گزارش مناظره در دانشگاه شهید چمران اهواز:

فلسفی :فتنه88 چگونه با اصلاح طلبان پیوندخورد؟/ قنبری:اصلاحات شخص محور نیست و اعتقاد محور است

فلسفی :فتنه88 چگونه با اصلاح طلبان پیوندخورد؟/ قنبری:اصلاحات شخص محور نیست و اعتقاد محور است
مناظره ی سیاسی با موضوع پیام 24 خرداد نسبت اعتدال با اصلاح طلبی و اصول گرایی در دانشگاه شهید چمران اهوازبرگزار شد
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از رهیاب،به همت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز مناظره ی سیاسی با موضوع  پیام 24 خرداد نسبت اعتدال با اصلاح طلبی و اصول گرایی با حضورآقای فلسفی مدیر مسئول روزنامه کیهان اهواز به نمایندگی از اصولگرایان وآقای قنبری نماینده سابق ایلام به نمایندگی از اصلاح طلبان در تاریخ12/9/1392 در دانشکده علوم این دانشگاه برگزار شد.

, شبکه اطلاع رسانی دانا, رهیاب,

در این برنامه دو طرف اینگونه اظهار نظر کردند:

,

 قنبری:برای بیان نسبت اعتدال با اصولگرایی و اصلاح طلبی باید ابتدا این دو مفهوم را تعریف کرد.

,

اصلاح طلبی مفهومی است که بعد انقلاب و از خرداد72وارد ادبیات سیاسی ایران شد اما سابقه تاریخی این مفهوم در کشور فراتر از این است. سابقه آن برمی گردد به اواخر قرن نوزدهم میلادی و تلاش هایی که از درون حکومت قاجارها برای سرو سامان بخشیدن به اوضاع سیاسی و اجتماعی کشور صورت گرفت. افرادی همچون عباس میرزا، قائم مقام فراهانی و امیرکبیر کسانی بودند که در قرن  19تحت تاثیر برخورد های ایران با جامعه غربی نخستین امواج اصلاح طلبی را در ایران پدید آوردند.قبل  از آن ایرا ن جامعه ای غیر پویا و ایستایی بود که طی هزاران سال تحولی پیدا نکرده بود.درجامعه ایستا زندگی شکل یکنواخت و یکسانی دارد و مردم رعایا تلقی می شدند و صاحب حق محسوب نمی شدند. درآن نظام بسته سیاسی به مردم اجازه ورود به مسائل سیاسی داده نمی شد و اطلاعات سیاسی مردم هم چندان زیاد نبود که بخواهند مشارکت سیاسی داشته باشند . بعد ازوقوع رنسانس وتغییر وتحولات در جامعه غرب و بعد از  قرارداد های ننگین گلستان و ترکمانچای فکر اصلاحات در کشور در میان برخی از سیاستمداران بوجود آمد و در این راستا عباس میرزا پیشگام اصلاحات شد و چون سواد آموزی در کشور فقط در مورد مسائل اخروی بود و خیلی در باب تحولات این جهان علم اندوزی در ایران باب نشده بود تعدادی از جوانان را به دانشگاه های اروپا فرستادند. آنها با تحولات تکنولوژیکی، علمی و سیاسی اروپا آشنا شده و بعد ازبازگشت یک سری تحولات سیاسی را خواستار شدند وبه تقلید از اروپا روزنامه انتشار دادند .

,

در ابتدای قرن 20 اولین موج انقلابی به شکل جدید و مدرن درقالب انقلاب مشروطه در ایران شکل گرفت و اولین بارحقوق شهروندی برای ملت ایران به رسمیت شناخته شد و واژه شهروند جایگزین واژه رعیت شد. متاسفانه از دل انقلاب مشروطیت دیکتاتوری نظام خواهی به وجود آمد و فرایندهای دموکراتیک انقلاب مشرو طیت به ثمر ننشست. مجددا با تلاش مردم در قالب انقلاب اسلامی اصلاحاتی در کشور ایجاد شد.

,

متاسفانه با تحمیل جنگ نتوانستیم به اهداف ترسیم شده انقلاب برسیم وبعد از پایان جنگ نیاز به آگاهی و اصلاحات سیاسی در کشور احساس شد. از زمان آقای هاشمی تلاش برای اصلاحات شکل گرفت که البته آن موقع اصلاحات در زمینه باسازی اقتصادی بود واز سال 76 اصلاحات سیاسی و اصلاحات دموکراتیک و تلاش هایی در جهت توسعه آزادی ها در دستور کار دولت قرار گرفت

,

 قنبری تعریف خود از اصول گرایی را این چنین بیان کرد: اصولگرایی هم دارای پیشینه ای تاریخی است . البته اصولگرایی در گذشته وتا خرداد 76 تحت عنوان محافظه کاری مطرح بود .محافظه کاری نوعی اندیشه خرد گریزاست و با فعالیت های عقلانی موافق نیست  و تمایلی به تغییر  و تحول بر اساس منطق بشری ندارد و  معتقد است بایدارزش سنت ها حفظ شود و تحت عنوان حفظ سنت ها عقل بشر را به حاشیه می برند. آنچه که شاید اصولگراها خود نیز به آن واقف نیستند این است که آن تفکر وبینش سنتی مختص زمان خود بوده است ودیگر کارایی ندارند ولی آنها به این سنت ها ارزش تقدس مابانه  می دهند ومعتقدند هیچ تغییر و تحولی نباید در آن صورت بگیرد.

,

محافظه گرایی در مقابل امواج خرد گرایی، توسعه آزادی و حقوق شهروندی که از ارزش های اصلاح طلبی هست قرار دارد. از زمانی که عباس میرزا به فکر اصلاحات افتاد محافظه کاری هم شکل گرفت. در جریان انقلاب مشروطه تقابل دو مفهوم اصلاح طلبی و اصول گرایی در آرا مردم ورامین و شیخ فضل اله نوری به عنوان سمبل محافظه کاری می بینیم.

,

آنچه که در سال 76 از محافظه طلبی به اصولگرایی تغییر ماهیت داد یک نگاه سلبی در مقابل اصلاح طلبی است. محافظه کاران در این زمان  چون این مفهوم را دارای بار توهین آمیز نسبت به خود می دانستند نمی خواستند این عنوان را داشته باشند و لذا خود را اصول گرا و معتقد به اصول نامیدند.

,

اصول گرایی تا حدودی در نفی اصلاح طلبی شکل گرفته واگر این مفهوم ادامه یابد این گفتمان توان خود را از دست خواهد داد. در انتخابات اخیر شاهد بودیم که مفهوم اصولگرایی توان گقتمانی خود را از دست داد و افرادی مثل قالیباف، رضایی و تا حدودی ولایتی سعی کردند از گفتمان اصلاح طلبی استفاده کنند و این نتیجه ی  ضعف گفتمان اصولگرایی است.

,

اعتدال گرایی یک گفتمان مستقل نیست بلکه یک روش است که از ملزومات گفتمان اصلاح طلبی است. اصلاح طلبی به معنای تغییر و تحولات آرام، تدریجی و معتدل است که به دنبال به هم ریختن چارچوب های جامعه نیست. در مقابل این تغییر و تحول ما یک سری تحولات بنیان کن تحت عنوان انقلاب داریم که به دنبال از هم پاشیدن شیرازه جامعه است و برای اهداف خود از شیوه های خشونت بار هم استفاده می کند. تفاوت اصلاحات و انقلاب در همین نکته است و اگر در جامعه ای اصلاحات نباشد انقلاب به وجود می آید.

,

 مهندس فلسفی :

,

وی ابتدا گفت: امیدوارم روزی برسد که حتی اگر یک مخالف در جمع باشد به حرف هایش گوش داده شود واگر حرف هایش منطقی بود نظر او را بپذیرند. آن وقت است که می توانیم بگوییم دنبال آزاد اندیشی هستیم .

,

در ادامه آقای فلسفی گفت: ما باید در مورد برخی موضوعات به صورت ریشه ای و جدی تر بحث کنیم نه اینکه سعی کنیم با آنها در حاشیه برخورد کنیم. هدف فقط این نیست که مسئولیت بپذیریم، هدف چنبره زدن بر قدرت نیست. این خطاست که ما تصور کنیم  که هنر این است که یک نفر را به کرسی بنشانیم . ما مسئو لیت بیشتری داریم در انتخابات مجلس در اهواز دیدیم که کسانی وارد مجلس شدند و الان که باید پاسخگو باشند نیستند.

,

این نکته مهمی است که دانشگاهیان باید تصمیم بگیرند و این رویه را تغییر دهند. صرف شعار و حرف های تئوری مشکل ما را حل نمی کند همزمان ما باید تصمیم بگیریم. ما باید از بحث های کلی عبور کنیم و مسائل را به صورت ریشه ای بررسی کنیم.

,

الان همه اذعان می کنند آقای هاشمی اصلاح طلب است اما من می پرسم چه می شود که ده پانزده سال قبل آقای هاشمی را متهم به اصول گرایی یا محافظه طلبی می کنند. باید این مباحث شکافته شود؛ ما اگر مسائلی که در دوره ی آقای هاشمی پدید آمد را بررسی کنیم آن وقت وی را خواهیم شناخت و اگر وی چرخش هایی داشته است باید چرایی آن بررسی شود.باید دید با وجود دوران تلخی که در دوره ی آقای هاشمی وجود داشت وکسی جرئت نمی کرد در مورد وی حرف بزند الان چه شده است که وی سمبل شده است؟

,

ما می توانیم آقای احمدی نژاد هم به نقد بکشیم که آیا واقعا وی اصولگرا بود . وی باید پاسخگو باشد و توضیح دهد که این چالش هایی که در سه چهار سال آخر در عملکرد ایشان بوجود آمد چه بود؟

,

باید دید چه شده است که شخصیت آقای ناطق با آقای هاشمی، خاتمی  و روحانی پیوند خورده است. مگر نمی گفتند ناطق نوری سمبل محافظه کاری است؟

,

ما باید مفاهیم را درست تعریف کنیم. باید ببینیم آیا این تعاریف در چارچوب و در دایره نظام است یا خارج از آن. انقلاب اسلامی را مصداق چه می دانید؟ آیا انقلاب اسلامی واقعا انقلابی است که برای خود گفتمانی است که تعاریف جدیدی را ارائه می کند؟ یا اینکه به عنوان انقلابی است که ادامه ی روند اصلاحات است؟

,

اصلاح طلبان دو دسته می شوند؛ اصلاح طلبانی که در چارچوب نظام تعریف می شوند و اصلاح طلبانی که خارج از این چارچوب تعریف می شوند. اما این ها یک جایی به هم می رسند؛ وقتی فتنه 88 می افتد که مصداق بارز در ظاهر اصلاح طلبی و در تعریف آقای قنبری شاید محافظه کاری تلقی شود. فتنه 88 چگونه بین آنها پیوند می شود؟ در درون نظام یا بیرون نظام؟

,

 فلسفی به تعریف آقای قنبری از اصولگرایی این گونه پاسخ داد: جریان رقیب همواره دنبال انگ زدن و بر چسب زدن بوده است؛ این تعاریف، تعاریفی من در آوردی است که هیچ مبنا و مصداقی ندارد. ما معتقدیم چپ و راست هم هیچ مبنایی ندارد. قالب ها به راحتی تغییر می یابد این مفاهیم درست تعریف نشده اند.

,

تفکرات اصول گرایی چهار مبنا دارد؛ قانون اساسی، امام و رهبری، روحانیت و تفکر اسلامی؛ این ها مفاهیمی بود که جریان به اصطلاح اصلاح طلب روی آنها دچار بحث و چالش شد واین موضوع باعث شد اصولگرایی به این شکل مطرح شود و روی این مفاهیم تاکید کند.

,

اما در مورد پیام 24 خرداد: پیام 24 خرداد این بود که در نظام جمهوری اسلامی ایران این قدر ظرفیت وجود دارد که سلائق مختلف می توانند در آن حضور یابند و همین طور بیانگراعتماد مردم به نظام بود که مردم با حضور خود را نشان دادند و پیام دیگر آن سلامت انتخابات است.

,

 4 سال بعد از اتفاقات 88 و اعتقاد برخی به تقلب ومعضلاتی که ایجاد کردند برخلاف تصور همه که می گفتند هیچ جریانی قدرت ظهور و بروز ندارد و قطعا دوباره بحران جدیدی ایجاد می شود 24 خرداد خط بطلانی بود بر همه ی این باورهای غلط.

,

 

,

 قنبری: من در ارتباط با ظهور سلائق مختلف به عنوان پیام 24 خرداد می پرسم که چقدر اجازه داده شده که رای مردم در انتصابات و کابینه نمود پیدا کند؟ چرا باید انتخاب وزرای علوم و ورزش به این دلیل که اصلاح طلبند مدام رد شوند؟ چرا در مورد انتصابات که حق وزراست دخالت می کنند و اجازه نمی دهند رای مردم نمود پیدا کند. مردم رای نداده اند که احمدی نژاد عوض شود مردم رای داده اند که یک طرز تفکرتغییر کند.

