یادداشت/

دیگر از این گـاو شیـــــر ندوشید!/ بسته شدن چاه های نفت، اولین گام در تحقق اقتصاد مقاومتی

دیگر از این گـاو شیـــــر ندوشید!/ بسته شدن چاه های نفت، اولین گام در تحقق اقتصاد مقاومتی
اما آن چه شد این بود که در موضوع نفت، ارتزاق بودجه کشور از محل فروش آن نه تنها کاهش نیافت بلکه در عمل تا وابستگی مرز 70 درصد هم رسید. در سایر حوزه های اقتصادی هم دولت اعتنای چندانی به جهاد اقتصادی نکرد و به راحتی از کنار آن گذشت.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا، پایگاه تحلیلی- خبری شیرازه نوشت: یک سده است که ما ایرانیان نفت؛ این طلای سیاه را از دل زمین خارج کرده و می فروشیم، اما همواره نگران این بودیم که روزگاری ذخایر نفتی به پایان برسد و آنگاه در تامین هزینه‌های کشور ناتوان باشیم که خوشبختانه این امر تاکنون اتفاق نیفتاده و همواره خاک ایران زمین نسبت به مردمانش مهربان بوده است.

همین موضوع باعث شده است تا بوی تند حضور نفت در عرصه اقتصادی کشور روز به روز تندتر شود و شدت وابستگی اقتصاد ایران به نفت در سالیان اخیر به مرحله نگران کننده برسد. حالا دیگر طلای سیاه بلای اقتصاد کشور شده است و دل کندن از این گاو شیرده و این منبع سهل الوصول سخت شده است!
قطع وابستگی به نفت، یکی از موضوعات مهمی است که بارها مورد تاکید مقام معظم رهبری بوده است.
« آرزوى واقعى من- که البته ممکن است به این زودی‌ها قابل تحقّق نباشد - این است که ما درِ چاه‌هاى نفت را ببندیم و اقتصاد خود را بر اساس کالاها و محصولات غیرنفتى بنیاد نهیم. یعنى فرض کنیم این کشور، کالایى به نام نفت ندارد. البته این کار ممکن است در این سال‌ها و به این زودی‌ها عملى نباشد.»

«من هفده هجده سال قبل به دولتی که در آن زمان سر کار بود و به مسئولان گفتم کاری کنید که ما هر وقت اراده کردیم، بتوانیم درِ چاه‌های نفت را ببندیم. آقایانِ به قول خودشان «تکنوکرات» لبخند انکار زدند که مگر می‌شود ؟! بله، می‌شود؛ باید دنبال کرد، باید اقدام کرد، باید برنامه‌ریزی کرد. وقتی برنامه‌ی اقتصادی یک کشور به یک نقطه‌ی خاص متصل و وابسته باشد، دشمنان روی آن نقطه‌ی خاص تمرکز پیدا می‌کنند.»


مقام معظم رهبری با آگاهی کامل از جنگ اقتصادی دشمن و اهداف آن‌ها از تشدید فشار‌ها و تحریم‌ها علیه ایران همواره تلاش کردند، به ارائه برنامه‌ها و الگوهای مناسب جهت مقابله با این فشار‌ها بپردازند. ایشان حتی در نامگذاری‌هایشان برای سال‌ها نیز این موضوع را مدنظر قرار داده‌اند، به گونه‌ای که می‌بینیم نام سال‌های اخیر اقتصادی است.

ایشان سال 1390 که سال اول اجرای برنامه پنجم توسعه بود را سال جهاد اقتصادی نامیدند. سالی که قرار بود در آن مسئولان برای کاهش هزینه‌های دولتی در زمینه‌های گوناگون از مصارف غیرضروری انرژی تا هزینه‌های بی‌خاصیت و احیاناً مضر برگزاری سمینارها و سفرها و اقدامات دیگر پیشگام شوند، قوانین و بروکراسی‌های پیچیده دولتی، نظام بانکی، بیمه‌ای، پولی و قانون کار را اصلاح کنند، فضای کسب و کار را بهبود بخشند و در یک کلام کار و کوشش ایثارگرانه با قصد قربت در صحنه جنگ اقتصادی با دشمن ملاک عمل شود.

اما آن چه شد این بود که در موضوع نفت، ارتزاق بودجه کشور از محل فروش آن نه تنها کاهش نیافت بلکه در عمل تا وابستگی مرز 70 درصد هم رسید. در سایر حوزه های اقتصادی هم دولت اعتنای چندانی به جهاد اقتصادی نکرد و به راحتی از کنار آن گذشت.

جنگ اقتصادی دشمن شدیدتر شد، تحریم ها یکی پس از دیگری بر چرخ های اقتصادی کشور بسته شد، رهبر انقلاب برای تحقق اهداف سال جهاد اقتصادی به طراحی اقتصاد مقاومتی تاکید کردند. اقتصادی که ماهیتش مردمی است تا با ورود جوانان به این عرصه از ورود رانت‌خوار‌ها به اقتصاد جلوگیری شود. اقتصادی که علاوه بر ضربه‌پذیر نبودن بتواند ضربات مهلکی را نیز وارد کند. اقتصادی که در رویارویی و تقابل با اقتصاد وابسته و مصرف‌کننده قرار گیرد، منفعل نباشد و در مقابل اهداف اقتصادی سلطه ایستادگی کند و سعی در تغییر ساختارهای اقتصادی موجود و بومی‌سازی آن بنا بر جهان‌بینی و اهداف خود داشته باشد.

به طور نمونه، رهایی از اقتصاد نفتی به خصوص به عنوان سنگ اصلی بنای تحقق اقتصاد مقاومتی امروز به یکی از دغدغه های مهم قوا به خصوص نهاد قانون گذاری تبدیل شده به طوری که در سیاست های کلی برنامه پنجم به طور مشخص تاکید شده است که می بایست تا پایان برنامه، این وابستگی به درآمدهای نفتی به صفر برسد.

اما در همین دو سال اخیر از اجرای برنامه پنجم، نفت سهم خود را در بودجه حفظ و حتی بالاتر برده است. حالا تحریم نفت ایران از سوی استعمارگران باعث شد تا نه تنها کشور در فروش آن با مشکل رو به رو شود و بلکه بسیاری از کشورها پول خرید نفت ایران را بلوکه کند.

به نظر می رسد همان طور که دولت قبلی جهاد اقتصادی را جدی نگرفت، دولت فعلی نیز با اقتصاد مقاومتی و حماسه اقتصادی بیگانه است. به نظر می رسد دولت تدبیر و امید تاکنون اقتصاد مقاومتی را آن گونه که باید و شاید جدی تلقی نکرده است. نفتی که قرار بود از سر سفره بودجه جمع شود، اکنون دولتمردان برای تبدیل کردن آن به دلار و تامین مایحتاج کشور، به دنبال راهکارهای رنگارنگ می گردند . دیگر کسی به بودجه غیرنفتی فکر نمی کند، مهم این است که غربی ها اجازه دهند نفت خود را بفروشیم و پول های بلوکه شده را برگردانیم. حالا نفت و پولش برای دولت اعتدال، طلایی است که دیگر رنگش سیاه نیست بلکه درخشان تر از طلای واقعی است. دیگر کسی به جایگزینی برای نفت جز نفت فکر نمی کند.

اما باید گفت، بودجه ای که با وابستگی به درآمدهای فروش نفت تدوین و بسته می شود هیچ اقدام مثبتی در راستای تحقق اقتصاد مقاومتی و جهاد اقتصادی ندارد. نفت باید به عنوان یک سرمایه ملی تلقی شود و نباید درآمدهای حاصل از فروش نفت را صرف امور جاری کشور کرد چرا که این مسئله خیانت به آیندگان این کشور است. باید متذکر شد؛ با وابستگی بودجه سنواتی به نفت و تامین هزینه های کشور از درآمدهای حاصل از فروش این ثروت ملی، تلاش جدی برای رونق تولید داخلی و بالتبع ان فعالیت تولیدی ها به خصوص بخش خصوصی صورت نمی گیرد.

, شبکه اطلاع رسانی دانا, ، پایگاه تحلیلی- خبری شیرازه نوشت:, شیرازه, ما ایرانیان نفت؛ این طلای سیاه را از دل زمین خارج کرده و می فروشیم، اما همواره نگران این بودیم که روزگاری ذخایر نفتی به پایان برسد و آنگاه در تامین هزینه‌های کشور ناتوان باشیم که خوشبختانه این امر تاکنون اتفاق نیفتاده و همواره خاک ایران زمین نسبت به مردمانش مهربان بوده است.,
,
,
,
, « آرزوى واقعى من- که البته ممکن است به این زودی‌ها قابل تحقّق نباشد - این است که ما درِ چاه‌هاى نفت را ببندیم و اقتصاد خود را بر اساس کالاها و محصولات غیرنفتى بنیاد نهیم. یعنى فرض کنیم این کشور، کالایى به نام نفت ندارد. البته این کار ممکن است در این سال‌ها و به این زودی‌ها عملى نباشد.»

«من هفده هجده سال قبل به دولتی که در آن زمان سر کار بود و به مسئولان گفتم کاری کنید که ما هر وقت اراده کردیم، بتوانیم درِ چاه‌های نفت را ببندیم. آقایانِ به قول خودشان «تکنوکرات» لبخند انکار زدند که مگر می‌شود ؟! بله، می‌شود؛ باید دنبال کرد، باید اقدام کرد، باید برنامه‌ریزی کرد. وقتی برنامه‌ی اقتصادی یک کشور به یک نقطه‌ی خاص متصل و وابسته باشد، دشمنان روی آن نقطه‌ی خاص تمرکز پیدا می‌کنند.»
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, حالا تحریم نفت ایران از سوی استعمارگران باعث شد تا نه تنها کشور در فروش آن با مشکل رو به رو شود و بلکه بسیاری از کشورها پول خرید نفت ایران را بلوکه کند.

به نظر می رسد همان طور که دولت قبلی جهاد اقتصادی را جدی نگرفت، دولت فعلی نیز با اقتصاد مقاومتی و حماسه اقتصادی بیگانه است. به نظر می رسد دولت تدبیر و امید تاکنون اقتصاد مقاومتی را آن گونه که باید و شاید جدی تلقی نکرده است. نفتی که قرار بود از سر سفره بودجه جمع شود، اکنون دولتمردان برای تبدیل کردن آن به دلار و تامین مایحتاج کشور، به دنبال راهکارهای رنگارنگ می گردند . دیگر کسی به بودجه غیرنفتی فکر نمی کند، مهم این است که غربی ها اجازه دهند نفت خود را بفروشیم و پول های بلوکه شده را برگردانیم. حالا نفت و پولش برای دولت اعتدال، طلایی است که دیگر رنگش سیاه نیست بلکه درخشان تر از طلای واقعی است. دیگر کسی به جایگزینی برای نفت جز نفت فکر نمی کند.

اما باید گفت، بودجه ای که با وابستگی به درآمدهای فروش نفت تدوین و بسته می شود هیچ اقدام مثبتی در راستای تحقق اقتصاد مقاومتی و جهاد اقتصادی ندارد. نفت باید به عنوان یک سرمایه ملی تلقی شود و نباید درآمدهای حاصل از فروش نفت را صرف امور جاری کشور کرد چرا که این مسئله خیانت به آیندگان این کشور است. باید متذکر شد؛ با وابستگی بودجه سنواتی به نفت و تامین هزینه های کشور از درآمدهای حاصل از فروش این ثروت ملی، تلاش جدی برای رونق تولید داخلی و بالتبع ان فعالیت تولیدی ها به خصوص بخش خصوصی صورت نمی گیرد.
,
,
, به نظر می رسد همان طور که دولت قبلی جهاد اقتصادی را جدی نگرفت، دولت فعلی نیز با اقتصاد مقاومتی و حماسه اقتصادی بیگانه است. به نظر می رسد دولت تدبیر و امید تاکنون اقتصاد مقاومتی را آن گونه که باید و شاید جدی تلقی نکرده است. نفتی که قرار بود از سر سفره بودجه جمع شود، اکنون دولتمردان برای تبدیل کردن آن به دلار و تامین مایحتاج کشور، به دنبال راهکارهای رنگارنگ می گردند . دیگر کسی به بودجه غیرنفتی فکر نمی کند، مهم این است که غربی ها اجازه دهند نفت خود را بفروشیم و پول های بلوکه شده را برگردانیم. حالا نفت و پولش برای دولت اعتدال، طلایی است که دیگر رنگش سیاه نیست بلکه درخشان تر از طلای واقعی است. دیگر کسی به جایگزینی برای نفت جز نفت فکر نمی کند.,
,
,

انتهای پیام

, انتهای پیام]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه