اصول گرایی یا اصلاح طلبی؛ راه کدام یک صحیح است؟
باید به این نکته توجه کرد که یک اصولگرا می تواند اصلاح طلب نباشد که متاسفانه به مانند عالم بی عمل است و یا زنبور بی عسل. اما اصلاح طلبی که اصولگرا نباشد می تواند برای جامعه الهی فردی خطرناک به حساب آید.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پلنا، اصلاح طلبی و اصولگرایی هردو مکمل یکدیگرند اما متاسفانه این دوکلمه پرمعنا و با ارزش امروزه بازیچه دست احزاب و گروه های سیاسی شده است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پلنا,با پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی و حاکم شدن نظام الهی و مقدس جمهوری اسلامی بر کشور ایران و تصویب قانون اساسی مبتنی بر شرع مقدس اسلام و مذهب شیعه اثنی عشری فعالیت احزاب و گروه های سیاسی نیز آزاد دانسته شد. در آن سال ها تفکرات مختلف اقدام به تشکیل احزاب و گروه های سیاسی کردند و هر کدام به نوبه خود دارای نظریات و راه و روش هایی در عرصه های مختلف اداره حکومت بودند. اما دو طیف مهمی که می توان به آن اشاره کرد که از همان سال های آغازین انقلاب اسلامی تاکنون نیز فعالیت داشته اند طیف های چپ و راست بوده اند. این دو طیف که در دل خود چندین حزب و گروه را جای داده اند در خصوص بسیاری از موارد اختلافاتی داشته اند که در سال های اخیر با توجه به حوادث و رخداد های بوجود آمده مقداری برجسته تر شده و هرکدام به گونه ای خود را برتر می داند.
,امروز اصولگرایان از طرف گروه ها و احزاب راستگرا و اصلاح طلبان از طرف احزاب و گروه های چپگرا پرچم دار تفکرات طیف های خود هستند.
,اما براستی با توجه به حوادث سال های اخیر راه کدام یک صحیح تر است؟
,در ابتدا باید این نکته را متذکر شویم که بعد از هبوط آدم از بهشت و تکثیر و تولید نسل ، باتوجه به فتنه گری ها و اغواگری های شیطان برای به انحطاط کشاندن نسل آدم خداوند تبارک و تعالی پیامبران الهی را فرستاد تا مردم را در جهت قرب الی الله سیر دهند و جامعه انسانی را اصلاح نمایند. حال که خوب می نگریم وجود پیامبران و اولیای الهی در بین مردم به جهت پیاده کردن اصلاحات و اجرای اصلاح طلبی بوده است. پیامبران و اولیای الهی همگی اصلاح طلب بوده اند.
,اما چه اصلاحاتی؟
,باردیگر برمیگردیم به ماهیت نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران که نظامی است الهی و مبتنی بر شرع مقدس و دین مبین اسلام و مذهب شریف شیعه جعفری یا شیعه اثنی عشری . با کمی دقت بر ماهیت این نظام الهی و ولایی متوجه خواهیم شد که یک چنین حکومتی تمامی قوانین و دستوراتش منطبق بر قرآن کریم و روایات پیامبرگرامی اسلام (ص) و ائمه معصومین (ع) است. این قوانین و دستورات نیز برگرفته از اصول دین ماست ، لذا نه تنها قانون اساسی این نظام الهی بلکه همه آحاد ملت شریف ایران می بایست پایبند این اصول بوده و در جهت اجرایی شدن تمامی اصول دین مبین اسلام تلاش نمایند ، دینی که تمامی قوانین و دستوراتش فرستاده شده از سوی خداوند رحمن و رحیم است.
,دوباره به فلسفه وجود پیامبران و اولیای الهی در جامعه انسانی بازمیگردیم. بله پیامبران و اولیای الهی همه اصلاح طلب بودند و سعی داشتند اصلاحات را در جامعه پیاده کنند تا مردمی را که فریب شیاطین جنی و انسی را خورده بودند به راه حق باز گردانند. اما باید توجه داشت اصلاحاتی که اولیای الهی به دنبال آن بودند مبتنی بر اصول و دستورات خداوند منان بود نه اصلاحاتی دل بخواهی و من درآوردی. ایشان مردمی که از اصولگرایی فاصله گرفته بودند اصلاح می کردند و به سمت اصول ، قوانین و دستورات الهی سوق می دادند. اصلاحاتی که نتیجه آن اصولگرایی نباشد کاری بیهوده و عبث است.
,لذا با این اوصاف در یک نظام الهی و حکومتی همچون حکومت جمهوری اسلامی فردی می تواند اصلاح طلب باشد و فریاد اصلاح طلبی بزند که اصولگرا باشد و ضمن پایبندی به اصول دین مبین اسلام این اصول را به خوبی بشناسد و به آن عمل کند تا بتواند اصلاحات را در جامعه و نظام الهی ای که راس آن نایب برحق حضرت ولیعصر امام زمان (عج) است پیاده نماید. کسی که اصول و قوانین دین مبین اسلام را نشناسد نه می تواند و نه حق دارد که ادعای اصلاح طلبی کند. اصلاح جامعه کار پیامبران ، امامان و پس از ایشان اولیای الهی و در زمان غیبت وظیفه ولی فقیه زمان و رهبر جامعه الهی و اسلامی است.
,باید به این نکته توجه کرد که یک اصولگرا می تواند اصلاح طلب نباشد که متاسفانه به مانند عالم بی عمل است و یا زنبور بی عسل . اما اصلاح طلبی که اصولگرا نباشد می تواند برای جامعه الهی فردی خطرناک به حساب آید. بزرگترین نماد اصلاح طلبی اصولگرایان فریضه الهی امربه معروف و نهی از منکر است. مگر نه این است که مسلمانان وظیفه دارند یکدیگر را امر به معروف و نهی از منکر کنند تا جامعه و نظام الهی اصلاح شود ، مگر امربه معروف و نهی از منکر چیزی جز اصلاح طلبی است؟ مگر امر به معروف و نهی از منکر چیزی جز اصول و قواعد دین مبین اسلام است؟ پس چگونه کسی می تواند ادعای اصولگرایی داشته باشد ولی به اصول عمل نکند؟ یکی از اصول همین اصلاح جامعه است.
,اصلاح طلبی و اصولگرایی هردو مکمل یکدیگرند اما متاسفانه این دوکلمه پرمعنا و با ارزش امروزه بازیچه دست احزاب و گروه های سیاسی شده است. مگر می شود هرکسی از راه برسد فریاد اصولگرایی یا اصلاح طلبی بزند و بگوید من اصلاح طلبم و می خواهم در جامعه الهی و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران اصلاحات انجام دهم. اصلاحات که بچه بازی نیست که امروز عده ای که در دانشگاه های غربی درس خوانده اند و کمتر آشنایی ای با اصول دین مبین اسلام دارند بیایند و فریاد اصلاح طلبی بزنند.
,متاسفانه افرادی امروز در جامعه ما خود را جز رهبران اصلاحات می دانند که متهم به افساد فی الارض هستند. چرا اصولگرایان واقعی که وظیفه اصلی ایشان اصلاح طلبی است به صدا در نمی آیند و از این تفکر در حال انحراف دفاع نمی کنند. امروز در کشور ما برخی ادعای اصلاحات دارند و به دنبال اصلاحات هستند درست هم می گویند می خواهند در جامعه الهی ایران اصلاحات کنند اما چه اصلاحی. اقدامی که ایشان انجام می دهند نه تنها مردم را به سوی قرب الی الله سیر نمی دهد بلکه مردم را از خداوند و دین مبین اسلام دور می کند. اصلاحی برخی دنبال آن هستند زودن شاخ و برگ دین از سطح جامعه است ، ایشان دنیال این هستند که از دین مبین اسلام فقط یک اسم باقی بماند .
,تفکرات خطرناک فراماسونری امروز برخی افراد به اصطلاح اصلاح طلب را فراگرفته است . این افراد صحبت هایی میکنند که جز از زبان فراماسونرها و صهیونیست ها از زبان کس دیگری خارج نمی شود. اصلاحات در خطر است. علمای اسلام و بزرگان دین نباید بگذارند این کلمه به بازی گرفته شود و به انحراف برود.
,امید است انشااله آن اصولگرای اصلاح طلب واقعی که خودش جزء اصول است به زودی بیایید و جامعه اسلامی را از وجود منافقان و ناپاکان پاک کند انشااله.
,انتهای پیام /
]
ارسال دیدگاه