,

در ارتباط با اصول گرایی شما چهار عبارت بیان کردید؛ دراین هشت سال آزادی و حقوق ملت چه قدر مورد توجه قرار گرفته است؟ چرا اجازه تجمعات قانونی داده نمی شد؟ چرا اجازه ندادند مطبوعات آزاد شکل بگیرد؟

,

در مورد التزام به امام و رهبری هم ما دولت شما را دیدیم؛ دولتی که با رهبری قهر کرد. حتما در جواب من می خواهید بگویید آقای احمدی نژاد اصولگرا نبوده است.پس اگر احمدی نژاد اصولگرا نبود چرا اصولگراها همه ی تخم مرغ های خود را در سبد آقای احمدی نژاد ریختند؟

,

 قنبری در مورد این که چرا در دوران اصلاحات به آقای هاشمی حمله شده است؟ گفت: اصلاحات شخص محور نیست و اعتقاد محور است و شخصیت های سیاسی تقدس ندارند و قابل باز خواست هستند. اما شما بگویید چرا در این سال ها که آقای هاشمی مورد هجمه بودند اصول گراها واکنش نشان ندادند؟

,

در مورد روحانیت هم ما شاهد چالشهای دولت احمدی نژاد با جامعه روحانیت بودیم.

,

 در مورد اسلام خواهی که ویژگی اصولگرایی مطرح کردید حتما می خواهید بگویید اصلاح طلبان غیر مسلمان اند، البته این تهمتی است که از ابتدا به روشنفکران و اصلاح طلبان زده اند. اصلاح طلبی به این معنا است  که چارچوب ها را پذیرفته و در صدد این نیست که در مقابل نظام قرار گیرد. اصلاح طلبی می خواهد رویه های منفی را در کشور به هم بزند و از بین ببرد؛ رویه هایی که در مقابل آزادی و حقوق شهروندان قرار گرفته اند. محافظه کارا ن و اصولگرایان هم یک طیف هستند و یک اندیشه ی واحد نیستند . در یک طرف افراطی آن بحث حکومت اسلامی مطرح می شود و اصلا جایی برای جمهوریت نظام قائل نیستند و قانون اساسی را قبول ندارند و در طرف دیگر آن هم کسانی اند که حقوق مردم را در حد حداقلی قبول دارند.

,

 فلسفی در پاسخ به  قنبری گفت: ما رئیس جمهور را انتخاب می کنیم و مسئولیت هایی را متوجه وی می کنیم. کسی که کتاب قانون اساسی را خوانده و پذیرفته باشد دیگر این مباحث را مطرح نمی کند و میداند که ریئس جمهور باید پاسخگو باشد و برای این امر قسم خورده است.

,

چه بسا ما انتقاداتی به آقای هاشمی و آقای احمدی نژاد می کردیم. این انتقادات در همه ی مقاطع بوده است و ما شخص محور نیستیم. مقام معظم رهبری فرمودند: ملاک شاخص هاست. اگر ما این گونه برخورد کنیم بسیاری از چالش ها حل می شود و بهتر می توانیم شخصیت ها را تعریف کنیم.

,

رئیس جمهور در مقابل مردم، رهبر و مجلس مسئولیت دارد و این گونه نیست که مثلا آقای احمدی نژاد بگوید حالا که من 24 میلیون رای آورده ام همه باید بر اساس میل من رفتار کنند. در دوره ی آقای احمدی نژاد هم تعدادی از وزرای ایشان رای نیاوردند. بنا نیست که مجلس به استناد رای فرد دنباله رو او باشد. اگر ما دنبال اصلاح طلبی هستیم پس ریشه ی مجلس را بزنیم؟ پس حق مجلس چه می شود؟ این اصلاح طلبی است که چون نماینده ی ما رای نیاورد بگوییم تقلب شده؟ اگر وزیر ما رای نیاورد پس آزادی وجود ندارد؟

,

جا به جایی قدرت هنری است که نظام ما دارد؛ نظام ما تلاش می کند تا جابجایی ها در پرتو آرامش صورت بگیرد. پیام 24 خرداد هم همین بود. مردم ما نمی خواستند قضیه مصر در ایران تکرار شود.

,

هر جایی که آقای روحانی طبق اختیاراتش عمل می کند مجلس هم تلاش خود را می کند تا انعطاف لازم را نشان دهد و در مواردی هم اختلافاتی داشته اند همانطور که در دوره های قبل هم اینگونه بوده است.

,

آقای روحانی با این شعار وارد عرصه شد که من مستقل هستم حتی طیف اصلاح طلبان هم او را قبول نداشتند و عارف را به او ترجیح دادند. ی تا مقطعی این مسیر پیش رفت تا اینکه آقای هاشمی وخاتمی دخول کردند و گفتند آقای روحانی قابلیت رای آوری بیشتری دارد. در کلیت آقای روحانی نماد اعتدال است و آنچه از نظرات وی که در چارچوب و توان نظام باشد پذیرفته می شود.

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه