اندر حکایت خاطره گویان و خاطره سازان/آیا امام روح الله احتیاج به تفسیر دارد؟
چرا گروهی سعی دارند سخنان و گفته های ثبت و ضبط شده ی امام را منطبق با روحیه ی تسامح گرایانه ی خود تفسیر کنند؟!![
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پایگاه خبری دانشجویان قزوین “کیوسنا”؛همگان می دانند که هر موضوعی نیاز به تبیین داشته و این تبیین می بایست متناسب با شرایط زمانی و مکانی باشد. اما یکی از موضوعاتی که در تمام دوران، مناقشه برانگیز بوده است که عمر این مناقشه ی چالشی، به تاریخ انقلاب اسلامی ایران می رسد، سخنان و سیره ی عملی امام خمینی(ره) است. طبیعی است وقتی انسان به مرحله ای برسد که بتواند بر تاریخ جهان تاثیر بگذارد و انقلابی بزرگ را با مردمی دست خالی رقم زند این شخص مورد تفسیر و تحلیل قرار می گیرد. اتفاقا تحلیل ها و گفته های امام می تواند بسیار جذاب و راه گشا برای تصمیمات مسئولین و مردم باشد اما سوال اینجاست آیا تشکیک در صحبت های امام با نیت منتسب دانستن خود جزء حلقه های اولیه ی امام برای گفتن خاطره و خاطره سازی چه پیامی می تواند داشته باشد؟ آیا این خاطره سازی ها برای روشنگریست یا ترس از قضاوت تاریخ در باب خود است؟
بدیهی است که صحبت های ولی فقیه در جامعه می بایست مورد واکاوی قرار بگیرد تا بتوان با توجه به مسائل روز از آن استنتاجات منطقی برای تحلیل وقایع بدست آورد، واکاوی درباره ی بسیاری از چیزها و حساس تر از سخنان امام درباره ی دین اسلام و سخنان ائمه ی اطهار هم صورت می گیرد و از این جهت مانعی ندارد اما باید مطرح شود که چرا گروهی سعی دارند سخنان و گفته های ثبت و ضبط شده ی امام را منطبق با روحیه ی تسامح گرایانه ی خود تفسیر کنند؟!! آیا بواقع امام اینقدر پیچیده است که احتیاج به این همه مناقشات و تفاسیر به رای دارد؟
در این که امام شخصیتی بسیار پیچیده و فکور بودند شکی نیست و همین عامل او، دشمنان را در برخورد با ایشان غافلگیر می کرد اما همین امام از لطافت و سادگی برخوردار بود که هر کسی از پیر و جوان، زن و مرد و کودک با هر قشر تحصیلاتی و یا کسانی که تحصیلاتی هم ندارند ساده گویی و تبدیل مسائل پیچیده به کلماتی قابل فهم را از خصایص بارز ایشان می دانند. نمی توان کسانی که سخنان ایشان را تفسیر به رای می کنند گروهی نادان تصور کرد که اطلاعی از مسائل ندارند شاید بتوان جوانان و نوجوانانی که تازه شروع به کار در مسائل سیاسی کرده اند را مصداق جهل به سخنان ایشان تحلیل کرد اما کسانی که به قولی خود همراه امام در تمامی صحنه ها حضور داشته اند و مسئولیت های کلانی را پس از انقلاب تجربه کرده اند متهم به نادانی کرد چرا که چطور می توان با امام بود و از روحیه ی سازشکارانه و حتی تعامل سازنده ی با غرب سخن گفت، چطور می توان با امام بود و از راضی بودن ایشان به پذیرفتن قطعنامه سخن گفت؟ در صورتی که همین امام پس از قطعنامه ی ۵۹۸ و نقض یک طرفه ی آن از طرف دولت بعث عراق و حمله ی مجدد به ایران و تحمیل عملیات مرصاد که درنهایت منجر به پیروزی رزمندگان اسلام شد، امام خمینی(ره) فرمودند: اگر می دانستم چنین جمعیتی با اشتیاق به جبهه ها می روند هرگز قطعنامه را نمی پذیرفتم!! این سخنان قابل توجه کسانیست که جام زهر امام را به شیرینی پس از پذیرفتن او تصویر می کنند.
اگر بپذیریم که نقشه ی کلان راه کشور و مدیریت جامعه ی دینی بر عهده ی ولی فقیه است و بپذیریم که ایشان نائب بر حق امام هستند پس تفسیر سخنان امام که می بایست راهگشای دوره های آتی انقلاب باشد بر عهده ی مقام معظم رهبریست و لاغیر. مقام معظم رهبری با این درجه از مقام هر بار سخنان مهمی را گوشزد می کنند چراغ راه انقلاب را گفته ها و نوشته های امام قرار داده و از همگان می خواهند که به صحیفه ی امام رجوع کنند که آخرین دیدار ایشان با نمایندگان مجلس نهم در سال ۹۴ همگان را به خواندن صحیفه دعوت کرند.
