دلنوشته ای برای سردار بی نشان/
ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد
حاج احمد عزیز،اگر شما حرفی نزنید باورمان خواهد شد که امام ثانی ما نیز جلوی چشمانمان جرعه جرعه جام زهر را نوشد و برود و همگی باز مثل گذشته بگوئیم ،الحمد لله که مشکلات خانمان سوز تمام شد!!![
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانابه نقل از بافق خبر،
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, بافق خبر،,بسم رب الشهداء و الصدیقین
ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد ....
حاج احمد عزیز ! بیش از سی سال است از اراده سست فالانژهای جنوب لبنان برای خاموش کردن ستاره پر فروز وجودت گذشته است و من هنوز نتوانستم خاموشی ات را باور کنم چرا که تو و امثال تو افول ناپذیرید هر چند خفاش صفتان تحمل تلآلو نورتان را نداشته باشند ، " یریدون لیطفئوا نور الله بافواههم والله متم نوره ولو کره الکافرون " .
حاج احمد عزیز ! خیلی وقت است می خواهم بنشینم و یک دل سیر با تو و همراهانت درد و دل کنم اما نمیدانم چه بگویم! از کجا بگویم! راستش را بخواهی وقتی نوشتن برای تو و قافله نور باشد باور می کنم که نمی توانم خوب بنویسم.قلمم خیلی خوب نیست.آنهم در مورد شهدا.خدایا ! من از شهدا چه میدانم؟! خدایا ما از شهدا چی میدانیم؟! خدایا چقدر توانستیم حرمتشان را نگه داریم! چقدر توانستیم ادامه دهنده راهشان باشیم؟وقتی فکر میکنم چطور یک نفر به درجه ای میرسد که از تمام تعلقات دنیوی و قشنگی های زندگیش دست میکشد و میرود که از مملکتش دفاع کند، از اسلام دفاع کند،گیج میشوم،متعجب میشوم!ولی خدایا با اینکه کاری برای شهدا نکردم،با اینکه هنوز درست درکشان نکرده ام،هنوز نفهمیدمشان ولی احساس غرور میکنم! کاش بتوانم کاری کنم!کاش همه بفهمند شهدا که بودند،مقامشان چیست،جایگاهشان کجاست.کاش همه قدر این همه خونی که برای این انقلاب ریخت را بدانیم...
حاج احمد عزیز ! برخیز، گویی این جا همه چیز تمام شده است و انگار نسل جهاد دیده دیروز،به خط پایان رسیده است.اگر سراغمان نیایی و کلامی و حرفی بر زبان نیاوری ما هم کم کم باورمان می شود که همه چیز تمام شده است.باورمان می شود که دیگر رد پایی از شما پیش رویمان نیست ،باورمان می شود که ما هم دیگر باید مد،پرستیژ، تیپ اداری و خلاصه همه چیزمان مثل آدم شود !!! اگر شما حرفی نزنید باورمان خواهد شد که امام ثانی ما نیز جلوی چشمانمان جرعه جرعه جام زهر را نوشد و برود و همگی باز مثل گذشته بگوئیم ،الحمد لله که مشکلات خانمان سوز تمام شد!!! ای طلایه دار شهدا ! یقینمان است که جوانمردی فقط در ذائقه ی شما بود،لحظاتی از خلوت بهشت فارغ شوید،زخم ترکش ها را فراموش کنید و از ما دلجویی کنید.بعد از شما لباس خاکیمان را از تن درآوردند اجازه نداریم مثل آن روز ها بگوییم "التماس دعا" !!! به ما آموختند که چگونه بخوانیم و بنویسیم !!!
حاج احمد عزیز ! دنیای بی شما و بی امام برایمان سخت سخت است ! ای خوش انصاف ، اینجا دیگر با خاموشی بلدوزرهای جهادگران ،سنگر و خاکریزی که صداقت و درستی را بنا کند یافت نمی شود.اینجا فانوس ها خاموش است.خیانت به رفیق قاموس و جاویدان و رسیدن به جاه و مقام به بهای خاموشی عزت نفس است . ای قافله سالار کاروان نور ! اینجا دیگر از عروج خبری نیست و همه از برای "فنا"دست و پامی زنند . دست های ناپاک به هم گره خورده تا بر نسل جوان امروزی روح بی اعتقادی و دین زدگی را جریان دهد.
دنیای غرب بر دل ها طبل هوس می کوبد و روزگار مردم پر فتنه ای که با زبان دین جویای مراد دنیا و مسند و بقا بر قدرت خویش اند و از تکه تکه شدن پیکر ها نردبان صعود می سازند اگر در برابر مظالمشان کلام حق بگویی به "مسلخ گاه"هوی و هوسشان قربانی می شوی و خلاصه اینجا بازار هزار رنگ بی مهری هاست. اینجا ساکنینش به جرم بی وفایی محکومند .آری حاج احمد عزیز ، برای همین است دلمان تنگ تو و دوستان توست از قول ما به امام بگویید قرار ما این نبود .دیگر از شما گفتن از چند شب خاطره فراتر نمی رود گریه و حسرت در فراق شما به جهالت و حواس پرتی یاد می شود . حاج احمد عزیز ، تو و همراهان به داد ما برسید،اینجا ماندن سخت است. در قنوتمان دلتنگی شماست و در سجده هامان بی تابی فراقتان و در رکوع هایمان خمیدگی دوری از شهادت است . هان ای سلسله شهدا ! سکوت غربت مان ،درد ناک ترین دردیست که تاب تحمل را از وجودمان زدوده است. ما هرگز به چنین صلح سبزی !!!!! فکر نمی کردیم و تنها میدان های سرخ ،اندیشه مان بود و اینک در قبیله درداز همه کس ما بازمانده ترینیم . به جرم بی شهادتی ریاضت تدریجی مرگ را منتظریم و در تب و تاب وصل به شما لحظه شماریم ، واگر این نباشیم باید آنقدر بی تفاوت شویم که همه چیزمان را یک شبه فراموش کنیم تا ما هم به نوایی برسیم و از راه کارهای تملق و چاپلوسی با فراموشی تفکر امام ، خادمین درگاه مصلحت اندیشان شویم . ای سجاده نشینان عاشق ! در روزگار فقر محبت ها نگاهمان لبریز از باده التماس به شماست اگر خوب گوش کنید خواهید دانست که دل شکسته ما بهترین تاری است که در فراقتان شب و روز را می نوازد . بعد از شما تحمل خیلی چیز ها سخت است به بهانه صبر ما را به "سکوت" مرگ آوری دعوت می کنند.
کام یابی های دنیا مقدمه فراموشی ذکر خداست و خاتمه اش با لبخند شیطان مأنوس است . حاج احمد عزیز ! ما برای شما صبر می کنیم ولو با فنا و فراموشی مان ، شما که در جلوت دوست خلوت انس یافته اید دستی بر دل های پیر رنج ما برآورید.
خداحافظ حاج احمد عزیز ، ای منظومه شهدا ، ای گلبرگ های خونین شلمچه ، ای لبهای سوخته فکه ، ای گلوهای تشنه ، ای تشنه های فرات شهادت ، خداحافظ ، شما رفتید و مائیم و راه نا تمام ! ...
انتهای پیام/ح
بسم رب الشهداء و الصدیقین
,ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد ....
,حاج احمد عزیز ! بیش از سی سال است از اراده سست فالانژهای جنوب لبنان برای خاموش کردن ستاره پر فروز وجودت گذشته است و من هنوز نتوانستم خاموشی ات را باور کنم چرا که تو و امثال تو افول ناپذیرید هر چند خفاش صفتان تحمل تلآلو نورتان را نداشته باشند ، " یریدون لیطفئوا نور الله بافواههم والله متم نوره ولو کره الکافرون " .
,حاج احمد عزیز ! خیلی وقت است می خواهم بنشینم و یک دل سیر با تو و همراهانت درد و دل کنم اما نمیدانم چه بگویم! از کجا بگویم! راستش را بخواهی وقتی نوشتن برای تو و قافله نور باشد باور می کنم که نمی توانم خوب بنویسم.قلمم خیلی خوب نیست.آنهم در مورد شهدا.خدایا ! من از شهدا چه میدانم؟! خدایا ما از شهدا چی میدانیم؟! خدایا چقدر توانستیم حرمتشان را نگه داریم! چقدر توانستیم ادامه دهنده راهشان باشیم؟وقتی فکر میکنم چطور یک نفر به درجه ای میرسد که از تمام تعلقات دنیوی و قشنگی های زندگیش دست میکشد و میرود که از مملکتش دفاع کند، از اسلام دفاع کند،گیج میشوم،متعجب میشوم!ولی خدایا با اینکه کاری برای شهدا نکردم،با اینکه هنوز درست درکشان نکرده ام،هنوز نفهمیدمشان ولی احساس غرور میکنم! کاش بتوانم کاری کنم!کاش همه بفهمند شهدا که بودند،مقامشان چیست،جایگاهشان کجاست.کاش همه قدر این همه خونی که برای این انقلاب ریخت را بدانیم...
,حاج احمد عزیز ! برخیز، گویی این جا همه چیز تمام شده است و انگار نسل جهاد دیده دیروز،به خط پایان رسیده است.اگر سراغمان نیایی و کلامی و حرفی بر زبان نیاوری ما هم کم کم باورمان می شود که همه چیز تمام شده است.باورمان می شود که دیگر رد پایی از شما پیش رویمان نیست ،باورمان می شود که ما هم دیگر باید مد،پرستیژ، تیپ اداری و خلاصه همه چیزمان مثل آدم شود !!! اگر شما حرفی نزنید باورمان خواهد شد که امام ثانی ما نیز جلوی چشمانمان جرعه جرعه جام زهر را نوشد و برود و همگی باز مثل گذشته بگوئیم ،الحمد لله که مشکلات خانمان سوز تمام شد!!! ای طلایه دار شهدا ! یقینمان است که جوانمردی فقط در ذائقه ی شما بود،لحظاتی از خلوت بهشت فارغ شوید،زخم ترکش ها را فراموش کنید و از ما دلجویی کنید.بعد از شما لباس خاکیمان را از تن درآوردند اجازه نداریم مثل آن روز ها بگوییم "التماس دعا" !!! به ما آموختند که چگونه بخوانیم و بنویسیم !!!
,حاج احمد عزیز ! دنیای بی شما و بی امام برایمان سخت سخت است ! ای خوش انصاف ، اینجا دیگر با خاموشی بلدوزرهای جهادگران ،سنگر و خاکریزی که صداقت و درستی را بنا کند یافت نمی شود.اینجا فانوس ها خاموش است.خیانت به رفیق قاموس و جاویدان و رسیدن به جاه و مقام به بهای خاموشی عزت نفس است . ای قافله سالار کاروان نور ! اینجا دیگر از عروج خبری نیست و همه از برای "فنا"دست و پامی زنند . دست های ناپاک به هم گره خورده تا بر نسل جوان امروزی روح بی اعتقادی و دین زدگی را جریان دهد.
,دنیای غرب بر دل ها طبل هوس می کوبد و روزگار مردم پر فتنه ای که با زبان دین جویای مراد دنیا و مسند و بقا بر قدرت خویش اند و از تکه تکه شدن پیکر ها نردبان صعود می سازند اگر در برابر مظالمشان کلام حق بگویی به "مسلخ گاه"هوی و هوسشان قربانی می شوی و خلاصه اینجا بازار هزار رنگ بی مهری هاست. اینجا ساکنینش به جرم بی وفایی محکومند .آری حاج احمد عزیز ، برای همین است دلمان تنگ تو و دوستان توست از قول ما به امام بگویید قرار ما این نبود .دیگر از شما گفتن از چند شب خاطره فراتر نمی رود گریه و حسرت در فراق شما به جهالت و حواس پرتی یاد می شود . حاج احمد عزیز ، تو و همراهان به داد ما برسید،اینجا ماندن سخت است. در قنوتمان دلتنگی شماست و در سجده هامان بی تابی فراقتان و در رکوع هایمان خمیدگی دوری از شهادت است . هان ای سلسله شهدا ! سکوت غربت مان ،درد ناک ترین دردیست که تاب تحمل را از وجودمان زدوده است. ما هرگز به چنین صلح سبزی !!!!! فکر نمی کردیم و تنها میدان های سرخ ،اندیشه مان بود و اینک در قبیله درداز همه کس ما بازمانده ترینیم . به جرم بی شهادتی ریاضت تدریجی مرگ را منتظریم و در تب و تاب وصل به شما لحظه شماریم ، واگر این نباشیم باید آنقدر بی تفاوت شویم که همه چیزمان را یک شبه فراموش کنیم تا ما هم به نوایی برسیم و از راه کارهای تملق و چاپلوسی با فراموشی تفکر امام ، خادمین درگاه مصلحت اندیشان شویم . ای سجاده نشینان عاشق ! در روزگار فقر محبت ها نگاهمان لبریز از باده التماس به شماست اگر خوب گوش کنید خواهید دانست که دل شکسته ما بهترین تاری است که در فراقتان شب و روز را می نوازد . بعد از شما تحمل خیلی چیز ها سخت است به بهانه صبر ما را به "سکوت" مرگ آوری دعوت می کنند.
,کام یابی های دنیا مقدمه فراموشی ذکر خداست و خاتمه اش با لبخند شیطان مأنوس است . حاج احمد عزیز ! ما برای شما صبر می کنیم ولو با فنا و فراموشی مان ، شما که در جلوت دوست خلوت انس یافته اید دستی بر دل های پیر رنج ما برآورید.
,خداحافظ حاج احمد عزیز ، ای منظومه شهدا ، ای گلبرگ های خونین شلمچه ، ای لبهای سوخته فکه ، ای گلوهای تشنه ، ای تشنه های فرات شهادت ، خداحافظ ، شما رفتید و مائیم و راه نا تمام ! ...
,,
انتهای پیام/ح
,]
ارسال دیدگاه