برترین نژاد گاو گوشتی ایران رو به انقراض/

بقای ایستگاه تحقیقات گاو سیستانی در هاله ای از ابهام

بقای ایستگاه تحقیقات گاو سیستانی در هاله ای از ابهام
به دلیل بی مهری مسئولین تحقیقات کشاورزی گاوهایی که سالها در معرض فعالیتهای بهگزینی و اصلاح نژاد بوده اند ، گله گله برای تأمین هزینه های مرکز تحقیقات ، روانه کشتارگاه زابل می شوند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از عصر هامون، اگر ما کانون نوشتار خود را به دامپروری متوجه نمائیم ، خواهیم دید در زمینه نژادهای گاو ، گوسفند، بز و مرغ چه پراکنش بزرگی و مخازن گسترده ژنی داریم، که اینها سرمایه ی بسیار با ارزشی هستند ، که هر یک از این نژادها در منطقه ای خاص از کشورمان سازگاری پیدا کرده اند و کاملا ًبا اقلیم، نوع ماده غذایی موجود در منطقه و نیاز مردم بومی آن ناحیه انطباق پیدا کرده اند پس بر ماست که از این سرمایه های ارزشمند پاسداری و با استفاده از بهگزینی و اصلاح نژاد برترین ژن های دامی را شناسایی، تثبیت و در یک مجموعه گردآوری نمائیم، یعنی کاری که بیش از دو قرن است که در دنیا انجام می شود، درغیر این صورت دیر زمانی طول نخواهد کشید که با روند صنعتی شدن ، تغییر در زندگی روستایی و عشایری و رفتن به سوی شهر نشینی، تغییر کاربری مزارع و مراتع ، تغییر شغل دامداران و کشاورزان و از همه بدتر ورود بی برنامه و بی حساب و کتاب انواع نژاد های خارجی به کشور، باعث نابودی این داشته های ارزشمند شده و خواهد شد.
به طوری که این واقعه برای بعضی از گونه ها اتفاق افتاده است مانند نژاد گاو گلپایگانی که اکنون تقریبا منقرض شده است .
در این میان نژاد گاو سیستانی یکی از ذخایر ژنتیکی کشورمان می باشد که خاستگاه آن منطقه سیستان می باشد .
می دانیم تمام نژادهای امروزه دنیا از دو نوع منشعب شده اند که نوع تاروس آن دارای کمری راست و بدون کوهان می باشد که بیشتر در اروپا پراکنده شده است و نوع ایندیکوس آن در آسیا و کشور هند و پاکستان می باشد که مشخصه اصلی آن داشتن کوهان بزرگ و غبغبی افتاده و کمری شیب دار می باشد که نژاد سیستانی به این نوع تعلق دارد.
آنچه اندیشمندان علوم دامی به آن اعتقاد دارند این است که این دام از شبه قاره هند به این منطقه آورده شده است اما گروهی معتقدند که ریشه گاو زبوی هند ، مناطق مرکزی و جنوبی کشورمان می باشد ، این گروه به پیکره گاو کوهاندار و شاخداری که در مازندران یافت شده وهمچنین به نژاد سیستانی و دشتیاری اشاره می نمایند .
اما آنچه مسلم این است که گاو نژاد سیستانی از پنج هزار سال قبل در منطقه می زیسته است که از آن برای کار کشاورزی ، تولید شیر و گوشت استفاده می نموده اند ، مدارک علمی و قابل پذیرش برای اثبات پنج هزار سال پیشینه به دست آمده ، پیکر گاو از جنس سنگ لاجورد و از آخرین کاوشهای باستان شناسی در منطقه باستانی شهر سوخته سیستان است که این پیکره ها با خصوصیات این نژاد کاملاً تطابق دارد مانند کوهان ، بدون شاخ بودن ، بدنی گوشتی و عضلانی که نشان از وجود زیستگاه دیرین در این منطقه دارد .
تیمور لنگ در کتاب منم تیمور جهان گشا آورده است که " هنگامی که در سیستان فرود آمدیم ، مردمانی بلند قامت یافتیم که شتران را استاده سوار می کردند و بدون مهار سوار بر گاوانی بزرگ جثه می شدند که باآنها از در صلح آمدیم . "
واین می تواند صحیح باشد حتی تا یک قرن گذشته نیز سیستانیان از گاو به عنوان سواری و بارکشی و خرمن کوبی استفاده می کردند
لازم به ذکر است که گفته می شود قدیمی ترین نژاد دنیا ، گاو سیستانی می باشد به خاطر یافتن اسکلت آن در کوههای اسکاندیناوی که با این تفاسیر می توان ادعای باستانی بودن این نژاد را مطرح نمود.
اقدامات انجام شده در نظام جمهوری اسلامی ایران
درست در ایامی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی هر کس سعی داشت تا به نحوی خدمتی به روستائیان ارائه نماید ، تحقیقات اولیه روی این نژاد توسط نهاد جهاد سازندگی شروع شد .
آقای مهندس سید یعقوبی،کارشناس دامپروری که تحصیلات خود را در انگلستان نیمه تمام رها نموده و برای کمک به انقلاب راهی ایران شده بود ، در سال ۱۳۶۰ طی مأموریتی به شهرستان زابل در جهاد سازندگی مستقر شده و طی قریب به یک سال اقامت و فعالیتهای جانبی فرهنگی در منطقه تعداد ۱۰۰ رأس گوساله با مشخصات فنوتیپی سیستانی شناسایی و خریداری نمود و آنها را به جهاد سازندگی آذر بایجان شرقی انتقال داد.
بعدها مؤسسه تحقیقات علوم دامی وابسته به وزارت کشاورزی وقت ، همان گاوها را خریداری نموده و با انتقال به حیدرآباد کرج، تحقیق روی آنها را زیر نظر آقای مهندس سراج ادامه می دهد .
در سال ۱۳۶۴ در روستای ژاله ای زابل ، در گاوداری متعلق به جهاد سازندگی ، مرکز بهگزینی گاو سیستانی دایر و با هدف بهگزینی و جلوگیری از انقراض نسل گاو سیستانی روی تعداد ۶۵ رأس از گاوهای انتخا ب شده ، اقدامات مربوط به خالص سازی این نژاد صورت می گیرد .
در سال ۱۳۶۶ مرکز بهگزینی گاو سیستانی به ساختمان جدید احداث شده در حاشیه روستای زهک ( شهر فعلی زهک ) منتقل و در سایتی با تأسیسات مناسب و کامل ادامه فعالیت می دهد . در این مرکز علاوه بر استمرار حرکت خالص سازی نژاد یاد شده ، تحقیقات موردی روی شیرواری ، ضریب تبدیل و دوره پروار و ... نیز انجام می شود .
گاوهای خالص شده بین دامداران منطقه توزیع می شد و در مواردی نیز اسپرم گاوهای خالص شده در بانکهای اسپرم کشور نگهداری می شد.
با تشکیل وزارت جهاد کشاورزی تأکید بر ادغام مراکز تحقیقات کشاورزی در استانها صورت گرفت و مسئولین وقت در استان پهناوری مثل سیستان و بلوچستان ، بالاجبار مرکز تحقیقات منابع طبیعی و علوم دامی استان را به حسب ظاهر در مراکز تحقیقات کشاورزی ایرانشهر و زابل ادغام ولی فی الواقع منحل نمودند و امکانات بخش تحقیقات علوم دامی و همینطور منابع طبیعی به مراکز یاد شده منتقل شد و در نتیجه اعضای هیأت علمی و محققین این دو رشته مهم و اثر گذار در اقتصاد مردم استان ، متفرق شده و حاضر به ادامه فعالیت در شهرستانهای یاد شده نگردیدند و عملاً نقض قرض شد و نه تنها این دو بخش از تحقیقات ارتقاء نیافت بلکه تضعیف شد و بعدها نیز هرگز به آن بهای لازم داده نشد.
انتظار می رفت تا با توجه به اهمیت این موضوع ، مسئولین وقت این مراکز ، کار تحقیقات روی پارامترهای مؤثر در احیاء دو نژاد مهم گاو استان ، یعنی گاوهای دشتیاری در بلوچستان و سیستانی در شمال استان ، را ادامه دهند و در تولید گوساله های پرواری ، استان را هم برای تأمین ماده اولیه پرواربندیهای استان ، هم برای تأمین این نیاز کشوری ، یاری نمایند .
اما در حال حاضر نه تنها ارتقائی در این امر حاصل نگردیده بلکه همواره مورد بی مهری مسئولین تحقیقات کشاورزی بوده به نحوی که معدود محققین علوم دامی موجود در این مراکز نیز به دانشگاهها انتقال شده اند و گاوهایی که سالها در معرض فعالیتهای بهگزینی و اصلاح نژاد بوده اند ، گله گله برای تأمین هزینه های مرکز تحقیقات ، روانه کشتارگاه زابل می شوند .
به راستی هدف از انجام قریب یک ربع قرن کار تحقیقاتی روی این نژاد از گاوها ، سلاخی آنها بوده است ؟
مقصر کیست و مشکل از کجا است ؟
در این مقال قصد نداریم به دنبال مقصر بگردیم ، کاری که نباید اتفاق می افتاد علیرغم پیش بینی کارشناسان و تذکر به موقع به مسئولین متعصب وقت در سازمان تحقیقات کشاورزی ، انجام گرفت ، باید مشکل را شناسایی و همه مسئولین برای این امر مهم و حیاتی چاره جویی و کمک نمایند.
۱. یکی از عمده ترین مشکلات که نقش محوری در ادامه یافتن این فعالیت خدا پسندانه دارد ، تأمین اعتبار برای پروژه های تحقیقاتی است . سازمان ترویج ، آموزش و تحقیقات کشاورزی کشور وارث تعداد زیادی اعضای هیأت علمی ، متورم در پایتخت است که بخش عظیمی از اعتبارات سالیانه این سازمان صرف حقوق و مزایای این حضرات می شود و رتق و فتق امور آنان در مرکز ، وقتی برای پرداختن به مسائل مربوط به استانها برای مسئولین آن باقی نمی گذارد . مرکز تحقیقاتی که منشأ و سرچشمه ابداعات و نوآوریها در بخش کشاورزی کشور باید باشد ، وقتی برای تأمین بنزین خودروی محققین ، پرداختهای پرسنلی به آنان و نگهداری خود در پایین ترین حد ممکن حیات سازمانی ، مواجه با مشکل است و حتی اعتبارات سالیانه آن از ادارات دخانیات کمتر می باشد ، باید به مسئولین آن حق داد تا ذخایر ژنتیکی استان را روانه کشتارگاه نمایند و عملاً تحقیقات کشاورزی در سیستان به مسلخ برود .
۲. برای حل اصولی مشکلات مراکز تحقیقات باید اعتبارات آنها را از ملی و وابستگی به ستادهای حجیم و متورم در مرکز جدا نمود و استانی کرد تا با دلسوزیهای محلی و حمایت بیشتر مسئولین استان روبه رو شده و رونقی یابند .
بدیهی است رقابتهای برد باخت دانشگاه های منطقه برای اینکه وانمود کنند یکه تاز و قهرمان میادین علمی هستند، از دیگر مشکلات فراروی تحقیقات کشاورزی است . مداخله در فعالیت های مراکز تحقیقات کشاورزی به قصد بیرون نمودن آنها از گردونه تحقیقات و دست انداختن به همه ابعاد کاری آنها و ربودن کار از دست آنها، به جای تعامل مثبت با آنها ، بلیه دیگری است که رخ نموده است .
این مشکل نیز با فعال نمودن عنصر هماهنگی در مدیران محلی و توجه به تعامل مثبت بین دستگاه ها قابل حل می باشد .
امید که این نوشتار ، تلنگری به دلسوزان اقتصاد و توسعه سیستان و بلوچستان بوده باشد .
انتهای پیام/

, شبکه اطلاع رسانی دانا, عصر هامون,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه