یادداشتی از حسن بیارجمندی ؛

برجام و قطعنامه 2231 ؛ کنترل برنامه هسته ای یا برنامه جامع قدرتهای جهانی برای کنترل قدرت و تنزل جایگاه اول منطقه ای ایران

برجام و قطعنامه 2231 ؛ کنترل برنامه هسته ای یا برنامه جامع قدرتهای جهانی برای کنترل قدرت و تنزل جایگاه اول منطقه ای ایران
سه گل پذیرش مشروط و محدود برنامه هسته ای ، تحقیقات هسته ای و لغو قطعنامه های پیشین در برابر ولو دو گل ظاهری برجام و قطعنامه 2231 و این امتیازات فنی ناشی از تهدید چهارگانه یاد شده ، کاملا تاکتیکی بوده است و بزودی ما را از گردونه بازی جهانی حذف خواهد کرد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از گلستان ما ؛ حسن بیارجمندی دانشجو دکتری دانشگاه روابط بین الملل مسکو طی تحلیل به بررسی وضعیت قطعنامه شورای امنیت پرداخت . او نوشت:

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,

"هیچ کارشناس حوزه ژئوپولیتیک نمی تواند انکار کند که ما در یک دهه اخیر بصورت خاص، در وضعیت رقابت ژئوپولیتیک با  قدرت های استکباری جهان و در راس آنها ایالات متحده و غرب  بوده ایم و هستیم ؛قدرتهایی که  از شُرف و پیروزی  انقلاب اسلامی با علم به تاثیرات شگرف نرم افزاری آن بر عنصر متغییر ژئوپولیتیک در قلب جهان و آثار جهانی آن در میان مدت(کشورهای شیعه و دارای جمعیت شیعه) و بلند مدت(امت اسلامی واحده) از ابتدا در قامت دشمن ،براندازی سخت و نرم انقلاب و نظام اسلامی را در دستور کار خود قرار دادند.

,

26 سال برای اجرا و پیاده سازی تمامی این برنامه های دشمنان کافی بود که بدانند جمهوری اسلامی  با همین دشمنی ها - که حوزه های مختلفی چون اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، امنیتی و نظامی را در بر می گرفت - دیگر بعنوان یک قدرت منطقه ای و بلامنازع در قلب جهان ظهور نموده است؛ بنابراین اولا چنین راهبردی و بطور اخص نظامی، کارآیی خود را بطور کلی از دست داده است و در سطح یک جنگ سرد به پایان راه خود رسیده است(توماس فریدمن)؛ موضوعی که فارن پالسی با استناد به نگاه متحدان خاورمیانه ای آمریکا(رویکرد صلح!!) و در نقد مقایسه رویکرد نزدیکی به پکن در دهه 1970ریچارد نیکسون بدان اشاره نموده است.

,

اما تمام واقعیت را نمی گوید که چنین رویکردی نه با آن اهداف نیکسونی که با اهداف اوبامایی برای حفظ و تقویت جهان تک قطبی و تغییر موازنه در برابر جهان چند قطبی بالاخص قطب جهان اسلام است! ثانیا تداوم این دشمنی ها با وجود مولفه های قدرت کنونی این نظام(برخلاف چین 1970) بالاخص با وجود مولفه های ثابت ژئوپولیتیک و نیز مولفه های متغییر(انسانی) داخلی و خارجی(در چارچوب راهبرد پیرامونی) نه تنها ممکن نیست بلکه نتایج و عواقبی به مراتب بدتر از عراق و افغانستان بدنبال دارد و نهایت و سرانجام  آن در کنترل و اختیار آنان نخواهد بود.

,

باراک اوباما به نقل از آسوشیتدپرس پس از سرانجام این دور از مذاکرات در نشست با کهنه سربازان در ایالت پنسیلوانیا با اشاره به این مطلب که :« با این توافق،فرصت حل مسالمت آمیز این چالش !!!فراهم شد و بدون آن،خطر یک درگیری دیگر در پیش رو بود» در پاسخ به انتقادات و مخالفت های جمهوری خواهان می گوید:«مخالفان توافق وین گروهی هستند که شتابزده وارد جنگ عراق شدند و گفتند فقط چند ماه زمان می برد !» ثالثا جلوگیری از یک شکست قطعی که منجر به فروپاشی تمدن لیبرال دموکراسی بدست ایران می شود؛

,

موضوعی که اوباما در مصاحبه خود با توماس فریدمن و در توضیح بعد ریگانی راهبرد خود یعنی رویکرد ریگان نسبت به شوروی! که می خواست آمریکا را نابود کند!!! بعنوان یک ریسک جدی! مورد تاکید قرار می دهد؛ ریسک جدی که اوباما در این مصاحبه به ابعاد قابل توجهی از مولفه های داخلی آن(ایران) و نقش این رویکرد تاکتیکی جدید برای یکپارچه سازی« جامعه مدنی2009 »( Iranian Green Movement) -که در سئوال هدفمند فریدمن نهفته است-اشاره می کند.

,

3

, 3,

« آیا اعتقاد دارید با توجه به عمق جامعه مدنی ایران و که در سال 2009به راه افتاد..این توافق،قدرت یکپارچه کردن بیشتر ایران را با جهان دارد؟»

, « آیا اعتقاد دارید با توجه به عمق جامعه مدنی ایران و که در سال 2009به راه افتاد..این توافق،قدرت یکپارچه کردن بیشتر ایران را با جهان دارد؟»,

تکرار این رویکردهای نیکسونی و ریگانی بعنوان بخشی از لایه های پیدا و پنهان رویکرد خویش(اوباما) نه تنها گویای وجود راهبردی با ابعاد و لایه های پنهانی است بلکه همانطوراوباما یک روز پس از نتایج مذاکرات در کنفرانس خبری خطاب به سران دو حزب عمده کنگره اشاره نمودند:

,

«انتظار دارم که بحث و بررسی شدید باشد!!! و امیدوارم تصویر کلان موضوع  را فراموش نکنیم»!!!

, «انتظار دارم که بحث و بررسی شدید باشد!!! و امیدوارم تصویر کلان موضوع  را فراموش نکنیم»!!!,

از اهداف کلان تری در مقایسه با موضوع برنامه هسته ای ایران دنبال می کند.در خوشبینانه ترین نگاه می توان گفت که تصویر کلان برجام و قطعنامه 2231 همان فرمول مصالحه جویانه بروزرسانی شده نیکسون یعنی «یک ایران مقتدر، ولی نه الان» بلکه 25سال بعد است[1] و در تجربه آموز ترین نگاه می توان گفت که تصویر کلان همان فرمول بظاهر مصالحه جویانه بروز رسانی شده ریگانی برای یکپارچه سازی  جامعه مدنی در شوروی  دنبال می شود.

,

موضوعی که در این ایام شواهد بسیاری برای آن می توان ارائه نمود  و تصور آن موجب تصدیق از سوی مخاطب اصلی موضوع می گردد.بهر تقدیر این دو تصویر کلان که اوباما تاکید بر فراموش نشدن آن می کند  گویای این است که ایالات متحده با تمام آنچه که در 36سال گذشته نتوانسته بود انقلاب اسلامی را متوقف کند؛با این برنامه بظاهر توانسته است بدون توسل به راهبرد دشمنی-جنگ پیشین؛پیروزی بزرگی  با تاکتیک مذاکره-صلح بدست آورد.

,

موضوعی که یکی از روزنامه ها با ظرافت زیرکانه ای بدان در صفحه اول پرداخت. «پیروزی بدون جنگ» عبارتی برگرفته از تیتر کتاب ریچارد نیکسون رئیس جمهور پیشین آمریکا(Victory Without War by Richard Nixon ) که البته باید از آن به«پیشروی بدون جنگ» در عمق استراتژیک جبهه مقاومت یاد کرد؛ بالاخص اینکه ایالات متحده در شرایط یاد شده با بن بست های استراتژیکی مواجه شده است و این رویکردها بطور معجزه آسایی امکان پیشروی را تا بدست آوردن پیروزی فراهم آورده است.

, پیروزی بدون جنگ, Victory Without War by Richard Nixon, پیشروی بدون جنگ,

در واقع این گشایش برای عبور از بن بست استراتژیک ایالات متحده  در برابر جمهوری اسلامی ایران از یک سو و آثاری که این پیشروی می تواند بر روی مولفه های قدرت جمهوری اسلامی در این دوره 25ساله بگذارد از سوی دیگر ،وزن پیروزی ایالات متحده را تعیین می کند نه تامین و تضمین صلح آمیز بودن برنامه هسته ای ایران چراکه اولا ایالات متحده خوب می داند که برنامه هسته ای ایران صلح آمیز است و این تنها منفذی برای نفوذ و گشودن پنجره باز(مذاکرات مستقیم) و درهای باز(روابط ...)است ثانیا فتوی رهبر ایران ضامن و تضمین کننده صلح آمیز بودن این برنامه است.

,

لذا اگر بخواهیم ما بلحاظ سیاسی و نه حقوقی به این گفتگوها و نتایج آن وزن بدهیم باید در چارچوب مولفه های صدر الاشاره و آنچه که در واقع مولفه های قدرت جمهوری اسلامی را تهدید می کند توجه داشته باشیم.آنگاه است که براساس یک نگاه واقع گرایانه می توانیم بگوییم که ما به یک پیروزی بدون جنگ دست یافته ایم یا اینکه زمینه یک پیشروی را برای آمریکا بدون جنگ فراهم کرده ایم که قطعا به باخت ما منجر خواهد شد.

,

شاخصه های توزین پیروزی آمریکا و غرب و حتی شرق(که بعدها به آن خواهیم پرداخت-نفوذ منطقه ای ایران در خاورمیانه تهدید یا فرصت!) مبتنی بر مولفه های قدرت فرامنطقه ای ایران عبارتند از:

,

1- قدرت اول منطقه ای ای جمهوری اسلامی ایران (قوت ایران) / کنترل کامل و تنزل جایگاه اول منطقه ای جمهوری اسلامی ایران.( تهدید ایران).

, 1- قدرت اول منطقه ای ای جمهوری اسلامی ایران (قوت ایران) / کنترل کامل و تنزل جایگاه اول منطقه ای جمهوری اسلامی ایران.( تهدید ایران).,

این مولفه قدرت ایران که غالبا به ظرفیت های منحصر به فرد ژئوپولیتیک اعم از ثابت و بطور خاص متغییر( انسانی)-که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تحت رهبری ولایت فقیه و ایدئولوژی ناب به یک مولفه بی بدیل و منحصر به فرد جهانی مبدل شده است و اساسا همین مولفه  اصلی قدرت جهانی ایران است-در 36سال گذشته نه تنها جنگ و اقدامات تجزیه طلبانه نتوانسته است از چنین قدرتی(مولفه ثابت) بکاهد بلکه ترورهای فیزیکی،شخصیتی،جذب و نفوذ عناصر خودباخته، براندازی های نرم و غبارهای ناشی از آن،تهاجم های فرهنگی چندلایه  و اندلسی نتوانسته است چیزی از آن(مولفه متغییر-انسانی) بکاهد؛حتی همین مولفه اخیر خود دیگر جوامع اسلامی را تحت تاثیر خود قرار داده و به الگویی برای دیگر کشورها و گروه های اسلامی تحت عنوان جبهه مقاومت مبدل شده است.

,

اگر از تهدیدات سخت نیابتی چه در سطح راهبرد اتحاد کشورهای عربی علیه جمهوری اسلامی و چه گروه های تروریستی در جداره های مرزی شرق و غرب و جنوب شرقی و غربی بگذریم اولا تحت رویکرد نیکسونی –اوبامایی ما با یک دوره خلایی مواجه می شویم که تحت تاثیر بهانه هایی چون حقوق بشر و تروریسم! که می تواند در فضای تصمیم گیری و نظر رقیب ایران در مورد اجرای برجام و قطعنامه آن اثر بگذارد ؛

,

و علاوه بر کاستن از وزن ایران بعنوان یک بازیگر اول خاورمیانه ای در روند جهان چند قطبی ،نوعی کنترل و تنزل قدرت( متغییر-انسانی) را بدنبال دارد که در وهله اول فضای داخلی و در وهله ثانی فضای پیرامونی و خارجی(که خود یک مولفه مستقل است) بشدت تحت تاثیر خود قرار می دهد.ثانیا  تحت رویکرد ریگانی- اوبامایی منجر به احیا،حفظ،یکپارچه سازی،تقویت و نفوذ جریان « جامعه مدنی2009 »( Iranian Green Movement) در نظام جمهوری اسلامی و پیگیری اهداف استحاله می گردد.

,

2- عمق نفوذ و رهبری ایران در جبهه مقاومت اسلامی(قوت -انسانی – ایران در عرصه بین الملل)/ قطع ارتباط ،عدم پشتیبانی نرم افزاری(معنوی) و سخت افزاری و خلع سلاح گروه های مقاومت(تهدید ایران).

, 2- عمق نفوذ و رهبری ایران در جبهه مقاومت اسلامی(قوت -انسانی – ایران در عرصه بین الملل)/ قطع ارتباط ،عدم پشتیبانی نرم افزاری(معنوی) و سخت افزاری و خلع سلاح گروه های مقاومت(تهدید ایران).,

این مولفه قدرت جمهوری اسلامی که به عنوان راهبرد پیرامونی یاد می کنند از آنجا اهمیت پیدا می کند که در 36سال گذشته با توجه به تهدیدات سخت مستقیم فرامنطقه ای و غیرمستقیم نیابتی دولت ها چه در گذشته(دولت رژیم بعث عراق،دولت طالبان و... متحدین عربی) و حال(عربستان سعوی و...) و گروهکی تجزیه طلبانه و تروریستی و همچنین وجود ائتلاف های نظامی بین المللی در شرق و غرب و حضور ناوگان های دریایی کشورهای غربی در خلیج فارس و دریای عمان و تهدیدات روز افزون در دریای خزر،تشکیل ائتلاف های عربی و...نقش بازدارنده در برابر تهدیدات سخت و همچنین مُعرف قدرت اول منطقه ای ایران ایفا نموده است و همه کارشناسان معتقدند که تا زمانی که  ایران  از چنین نفوذ و رهبری برخوردا راست ؛قدرت اول منطقه باقی خواهد ماند و بر همین اساس اوباما تصمیم گرفته دست به چنین ریسکی دست بزند.

,

این اطلس تهدیدات پیرامونی بخوبی نشان می دهد که ایران در سراسر چهار سوی مرزهای خود با تهدیدات جدی مواجه است اما در عمق این اطلس تهدیدات و حتی فراتر از آن ها خطوط شبکه ای از خط خط جبهه مقاومت را بالاخص در این برهه زمانی تقابل با جادوی سیاه داعش مشاهده می کنیم  که تمام معادلات امنیتی و نظامی دشمنان ایران را برهم زده است.

,

2

, 2,

بدیهی است تغییر داخلی در عنصر متغییر یاد شده حول محور جریان « جامعه مدنی2009 »( Iranian Green Movement) و فتح اصلی ترین نهادهای تصمیم گیری یعنی مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری منتهی به تغییر سیاست های نظام و در نتیجه خاموش شدن مولد اصلی حیات شبکه مقاومت می گردد و ایران از مرزهای ایدئولوژیک کنونی خود تا پشت مرزهای جغرافیایی خود عقب نشینی خواهد کرد و آنرا را به یک کشور دست چندم و مطیع میانه رو مبدل خواهد ساخت.

,

3- بهره مندی از علوم و فناوری های جدید و بومی سازی آنها(قوت ایران) /محدودیت سازی در بهره مندی کامل از فناوری ها و توسعه آن در دیگر بخش ها با تحقیقات علمی (تهدید ایران) که می تواند نقش سازنده ای در اقتصاد و صنعت ایران ایفا کند.

, 3- بهره مندی از علوم و فناوری های جدید و بومی سازی آنها(قوت ایران) /محدودیت سازی در بهره مندی کامل از فناوری ها و توسعه آن در دیگر بخش ها با تحقیقات علمی (تهدید ایران) که می تواند نقش سازنده ای در اقتصاد و صنعت ایران ایفا کند.,

این موضوع بطور خاص در برنامه هسته ای و برنامه فضایی-که برنامه موشکی زیرساخت اصلی آن است-قابل بررسی است (توجه به سند چشم اندازه 1404)

,

4- برنامه بومی موشکی ایران در عرصه پدافندی و آفندی(قوت –بازدارنده- سخت ایران)/محدودیت و کنترل برنامه موشکی ایران در عرصه  پدافندی و آفندی(تهدید ایران) .

, 4- برنامه بومی موشکی ایران در عرصه پدافندی و آفندی(قوت –بازدارنده- سخت ایران)/محدودیت و کنترل برنامه موشکی ایران در عرصه  پدافندی و آفندی(تهدید ایران) .,

به غیر از برنامه موشک های پدافندی ایران- که به طور کامل در قرارگاه پدافند هوایی خاتم الانبیا(ص)  و براساس  یک سیستم رصد و رهگیری زمین پایه بومی منحصر به فرد مدیریت می شود- و حیرت کارشناسان  و حتی خلبانان ائتلاف را در رهگیری آنان بدنبال داشته است؛

,

در حوزه آفندی این نظریه مورد اجماع کارشناسان امور نظامی و راهبردی است که جمهوری اسلامی ایران  دارای پیشرفته ترین برنامه موشکی در منطقه خاورمیانه است . رونالد برگس رئیس سازمان اطلاعات دفاعی آمریکا (DIA) در 19 اسفند 1389 (10 مارس 2011) طی گزارشی اعلام نموده است:

,

« ایران پیشرفت چشمگیری در توسعه فناوری موشک های بالستیک داشته است که لااقل در منطقه خاورمیانه رقیبی برای آن وجود ندارد.» این قدرت متعارف موشکی ایران در برابر قدرت نامتعارف کشورهای رقیب- که برتری خود را بویژه از طریق سلاح های هسته ای، میکروبی و شیمیایی به دست آورده اند- غیر قابل اختلال  و بالاخص با توجه به محدودیت های کاربرد سلاح های غیر متعارف یاد شده نوعی توازن قدرت ایجاد خواهد کرد. حداقل محدودیت دوره زمانی که ایالات متحده و کشورهای غربی نیاز دارند تا متحدین منطقه ای خود را در سطح ایران تقویت کنند یک دوره 5تا 8ساله است.

,

بعبارت دیگر ایران بیش از 5سال از طرح ها و برنامه های نظامی ایالات متحده  در خاورمیانه جلوتر و ویژگی «پیشرفت مستمر» می تواند این فاصله زمانی را زیادتر کند.

,

علاوه بر این ویژگی هایی چون توان شلیک انبوه موشک های بالستیک، تمرکز ویژه بر اهداف منطقه ای با پدافند غیرعامل تحت سپرهای صخره ای(انبارهای زیرزمینی)  برای موشک های برد بلند و موشک های کوچک با سکوهای متحرک،توان شلیک انبوه و مستمر با ضریب پدافندی بالا  با کارکرد اختلال جدی در سازوکارهای پدافند موشکی رقیب،به نمایش گذاشتن اقتدار ایران در گستره منطقه ای و رسانه ای فرامنطقه ای در جریان  رزمایش های موشکی و قدرت نمایی در مقابل غرب وآثار شگرف این جنگ روانی در عمق جبهه های دشمن ...از این مولفه یک دارایی استراتژیک برای ایران ساخته است.

,

ازینرو برنامه های بازرسی و نظارت پوششی هسته ای و همچنین محدودیت های تحقیقاتی-آزمایشی و ساخت در حوزه موشکی چه در حوزه نظامی و چه عرصه صلح آمیز فضایی ،این دارایی ارزشمند استراتژیک را به یک تهدید استراتژیک مبدل خواهد نمود.

,

در حالی که تداوم چنین برنامه ای آنرا به یک گنج بی پایان برای آینده گان مبدل خواهد ساخت:«بی‌شک ایران ظرف یک تا دو سال آینده به هرآنچه در حوزه نظامی بخواهد دست خواهد یافت و در این راه موفق خواهد بود،‌ چون آنها موانعی در بودجه خود نمی‌بینند که مانع این پیشرفت‌ها شود؛ افزون بر این که قدرت بازدانده‌ای هم وجود ندارد تا ایران را از این پیشرفت‌ها بازدارد.»

,

اگر ما همین چهار مولفه قدرت منطقه ای ایران را که با وجود تعهدات و محدودیت های کنونی (قبل از تصویب) برجام  و قطعنامه 2231 می تواند به تهدید مبدل شود  و در سایه آن تامین و تضمین کننده اولا پیشروی بدون جنگ آمریکا در قلب جبهه مقاومت (ایران) و اعضای آن ثانیا ترسیم کننده چشم اندازی از یک پیروزی بدون جنگ  تحت رویکرد سه لایه نیکسون-ریگان-اوباما ؛ را در وزن کشی این بازی بعنوان شاخص لحاظ کنیم .

,

1

, 1,

اذعان خواهیم نمود که سه گل پذیرش مشروط و محدود برنامه هسته ای،تحقیقات هسته ای و لغو قطعنامه های پیشین در برابر  ولو دو گل ظاهری برجام  و قطعنامه 2231 و این امتیازات فنی ناشی از تهدید چهارگانه یاد شده  ،کاملا تاکتیکی بوده است و بزودی ما را  از گردونه بازی جهانی حذف خواهد کرد.

,

همه کارشناسان نیمه دوم یا به تعبیر صحیح تر بازی برگشت داخلی را بازی مربیان که رهبر و راهبر اصلی بازی هستند می دانند.تحلیل واقع گرایانه از بازی رقیب در دور رفت ،شناخت دقیق راهبردها و تاکتیک های حریف و مغلوب جو کاذب حاکم بر بازی و تماشاچیان و مدعیان کارشناسی نشدن و...از شاخصه های ارزیابی نتیجه این بازی در آغازین دقایق بازی در دور برگشت است .

,

رهبر معظم انقلاب اسلامی در پاسخ به نامه رئیس جمهور محترم و خطبه  تفضیلی در روز عید فطر ابعاد کاملا روشنی از آن تصویر کلان مورد انتظار دشمن و تهدیدات ناشی از آن  را ترسیم کرد که حیرت اندیشکده های غربی را برانگیخت که چگونه  رهبر ایران در شناخت خط به خط و لایه به لایه این راهبرد و تاکتیک ها ی آنان اینقدر هوشمندانه وارد و در عین وحدت و متانت ملی ،فضای آرام و خردمندانه ای را برای یک برد تاریخی در دور رفت فراهم نموده است.

,

ما در قسمت دوم به تحلیل این موضوع خواهیم پرداخت.

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه