یادداشت؛
مبارزه با استکبار تعطیلی ندارد
رهبر معظم انقلاب در دیدار با دانشجویان فرمودند: مگر مبارزه با استکبار تعطیل بردار است؟ این یکی از مبانی انقلاب است، اگر مبارزه با استکبار نباشد ما تابع قرآن نیستیم ،آمریکا اتم مصادیق استکبار است خودتان را آماده کنید برای ادامه مبارزه با استکبار .[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از ناب نیوز؛ رهبر معظم انقلاب در تاریخ 20/4/94 در دیدار با دانشجویان درپاسخ به سوال تکلیف استکبار ستیزی بعد از مذاکرات چه می شود؟ فرمودند :مگر مبارزه با استکبار تعطیل بردار است؟ این یکی از مبانی انقلاب است، اگر مبارزه با استکبار نباشد ما تابع قرآن نیستیم ،آمریکا اتم مصادیق استکبار است خودتان را آماده کنید برای ادامه مبارزه با استکبار .
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ناب نیوز؛ ,واژه استکبار و مشتقات آن 48 بار و واژه استضعاف 14 بار در قرآن تکرار شده است.
,شریعت مبین اسلام با رویکردی کلان، نظام جهانی را به صورت دو قطبی می نگرد و در جبهه ایدئولوژیک در یک سر جبهه حق با عناوینی چون اولیای خدا، حزب الله و مستضعفین و در سوی مقابل جبهه باطل با عناوینی نظیر اولیاء طاغوت (حزب شیطان) و یا مستکبرین را رویاروی یکدیکر می نشاند.
,از دیدگاه قرآن فرجام و سرنوشت دینداران و دشمنان دین خدا چنین رقم خورده است که چون خداوند عزیز( ان العزه لله جمیعا (نساء 139)) اراده کرده تا همه عزت از آن او و رسول و پیروانش باشد( و لله العزه و لرسوله و للمومنین (منافقون8)) و چون کافران و مستکبران دشمنان او و رسول و پیروان اویند، اراده کرده تا در زمره ذلیل ترین افراد باشند.
,امام حسین(ع) فرمودند: ای مردم پیامبر خدا فرمود "هر مسلمانی با سلطان ستمگر رو به رو گردد که حرام خدا را حلال نموده و پیمان و حریم الهی را در هم می شکند، با شیوه و قانون پیامبر مخالفت میورزد ، در میان بندگان خدا تجاوز عمل می کند ، اگر در مقابل او با عمل و سخن نایستد و مخالفت نکند بر خداوند است که او را با همان ظالم و طغیانگر در آتش دوزخ وارد کند ." هان ای مردم ! اینان بر طاعت شیطان گردن نهاده و بندگی و طاعت خدای رحمان را رها کرده اند، فساد را گسترش داده و قوانین الهی را تعطیل کرده اند ، بیت المال مسلمانان را به خود اختصاص داده اند ، حلال خدا را حرام شمرده و حرام الهی را حلال کرده اند و من در ایستادگی و دگرگون ساختن نا هنجاری های موجود به دلیل خویشاوندی با رسول خدا از هر کس شایسته ترم.
,از این رو با بررسی آیات قرآن به نکات زیبا و عجیبی بر می خوریم که به صراحت دستور مبارزه با مستکبرین را داده است.بیش از 1500 آیه در قرآن در زمینه دشمن شناسی وجود دارد که 300 آیه آن در مورد نفاق و نفاق شناسی است ، قرآن جبهه منافقان را در درون جبهه کفار و دشمنان مطرح می کند.
,در این نوشتار به برخی از این آیات در باب استکبار و استکبار ستیزی می پردازیم.
,1- پیمانشکنی: انسانها و جوامع استکباری به هیچ عهد و پیمانی پایبند نیستند و به جهت خود برتربینی حاضر نمیشوند که با دیگران برخورد مشابه داشته باشند. در آیاتی از قرآن، به خوی و خصلت یهودیان اشاره میشود. گفته شده است که یکی از عوامل پیدایش استکبار، خودبرتربینی است. یهودیان از آنجا که به گزارش قرآن خود را ابناءالله (فرزندان خدا) میشمارند بر این باورند که از دیگر نژادها و اقوام بشری، برتری دارند. در برخی از گزارشهای توراتی آمده است که آنان از فرزندان آدم وحوا و فرشتگانی هستند که به عقد زناشویی فرزندان آدم درآمدهاند و دیگر انسانها از فرزندان افراد پستی بودند که فرزندان آدم با آنان زناشویی کرده ونسل را افزایش دادهاند. این نوع نگرش در آفرینش خود، چنانکه ابلیس دچار شد وخود را برتر از آدم دانست و گفت که من از او برترم چون از آتش پدیدار شدهام عاملی است که دیگران را از آدمی دور میسازد و با همگرایی و جامعهپذیری درتضاد میباشد. برآیند این تفکر و بینش وگرایش وحتی منش، آن است که نسبت به پیمانهایی که با (دیگران) میبندند وفادار نباشند. در قرآن گزارش میشود که یهود به جهت خوی استکباری خودبرتربینی اگر دیناری را به وام و امانت از (دیگری) به دست داشته باشند آن را پس نمیدهند. (آلعمران/ 75) این عدم وفا به قوانین و اصول ابتدایی و پیمانشکنی از آن روست که خوی ومنش استکباری دارند. بنابراین یکی از نشانهها و نیز آثار استکبارورزی، عدم وفا به پیمانها وعهد و قانون است. چنانکه قرآن به پیامبران نسبت به مستکبران هشدار میدهد که: به خدا سوگندهای سخت خوردند که اگر بیم دهندهای بیاید بهتر از هر امتی هدایت یابند، ولی چون بیمدهندهای آمد جز نفرت و بیزاریشان نیفزود؛ زیرا آنان قصد و نیت سرکشی و استکبارورزی در زمین و نیرنگهای بد و زشت را دارند، هر چند که این نیرنگشان جز نیرنگبازان و اهل آن را در برنمیگیرد. (فاطر آیات 42 و 43). در این آیه به صراحت بیان شده است که علت پیمانشکنی با آن همه سوگند، جز خوی و خصلت استکباری و نیرنگورزی آنان نبوده است.
