بازخوانی نظرات حضرت آیتالله خامنهای و مسئولین کشور درباره نظارت پیش از انتشار
رهبر معظم انقلاب: «مسئله فقط در حق نویسنده و گوینده منحصر نمى شود، بلکه حق بالاتری وجود دارد که آن، حق خواننده است. چرا مىگوییم بالاتر؟ چون تعداد افراد بیشتر است. یک نفر نویسنده، یک حق دارد؛ در حالی که هزاران خواننده، هزاران حق دارند. حق اینها باید رعایت شود...»[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از آگه نیوز، در مرداد ماه سال جاری که علی جنتی برای رای اعتماد به مجلس شورای اسلامی پا گذاشت و در کمیسیون فرهنگی شرکت کرد، برنامهای را ارائه داد که در هدف پنجم آن به "تضمین آزادیهای قانونی و ارتقای منزلت اجتماعی نیروهای فرهنگی و هنری" پرداخته بود. برای عملی کردن این هدف پسندیده 12 برنامه پیشنهاد شده بود که در چند مورد آن به نظارت و ارزیابی اشاره داشت. برنامههایی که به این موارد پرداخته بودند عبارت است از: «جلوگیری
, شبکه اطلاع رسانی دانا,,
از اعمال سلیقه شخصی و غیرقانونی و حذف خلاءهای قانونی و حقوقی در فعالیتهای نظارتی بخش فرهنگ و هنر»، «اصلاح قوانین و مقررات ناکارآمد و بهروزرسانی قوانین و مقررات با هدف حذف نظارت پیشگیرانه»، کاهش تصدی گری دولت در ممیزی و اعمال سیاست حمایت از شیوه های خود تنظیمی در فعالیت های فرهنگی و هنری» و « افزایش اعتماد به پدیدآورندگان عرصه فرهنگ و هنر و پرهیزاز نگاههای مبتنی بر بیاعتماد و بدبینانه».
,,
پس از کسب رأی اعتماد، موضوع ممیزی پیش از انتشار کتاب در صدر اخبار بسیاری از رسانهها افتاد و برخی اظهار نظرها از سوی مسئولین وفعالین حوزه فرهنگ و هنر به فراگیر شدن این موضوع دامن زد. بسیاری از رسانهها با یادآوری اهداف عنوان شده به وزیر سعی در متقاعد کردن وزرات فرهنگ و ارشاد به حذف ممیزی قبل از انتشار داشتند و برخی دیگر از لزوم این نظارت سخن راندند. پس از گزارش عملکرد صد روزهی دولت در حوزه فرهنگ و
,,
همزمان با هفتهی کتاب، دوباره آتش زیر خاکستر بحث ممیزی کتاب شعلهور شد و اظهار نظرها و عکسالعملهای متفاوتی را به همراه داشت. برگزاری میزگرد «ممیزی کتاب؛ بایدها و نبایدها» در هفتهی کتاب با سخنان برخی از فعالین حوزه نشر همراه بود که مواضع مختلفی در رد یا قبول آن گرفته شد و حواشی آن همچنان ادامه دارد.
, «ممیزی کتاب؛ بایدها و نبایدها»,,
بیگمان بحث ممیزی کتاب همچون لبهی تیز شمشیر است و به سادگی نمیتوان به آن پرداخت و مورد کنکاو قرار داد. زیرا از یک طرف حقوق نویسنده و آزادی بیان مطرح است و از طرف دیگر بحث اشاعهی بیحرمتی و فساد در جامعه و جلوگیری از این دو امر بسیار مشکلی است که تدابیر خاص خود را میطلبد. همچنین پرهیز از اعمال نظرهای شخصی و جلوگیری از سلیقگی شدن امر ممیزی نیز از اموری است که باید مورد تأکید قرار گیرد.
,,
رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با اعضای ستاد هفته کتاب در سیام بهمن 1375، با اشاره به حقوق نویسنده و ناشر، نکاتی را دربارهی ممیزی کتاب بیان فرمودهاند که خوانش دوبارهی آن در این روزهای پرهیاهوی نظارت پیش از چاپ خالی از لطف نیست:
,«مسأله دیگر مسألهی همین کار ممیزی کتاب است. این کار، کار بسیار مهمی است و از لحاظ مبنایی، دو مبنا وجود دارد که واقعاً باید انتخاب کرد. البته از نظر من مطلب روشن است... یک مبنا، مبنای اصل ممیزی است، با این تفکر که نویسنده حق دارد حرف خودش را به گوش مخاطبان برساند و اگر شما ناراحتید، بروید به مخاطب بگویید که نخواند یا کتاب ضد این حرف را منتشر کنید که مثلاً گمراه نشود. من که نویسنده هستم، حقم این است که وقتی این کتاب را نوشتم، به هر کس که مى خواهم، بدهم یا هر کسی که مى خواهد، بخواند.
, .,,
مبنای مقابل این، آن است که مى گوید وقتی دستگاهی ـ به غیر دولت ـ امور مردم را متکفل و متحمل شده است، مسئولیت دارد که نگذارد فساد به جسم و جان مردم نفوذ کند؛ مثلاً فرض کنید کسی مایل است از ته دل هروئین بکشد و کسی هم این ماده را دارد و مى خواهد به او بفروشد. شخص خریدار مى گوید: شما چه کار دارید؟ من مزاجم قوی است و هروئین در من اثر نمى کند یا اصلاً دلم مى خواهد مزاجم ضعیف باشد. اما به کسی هم این هروئین را نخواهم داد و خودم مى خواهم هروئین بکشم. دولت در اینجا حقی ـ یا به تعبیر بهتر مسئولیتی ـ دارد و آن مسئولیت جلوگیری از تسرّی فساد در جسم و جان و فکر یکایک شهروندان است. این، جزء یکی از وظایف دولت است؛ یعنی نمى تواند اجازه بدهد که انسانی خود و استعداد و موجودى اش را که فقط هم متعلق به خود او نیست، بلکه متعلق به مجموعه این ملت و این کشور است، تضییع و فاسد کند.
, . , .,,
فرض کنید یک نفر رمانی را با بیان جذابی مى نویسد که این رمان حقایق تاریخی را تحریف مى کند و ممکن است هزاران خواننده را هم به طرف خود جلب نماید. مى گوید: به من اجازه دهید که این رمان را به داخل جامعه بفرستم تا مردم آن را بخوانند. شما مى بینید که اگر مردم این رمان را خواندند، ذهنشان نسبت به یک حقیقت تاریخی دچار گمراهی خواهد شد. آیا حق خواننده ایجاب مى کند که شما جلو نشر این رمان را بگیرید یا نه؟
,...
, ... ,مسئله فقط در حق نویسنده و گوینده منحصر نمى شود، بلکه حق بالاتری وجود دارد که آن، حق خواننده است. چرا مىگوییم بالاتر؟ چون تعداد افراد بیشتر است. یک نفر نویسنده، یک حق دارد؛ در حالی که هزاران خواننده، هزاران حق دارند. حق اینها باید رعایت شود...
, ...,,
,
یک وقت ممکن است کشور به جایی برسد که در زمینههای تاریخی و یا اعتقادی هر چه کتاب بد منتشر کنند، بتوانند در مقابلش کتاب خوب منتشر کنند. در آن موقع شاید مى گفتیم که هیچ اشکالی ندارد و هر کس هر چه مى خواهد در زمینه تاریخ وکلام و عقاید بنویسد؛ به خاطر این که در مقابلش کسانی هستند که پاسخ دهند و کتاب منتشر کنند، اما در شرایط کنونی بلاشک کفایت لازم در پاسخگویی و مقابله وجود ندارد...؛ اگر چه ممکن است آنجا هم این فکر پیش بیاید که حالا اگر کسی آمد آن مطلب را خواند و دچار اشتباه و انحراف شد، چنانچه حجم انبوهی داشته باشد، باز دولت مسئولیت داشته باشد، لیکن بعضی از چیزها قابل پاسخگویی نیست. آن کتابی که جوان را دچار احساسات شهوانی مى کند، چگونه قابل جبران است؟ با کدام کتاب؟ با کدام نوشته؟ با کدام موعظه؟ در اینجا پاسخگویی امکان ندارد»
,,
انتهای پیام/خ
]
ارسال دیدگاه