حافظ قرآن روشن دل:
مشکلاتم از کم همتی خودم است
حافظ قرآن روشن دل مشکلاتش را از کم همتی خود می دانست و حال ما همیشه برای مشکلاتمان به دنبال مقصری می گردیم...[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانابه نقل از مرآت ،تقویم راکه ورق می زدم ومناسبتهایش رانگاه می کردم12آذر روزجهانی معلولین توجه ام راجلب کرد.نمی دانم شایدبسیاری ازمناسبتهای دیگردرخاطرما پررنگ شده اند ولی روز این عزیزان همچون خودشان در دفتر زندگیمان کمرنگ اند ودو یاسه روزقبل و بعداین روز فقط و فقط رسانه هاو مدارس استثنایی این روزراگرامی می دارند شایدبسیاری ازافرادعادی حتی مناسبت این روز را هم نداند.
, شبکه اطلاع رسانی دانا, مرآت , 12, ., .,هنگام عبور ازخیابان باآنان برخوردداریم و شاید برخی ازما هابرای اینکه باآنهاروبرونشویم مسیرمان راعوض میکنیم وقتی هم که ازکنارشان ردمی شویم باحس ترحمی به آنان نگاه می کنیم
,غافل ازاینکه خدا گر زحکمت ببندد دری زرحمت گشاید در دیگری.
, .,سمیه وزهرا جعفری دو خواهر روشن دل حافظ قرآن کریم هستندکه به راستی تعبیر این بیت شعر اند.
,
دوخواهری که رنگهای دنیایشان به ظاهرسیاه وخاموش امادرباطن رنگین کمان رنگهای موفقیت است تاآنجائیکه هیچکدام ازآنان دلشان نمی خواهداین دنیای زیبای خودرابادنیای من وتوعوض کنند.
, .,سمیه می گفت من وخواهرم ازسن8 سالگی حفظ قرآن راشروع کردیم وده سال کارحفظمان طول کشید10 سال تلاش نشان ازهمت بالایی داردکه شایدمن و تودر مخیله مان هم نمی گنجد.
, 8 , 10 , .,وقتی سختیهای این راه راپرسیدم جوابش جالب بود»: حفظ قرآن همت می خواهدکه خداونداین همت رابه ماداده است،اینکه بگویم حفظ قرآن ازافرادعادی برای ماسخت تراست،درست نیست زیراکه تمامی امکانات همچون قرآن به خط بریل ونوارهای قرآن راپدرومادرمان برایمان مهیاکرده اند«اوراباخودمقایسه می کردم که وقتی هرکاری که می خواهم انجام دهم به بهانه ای هرچندکوچک رهایش میکنم ومی گویم»:امکاناتم کافی نیست چرانمی گویم:همتم کافی نیست.»
, »: , «, »:, :,
زهراازحس ترحم یک هدر دوران کودکی رنجشان می دادسخن گفت،همان حسی که شایدمن وشما هنوز هم در وجودمان است و باورمان نشده که معلولیت محدودیت نیست.
, .,ازاین می گفت که ورودشان به عرصه قرآن و درخشش درآن سبب شدکه این حس ازدرون مردم رخت بربسته وجایش رابه حس احترام بدهداحترامی به همت والا.
, .,سمیه ازدعاهای مردم می گفت:ازاینکه در دوران کودکیشان مردم باحس ترحم ازخدابرایشان طلب شفامی کردندولی باگذشت زمان وشکوفاشدن استعدادهایشان نگاه هابودکه عوض می شدومی گفتند:خداتوفیقتان بدهدو علمتان رازیادکند.
, :, :, .,جالب اینکه زهرا و سمیه هیچ یک حاضر نبودند دنیای خالی از رنگ خود را با دنیای رنگی من و شما عوض کنند.
,
سمیه می گفت:برای چه دنیای زیبای خودرا با دنیای شما عوض کنم، چه چیزی بالاترازحفظ قرآن ومداحی وذکراهل بیت است، مشکلاتی که من دارم از کم همتی خودم است.
,جالب بود که سمیه مشکلاتش را از کم همتی خود می دانست و حال ما همیشه برای مشکلاتمان به دنبال مقصری می گردیم.
,زیباترین هدیه ای که این دو خواهر قرآنی کسب کرده بودند سفر کربلا بود زهرا می گفت:اولین بار که به زیارت امام حسین(ع)مشرف شده بودیم حس زیبایی بود و هر بار بعدی که می رفتند این حس زیباتر می شد.
,از نگاه سمیه نیز می گفت: حسی را که انسان وقتی برای اولین بار مشرف می شود قابل توصیف نیست،قربتحرمپیامبروبقیع، صفاومعنویت کعبه رانمی شودبازبان بیان کرد.
, .,آن روزی که آخرین آیه از قرآن کریم را حفظ کردند برای آنان بهترین خاطره بود.
,این دو خواهر هر دو از غربت قرآن در جامعه امروز گلایه داشتند از اینکه همه انچه که به قرآن مربوط می شود را ساده می گیرند چرا که قرآن است باید ساده باشد.
,در نگاه والای سمیه و زهرا هدیه های مادی جایی نداشت زیرا که با ارزش ترین هدیه همان حفظ قرآن بود ولی سخنشان بر سر افرادی بود که می خواستند برای نخستین بار وارد این وادی شوند و نیاز داشتند به انگیزه، تا بعد از ورود به این وادی خودشان مانند این دو خواهر قرآن آنان را در خود ذوب کند.
,گلایه ای نه برای خود بلکه برای رواج بیشتر قرآن ،سمیه و زهرا از این سخن می گفتند که برای مسابقات در رشته های دیگر تلاش ها و همت ها مضاعف تر است در فراهم آوردن بسترها از محل اقامت گرفته و تا جوایز و... ولی وقتی سخن از قرآن است این تلاش ها شاید در ظاهر کم رنگ تر می شود.
,سخن آخر این دو روشن دل با مردم و مسئولین
,از مسئولین تقاضا داشتند برای اشتغال افراد معلول فکری کنند و زیر ساخت های شهری را برای حضور بیشتر آنان در جامعه فراهم کنندو از مردم می خواستند که باور کنند معلولیت محدودیت نیست و به این افراد کمک کنند و با حس ترحم به آنان نگاه نکنند.
,انتهای پیام/
,]
ارسال دیدگاه