,
2- اتهام دروغ به دیگران بستن: از دیگر نشانههای خصلت استکبارورزی آن است که خود را تنها راستگویان و درستکاران میدانند و دیگران را دروغگو قلمداد میکنند. از این رو اگر از زبان دیگری مطالب حق و درستی را بشنوند و با آنکه آن راحق و درست و راست مییابند ولی چون جز به خود باور نداشته و دیگران را کس نمیشمارند آنان را متهم به دروغگویی میکنند و به تکذیب ایشان میپردازند. قرآن گزارش میکند که این خصلت مستکبران موجب شد که نه تنها زمینه برای پذیرش حق در آنها فراهم نشود بلکه به دروغگویی اهل حق اقدام کنند و آنان را به عنوان دروغگویان از خود برانند. قرآن میفرماید: هنگامی که آیات ما بر ایشان خوانده شود، با خود برتربینی وخودپسندی روی برمیگردانند. (لقمان آیه 7) قرآن این روش آنان را به خاطر پیروی از هوا و هوس دانسته میفرماید: هر گاه رسولی میآید که با خواستههای نفسانی آنها همراه نیست استکبار میورزند و در پی همین بزرگبینی گروهی از پیامبران را تکذیب و گروهی را میکشند. (بقره آیه 87)
,
3- کشتن مخالفان و دعوتگران به حق: در آیه پیشین گزارش شده است که خوی استکباری انسان موجب میشود تا اهل حق و دعوت کنندگان آن را تنها به جهت آنکه برخلاف هوا و هوس آنها عمل میکنند، میکشند (بقره آیه 87) این خصلتی است که در جهان امروز، مستکبران در پیش گرفتهاند وهر آن کس که مخالف هوا و هوس و خواستههای آنان رفتار نمایند به اشکال مختلف از صحنه اجتماع خارج میکنند. تخریب شخصیت یا ترور فیزیکی شخص یا ترور شخصیت او از روشهایی است که مستکبران بدان تمسک میجویند. تکذیب و اتهام دروغگویی و خلافگویی، روشی است که در راستای کنار نهادن اجتماعی و از میان بردن وجه اجتماعی دعوتگران حق وحقیقت انجام میشود.اگر این روش، ناکارآمد بود و نتیجه مطلوب نداشت اقدام به ترور شخص و از میان بردن فیزیکی او میکنند.
,
4- مخالفت با حق: از دیگر آثار و پیامدهای فردی و اجتماعی خصلت استکباری آن است که با حق و حقیقت به مخالفت میپردازند. هر چیزی که برخاسته و یا نمادی از حق باشد، در نظر ایشان امری باطل است که باید به شدت با آن مبارزه کرد و اجازه فعالیت و رشد و بالندگی به آن نداد. اگر با توحید به عنوان یک امر معقول و حق ثابت عقلانی مبارزه میکنند و یا با نمادهای عبادتی و مناسک مرتبط به آن به مخالفت میپردازند در این راستاست. قرآن تاکید میکند که مستکبران به جهت همین خصلت استکباری از توحید و عبادت خدای یگانه سرباز میزنند؛ زیرا آن را مخالف هوا و هوس خود میبینند. (صافات آیات 35 و 36 و نیزنساء آیه 172 و غافر آیه 60)
,
5- درخواستهای نامعقول: از دیگر پیامدهای روحیه استکبارورزی، درخواستهای نامعقول از دیگران است. آنان چون خود را در مقام برتر میدانند، باور ندارند که دیگران میتوانند حق باشند، به حق بگویند و یا امری معقول را بیان و یا ارائه دهند. نگرش جامعه غربی در مسئله افکار و اندیشهها در جامعه معاصر بیانگر این خصلت استکباری آنان است. آنها بر این باورند که اندیشه و عقل غربی کاملترین اندیشه و تمدن و عقلی است که انسان به آن رسیده است. نظریه پایان تاریخ فوکویاما که تاکید میکند اندیشه لیبرال دموکراسی غربی بهترین و برترین اندیشهای است که انسان بدان رسیده است و میبایست با این اندیشه پایان تاریخ اندیشهای انسان را در این زمینه اعلام کرد، برآیندی از همین تفکر و خصلت استکباری انسان و جامعه غربی است. آنان بر این باورند که برترین اندیشه معقول را به جامعه انسانی ارائه دادهاند و میبایست دیگران (همه تمدنها و اندیشههای دیگر) این اندیشه برتر را بپذیرند. در حقیقت این خوی استکباری است که موجب میشود درخواست غیرمعقولی را (نابودی همه فرهنگ و تمدنها یعنی آن روی سکه که هانتینگتون در جنگ تمدنها اعلام میکند) از جوامع دیگر داشته باشند. بنابراین از خصایص روحیه استکباری این است که همواره خود را در جایگاه برتر ببینند و از دیگران درخواست نابخردانهای داشته باشند. قرآن در این باره با اشاره به مثالی میفرماید: آنان که امیدی به دیدار ما ندارند میگویند که چرا بر ما فرشتگان نازل نمیشوند و یا چرا ما خدایی را که پروردگار ماست نمیبینیم؛ این درخواست از آن روست که آنان خودشان را بزرگ و برتر میبینند و تکبر میورزند و برتری شگفتی در خود میجویند. (فرقان آیه 21)
,
6- لجاجت و حقناپذیری: نتیجه طبیعی خودبرتر بینی این است که انسان از جاده حق و حقیقت دور شود و در برابر حق به لجاجت بپردازد. کسی که برای دیگری ارزش انسانی و یااجتماعی قائل نیست و دیگری را در حد و اندازههای خود نمیداند، هرگز سخن دیگری را نمیپذیرد و با او از سر گفت و گو وارد نمیشود. اصل لجاجت و یکدندگی امری طبیعی برای مستکبران است. مستکبر چه شخص و چه جامعه وقتی خود را قویتر و برتر و داناتر و تواناتر از دیگری دانست و یا بر این باور بود نمیتواند از دیگری چیزی به نام حق را بپذیرد؛ باور ندارد که دیگری بر عقل و روش معقولی باشد و یا بهتر از او بفهمد و درک کند. بنابراین یافتههای دیگری هر چه باشد امری غیرمعقول و نادرست و باطل است و میبایست با آن مبارزه و مخالفت ورزید. همین روحیه مستکبری و زمینههای آن موجب میشود تا با حقی که در نزد دیگری است به لجاجت بپردازد و آن را نپذیرد (فصلت آیه 15 و جاثیه آیه 6 تا 8)
,
7- احساس غرور و قدرت: چنین شخصی یا چنین کشوری در خود احساس غرور و قدرت میکند و کسی را در جهان بنده نیست. روحیه خود برتر بینی در آفرینش و عقل و هوش و خرد موجب میشود که خود را چنان پندارد که بر همه موجودات و یا همنوعان سرآمد است و دیگران به جهت فقدان عقل و خرد و کاهش آن، باید سر به آستان او بمالند. این احساس غرور و قدرت، وی را از پذیرش دیگری و همردیف بودن باز میدارد و جامعهپذیری و همگرایی را با بحران مواجه میسازد. کسی که از چنین روحیه و خویی برخوردار است هرگز با دیگری خود را در یک سطح نمیبیند و خواهان اطاعت دیگری از خود است. (فصلت آیه 15 و جاثیه آیات 6 تا 8)
,
8- استبداد و خودکامگی: برآیند طبیعی چنین بینش (جهانبینی) و نگرش (نظریه عملی) و گرایش (رویکرد عملی) رفتاری استکباری در جامعه است. افراد و یا جوامع استکباری که به چنین نگرش و رویکردی رسیدهاند در نهایت آن را به شکل استبداد و خودکامگی نشان میدهند. اجبار دیگران به پذیرش دیدگاهها و رفتار از نتایج طبیعی چنین تفکر و رویکردی است. مستکبر در این هنگام دیگری را نمیپذیرد و میکوشد تا دیگری را به هر شکلی تحت سلطه خود درآورد. این خوی اختصاص به حوزه عمل نداشته و حتی دیگر حوزههای انسانی را درمیگیرد. مستکبران و یا جوامع استکباری خواهان تسلط بر افکار و اندیشه و عقاید دیگران هستند. با هر فکر و عقیده مخالف، به شدت مبارزه میکنند و میکوشند تا دیگران در حوزه افکار و اندیشه نیز تحت سلطه و سیادت آنان قرار گیرند. قرآن ازاین خوی استکباری درآیات چندی چون اعراف آیه 88 گزارش میدهد.
,
محسن سنجری بنستانی
,انتهای پیام/
,]
ارسال دیدگاه