فرازی از وصیت نامه شهید حسینقلی دهقانی؛
نگذارید روح جبهه در ادارات و مکانهای دیگر بیرون رود
شهید حسینقلی دهقانی که از دوستان نزدیک شهید بابائی بشمار می رفت در بخشی از وصیت نامه خود نوشت: نگذارید روح جبهه در ادارات و مکانهای دیگر بیرون رود، برادران مذهبی همان طوری که همیشه در برابرمشکلات مقاومت کرده اید، هیچ چیز و هیچ کس نتوانسته شما را از صحنه کنار زند از شما انتظار دارم بیشتر مقاومت نموده و به امید خداوند پیروزید .[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانابه نقل از "چغادک نیوز"، شهید حسینقلی دهقانی در ششم آبانماه سال 1330 در خانواده ای کشاورز و مذهبی دیده به جهان گشود وی دوران ابتدایی را در دبستان شهید هوشنگ (خواجو) بورکی به پایان رسانید و در ایام تعطیلات فصل تابستان درس مقدماتی قرآن را در مکتب خانه محل سکونت نزد استاد حجت الاسلام زمانی فرا گرفت و بعلت فراهم نبودن امکان ادامه تحصیل در محل زندگی به همراه پدرش به کشاورزی پرداخت .
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, به نقل از "چغادک نیوز"، شهید حسینقلی دهقانی در ششم آبانماه سال 1330 در خانواده ای کشاورز و مذهبی دیده به جهان گشود وی دوران ابتدایی را در دبستان شهید هوشنگ (خواجو) بورکی به پایان رسانید و در ایام تعطیلات فصل تابستان درس مقدماتی قرآن را در مکتب خانه محل سکونت نزد استاد حجت الاسلام زمانی فرا گرفت و بعلت فراهم نبودن امکان ادامه تحصیل در محل زندگی به همراه پدرش به کشاورزی پرداخت ., "چغادک نیوز"، , شهید حسینقلی دهقانی,وی در شهرستان کازرون بصورت متفرقه موفق به اخذ مدرک سیکل یک شد و با تعطیل شدن مکتب خانه روستا با شرکت در مجالس مقابله قرآن در ماههای مبارک رمضان قرائت و رو خوانی قرآن و احکام و نزد پدر بزرگوارش که خود در آن زمان از بهترین قاری و معلم قرآن بود آموخت .
, وی در شهرستان کازرون بصورت متفرقه موفق به اخذ مدرک سیکل یک شد و با تعطیل شدن مکتب خانه روستا با شرکت در مجالس مقابله قرآن در ماههای مبارک رمضان قرائت و رو خوانی قرآن و احکام و نزد پدر بزرگوارش که خود در آن زمان از بهترین قاری و معلم قرآن بود آموخت .,شهید حسینقلی دهقانی سپس به خدمت سربازی اعزام و دوران سربازی را به پایان رساند بعد از دوران سربازی به استخدام گارد انتظامی نیروگاه سد دز خوزستان در آمد و از فرصت استفاده نمود و مدرک دیپلم طبیعی خود را اخذ کرد.
, شهید حسینقلی دهقانی سپس به خدمت سربازی اعزام و دوران سربازی را به پایان رساند بعد از دوران سربازی به استخدام گارد انتظامی نیروگاه سد دز خوزستان در آمد و از فرصت استفاده نمود و مدرک دیپلم طبیعی خود را اخذ کرد., شهید حسینقلی دهقانی,شهید به واسطه اینکه در خانواده ای مذهبی چشم به جهان گشوده بود و خود نیز اهل دین و مذهب و شریعت بود و اطلاعات بسیاری در حوزه دین داشت، بین بعضی از دوستان، همکاران و شهروندان اندیمشکی و دزفولی قهرمان، مشهور و شناخته بود و به فعالیت های فرهنگی مذهبی بطور نامحسوس تا سال 1356 پرداخت و رابطه قوی اما مخفی با تعدادی از درجه داران و افسران رشید پایگاه ششم شکاری دزفول داشتند.
, شهید به واسطه اینکه در خانواده ای مذهبی چشم به جهان گشوده بود و خود نیز اهل دین و مذهب و شریعت بود و اطلاعات بسیاری در حوزه دین داشت، بین بعضی از دوستان، همکاران و شهروندان اندیمشکی و دزفولی قهرمان، مشهور و شناخته بود و به فعالیت های فرهنگی مذهبی بطور نامحسوس تا سال 1356 پرداخت و رابطه قوی اما مخفی با تعدادی از درجه داران و افسران رشید پایگاه ششم شکاری دزفول داشتند., شهید,شهید دهقانی با پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی در تشکیلات اداری و سر پرستی نیروگاه دز دگر گونی و تغییرات نسبتاً عمیقی حاصل کرد و بلافاصله با توجه به سابقه مذهبی و مبارزاتی شناخته شده ای که داشت، نامبرده به سمت مسئول حراست سد دز منصوب و مشغول به کارشد و سازماندهی و مسئول انجمن اسلامی کارکنان و امام جماعت مسجد منازل سازمانی سد دز نیز برعهده وی بود که پس از انجام یک مأموریت دو ماهه ای و با شرکت در عملیات فتح المبین به محل خدمتی خود مراجعه نمود .
, شهید دهقانی با پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی در تشکیلات اداری و سر پرستی نیروگاه دز دگر گونی و تغییرات نسبتاً عمیقی حاصل کرد و بلافاصله با توجه به سابقه مذهبی و مبارزاتی شناخته شده ای که داشت، نامبرده به سمت مسئول حراست سد دز منصوب و مشغول به کارشد و سازماندهی و مسئول انجمن اسلامی کارکنان و امام جماعت مسجد منازل سازمانی سد دز نیز برعهده وی بود که پس از انجام یک مأموریت دو ماهه ای و با شرکت در عملیات فتح المبین به محل خدمتی خود مراجعه نمود ., شهید دهقانی,

,
, وی به تشکیل و سازماندهی بسیج ادارات منطقه سد دز پرداخت وبعلت مشغله زیاد و مسئولیت فراوانی که بر عهده داشت تا سه سالی موفق به عزیمت به جبهه نشد ولی بی صبرانه مجدداً در اواخر سال 1365 از طرف بسیج در قالب گردان شهر اندیمشک لشکر 7 ولی عصر (عج) خوزستان به جرگه رزمندگان اسلام پیوست و با شرکت در عملیات پیروزمندانه رزمندگان اسلام در منطقه حلبچه عراق به خدمت پرداخت و سرانجام مجدداً در خرداد ماه 66 بعنوان مسئول پشتیبانی ادارات و مسئول پشتیبانی جبهه و جنگ شهرستان اندیمشک به همراهی دو سه نفر از مسئولین ادارات شهرستان اندیمشک جهت سرکشی و دیدار با رزمندگان ایلام ولی عصر (عج) خوزستان به جبهه کرخه اعزام شد که این بار در تاریخ 31/3/67 به دیدار معبودش که در نهایت آرزویش بود شتافت .
, وی به تشکیل و سازماندهی بسیج ادارات منطقه سد دز پرداخت وبعلت مشغله زیاد و مسئولیت فراوانی که بر عهده داشت تا سه سالی موفق به عزیمت به جبهه نشد ولی بی صبرانه مجدداً در اواخر سال 1365 از طرف بسیج در قالب گردان شهر اندیمشک لشکر 7 ولی عصر (عج) خوزستان به جرگه رزمندگان اسلام پیوست و با شرکت در عملیات پیروزمندانه رزمندگان اسلام در منطقه حلبچه عراق به خدمت پرداخت و سرانجام مجدداً در خرداد ماه 66 بعنوان مسئول پشتیبانی ادارات و مسئول پشتیبانی جبهه و جنگ شهرستان اندیمشک به همراهی دو سه نفر از مسئولین ادارات شهرستان اندیمشک جهت سرکشی و دیدار با رزمندگان ایلام ولی عصر (عج) خوزستان به جبهه کرخه اعزام شد که این بار در تاریخ 31/3/67 به دیدار معبودش که در نهایت آرزویش بود شتافت .,فرازی از وصیتنامه شهید بزرگوار:
, فرازی از وصیتنامه شهید بزرگوار:, فرازی از وصیتنامه شهید بزرگوار:, فرازی از وصیتنامه شهید بزرگوار:,امت حزب الله از شما انتظار دارم و می خواهم آن عده که توان جبهه را دارند جهت یاری رساندن به رزمندگان اسلام مجهز شوند و افرادی که توان آن را ندارند در پشت جبهه اشخاصی را که نسبت به انقلاب اسلامی و جنگ بی تفاوت بوده آنها را ارشاد نمایند و نگذارند روح جبهه در ادارات و مکانهای دیگر بیرون رود برادران مذهبی همان طوری که همیشه در مشکلات مقاومت کرده اید و هیچ چیز و هیچ کس نتوانسته شما را از صحنه کنار زند از شما انتظار دارم بیشتر مقاومت نموده و به امید خداوند پیروزید .