(امام بزرگوار در آخرین روزهای عمر خود خطاب به مردم گفتند که تنها ملاک برای انتصاب گفته ها و شنیده ها به من، تصاویر مستقیم پخش شده از صدا و سیما و دست نوشته های خودم است). مشخص است که ایشان از فضای آلوده ی دوران خود ناراحت بوده که برای آینده ی ملت، این دستور العمل را داده تا چراغ راهنمایی باشد که هر کسی قصد سوءاستفاده نداشته باشد. با همه ی این اوصاف در حالت فعلی سخنان امام در عین سادگی مورد دست رشته شدن در فضای سیاسی قرار می گیرد آنهم بین کسانی که خود را مدعی خط امام می دانند اما ۶ سال است نه مرزبندی با فتنه داشته اند و نه از گفته های رهبری درباره ی فتنه گران درس عبرتی گرفتند و همچنان سخنان لغوی درباره ی فتنه می زنند. جالب اینجاست که فتنه ی ۸۸ را یک حادثه دانستند و فقط در یک کلی گویی عرض می کنند که هرکسی در این اتفاقات مقصر بوده است باید محاکمه شود!!! حال سخن اینجاست چه کسانی در آن سال ها اتفاقات تلخی را ایجاد کردند که هم اکنون در حصر بوده و شما مدعیان دروغین خط امام هیچگونه برائتی از آنها ندارید؟
از طنزهای تلخ روزگار است که کسانی دم از خط امام می زنند که در حالت فعلی اندیشه های امام را مساحمه گر می دانند. کسانی هم بودند که رندانه گفتند امام باید به موزه ها بپیوندد و این اظهارات سخیف اکبر گنجی در دهه ی هفتاد مورد برائت افراد دوم خردادی قرار نگرفت و در ورژنهای جدیدتر در دهه ی نود امام را به تعامل با غرب تفسیر می کنند!! به نظر می رسد این داستان مانند دوران صدر اسلام است که بعضی از اطرافیان پیامبر اکرم برای انحراف در عقاید اصیل اسلامی سخنان ایشان را چنان تفسیر می کردند که ماجراهایی چون سقیفه از آن بیرون زد و یا در مسئله ی پس از عید غدیر جناح بندیهای مذهبی پس از آن را تشکیل دادند و پس از آن برای مشخص نشدن سره از ناسره وحدت و دوستی بدون خط مشی اصیل پیامبر را چاره ی کار دانستند و این مدل می تواند مثالی باشد برای کسانی که صبح و شب در حال گفتن خاطره هستند تا نکند که تاریخ رفتارها و گفتارهای او را به بوته ی نقد بگذارد. اما می توان امیدوار بود که هرچقدر هم خاطره سازی کنیم و به اسم اینکه چون روزگاری در جنگ و مسئولیت ها با امام همراه بودیم پس می توان خود را محرم اسرار دانسته و هر چیزی را به ایشان منتسب کنیم خیالی باطل است چرا که اگر هرچقدر هم خاطره سازی کنیم اما گفته ها و نوشته های امام در دسترس محققین و پژوهشگران و آرشیو صدا و سیما موجود بوده و کسی نمی تواند این گفته ها را انکار کند، هرچند می بایست هوشیار بود و گفته های امام را برای نسل های بعد بازخوانی کرد. امام در دستورالعملی دیگر به نامه ی فرزندشان حاج احمد آقا می گویند:
پـــاســـخ بـــه نـــامـــه حـجـت الاسلام سید احمد خمینى در مورد تنظیم و تدوین اسناد و مدارک مربوط به ایشان
بسم الله الرحمن الرحیم
فرزند عزیزم احمد حفظه الله تعالى و ایده
از آن جا که شما را بحمدالله در مسایل سیاسى و اجتماعى صاحب نظر مى دانم و در تمامى فـراز و نـشـیب ها در کنار من بوده اى و هستى و با صداقت و کیاست امور سیاسى و اجتماعى ایـن جـانـب را مـتـصـدى هـسـتـى، لهـذا شـمـا را بـراى تـنـظـیـم و تـدویـن کـلیـه مسایل مربوط به خود که بسا در رسانه هاى گروهى اختلافات و اشتباهاتى رخ داده است انتخاب مى نمایم و از خداوند متعال که حاضر و ناظر است، توفیقات شما را خواستارم. امید است با صرف وقت و دقت نظر این امر را به پایان برسانى.
والسلام علیکم
روح الله الموسوى الخمینى
تاریخ : ۱۹/۶/۶۷
نوشته:نعیم کیانی انبوهی
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
انتهای پیام/ر
]
ارسال دیدگاه