مراقبت والدین فداکار از ۴ فرزند معلول+عکس

مراقبت والدین فداکار از ۴ فرزند معلول+عکس
پدر و مادری مسن و سختکوش که تمام روز بر بالین 4 فرزند معلولشان حاضر هستند و از آنان مراقبت می کنند ، مراقبتی که به دلیل سختی کار، آنها را ناتوان کرده اما خم به ابرو نمی آورند و بیش از پیش مراقب بچه هایشان هستند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا،به نقل از “ آرمان کرمان”؛ اغلب ما وقتی درخیابان، پارک، مغازه و هرجایی از این شهر درندشت با آدمی که ناتوانی جسمی دارد یا چهره اش از عارضه ای دگرگون شده، روبه رو می شویم، یا سرخود را به کلی برمی‌گردانیم و خودمان رامشغول نشان می دهیم یا گاهی اوقات مکث می‌کنیم و باتاسف سری تکان می‌دهیم و یا در دلمان شفای عاجلش را از خداوند طلب می کنیم و همه ی این ها با دلسوزی برای خانواده ای که چنین فرزند یا فرزندانی دارد، همراه است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,  , “ آرمان کرمان”,

اما شاید کمتر برایمان پیش آمده باشد که با خانواده های این افراد ارتباط برقرار کنیم و پای صحبت شان بنشینیم . به همین دلیل همیشه فکر می کنیم این خانواده ها افرادی مطرود و مغموم و سرخورده هستند که البته چنین نیست.

,

مثل کوه استوار است و هرگز خم به ابرو نیاورده و یکبار هم به کسی شکایت و گلایه نکرده است. آری او مادری قهرمان است که چهار فرزند دارد که هر ۴ نفرشان معلول جسمی و ذهنی هستند.

,

سعید ۲۱ ، زهرا ۱۴ ، فاطمه ۱۶ و زینب ۱۸ ساله، چهار خواهر و برادر قلعه گنجی هستند که در محل سرتک شهرستان قلعه گنج زندگی می کنند.

,

پدر و مادری مسن و سختکوش دارند که تمام روز بر بالین آنها حاضر هستند و از آنان مراقبت می کنند ، مراقبتی که به دلیل سختی کار، آنها را ناتوان کرده اما خم به ابرو نمی آورند و بیش از پیش مراقب بچه هایشان هستند.

,

آقای چمک پدر بچه ها که مردی شصت و چهار ساله است می گوید : مدت بیست سال است که از فرزندان معلول خود نگهدای می کنم.

,

او می گوید: فرزندانش، سالم و بدون هیچ نقص و معلولیتی به دنیا آمدند و مانند همه بچه های سالم به موقع به راه افتادند.

,

به گفته مادر بچه ها ، آنها دنبال پدرشان بدو بدو هم می کردند و به بازی و جست و خیز می پرداختند.

,

او با اندوه می گوید : اما مشخص نیست چه درد بی درمانی وجود آنها را فرا می گرفت که به سنین سه و نیم سالگی که می رسیدند وضعیت جسمانی آنها تحلیل می رفت و پاهایشان کم رمق می شد و آنقدر این وضع ادامه می یافت که پاهایشان بی جان می شد و از حرکت باز می ماندند و چیزی نمی گذشت که زمین گیر می شدند.

,

پدر می گوید: وقتی با این وضعیت مواجه شدیم به پزشکان متعدد مراجعه کردیم که البته زندگی در روستا و دوری از پزشک حاذق برایمان مشکلاتی ایجاد می کرد اما به هر صورت آنها را به پزشک نشان دادیم و حتی یک پزشک که از تهران به شهرمان آمده بود هم آنها را معاینه کرد و جواب امیدوار کننده ای به ما داده نشد.

,

این پدر و مادر آنقدر مهربان و از خود گذشته هستند که به یکبار هم فرزندانشان را تنها نگذاشته اند.

,

مادر می گوید : من به خاطر اینکه بچه ها نمی توانند بنشینند و یا راه بروند و فقط و فقط باید بخوابند و هیچگونه حرکتی ندارند و حتی حرف هم نمی توانند بزنند . تا بحال بخاطر آنها نتوانستیم به جایی مسافرت کنیم ، هم بچه ها و هم ما نسبت به یکدیگر وابستگی خاصی داریم.

,

آقای چمک در ادامه می گوید: چندی پیش یک خیر برای انتقال آنها به مرکز نگهداری معلولان که می گفت امکانات پیشرفته ای هم دارد، نزد ما آمد، راستش را بخواهید خیلی سخت بود برای ما که این موضوع را بپذیریم ، بچه ها هم زیر بار نمی رفتند.

,

از بین بچه ها سعید می تواند بصورت گنگ که کمی مفهوم دارد حرف بزند. سعید زندگی در شهر خود و در کنار خانواده را با هیچ جای دیگر عوض نمی کند، پدر می گوید: سعید همیشه می گوید: خدایا جان ما را بگیر تا پدر و مادرم اینقدر برای نگهداری ما زجر و مشقت متحمل نشوند.

,

آقای چمک اینها را که می گوید به گریه می افتد و همه این اتفاقات را سرنوشت و تقدیر خداوند بزرگ می داند که باید در برابر همه آن مشکلات صبر پیشه کنند و همواره ثناگوی خدا باشند.

,

مادر سعید لا به لای درد و دل هایش می گوید: همه اش دلواپس آینده سعید و سه خواهرش هستم که بعد از نبود خودش است. آینده ای نامعلوم که پس از پیری و از کار افتادگی آنها در انتظار آنهاست.

,

در دل گرچه می دانم که آینده برای همه امری مجهول است اما حق را به مادر سعید می دهم و ترس هایش را می فهمم زمانی که خود را در جایگاه مادری تصور می کنم که حتی نمی تواند یک لحظه هم چشم از فرزندانش بردارد.

,

خانواده چمک در یک خانه ۴۵ متری که با کمک کمیته امداد احداث شده ، زندگی می کنند، بهزیستی هم در اقدامی خوب برای بچه ها سرویس بهداشتی مجهز ساخته و مسیر دسترسی به آن را برای حرکت ویلچر فراهم نموده است. پزشک خانواده، هر هفته به آنها سر می زند و وضعیت بچه ها را پیگیری می کند.

,

به گفته رییس انجمن دفاع از حقوق معلولین، بطور کلی ۶۰۰ میلیون معلول در جهان و سه میلیون معلول در کشور ایران وجود دارد و امروزه به دلایل مشکلاتی که در کشور ایران وجود دارد روزانه ۱۱۰ نفر وماهی ۳۵۰۰ نفر و سالانه ۴۰ هزار نفر به تعداد معلولین کشور ما افزوده می شود.

,

گرچه امروزه کشور ایران دارای نظام نامه حمایت از جامعه معلولین است وهم پیمان نامه جهانی افراد دارای معلولیت را پذیرفته است ولی باید دید تا چه حد این قوانین در رابطه با معلولین اجرایی شده است و اجرایی می شود.

,

از این گذشته اما وضعیت معلولان ذهنی کمی متفاوت تر از معلولان جسمی – حرکتی است و مشکلات آنان نیز چندین برابر. حال معلولینی هم هستند که هم دچار معلولیت جسمی هستند و هم ذهنی گرچه بهزیستی از لحاظ مالی به خانواده های این افراد کمک می کند اما نگه داری از افراد معلول ذهنی و جسمی بخش اعظم مشکلات خانواده های آنان را تشکیل می دهد که از این رو افزایش حمایت هایی که به نگهداری این افراد کمک کند شاید بخشی از سختی های آنان و اختصاص بیمه به این افراد نیز شاید بتواند بخشی از نگرانی خانواده های آنان را در رابطه با اینده آنان برطرف کند.

,

آیا تا بحال خودمان را جای این خانواده ها قرار داده ایم. این همه ناشکری و ناسپاسی ، وقتی فرزندمان به خاطر سلامتیش به این طرف و آن طرف می پرد و بازی می کند و سر و صدا می کند و به قول خودمان از بس شر است از دیوار راست بالا می رود باز هم زبان گلایه را می گشاییم و به هر کس که می رسد می گوییم فرزندمان بیمار است که چنین می کند در صورتی که این طور فرزندان بسیار هوشیار و سالم هستند.

,

حال اگرفقط برای چند دقیقه می خواستید با یک فرزند معلول باشید چه می کردید؟

,

 

,

img-20150627-wa0003

, img-20150627-wa0003, img-20150627-wa0003,

img-20150627-wa0009

, img-20150627-wa0009, img-20150627-wa0009,

img-20150627-wa0008

, img-20150627-wa0008, img-20150627-wa0008,

img-20150627-wa0004

, img-20150627-wa0004, img-20150627-wa0004,

img-20150627-wa0008

, img-20150627-wa0008, img-20150627-wa0008,

مهین نامجو

,

انتهای پیام/

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه