گفتگوی با بانوی نویسنده آذربایجان‌شرقی:

گرانی کتاب عاملی برای فرار جوانان از کتابخوانی/ انجمن های ادبی فضایی مناسب برای رشد نویسندگان جوان است

گرانی کتاب عاملی برای فرار جوانان از کتابخوانی/ انجمن های ادبی فضایی مناسب برای رشد نویسندگان جوان است
بانوی نویسنده آذربایجان‌شرقی گفت: سعی کنیم آثاری را ارائه بدهیم که در نسل های آینده ماندگار باشد و سعی کنیم امروز همدیگر را یاد کنیم؛ طوری نباشد که به همدیگر بگوییم: جای اینکه فردا اشک بر مزارم بریزی، امروز با تبسمی کوچک شادم کن ... لذا باید بهترین اثر ها را خلاق کنیم.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از گروه فرهنگی آناج: به مناسبت روز قلم، پای صحبت های یکی از نویسندگان مجرب آذربایجانی می نشینیم، در معرفی خود می گوید: اعظم آخوندزاده  هستم و کتابهایم با عنوان فرخزاد (فامیلی همسرم) چاپ می شود. اولین اثرم در سال 1372 با عنوان "زندگی را از نو آغاز کن" داستانی از شروع جنگ جهانی دوم در کشور مجارستان؛ را آغاز کردم، کتابی که خیلی ها فکر می کردند آن را ترجمه کرده ام. در سال 80 این کتاب را به تهران فرستادم؛ ناشر گفت ما رمان خیلی کم چاپ می کنیم اما به دلیل خاص بودن این کتاب،  آن را چاپ خواهیم کرد. این گفته برای من مثل تلنگری بود و موجب شد کارم را با جدیت شروع کنم و پس از آن بعد از یکماه کتاب "گریز نافرجام" را که در چاپ های بعدی با اسم "هایدا" چاپ شد، شروع کردم. یکماه پس از آن نیز کتاب "افسانه" را که ابتدا "گمشده در غبار زندگی" بود، چاپ کردم. در واقع از همان سال نویسندگی را به طور جدی در پیش گرفتم.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,

, ,

 

,

آناج: چقدر زمان برای نوشتن یک کتاب صرف می کردید؟

,

البته این کتاب ها را در عرض یکماه نمی نوشتم بلکه از قبل مطالب را انباشته کرده بودم و مطالب انباشته تا حدی زیاد بود که با جمع آوری آنها در این فاصله کوتاه تالیف می کردم.

,

از سال 1380 تا 89 حدود چهارده جلد رمان نوشتم اما هنوز به احساس اقناع نرسیده بودم و کاری بهتر و بزرگتر را که مستلزم تحقیق و پژوهش زیادی باشد، نیاز داشتم. لذا به نوشتن رمان های تاریخی که مورد علاقه ام بود روی آوردم.

,

ناشرم به من پیشنهاد کرد که رمان "اشرف ملکه بی تاج و تخت" را بنویسم اما من اطلاعاتم از دوره قاجار بیشتر بود و دوست داشتم از آن دوران بنویسم. در پی آن کتاب "نازبانو گم شده ی ناصرالدین شاه" را نوشتم. در این رمان بیشتر روی تخیل کار کردم و این خلاقیت هنری ی نویسنده است که بیشتر از تخیلش کمک بگیرد.

,

آناج: انگیزه شما برای ادامه نویسندگی چه بود؟

,

این هنری است که خداوند در وجود برخی از بندگانش قرار داده و ممکن است در وجود شما هنر دیگری نهاده باشد. لذا برای نویسندگی یک بنیان ذاتی لازم است که خلاقیت، تخیل و ذهن وسیع برای نوشتن را می طلبد. نویسنده از اطراف خود بی تفاوت نمی گذرد و شاید آنچه برای افراد دیگر پیش پا افتاده است می تواند برای یک نویسنده ایده باشد.

,

بنابراین این یک چیز ذاتی است و من اقرار می کنم که تحصیلات چندانی هم نداشتم. از نظر سوژه، قدرت بیان و سنگینی قلم تقریبا به سبک روسی ها کار می کنم و نوشته هایم مثل نوشته های روسی تقریبا سنگین است. علاوه بر آن من مقلد دافنه دوموریه انگلیسی هستم. بنده انگیزه نویسندگی را داشتم و هنگامی که ناشران از من حمایت کردند راهش برای من هموار شد،  قبلا زندگی بسیار سختی داشتم؛ پدرم شاعر بود اما وقتی از تهران به اهر آمدیم، تعصب کور مردم موجب محروم شدن من از تحصیل شد.