, امت حزب الله از شما انتظار دارم و می خواهم آن عده که توان جبهه را دارند جهت یاری رساندن به رزمندگان اسلام مجهز شوند و افرادی که توان آن را ندارند در پشت جبهه اشخاصی را که نسبت به انقلاب اسلامی و جنگ بی تفاوت بوده آنها را ارشاد نمایند و نگذارند روح جبهه در ادارات و مکانهای دیگر بیرون رود برادران مذهبی همان طوری که همیشه در مشکلات مقاومت کرده اید و هیچ چیز و هیچ کس نتوانسته شما را از صحنه کنار زند از شما انتظار دارم بیشتر مقاومت نموده و به امید خداوند پیروزید .,

,
, خاطراتی در مورد شهید بزرگوار:
, خاطراتی در مورد شهید بزرگوار:, خاطراتی در مورد شهید بزرگوار:, خاطراتی در مورد شهید بزرگوار:,همه را از کوچک و بزرگ مورد احترام قرار می داد، همسرش را بسیار مورد احترام قرار میداد و هیچ وقت نشد که با وی با خشونت صحبت کند و فرزندانش را از روی مهر و محبت در بغل می گرفت و می بوسید ، همیشه یاد خدا و خواندن نماز در اول وقت را تذکر می داد .
, همه را از کوچک و بزرگ مورد احترام قرار می داد، همسرش را بسیار مورد احترام قرار میداد و هیچ وقت نشد که با وی با خشونت صحبت کند و فرزندانش را از روی مهر و محبت در بغل می گرفت و می بوسید ، همیشه یاد خدا و خواندن نماز در اول وقت را تذکر می داد .,هر وقت با نامحرم صحبت می کرد همیشه سرش پایین بود و در حفظ اسرار زبانزد همکاران بود و مورد مشورت هم قرار میگرفت ، صبر و حوصله وی نشانه ایمان والای وی بود و هر چیز را که به زبان می آورد خود بدان عمل می نمود، در مقابل مردم و همکاران بسیار متواضع و فروتن بود. همیشه دوستانی را انتخاب می کرد که از لحاظ ایمان و صداقت اگر از خود او بیشتر نبودند، کمتر هم نبودند و توصیه می نمود که با دوستانی رفت و آمد کنید که با حیا و مومن باشند .
, هر وقت با نامحرم صحبت می کرد همیشه سرش پایین بود و در حفظ اسرار زبانزد همکاران بود و مورد مشورت هم قرار میگرفت ، صبر و حوصله وی نشانه ایمان والای وی بود و هر چیز را که به زبان می آورد خود بدان عمل می نمود، در مقابل مردم و همکاران بسیار متواضع و فروتن بود. همیشه دوستانی را انتخاب می کرد که از لحاظ ایمان و صداقت اگر از خود او بیشتر نبودند، کمتر هم نبودند و توصیه می نمود که با دوستانی رفت و آمد کنید که با حیا و مومن باشند .,بزرگترین آرزوی وی رسیدن به شهادت بود احترام خاصی به خانواده شهدا می گذاشت و همیشه به خانواده آنها سر کشی می کرد و همیشه خود را یک بسیجی می دانست و آرزوها و خواسته های شهید همیشه معنوی بود و پیرو انقلاب و اسلام بود .
, بزرگترین آرزوی وی رسیدن به شهادت بود احترام خاصی به خانواده شهدا می گذاشت و همیشه به خانواده آنها سر کشی می کرد و همیشه خود را یک بسیجی می دانست و آرزوها و خواسته های شهید همیشه معنوی بود و پیرو انقلاب و اسلام بود .,

,
, وی همیشه صحبت های امام (ره) را برای افراد یاد آور می شد و تبعیت محضی از ولایت داشت، شهید به انجام واجبات ، پایبندی محکمی داشت و به نوافل اکثراً عمل می کرد و شب ها اکثراً او را مشاهده می کردم تا مشغول نماز شب خواندن است و به خصوص در قرائت قرآن و نماز هایش را به جماعت می خواند، کمتر می شد نماز جمعه را بدون عذر موجه ترک نماید . اگر کسی حقی بر گردن وی داشت حتماً او را راضی می کرد و با عشق و علاقه عازم جبهه می شد .
, وی همیشه صحبت های امام (ره) را برای افراد یاد آور می شد و تبعیت محضی از ولایت داشت، شهید به انجام واجبات ، پایبندی محکمی داشت و به نوافل اکثراً عمل می کرد و شب ها اکثراً او را مشاهده می کردم تا مشغول نماز شب خواندن است و به خصوص در قرائت قرآن و نماز هایش را به جماعت می خواند، کمتر می شد نماز جمعه را بدون عذر موجه ترک نماید . اگر کسی حقی بر گردن وی داشت حتماً او را راضی می کرد و با عشق و علاقه عازم جبهه می شد .,وی معتقد بود که این جنگ، جنگ اسلام و کفر است و بیان می داشت که وظیفه هر مسلمانی است که در برابر کفر ایستادگی کند و از سرزمین اسلام دفاع کند وی هروقت بر می گشت بدنبال ساماندهی نیرو جهت اعزام به جبهه بود .
, وی معتقد بود که این جنگ، جنگ اسلام و کفر است و بیان می داشت که وظیفه هر مسلمانی است که در برابر کفر ایستادگی کند و از سرزمین اسلام دفاع کند وی هروقت بر می گشت بدنبال ساماندهی نیرو جهت اعزام به جبهه بود .,به علت مسئولیت و کار فشرده وی ، کمتر می شد که اوقات فراغت داشته باشد هیچ وقت اهل تعریف و بازگویی از کار خود نبود واز زمانی که بنده خود را شناختم وی همیشه در حال تزکیه و خود سازی بود و از جمله روزها اکثراًبعد از نماز مشغول قرائت قرآن می شد .
, به علت مسئولیت و کار فشرده وی ، کمتر می شد که اوقات فراغت داشته باشد هیچ وقت اهل تعریف و بازگویی از کار خود نبود واز زمانی که بنده خود را شناختم وی همیشه در حال تزکیه و خود سازی بود و از جمله روزها اکثراًبعد از نماز مشغول قرائت قرآن می شد .,وی چون خود به دستورات و احکام اسلامی آشنایی کامل داشت احترام پدر و مادر را به نحو کامل رعایت می نمود و بقیه را هم به این دستور سفارش می نمود .
, وی چون خود به دستورات و احکام اسلامی آشنایی کامل داشت احترام پدر و مادر را به نحو کامل رعایت می نمود و بقیه را هم به این دستور سفارش می نمود .,

,
, خاطراتی از زبان همسر بزرگوار شهید:
, خاطراتی از زبان همسر بزرگوار شهید:, خاطراتی از زبان همسر بزرگوار شهید:, خاطراتی از زبان همسر بزرگوار شهید:,شهید در دوران دفاع مقدس برای برقراری امنیت بصورت شبانه روزی تلاش می کرد و بیشتر اوقات تا ساعت 2 الی 3 شب در بازدید و سر کشی از سد دز بود تا بوسیله منافقین و افراد خرابکار به سد آسیب نرسد .
, شهید در دوران دفاع مقدس برای برقراری امنیت بصورت شبانه روزی تلاش می کرد و بیشتر اوقات تا ساعت 2 الی 3 شب در بازدید و سر کشی از سد دز بود تا بوسیله منافقین و افراد خرابکار به سد آسیب نرسد ., شهید,زمانی که عراقی ها حمله هوایی به سد داشتند، شهید بابائی فرمانده پدافند هوایی بود و برای محافظت از سد دز قرار بود پدافندهایی را در اطراف سد جاسازی نماید و پس از دید و بازدید شهیدان بابایی و دهقانی چند پدافند را جهت جلوگیری از حمله دشمن در آنجا گماشتند و این 2 کبوتر عاشق به یک دیگر علاقه داشتند و در راه دفاع از حیثیت جمهوری اسلامی جان خود را تقدیم نمودند .
, زمانی که عراقی ها حمله هوایی به سد داشتند، شهید بابائی فرمانده پدافند هوایی بود و برای محافظت از سد دز قرار بود پدافندهایی را در اطراف سد جاسازی نماید و پس از دید و بازدید شهیدان بابایی و دهقانی چند پدافند را جهت جلوگیری از حمله دشمن در آنجا گماشتند و این 2 کبوتر عاشق به یک دیگر علاقه داشتند و در راه دفاع از حیثیت جمهوری اسلامی جان خود را تقدیم نمودند .,روحش شاد ، یادش گرامی و راهش پر رهرو باد
, روحش شاد ، یادش گرامی و راهش پر رهرو باد, روحش شاد ، یادش گرامی و راهش پر رهرو باد]
ارسال دیدگاه