه به خاک سپرده شد.
,آیا اورا مانند شهدای غواص با دست بسته زنده بگور کرده اند یا …
,نمیدانیم!
,و هنوز مادر پیرم چشم براه برادرم است و با یک زنگ در از جا میپرد و هرسال ، سالروز آزادی اسراء، او از فرط غصه راهی بیمارستان میشود.
,اما میخواهم خاطره ای را از سال ۱۳۷۰ برای شما بگویم.
,روزهای چند بود که آزادگان آزاد و به آغوش خانوادهایشان برگشته بودند و صدام مابقی اسراء را نگه داشته بود.
,مادر از من سئوال کرد که چرا هادی و بقیه اسرا را صدام آزاد نمیکند؟
,گفتم: صدام میخواهد با حربه اسراء، اروند و قسمتی از خاک ما را بگیرد.
,لحظه فکر کرد و گفت: حاضرم هادی ام آنجا بماند و یک وجب از خاکمان را یه دشمن ندیم!
,بله ، از غیرت و شجاعت آن شیر بچه های ایران و این شیرزنان است که ما هنوز هستیم.
,اما ما و مسئولین چطور جواب این رشادت و ازخودگذشتگی را داده یم؟
,یادشان همواره گرامی.
,انتهای پیام/ص
, , ,
ارسال دیدگاه