امضای قطعنامه 598 از تلخترین خاطراتم در جنگ بود
رزمنده 8 سال دفاع مقدس گفت: زمان امضای قطعنامه 598 در لشکر ویژه شهدا مهاباد بودیم و برخی از افراد گریه میکردند و زمانی که پیام امام خمینی (ره) که " من جامی از زهر را نوشیدم" به دست رزمندهها رسید، ناراحتی آنها بیشتر شد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از خاورستان، قطعنامه 598، هشتمین قطعنامهای بود که شورای امنیت سازمان ملل از ابتدای تجاوز علنی رژیم بعثی عراق به جمهوری اسلامی ایران، صادر کرده بود. همه قطعنامههای قبلی به علت جهتگیری ناعادلانه آنها از سوی ایران رد شده بود اما در ابتدای صدور قطعنامه 598 بعلت نکات مثبتی که در این قطعنامه گنجانده شده بود از سوی جمهوری اسلامی اعلام شد که ایران جای بحث و مذاکره در این قطعنامه میبیند و آن را نه رد کرد و نه قبول؛ ولی سرانجام در تاریخ 27 تیر 1367 این قطعنامه مورد قبول جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, خاورستان،, خاورستان, خاورستان, ،, قطعنامه 598، هشتمین قطعنامهای بود که شورای امنیت سازمان ملل از ابتدای تجاوز علنی رژیم بعثی عراق به جمهوری اسلامی ایران، صادر کرده بود. همه قطعنامههای قبلی به علت جهتگیری ناعادلانه آنها از سوی ایران رد شده بود اما در ابتدای صدور قطعنامه 598 بعلت نکات مثبتی که در این قطعنامه گنجانده شده بود از سوی جمهوری اسلامی اعلام شد که ایران جای بحث و مذاکره در این قطعنامه میبیند و آن را نه رد کرد و نه قبول؛ ولی سرانجام در تاریخ 27 تیر 1367 این قطعنامه مورد قبول جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت.,غلاحسین اسماعیلی یکی از رزمندگانی است که در آن زمان در جبهه حضور داشت، در گفتگو با خبرنگار خاورستان، گفت: در سال 1342 شهرستان اسفدن قاین به دنیا آمد.
, , خبرنگار خاورستان، , خبرنگار , خاورستان, خاورستان, ، , گفت: ,وی افزود: در سال 1357 در اصفهان بودم که پس از پیروزی انقلاب به اسفدن برگشتم و پس از گذشت شش ماه وارد سپاه پاسداران شدم.
,اسماعیلی ادامه داد: با آغاز جنگ تحمیلی به مناطق خوزستان، اهواز، کردستان، مریوان، مهران و سوسنگرد رفتم و حدود 6 سال و یک ماه در جنگ بودم که حدود 6 یا 7 مرتبه مجروح شدم.
,این رزمنده دفاع مقدس با بیان اینکه زمان امضای قطعنامه 598 در لشکر ویژه شهدا مهاباد بودیم و همه رزمندهها ناراحت بودند؛ گفت: برخی از افراد گریه میکردند و زمانی که امام قطعنامه تایید کرد؛ پیام ایشان که " من جامی از زهر را نوشیدم" به دست رزمندهها رسید و ناراحتی آنها بیشتر شد.
,اسماعیلی افزود: با پیام دوم امام رزمندهها آرامش گرفتند با این حال این افراد در جبهه و جنگ ساخته شده بودند.
,وی متذکر شد: برای همه ما جهاد در راه خدا، مبارزه با استکبار و حزب بعثی، بخصوص منافقین افتخاری بود و بیشتر امیدمان به امام و انقلاب بود.
,این جانباز 8 سال دفاع مقدس با بیان اینکه انقلاب ما امروز به این رتبه رسیده که تمام دنیا را پشت میز مذاکره کشانده است؛ گفت: علت رسیدن به این درجه خون شهد ا و جنگ 8 ساله ما بود و این استکبار جهانی که در زمان جنگ، به کشور ما سیم خاردار نمیداد هم اکنون در برابر جمهوری اسلامی ایران زانو زده است.
,اسماعیلی یادآور شد: در عملیات والفجر 3، خیبر، بدر و والفجر مقدماتی و 8، کربلای 4 و 5 شرکت کردم که در اکثر آن مجروح شدم.
,وی فوت امام خمینی رحمت الله علیه و امضای قطعنامه 598 را از تلخترین خاطراتش در 8 سال دفاع مقدس عنوان کرد و افزود: شهادت شهید محمود کاوه و شهید همت از خاطرات تلخ آن دوران است و تمام وجود این شهیدان سرشار از ولایت و عشق به امام، انقلاب و جمهوری اسلامی بود.
,این جانباز 8 سال دفاع مقدس ادامه داد: شهید محمود کاوه علاقه خاصی به حضرت امام رحمت الله علیه داشت و همیشه میگفت "بچهها امام و شهدا را فراموش نکنید" .
,اسماعیلی با بیان اینکه انتظار شهدا از ما این است که همچون ملت ایران که همیشه در صحنه هستند در صحنه باشیم؛ تصریح کرد: باید پاسدار خون شهدا بود و انقلاب را نسل به نسل منتقل کنیم.
,وی در خصوص امضای قطعنامه 598 یادآور شد: زمان امضای قطعنامه فردی روی کلام حضرت امام خمینی (ره) حرف نمیزد و همه تنها گوش به حرف امام راحل و ولایت بودند و در حال حاضر هم نگاه همه ما به کلام رهبرمان امام خامنهای است.
,این جانباز 30 درصد دوران دفاع مقدس به یکی از خاطراتش اشاره کرد و افزود: شهید کولی نژاد در عملیات والفجر 3 راننده لودر بود و شب قبل از عملیات خاکریز میزد که ناگهان لودر متوقف شد به وی اشاره کردم که پایین نیامد به سمتش رفتم تنش بود اما سرش نبود.
,اسماعیلی ادامه داد: ترکش به سرش خورده بود لودر را جابه جا کردم و دنبال سرش بودم اما پیدا نکردم جنازه شهید را به گوشهای کشیدم و سر شهید ساعت 8 صبح در پشت صندلی لودر پیدا شد و آن موقع سخترین لحظات را میگذراندم.
,انتهای پیام/ر
]
ارسال دیدگاه