به مناسبت اعلام به رسمیت شناختن رژیم غاصب اسراییل توسط "محمدرضا پهلوی"
ایران یا پایگاه جاسوسی اسرائیل در منطقه!
به اعتراف حسین فردوست رئیس دفتر ویژهٔ اطلاعات محمدرضا شاه پهلوی، در دوران محمدرضا [پهلوی] سازمان اسرائیلی موساد پس از سرویسهای آمریکا و انگلیس فعالترین سرویس در ایران بود![
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پایگاه خبری تحلیلی کریمه، در ایامی که رژیم پهلوی آغوش خود را بر روی رژیم کودککش اسرائیل باز کرده و آن را به رسمیت شناخته بود، سران برخی کشورهای عربی که امروز به حمایت از اهداف اسرائیل متهم هستند، در آن زمان از برقراری ارتباطی مستقیم با این رژیم غاصب اکراه داشتند!
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پایگاه خبری تحلیلی کریمه،, پایگاه خبری تحلیلی کریمه،, پایگاه خبری تحلیلی کریمه،,در پی برقراری رابطه بین ایران و رژیم صهیونیستی، جمال عبدالناصر رییس جمهور مصر، نطق تندی علیه شاه ایراد نمود و از اینکه ایران، اسراییل را به رسمیت شناخته است، به شدت انتقاد کرد.
,این نطق، در کشورهای اسلامی مؤثر افتاد و دولت ایران با حملات سخت کشورهای مسلمان روبرو شد، به طوری که شاه ناچار شد به عنوان شیخ شلتوت، رییس دانشگاه اسلامی الازهر در قاهره، تلگرافی مخابره کند و به وی توضیح دهد که دولت ایران، دولت اسراییل را در سال 1330 به صورت محدود به رسمیت شناخته و این روزها اقدام تازهای صورت نگرفته است.
,ماجرای به رسمیت شناخته شدن رژیم صهیونیستی با رشوه چهارصد هزار دلاری در سال ۱۳۲۸
, ماجرای به رسمیت شناخته شدن رژیم صهیونیستی با رشوه چهارصد هزار دلاری در سال , ۱۳۲۸,با تأسیس اسرائیل در اردیبهشت ۱۳۲۷، در فاصله کوتاهی پنجاه کشور جهان آن را به رسمیت شناختند و این رژیم به عضویت سازمان ملل متحد درآمد. دولت وقت ایران، برای حفظ منافع اتباع ایرانی در فلسطین که در نتیجه جنگ اعراب علیه رژیم تازه تأسیس اسرائیل خسارات بسیاری متحمل شده بودند، نمایندهای به فلسطین اعزام کرد.
,«محمدساعد مراغهای» نخستوزیر وقت ایران با این بهانه که موفقیت نماینده ایران بدون جایگاه رسمیاش با مشکلاتی روبهرو است، پیشنهاد شناسایی رسمی اسرائیل را ارائه نمود! کابینه ساعد در ۲۳ اسفند ۱۳۲۸، بهاتفاق آراء و بهصورت دوفاکتو (موقتی و غیررسمی)، اسرائیل را به رسمیت شناخت.
,ویلیام شوکراس اسرائیلی، با استفاده از اسناد بایگانی رژیم صهیونیستی، در همین رابطه میگوید: «شناسایی دوفاکتو اسرائیل تصمیم شخصی شاه نبوده است؛ بلکه محمد ساعد مراغهای با مطالبه چهارصد هزار دلار (رشوه از اسرائیلیها) موافقت هیئتوزیران را جلب و شاه را متقاعد ساخت که این شناسایی خدمت به منافع ملی ایران است.»
,خلاصه اینکه بعد از ترکیه، ایران تنها کشور خاورمیانه بود که با صهیونیستها در سرزمینهای اشغالی روابط سیاسی برقرار کرد و به دلایل گوناگون در سیاست خارجی از جایگاهی برجستهتر، برای اسرائیل برخوردار بود.
,تا جایی که به اعتراف حسین فردوست رئیس دفتر ویژهٔ اطلاعات محمدرضا شاه پهلوی، در دوران محمدرضا [پهلوی] سازمان اسرائیلی موساد پس از سرویسهای آمریکا و انگلیس فعالترین سرویس در ایران بود و این فعالیت در سایر کشورهای منطقه و شاید جهان کمنظیر بود!
,علاوه بر این سفارت اسرائیل در ایران فقط در زمینه اطلاعاتی فعال نبود، بلکه در سایر زمینهها نیز فعالیت چشمگیر داشت؛ اسرائیل هر از گاهی از مقامات ایرانی برای بازدید از این رژیم دعوت میکرد و هدف بیشتر تبلیغ پیشرفت اسرائیل بود.
,به طوری که اسرائیل دارای ۳ پایگاه برونمرزی در ایران بود که احتمالاً از سال ۱۳۳۷ این پایگاهها ایجاد شده بود؛ این ۳ پایگاه در خوزستان (مرکز اهواز)، در ایلام (مرکز ایلام) و در کردستان (مرکز بانه یا مریوان) و در محلیهایی مستقر بود که ساواک هم در آنجا حضور داشته باشد.
,گفتنی است که هدف پایگاههای برونمرزی اسرائیل در ایران، عراق و کشورهای عربی بود و اکثر مأمورین را این ۳ پایگاه استخدام میکردند و پس از آموزش کامل مرحله بهرهبرداری شروع میشد.
,از سوی دیگر همکاری گسترده موساد و سایر سازمانهای مخفی وابسته به اسرائیل با پهلوی دوم در ایجاد یک جو پلیسی شدید و ارعابآمیز میتوانست برای دیکتاتوری دست نشانده که بعد از روی کار آمدن مجددش از طریق کودتای آمریکا هیچگونه مشروعیتی در میان مردم نداشت تا حدودی آرامشبخش باشد.
,با این وجود بر اساس اسناد بر جای مانده به نظر میرسد تنها زمینهای که ساواک و شاه از آن رضایت داشتند آموزش افسران ساواک برای بازجویی و به کارگیری آخرین شیوههای شکنجه علیه مخالفان توسط کارشناسان موساد بود. وگرنه در سایر زمینههای همکاری بین ایران و اسرائیل، اساس کار بر دوشیدن محمدرضا و گرفتن پولهای کلان از وی و همچنین استفاده از امکانات گسترده در ایران بوده است.
,حتی تأمین بخش عظیمی از نفت اسرائیل بهوسیلهیایران، تأسیسات اطلاعاتی مشترک، آموزش نظامیان ایران در اسرائیل و تمایل ایران به دستیابی به تکنولوژی پیشرفته اسرائیلی، روابط دو کشور را روز به روز نزدیکتر میساخت.
,ناگفته نماند که موارد مذکور تنها بخشی از زوایای مشخص شده تاریخی ارتباط پهلوی و بازماندگانش با رژیم صهیونیستی است؛ آنچه مسلم است مواضع و رویکرد رژیم پهلوی در قبال اسرائیل بسیار فراتر از به رسمیت شناختن این کشور جعلی بوده و این ارتباط بر اساس خاطرات مستند باقیمانده از آن دوران، مصداق همکاری و حتی در برخی موارد وابستگی است.
,اما در سوی دیگر این ماجرا، از همان آغاز تشکیل دولت صهیونیستی، محافل داخلی و افکار عمومی ایرانیان، به ویژه گروهها و شخصیتهای مذهبی، این اقدام سازمان ملل را موردانتقاد قرار دادند و با آشکار شدن شناسایی اسرائیل بهوسیلهی دولت ایران، خشم نیروهای ملی و مذهبی علیه دولت برانگیخته شد. سرانجام با روی کار آمدن مصدق، دولت در پاسخ به اعتراضهای مردمی، شناسایی خود را پس گرفت.
,پس از کودتای 28 مرداد 32 و سقوط دولت ملی مصدق، بار دیگر روابط دو کشور گسترش یافت؛ به ویژه پیوندهای گسترده میان ایران و آمریکا، دولت ایران را به سمت بهبود روابط با اسرائیل کشاند.
,البته روابط ایران و اسرائیل، به رغم مناسبات ویژه دو کشور، هرگز شکل رسمی به خود نگرفت؛ شاه و اطرافیانش بر اهمیت روابط دوستانه با اسرائیل تأکید میورزیدند و تلاش میکردند اصرار اسرائیلیها را برای برقراری مناسباتی رسمی و آشکار، پاسخ دهند؛ اما موانعی پیش رو داشتند که آنان را از این کار بازمیداشت.
,مهمترین عوامل بازدارنده در روابط میان دو کشور عبارت بود از:
,1- مخالفتهای وسیع و عمیق داخلی، به ویژه از سوی روحانیان و نیروهای مخالف رژیم
,2- واکنشهای تهدیدآمیز کشورهای عرب منطقه، به ویژه رادیکال، مانند مصر و عراق
,از این رو شاه و دولت، به دلیل نکوهش مخالفان سیاسی خود، به شدت تمایل داشتند که روابط دو کشور محرمانه باقی بماند...
]
ارسال دیدگاه