یادداشت/رضا حسنوند
باباطاهر لکزی
در دیوانهایی که از باباطاهر به جا مانده است، ابیاتی به چشم میخورد که هیچ سنخیتی با دیگر ادبیات ندارد و این بدان معنا است که ابیات الحاقی در میان دیگر ابیات باباطاهر بسیار است و مگر اهل ذوقی این بیگانگی را حس کند و تشخیص دهد...[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا و به نقل از لرسو؛ نمی دانم اولین نفری که باباطاهر را لک ندانست که بود؟ این گناه در نوع خود جالب است زیرا باعث شد تا کسی دیگر هرگز در فکر تحقیق و شرح و بیان این به اصطلاح فهلویات نباشد و هماره در هالهای از ابهام بمانند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, لرسو,بر این انتساب زبانی افراد، لازمهاش آن است که به یقین بدانی که مباحث و قوانین آن گویش و زبان بر چه منوالی است، آنگاه قضاوت کنیم.
,سالهاست که ادبای ما شعر شاعرانی را که در گستره زبانی فارسی قابل فهم نیست، فهلویات مینامند ولی هنوز کسی برنیامده و بگوید ای بابا! دیگر ذکر تنهای کلمه فهلویات دردی را دوا نمیکند بلکه باید دنبال آن بود که معانی این اشعار استخراج شود و ریشه زبانی و گویشی آنها مشخص شود.
,یکی از این قربانیان همیشه تاریخ ادب فارسی، باباطاهر عریان همدانینشین است. و او نیز مانند بسیاری از شاعران ما که زادگاهشان شهری و زیستگاهشان شهر دیگر بوده است، به همدانی شهرت یافته است و اساساً زادگاهش یکی است و شهرهای لکزبان الشتر، کوهدشت یا نورآباد بوده است. ولی در طول تاریخ ادب فارسی چه دخل و تصرفاتی که در دیوانش نشده است.
,در دیوانهایی که از باباطاهر به جا مانده است، ابیاتی به چشم میخورد که هیچ سنخیتی با دیگر ادبیات ندارد و این بدان معنا است که ابیات الحاقی در میان دیگر ابیات باباطاهر بسیار است و مگر اهل ذوقی این بیگانگی را حس کند و تشخیص دهد و نگاهی به ابیاتی که مرحوم مینوی در یکی از کتابخانههای ترکیه یادداشت کرده است فخامت و نژاده بودن ابیات بابا را مشخص میکند.
,ممکن است اهل ذوقی بپرسد که برهان اینکه بابا لکزبان بوده است چیست؟
,بله! بسیار درست! اصولاً در جواب این سوال، یا باید به تعلیقات گذشته در کتب یا دواوین تکیه کرد یا بر اساس محتویات زبانی و ادبی موجود در اثر شاعر حکم کرد. و حال، ما که از قسم اول بینصیب و مقصر واقعی این ابهام، ادبای ما بودهاند که در این مورد تحقیقی به عمل نیاوردهاند ولی دیوان موجود یا اشهار موجود خود بهترین میزان برای قضاوت است.
,هنوز هیچ شاعر و نویسندهای از لکی بودن زبان باباطاهر ذکری به میان نیاورده است و حتی شاید این کلام دور از مخیره ای این عزیزان بر آسمان برآرد و بگویند بهبه! هر دم از این باغ بری میرسد...! اما نگارنده بر آن است که این کار را انجام دهد و اینکه دیگران چه گفتهاند و نظرشان چیست، نه تنها برایم سد راهی نیست بلکه باعثی بر ادامه این کار خواهد بود و ضمناً حرمتشان را بر اساس تقدم فضل و فضل تقدم پاس میدارم و به نیکی از آنان یاد خواهم کرد.
,و اما اهل فن میدانند که در دیوان باباطاهر واژههایی وجود دارد که منحصراند و حتی بزرگان در قرائتشان اشکال دارند البته نه به دلیل محقق نبودن این عزیزان بلکه به دلیل تک واژه بودن و قاموسی نبودن این واژگان و هر واژهای که در اشعار بابا به آن اشاره میکنم، خاص زبان لکی است و در هیچ زبانی دیده نمیشود و اگر کشف غطا شود، اهل ذوق تحصین خواهند فرمود که احسنت و آفرین!
,ولی واژههایی که باید به آنها اشاره شود عبارتند از:
,«از ته ایمان»-«اژ توئیمان»-: این عبارت امروزه به صورت «اژ توئیم»و-«از توئیم»، متعلق و وابسته توئیم به کار میرود و در شکل بصری موجود، هیچ ربطی به ادیان و دین و... ندارد.
,اگر مستان مستیم از (اژ) توئیمان
,وگر بی پا و دستیم از توئیمان
,اگر گبریم و ترسا و مسلمان
,به هر ملت که هستیم از توئیمان
,«آمیته»: یکی از ویژگیهای سبکی زبان لکی، کاهش واجی در وسط کلمات خاصه حرف «خا» میباشد؛ بهعنوان مثال در این کهن زبان فخیم، واژههای سوخت و فروخت و آمیخت را به ترتیب:
,«ست» یا «سوت» با ضمه «سین» و کسره «واو»؛ فروت؛ آمیت و در نهیات با حذف «آ» به «میت» با یای مجهول بدل میشود و قص علی هذا...
,ادامه دارد
,انتهای متن/
,نویسنده: رضا حسنوند (شوریده لرستانی)
]
ارسال دیدگاه