,

تقریبا هفت یا هشت جلد از کتابهایم را نوشته بودم و "سایه های عشق" من به عنوان کتاب سال انتخاب شد و تا فینال رفت اما چون ویراستاری نشده بود، به دلیل ایرادهای فنی و تخصصی انتخاب نشد.

,

کتاب هایی می نوشتم که باورم نمی شد آنها را من نوشته ام

,

من بیشتر سوررئالیسم کار می کنم و سوررئالیسم نیز برپایه ی تخیل، رویا پردازی و خلاقیت ذهن نویسنده است، لذا گاه مطالب و کتاب هایی می نوشتم که بعدا خودم هم باور نمی کردم من این ها را نوشته ام.

,

کتاب نازبانو بنده  از طرف خانه کتاب به عنوان یک کتاب خوب انتخاب شد و مرا عضو سرای اهل قلم تهران کردند در حالی که خیلی سخت عضو می پذیرفتند مگر اینکه کسی اثر برجسته ای داشته باشد.

,

, ,

من نه در جشنواره ها شرکت می کنم و نه در جوایز فصل و غیره؛ فرصت ها برای من خیلی مهم است و فقط می خواستم بنویسم تا آنچه در ذهن من انباشته شده بود تخلیه شود. هرچند من هنوز تخلیه نشده ام اما عواملی مثل خستگی و مشکلات زندگی مانع است.

,

انجمن های ادبی فضایی مناسب برای رشد و تعالی نویسندگان جوان است

,

آناج: از مشکلات قشر نویسندگان بگویید.

,

بارزترین مشکل نویسندگان از طرف خانواده است؛ اگر نویسنده متاهل باشد باید ببیند همسرش فعالیت های نویسندگی را که فقط در نوشتن خلاصه نمی شود، می پذیرد یا خیر. برخی از همسران موافقت نمی کنند و اگر هم نویسنده زن مجرد باشد به او اجازه نمی دهند تنها اینجا و آنجا برود.البته الان انجمن های ادبی گسترش یافته و فضای بهتری برای جوانان فراهم شده است اما در زمان ما اصلا اینطور نبود و تا مدت ها ما نمی دانستیم انجمن چیست و کجا می توانیم در مورد داستان توضیحاتی کسب کنیم، لذا برخی از ایرادات در کتب اولیه من دیده می شود که من آنها را انکار نمی کنم.

,

رمان های ایرانی روی تکرارند و حرفی برای گفتن ندارند

,

آناج: یک نویسنده خوب چه ویژگی هایی دارد؟

,

یک نویسنده خوب باید برجستگی هایی داشته باشد؛ عصر امروز پرشتاب و دیجیتالی است و مردم برای کتاب خواندن خیلی کم وقت می گذارند. وقتی هم کنار غرفه ها توجه می کنم مردم بیشتر رمان های خارجی را انتخاب می کنند، چون رمان ایرانی روی تکرارند و حرفی برای گفتن ندارند. آنها مثل یک راوی یک اتفاق را روایت می کنند درحالی که یک نویسنده راوی نیست. پیچش و چرخش قلم هر نویسنده به گونه ای است که او را از نویسنده های دیگر متمایز می کند و در نتیجه  نویسنده یک اتفاق به ظاهر ساده را به گونه ای متفاوت از دیگری به رشته ی قلم درمی آورد.

,

من خود رمان خوان کتاب های خارجی بودم و اصلا رمان های ایرانی را نمی خواندم؛ برای همین است که اگر رمان های مرا بخوانید فکر می کنید خارجی هستند. البته در مجلات برخی از متن های ایرانی مثل آثار هوشنگ مرادی را می خواندم ولی امروزه اکثر افراد فکر می کنند سوژه و داستان جالب را در کتاب های خارجی می توانند پیدا کنند.

,

من برای نویسندگانی متاسف هستم که نمی دانند چه چیزی را می خواهند به خوانندگان انتقال بدهند؛ الان زمان گفتن از عشق دارا و سارا و اینکه آنها به هم رسیدند یا خیر، نیست.

,

کتاب شخصیت و بیان انسان را درست می کند؛ من شاید حرف زدن بلد نبودم اما الان به مدد کتاب یک مجری هستم و در خیلی جاها مجری گری کرده ام. آنچه من امروز هستم، ساخته ی کتابم. من تقریبا در سن 37 سالگی شروع به نوشتن کردم و تا آن موضع بیش از دو هزار جلد کتاب خوانده بودم. الان جوانان برای کتاب وقت نمی گذارند و هنگامی هم که وقت می گذارند، دوست دارند کتاب و داستانش خیلی جذاب باشد. لذا کار نویسنده باید ارزشمند و هدفمند باشد و مطالبی را ارئه بدهد که وقتی کسی یکبار برای خواندن کتابش وقت گذاشت برای بار دوم نیز حاضر باشد اثر نویسنده را بخواند.

,

کتاب باید پیام داشته باشد چون مثلا کتاب مرا آقای صفار هرندی و خیلی های دیگر خوانده اند امام ممکن است یک دزد نیز کتاب مرا خوانده باشد، لذا باید نوشته به گونه ای باشد و حامل پیامی باشد که روی شخصیت تاثیرگذار باشد. یعنی مهمترین هدف این است که خوانندگان خود را بسازیم.

,

آناج: برای ترویج فرهنگ کتاب خوانی چه باید کرد؟

,

در خیلی از کشورها دیگر در کنار سایر مشغله ها و تفریحات فرهنگ کتابخوانی رای است و مردم حداقل روزی نیم ساعت کتاب یا روزنامه مطالعه می کنند اما متاسفانه از بین این فرهنگ ها فقط فرهنگ های بد غربی به جامعه ما می رسد. متاسفانه فرهنگ غلطش بیشتر از نکات مثبتش روی جوانان ما تاثیر دارد.

,

ما باید کاری بکنیم که گرایش جوانانمان به کتاب و کتابخوانی بیشتر شود؛ مثلا قیمت کتاب ها خیلی گران است در حالی که باید تا حدی باشد که جوانان بتوانند به راحتی آن را خریده و بخوانند. البته گاه نیز جوان ما زورش می آید بیست هزار تومان برای کتاب بپردازد اما در کافی شاپ حاضر است سی هزارتومان و بیشتر هم بپردازد. درواقع اغلب کسانی که دوست دارند کتاب بخوانند توان مالی ندارند و اغلب کسانی هم که توان مالی دارند از نظر فرهنگ کتابخوانی ضعیفند.

,

کاش جایی را جهت پخش کتاب اختصاص بدهند که من خود حاضرم پول هم نگیرم. وقتی می بینم کسی قدرت خرید کتاب را ندارد ولی دوست دارد آن را بخواند، من کتابم را تقدیمی به او می دهم.

,

باید مراکزی دایر شود که کتاب ها راحت به دست جوان ها برسد، جلسات بحث و گفت و گو تشکیل شود و حداقل کتابهایی به صورت امانت به آنها داده شود. هرچند چنین حرکت هایی وجود دارد اما گسترده نیست.

,

آناج: توصیه شما به نویسندگان جوانی که میخواهند کتاب بنویسند چیست؟

,

من برای رسیدن به اینجا راه صعب العبوری را طی کرده ام؛ اگر به موقعیت و شرایط دل می سپردم بیش از دو کتاب نمی توانستم چاپ کنم چون نمی توانسم پول چاپ همه ی کتاب ها را بدهم؛ اما خوشبختانه این جا افتاد که من هیچ هزینه ای بابت کتابهایم پرداخت نمی کنم. چون در چنین شرایطی بودم نویسنده های جوان را درک و با آنان ارتباط برقرار می کنم. توصیه ی من به آنها این است که فکر نکنند همه کارها بسته به پول است، فکر نکنند می توانند میلیون ها پول خرج کنند و کتاب نوشتن یاد بگیرند، بلکه باید تا می توانند کتاب بخوانند. البته یک فرد باید استعدادش را نیز داشته باشد که این استعداد را باید خداوند در وجود انسان قرار بدهد و انسان نیز باید به حدی برسد که بتواند کتاب چاپ کند.

,

متاسفانه در انجمن ها روی چشم و هم چشمی و بدون تجربه اصرار داند کتاب بنویسند. البته من به اینها می گویم که پشیمان خواهند شد. آنها باید زیاد کتاب بخوانند، آنقدر بخوانند که ایراداتشان را با کتاب خواندن پیدا کنند. من خود کسی هستم که برای کتاب خواندن حوصله زیادی به خرج می دهم و کتاب هرچه قدر هم بد باشد تا آخر می خوانم تا ببینم به کجا می رسد اما برخی به گونه ای می نویسند که حوصله ی فردی مثل مرا از سر می برند چه رسد به کسی که کتاب نمی خواند. در حالی که اگر همین نویسنده قدری تجربه کسب می کرد و پس از خواندن کتاب های متعدد شروع به نوشتن می کرد، چنین مشکلی پیش نمی آمد.

,

, ,

متاسفانه جوانان به ماندگاری اثر فکر نمی کنند و بیشتر از روی چشم و هم چشمی و به خاطر اینکه دوستشان کتاب نوشته، به نوشتن کتاب روی می آورند و بدون تجربه اثری خلق می کنند که ماندگاری ندارد. من برای همه ی کسانی که دوست دارند بنویسند، توصیه می کنم کتاب بخوانید و کتاب بخوانید؛ منثلا رمان های خارجی و ایرانی و کتاب های روانشناسی بخوانید.

,

من در خیلی از کتاب های خود از روانشناسی استفاده کرده ام؛ مثلا برای نوشتن کتاب "صورت پنهان" یک ماه به بیمارستان رازی رفت و آمد کردم و به عنوان بیمار سه شب هم پیش آن ها ماندم. لذا این کافی نیست که فقط یک داستان در ذهنمان بسازیم.

,

آناج: جایگاه نویسندگان ایرانی در مقایسه با نویسندگان غربی چگونه است؟

,

کتاب های منتخب در دنیا نشان می دهد متاسفانه جایگاه ما خیلی بالا نیست؛ متاسفانه در کشور خودمان نیز کتاب هایی انتخاب می شوند که امتیازات خاص خودشان را دارند. ولی باید قبول کنیم که ما برای خودنمایی نمی نویسیم بلکه برای نسل های بعدی می نویسیم، زمانی که ما دیگر زنده نیستیم؛ آیا آن موقع اثر ما نباید پذیرشی داشته باشد. در گذشته در مجله های بین المللی داستان هایی می نوشتند که به نظر چرت بودند اما آن زمان این مطالب نیاز بود اما امروز آنها به درد نمی خورد، سرکوب می شود و مورد قبول نیست چه رسد به اینکه به چنین کتابی جایزه نیز بدهند. اما رمان با این کتاب ها فرق می کند. من اگر بخواهم در مورد جانباز و شهدا کتاب بنویسم نهایتا یک یا دو کتاب به این صورت می توانم بگیرم. مثلا من کتاب افسانه را نوشته و تقدیم شهدا کردم اما اگر بخواهم حتما جایزه بگیرم باید باب میل دیگران کتاب بنویسم که این کار را نمی کنم و دوست دارم به تمام موضوعات بپردازم.

,

نویسندگی راه و رسم خاصی دارد و من تا حدی به جایگاهی که می خواستم رسیده ام اما این جایگاه سهل الوصول نبود و راه صعب العبوری را طی کردم. با این حال دوست دارم صورت هموار این راه صعب العبور را به جوانان نشان بدهم و جوانان نیز باید دقت کنند تا آثار ارزشمند از خودشان بر جای بگذارند.

,

من اعتقاد دارم آثار یک نویسنده بعد از مرگش خود را نشان می دهد؛ همان طور در زندگینامه خیلی از نویسندگان بزرگ دنیا می بینیم که موقعی که زنده بودند در به در دنبال ناشر می گشتند که کتابشان را چاپ کند، اما پس از مرگش آثارش در دنیا جا افتاده و مورد نقد و بررسی قرار می گیرد. بنابراین سعی کنیم آثاری را ارائه بدهیم که در نسل های آینده ماندگار باشد و سعی کنیم امروز همدیگر را یاد کنیم؛ طوری نباشد که به همدیگر بگوییم: جای اینکه فردا اشک بر مزارم بریزی، امروز با تبسمی کوچک شادم کن ... لذا باید بهترین اثر ها را خلاق کنیم که امیرمومنان(ع) می فرماید: نام نیک پیراهنی است که هرگز کهنه نمی شود.

,

 گفتنی است قانون و قدرت، هانا، نازبانو گمشده ی ناصرالدین شاه، اشرف ملکه بی تاج و تخت، افسانه، هایدا، هدیه شاهزاده، سایه های عشق، پیوند سایه ها، صورت پنهان، فرشته، سپیده در نیمه شب، سهم من از عشق، شاهزاده تاج السلطنه، کلاریس، نفرین آگوستینا، سفرهای آناهیتا، فوزیه عروس مصری پاشا، تصویر ابدی، طلوع یک رویا و رفت به همین سادگی از آثار منتشر شده این نویسنده می باشند.

,

پایان پیام /

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه