شعری از شاعره کرمانی در وصف شهدای غواص ؛

دست و بالت بسته اما دستهایم را بگیر

دست و بالت بسته اما دستهایم را بگیر
صدیقه سلیمانی شاعره خوش ذوق کرمانی در وصف شهدای غواص شعری را سروده است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از کرمان هنر ، صدیقه سلیمانی  شاعره خوش ذوق کرمانی در وصف شهدای غواص همزمان با انتشارکتاب شعر «شهدای غواص» شعری را سروده است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کرمان هنر,

بین دستانت چرا تسبیح دریا سوخته

,

ای شقایق خوی خونین به صحرا سوخته

,

 

,

****

,

 

,

چند سالی ماه را در سینه پنهان کرده ای

,

هر نهنگی کرده چشمانت تماشا سوخته

,

****

,

دستهایت را شبیه کوه می بینم ولی

,

کوه افتاده است بر پایت همان جا سوخته

,

****

,

گریه میکردی و دنیا در قنوتت مانده بود

,

اشکهایت روی دریا ریخت آنرا سوخته

,

****

,

زخم ها را جز نگاهت مرهمی بر درد نیست

,

عشق درمان من است اما به لبها سوخته

,

****

,

من تفحص میکنم در خود بهارت را ولی

,

دشتها مجنون تر از مجنون و لیلا سوخته

,

****

,

آب آور چون علمداری که بار چندم است

,

چشمه ها را می برد با خود که  دریا سوخته

,

****

,

زندگی بعد از شما گاهی پریشان خاطر است

,

غرق در خود بوده ام عمری و حالا سوخته

,

****

,

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا

,

خط پیشانی من بی خط شکن ها سوخته

,

****

,

دست و بالت بسته اما دستهایم را بگیر

,

من پریشانم. پریشانم و رویا سوخته

,

****

,

مشق وقتی دردهایت را نوشت آتش گرفت

,

تا شنیده شرح حالت را الفبا  سوخته

,

انتهای پیام/پ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه