طرح های آمریکا برای دموکراسی در خاورمیانه
آمریکا سابقه استعماری کشورهای اروپایی را نداشت به همین دلیل اعراب خیلی زود وعده ها و شعارهای این کشور را باور کردند. اما امروزه دست آمریکا برای همه رو شده است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از صاحب نیوز،انگلیش الخبر در مقاله ای با موضوع حضور آمریکا در خاور میانه می نویسد:
, شبکه اطلاع رسانی دانا , صاحب نیوز, انگلیش الخبر, در مقاله ای با موضوع حضور آمریکا در خاور میانه می نویسد:,اندکی بیش از یک دهه از زمانی که جرج دبیلو بوش طرح خود برای تحمیل «دموکراسی» به منطقه خاورمیانه را ارائه کرد، می گذرد. بر اساس این طرح، آمریکا تاکنون اقدام به حمله نظامی گسترده و مستقیم (یا در مواردی، مثل لیبی، غیر مستقیم) به سه کشور لیبی، افغانستان و عراق کرده و هدف از این اقدام را تغییر رژیم های این سه کشور عنوان نموده است. پس از سرنگونی رژیم های این کشورها، آمریکا سه مدل مختلف «حکومت» را بر این سه کشور تحمیل کرد، سه مدلی که می توان گفت کاملا برای این سه کشور نامناسب بوده است. در واقع، آمریکایی ها نه تنها کمکی به گسترش «آزادی» و «دموکراسی» در کشورهای عرب نکرده اند، بلکه جلوی هر نوع تغییر دموکراتیک در این کشورها را هم گرفته اند. آنها این کار را نه فقط با حمایت مدوام و گسترده از دیکتاتورهای کشورهای حوزه خلیج فارس، مصر، مراکش و اردن بلکه همچنین با تنبیه مردم فلسطین در سال ۲۰۰۶ فقط به خاطر اینکه از حق رای خود استفاده کردند و حماس را به قدرت رساندند، صورت دادند.
,آمنه جمال در کتاب خود تحت عنوان امپراطوری ها و شهروندان: یا دموکراسی آمریکایی یا اصلا بدون دموکراسی، به خوبی به مورد آخر اشاره می کند. او می گوید: «مورد فلسطین یکی از نمونه های تلاش آمریکا برای سرکوب یک تجربه دموکراتیک اصیل بود. از همه نظر انتخابات فلسطین در سال ۲۰۰۶ دموکراتیک ترین انتخاباتی بود تاکنون در یک کشور عرب برگزار شده است. در واقع، در نتیجه این انتخابات برای اولین بار پس از جنگ جهانی دوم، در یک کشور عرب رژیم حاکم به شیوه ای دموکراتیک تغییر می کرد. آمریکایی ها و جامعه جهانی که خود تا پیش از این انتخابات می گفتند فلسطین باید به شکل دموکراتیک تری اداره شود و این امر را به عنوان یکی از شروط ادامه مذاکرات صلح قرار داده بودند، بعد از انتخابات نتیجه آن را قبول نکردند و حماس را دشمن معرفی نمودند و سپس کل مردم فلسطین را به خاطر رای دهی به حماس در یک انتخابات آزاد و دموکراتیک مجازات و تحریم کردند». این تنها یکی از صفحات کارنامه آمریکا طی دهه ها حضور در خاورمیانه بوده است.
,ما زمان کافی برای ارزیابی و بررسی اقدامات سیاسی آمریکا در منطقه خاورمیانه داشته ایم. دولت بوش حمله به عراق و افغانستان را هم برای خود این کشورها و هم برای کل منطقه دارای نتایج و پیامدهای مثبت می دانست (دقیقا همان دلیلی که اوباما و اتحادیه اروپا برای حمله ناتو به لیبی ذکر می کردند). آمریکایی ها عنوان می کردند که این حملات نه تنها باعث سرنگونی رژیم های دیکتاتور این کشورها خواهد شد، بلکه باعث بیداری سایر کشورهای عرب نیز می گردد. اما هیچ کدام از این دو درست از آب درنیامد. آمریکایی ها همواره حامی رژیم های دیکتاتور منطقه بوده اند، و هرگاه یکی از این دیکتاتورها ساز مخالف می زد (نظیر صدام در عراق) تلاش می کردند تا او را برکنار نموده و یکی از نزدیکان یا همراهان وی را جانشین وی کنند. حمایت سفت و سخت هیلاری کلینتون از عمر سلیمان به عنوان جانشین حسنی مبارک از نمونه های بارز این رویه است.
,بی ثباتی و کشتارهای هفته های اخیر در لیبی به خوبی نتایج و پیامدهای مداخلات نظامی (مستقیم و غیر مستقیم) آمریکا در خاورمیانه را نشان می دهد. آمریکا یک دهه بود که با قذافی روابط دوستانه ای داشت، اما پس از آنکه اعتراضات مردم لیبی بر علیه قذافی تشدید شد، برای کسب وجهه و سهیم شدن در سرنگونی قذافی به ناگاه موضع خود را تغییر داده و تبدیل به حامی مردم لیبی شد. اما این بار ناتو به جای حمله گسترده و زمینی به لیبی، ترجیح داد از همان شیوه ای استفاده کند که آمریکا در دهه ۱۹۸۰ برای مداخله در افغانستان به کار برده بود: یعنی اتکا بر گروه های شبه نظامی و تروریست. آمریکایی ها تا زمانی که قذافی سرنگون شد و افتخار این سرنگونی نصیبشان شد، توجهی به نتایج اقدام خود نداشتند. اما آمریکا و اتحادیه اروپا نمی توانند خود را در اتفاقات اخیر لیبی بی تقصیر بدانند: آنها به خوبی می دانستند که از گروه های شبه نظامی جهادی که بخش عمده مخالفان مسلح قذافی را تشکیل می دادند، حمایت می کنند. (این هفته محمد جبریل یکی از عناصر آمریکا در لیبی و از اصلاح طلبان مورد علاقه سیف الاسلام قذافی، در اظهار نظری جالب عنوان کرد که گروه های مخالف قذافی در لیبی عمدا اختلافات درونی خود را از غرب پنهان کردند تا غرب را تشویق مداخله نظامی در لیبی کنند).
,وضعیت فعلی افغانستان، لیبی، و عراق به خوبی شکست سیاست ها و جنگ های خونین غرب در قرن بیست و یکم را نشان می دهد. وضعیت این سه کشور همچنین نشان می دهد که کشورهای غربی هیچگاه واقعا به دنبال گسترش دموکراسی در خاورمیانه نبوده اند. آمریکایی ها (از طریقه انعقاد پیمان های نظامی و اقتصادی با این کشورها) فقط در پی کسب منافع اقتصادی در این کشورها هستند و بر این نکته تاکید می کنند که سربازان این کشور مجازند هر نوع جنایت جنگی در این کشورها انجام دهند بدون آنکه به هیچکس پاسخگو باشند.
,آمریکا سابقه استعماری کشورهای اروپایی را نداشت به همین دلیل اعراب خیلی زود وعده ها و شعارهای این کشور را باور کردند. اما امروزه دست آمریکا برای همه رو شده است. به واسطه سیاست ها و جنگ های آمریکا در خاورمیانه امروزه برای هیچکس تردیدی وجود ندارد که آمریکا تنها به فکر منافع خود است. در حال حاضر تنها عناصر گوش به فرمان آمریکا در منطقه چنین وانمود می کنند که به وعده های آمریکا ایمان دارند، البته این افراد نیز واقعا چنین اعتقادی ندارند.
,یادداشت مترجم:
,اسعد ابوخلیل استاد علوم سیاسی در دانشگاه دولتی کالیفرنیاست. او کتب و مقالات زیادی به چاپ رسانده که برخی از کتب وی عبارتند از فرهنگ تاریخی لبنان؛ بن لادن، اسلام و جنگ جدید آمریکا بر علیه تروریسم؛ مبارزه برای عربستان سعودی
,انتهای پیام/
,]
ارسال دیدگاه