به بهانه سالروز مرگ رضاخان؛
مردی که میخواست چادر را از سرزنان بردارد، مُرد
در عصر حاضر و با وجود پیروزی انقلاب اسلامی و توجه به نقش تعیینکننده زنان در جامعه اسلامی، بار دیگر نوادگان روشنفکرنماهای غربی، زنده شدهاند و با استفاده از حربههایی چون ماهواره و شبکههای اینترنتی و اجتماعی، در پی دنبال کردن سیاست رضاخانی در ایران هستند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از خطب شکن، چهارم مرداد مصادف است با مرگ مردی که توانست علیرغم بیسوادی و جهل در مسائل سیاسی و اداره امور کشور، با حمایت منورالفکرهای وابسته به غرب، علیالخصوص بریتانیا بر روی کار بیاید و در همان مسیری که آنان برایش مشخص کرده بودند حرکت کند؛ «رضاخان میر پنج» که از دربانی سفارت به پادشاهی رسید. از مهمترین ویژگیهای حکومت وی سرسپردگی به اندیشههای روشنفکرنماهای غرب زده بود. در واقع همین افراد بودند که برای پیشبرد اهداف خود، او را بهترین مهرهی روزگار میدانستند. در این یادداشت به دنبال تحلیل تاثیر این افراد بر روی رضاخان برای پیشبرد اهدافشان هستیم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, خطب شکن,
,
لشکر روشنفکرهای برانداز
تغییر از سلطنت قاجار به پهلوی چیزی نبود که یک شبه اتفاق بیافتد. این مسئله نیازمند تحولات و تغییر در مبانی فکری بود و تا زمینههای فکری و میدانی آن فراهم نمیشد، چنین رخدادی مشکل مینمود. اوضاع کشور در آن برهه تاریخ کشور شرایط را برای انتقال قدرت از قاجار به پهلوی فراهم نمود: حضور منورالفکرهای به غرب سفر کرده، کسانی که عقلشان را به چشمشان سپرده بودند.
انحراف در مشروطه و کنار گذاردن مبانی دینی که علما و بزرگانی چون شهید آیتالله شیخ فضلالله نوری بر آن پافشاری میکردند، ناامنیها و هرج و مرجهای فراوان و از سویی، چشم طمع بیگانگان و استعمارگران به خاک این سرزمین، همهی شرایط را فراهم میآورد تا مسیر برای فردی چون رضاخان میر پنج فراهم شود.
در این مسیر مهمترین نقش را روشنفکران غربزده بازی میکردند. آنان با درک این مسئله که در حوادث و اوضاع ایران همواره مذهب و دین در مقابل نقشههای آنان مقاومت کرده است و علما و حوزههای علمیهی حاضر در میدان سیاست با روشنگریهای خود مانع از تحقق خواستهای آنان شدهاند، کمر به مبارزه با دین بستند و در برنامهریزیهای خود سکولاریسم فرهنگی را مدنظر قرار دادند. در همین راستا رضاخانی که به مذهب احترام میگذاشت و با علما همکاری میکرد، در مسیر خواستهای این روشنفکران قرار گرفت و به شخصیتی ضد دین مبدل شد.

وطنپرستی در مقابل دین
روشنفکران برای پیدا کردن پشتوانه برای تحقق اهداف خود، باید در مقابل دین و مذهب علَمی را بلند میکردند تا به زعم خودشان بتواند در مقابل اسلام توان ایستادگی داشته باشد. بنابراین افکار و اندیشههای خود را در قالب رویکردهای ناسیونالیستی و گرایش به سمت ایران باستان و گذشتهی ملت ایران ابراز میکردند. در حالی که افکاری که آنان بر آن تاکید داشتند نه اندیشههای ایران باستانی بلکه اندیشههای و الگوهای غربی بود که در قالب و شکل ناسیونالاسیم ایرانی سر باز کرده بود؛ باطنی غربی داشت که در پوستینی به اصطلاح ایرانی عرضه میشد.
آنان برای همین، همیشه در مقام مقایسه ایران و اسلام بر میآمدند و در این بین مذهب را عامل بدبختی و عقبافتادگی معرفی میکردند و بی دینی و جداکردن دین از زندگی اجتماعی را عاملی برای ترقی. روشنفکران میدانستند که در این مسیر، برخورد اصلی و همیشگی با اعتقادات و مذهب مردم است، چنانچه هم آنان و هم استعمارگران، این مسئله را در مسائل سیاسی و اجتماعی، جنگهای ایران و روسیه، نهضت تنباکو، مشروطیت، قرارداد ننگین ۱۹۱۹ و… چشیده بودند.

سکولاریسم فرهنگی
برای رفع مانع دین باید مبارزه از عمق و ریشه شروع میشد. لذا فرهنگ باید تغییر میکرد، به این معنا که اعتقادات مردم باید مورد هجمه قرار میگرفت و از میان میرفت. کارهای زیادی برای دینزدایی و سکولارسیم در ایران صورت گرفت، در این راستا محاکم شرعی تعطیل شد. این تعطیلی به معنای اصلاح ساختار کهنه نبود، بلکه به معنای تغییر در قوانین بود. سخت گرفتن بر روحانیان و حوزههای علمیه، محدودیت در برگزاری مراسم سوگواری ائمه اطهار (علیهمالسلام) و به خصوص عزاداری حضرت اباعبدالله (علیهالسلام) در ایام ماه محرم و به راه انداختن کارناورالهای شادی در ایام عزاداری و کشف حجاب، از مهمترین طرحهایی بود که به منظور دینزادیی و سکولاریسم فرهنگی در ایرن به اجرا درآمد.
کشف حجاب، ظهور اندیشههای فرهنگی منحط
مادران مهمترین نقش را در تربیت و شکوفایی اعتقادی افراد دارند. از این رو زنان مهمترین بخش از فرآیند تربیتی جامعه هستند، آنان محور خانواده هستند و اگر این محور نباشد خانواده است که از هم متلاشی میشود. اگر زن مومن باشد، فرزندان مومناند و اگر او اهل پایبندی به حلال حرام و اعتقادات دینی باشد، فرزندان تربیتیافته نیز همین گونهاند.
روشنفکران غربزده در اولین هجمه، زنان را مورد حمله قرار دادند. اگر زن با اندیشههای غربی آشنا شود، آن گاه دیگر نسلی در کار نخواهد بود که بخواهد با مظاهر و اندیشههای غربی و ضد اسلامی مقابله نماید. آنان در این راستا با تاکید بر این که زنان در غرب از آزادی و حضور در مسائل اجتماعی برخوردارند، از اوضاع زنان در ایران انتقاد کردند و خواستار حضور زنان در جامعه و لباس پوشیدن آنان به سبک و سیاق غربی شدند.
کشف حجاب با ابزار تبلیغ و خشونت
آنان این مسأله را به رضاخان گوشزد کردند و مجلس نیز قانونی را در همین راستا به تصویب رساند. رضاخان و روشنفکران برای پیشبرد این طرح تلاشهای زیادی کردند، از فعالیتهای تبلیغاتی روزنامههای و مطبوعات تا برگزاری جشنها و کارناوالهای مختلف با استفاده از زنانی معدود که پوشش اسلامی خود را کنار گذاشته بودند. اما به زودی برای دست اندر کاران مشخص شد که اقدامات تبلیغی و فرهنگی برای برداشتن و از بین بردن حجاب کافی نیست، بلکه باید از اجبار و خشونت هم بهره برد.
زمزمههای چنین اقدامی از سوی حکومت به گوش روحانیان و مردم مومن و متدین رسیده بود، لذا قبل از آن که این طرح علنا اجرا شود، اعتراضاتی شکل گرفت که مهمترین آن تجمع و تحصن در حرم امام رضا (علیهالسلام) بود. در این تجمع که با هدایت و راهنمایی علما صورت گرفت، عده زیادی از مردم متحصن در مسجد گوهرشاد در اثر هجوم نیروها به شهادت رسیدند و برپاکنندگان این تجمع بازداشت و تبعید شدند. پس از این رویداد، با علنی شدن مسئله کشف حجاب، قوهی قهریه حکومت به شکل کامل در پیشبرد این هدف قرار گرفت و نیروهای ژاندارمری به بانون با حجاب حمله بردند و چادر را از سر آنان کشیدند.

زنانی که عفت پیشه کردند
غیرت و مردانگی مردان و عفت زنانی که با تعالیم حضرت زهرای اطهر (سلاماللهعلیها) آشنایی داشتند، باعث شد بسیاری از زنان برای آن که از شر ماموران رژیم در امان باشند، سالها در خانه بمانند و روشنفکرانی که میخواستند زنان را وارد اجتماع کنند، آنان را در کنج خانهها حبس کنند! نگاههای سطحینگر روشنفکران غربزده نسبت به زن در حالی بود که اسلام جایگاه زن را والاتر از آن میبیند که با حضور در کارهای سخت بیرون از خانه، فرسوده شود و از تربیت فرزندان صالح، که وظیفهی اصلی اوست، بازبماند.
زن در غرب وارد جامعه شد و ارزش خود را از دست داد. زن غربی ابزاری است برای فروش محصولات کارخانهها و کارتلهای بزرگ اقتصادی و ارضای شهوت بیپایان مردان بوالهوس. زن در جامعهی مسلمان حضور دارد و فعالیت میکند، اما حضورش زمینه را برای غفلت فراهم نمیکند.
نتیجه گیری
مردی که در راستای خواستهی روشنفکران غربزده میخواست برای رسیدن به آن چه تجدد و تمدن تصور میکرد، چادر را از سر زنان با ایمان ایرانی بردارد مُرده است. ولی در عصر حاضر و با پیروزی انقلاب اسلامی و توجه به نقش تعیین کننده زنان در جامعه اسلامی، بار دیگر نوادگان روشنفکرنماهای غربی، زنده شدهاند و با استفاده از حربههایی چون ماهوارهها و شبکههای اینترنتی و اجتماعی، در پی دنبال کردن سیاستهای رضاخانی در ایران هستند.
بیداری و آگاهی بانون و هشیاری مردان غیور ایرانی، عاملی است که میتواند ما را در مقابل این هجمهها بیمه کند تا از این طریق کم کاری و غفلت برخی متولیان امور فرهنگی نیز جبران شود. امروز کسانی که در این مسیر سهل انگاری میکنند و از مسئله حجاب غفلت میورزند، باید ببینند در کدام سمت ایستادهاند. چنان چه رهبر معظم انقلاب بارها تاکید کردهاند، در عرصه فرهنگی حقیقتا جنگی تمام عیار در جریان است که از مصادیق آن ترویج فساد و بیبند و باری و تلاش برای از هم پاشیدن خانوادهی ایرانی است. اگر چینن شود، مسیر برای دشمن مهیاست… آمارهای تاسف بار از وضعیت طلاق در جامعه و فروپاشی خانواده زنگ خطری است برای متولیان امور فرهنگی کشور و مهمتر از آن پدران و مردان خانواده.
انتهای پیام/
لشکر روشنفکرهای برانداز
, لشکر روشنفکرهای برانداز,
تغییر از سلطنت قاجار به پهلوی چیزی نبود که یک شبه اتفاق بیافتد. این مسئله نیازمند تحولات و تغییر در مبانی فکری بود و تا زمینههای فکری و میدانی آن فراهم نمیشد، چنین رخدادی مشکل مینمود. اوضاع کشور در آن برهه تاریخ کشور شرایط را برای انتقال قدرت از قاجار به پهلوی فراهم نمود: حضور منورالفکرهای به غرب سفر کرده، کسانی که عقلشان را به چشمشان سپرده بودند.
,
انحراف در مشروطه و کنار گذاردن مبانی دینی که علما و بزرگانی چون شهید آیتالله شیخ فضلالله نوری بر آن پافشاری میکردند، ناامنیها و هرج و مرجهای فراوان و از سویی، چشم طمع بیگانگان و استعمارگران به خاک این سرزمین، همهی شرایط را فراهم میآورد تا مسیر برای فردی چون رضاخان میر پنج فراهم شود.
,
در این مسیر مهمترین نقش را روشنفکران غربزده بازی میکردند. آنان با درک این مسئله که در حوادث و اوضاع ایران همواره مذهب و دین در مقابل نقشههای آنان مقاومت کرده است و علما و حوزههای علمیهی حاضر در میدان سیاست با روشنگریهای خود مانع از تحقق خواستهای آنان شدهاند، کمر به مبارزه با دین بستند و در برنامهریزیهای خود سکولاریسم فرهنگی را مدنظر قرار دادند. در همین راستا رضاخانی که به مذهب احترام میگذاشت و با علما همکاری میکرد، در مسیر خواستهای این روشنفکران قرار گرفت و به شخصیتی ضد دین مبدل شد.
, 
,
وطنپرستی در مقابل دین
روشنفکران برای پیدا کردن پشتوانه برای تحقق اهداف خود، باید در مقابل دین و مذهب علَمی را بلند میکردند تا به زعم خودشان بتواند در مقابل اسلام توان ایستادگی داشته باشد. بنابراین افکار و اندیشههای خود را در قالب رویکردهای ناسیونالیستی و گرایش به سمت ایران باستان و گذشتهی ملت ایران ابراز میکردند. در حالی که افکاری که آنان بر آن تاکید داشتند نه اندیشههای ایران باستانی بلکه اندیشههای و الگوهای غربی بود که در قالب و شکل ناسیونالاسیم ایرانی سر باز کرده بود؛ باطنی غربی داشت که در پوستینی به اصطلاح ایرانی عرضه میشد.
آنان برای همین، همیشه در مقام مقایسه ایران و اسلام بر میآمدند و در این بین مذهب را عامل بدبختی و عقبافتادگی معرفی میکردند و بی دینی و جداکردن دین از زندگی اجتماعی را عاملی برای ترقی. روشنفکران میدانستند که در این مسیر، برخورد اصلی و همیشگی با اعتقادات و مذهب مردم است، چنانچه هم آنان و هم استعمارگران، این مسئله را در مسائل سیاسی و اجتماعی، جنگهای ایران و روسیه، نهضت تنباکو، مشروطیت، قرارداد ننگین ۱۹۱۹ و… چشیده بودند.

سکولاریسم فرهنگی
برای رفع مانع دین باید مبارزه از عمق و ریشه شروع میشد. لذا فرهنگ باید تغییر میکرد، به این معنا که اعتقادات مردم باید مورد هجمه قرار میگرفت و از میان میرفت. کارهای زیادی برای دینزدایی و سکولارسیم در ایران صورت گرفت، در این راستا محاکم شرعی تعطیل شد. این تعطیلی به معنای اصلاح ساختار کهنه نبود، بلکه به معنای تغییر در قوانین بود. سخت گرفتن بر روحانیان و حوزههای علمیه، محدودیت در برگزاری مراسم سوگواری ائمه اطهار (علیهمالسلام) و به خصوص عزاداری حضرت اباعبدالله (علیهالسلام) در ایام ماه محرم و به راه انداختن کارناورالهای شادی در ایام عزاداری و کشف حجاب، از مهمترین طرحهایی بود که به منظور دینزادیی و سکولاریسم فرهنگی در ایرن به اجرا درآمد.
کشف حجاب، ظهور اندیشههای فرهنگی منحط
مادران مهمترین نقش را در تربیت و شکوفایی اعتقادی افراد دارند. از این رو زنان مهمترین بخش از فرآیند تربیتی جامعه هستند، آنان محور خانواده هستند و اگر این محور نباشد خانواده است که از هم متلاشی میشود. اگر زن مومن باشد، فرزندان مومناند و اگر او اهل پایبندی به حلال حرام و اعتقادات دینی باشد، فرزندان تربیتیافته نیز همین گونهاند.
روشنفکران غربزده در اولین هجمه، زنان را مورد حمله قرار دادند. اگر زن با اندیشههای غربی آشنا شود، آن گاه دیگر نسلی در کار نخواهد بود که بخواهد با مظاهر و اندیشههای غربی و ضد اسلامی مقابله نماید. آنان در این راستا با تاکید بر این که زنان در غرب از آزادی و حضور در مسائل اجتماعی برخوردارند، از اوضاع زنان در ایران انتقاد کردند و خواستار حضور زنان در جامعه و لباس پوشیدن آنان به سبک و سیاق غربی شدند.
کشف حجاب با ابزار تبلیغ و خشونت
آنان این مسأله را به رضاخان گوشزد کردند و مجلس نیز قانونی را در همین راستا به تصویب رساند. رضاخان و روشنفکران برای پیشبرد این طرح تلاشهای زیادی کردند، از فعالیتهای تبلیغاتی روزنامههای و مطبوعات تا برگزاری جشنها و کارناوالهای مختلف با استفاده از زنانی معدود که پوشش اسلامی خود را کنار گذاشته بودند. اما به زودی برای دست اندر کاران مشخص شد که اقدامات تبلیغی و فرهنگی برای برداشتن و از بین بردن حجاب کافی نیست، بلکه باید از اجبار و خشونت هم بهره برد.
زمزمههای چنین اقدامی از سوی حکومت به گوش روحانیان و مردم مومن و متدین رسیده بود، لذا قبل از آن که این طرح علنا اجرا شود، اعتراضاتی شکل گرفت که مهمترین آن تجمع و تحصن در حرم امام رضا (علیهالسلام) بود. در این تجمع که با هدایت و راهنمایی علما صورت گرفت، عده زیادی از مردم متحصن در مسجد گوهرشاد در اثر هجوم نیروها به شهادت رسیدند و برپاکنندگان این تجمع بازداشت و تبعید شدند. پس از این رویداد، با علنی شدن مسئله کشف حجاب، قوهی قهریه حکومت به شکل کامل در پیشبرد این هدف قرار گرفت و نیروهای ژاندارمری به بانون با حجاب حمله بردند و چادر را از سر آنان کشیدند.

زنانی که عفت پیشه کردند
غیرت و مردانگی مردان و عفت زنانی که با تعالیم حضرت زهرای اطهر (سلاماللهعلیها) آشنایی داشتند، باعث شد بسیاری از زنان برای آن که از شر ماموران رژیم در امان باشند، سالها در خانه بمانند و روشنفکرانی که میخواستند زنان را وارد اجتماع کنند، آنان را در کنج خانهها حبس کنند! نگاههای سطحینگر روشنفکران غربزده نسبت به زن در حالی بود که اسلام جایگاه زن را والاتر از آن میبیند که با حضور در کارهای سخت بیرون از خانه، فرسوده شود و از تربیت فرزندان صالح، که وظیفهی اصلی اوست، بازبماند.
زن در غرب وارد جامعه شد و ارزش خود را از دست داد. زن غربی ابزاری است برای فروش محصولات کارخانهها و کارتلهای بزرگ اقتصادی و ارضای شهوت بیپایان مردان بوالهوس. زن در جامعهی مسلمان حضور دارد و فعالیت میکند، اما حضورش زمینه را برای غفلت فراهم نمیکند.
نتیجه گیری
مردی که در راستای خواستهی روشنفکران غربزده میخواست برای رسیدن به آن چه تجدد و تمدن تصور میکرد، چادر را از سر زنان با ایمان ایرانی بردارد مُرده است. ولی در عصر حاضر و با پیروزی انقلاب اسلامی و توجه به نقش تعیین کننده زنان در جامعه اسلامی، بار دیگر نوادگان روشنفکرنماهای غربی، زنده شدهاند و با استفاده از حربههایی چون ماهوارهها و شبکههای اینترنتی و اجتماعی، در پی دنبال کردن سیاستهای رضاخانی در ایران هستند.
بیداری و آگاهی بانون و هشیاری مردان غیور ایرانی، عاملی است که میتواند ما را در مقابل این هجمهها بیمه کند تا از این طریق کم کاری و غفلت برخی متولیان امور فرهنگی نیز جبران شود. امروز کسانی که در این مسیر سهل انگاری میکنند و از مسئله حجاب غفلت میورزند، باید ببینند در کدام سمت ایستادهاند. چنان چه رهبر معظم انقلاب بارها تاکید کردهاند، در عرصه فرهنگی حقیقتا جنگی تمام عیار در جریان است که از مصادیق آن ترویج فساد و بیبند و باری و تلاش برای از هم پاشیدن خانوادهی ایرانی است. اگر چینن شود، مسیر برای دشمن مهیاست… آمارهای تاسف بار از وضعیت طلاق در جامعه و فروپاشی خانواده زنگ خطری است برای متولیان امور فرهنگی کشور و مهمتر از آن پدران و مردان خانواده.
انتهای پیام/
وطنپرستی در مقابل دین
, وطنپرستی در مقابل دین,
روشنفکران برای پیدا کردن پشتوانه برای تحقق اهداف خود، باید در مقابل دین و مذهب علَمی را بلند میکردند تا به زعم خودشان بتواند در مقابل اسلام توان ایستادگی داشته باشد. بنابراین افکار و اندیشههای خود را در قالب رویکردهای ناسیونالیستی و گرایش به سمت ایران باستان و گذشتهی ملت ایران ابراز میکردند. در حالی که افکاری که آنان بر آن تاکید داشتند نه اندیشههای ایران باستانی بلکه اندیشههای و الگوهای غربی بود که در قالب و شکل ناسیونالاسیم ایرانی سر باز کرده بود؛ باطنی غربی داشت که در پوستینی به اصطلاح ایرانی عرضه میشد.
,
آنان برای همین، همیشه در مقام مقایسه ایران و اسلام بر میآمدند و در این بین مذهب را عامل بدبختی و عقبافتادگی معرفی میکردند و بی دینی و جداکردن دین از زندگی اجتماعی را عاملی برای ترقی. روشنفکران میدانستند که در این مسیر، برخورد اصلی و همیشگی با اعتقادات و مذهب مردم است، چنانچه هم آنان و هم استعمارگران، این مسئله را در مسائل سیاسی و اجتماعی، جنگهای ایران و روسیه، نهضت تنباکو، مشروطیت، قرارداد ننگین ۱۹۱۹ و… چشیده بودند.
, 
,
سکولاریسم فرهنگی
برای رفع مانع دین باید مبارزه از عمق و ریشه شروع میشد. لذا فرهنگ باید تغییر میکرد، به این معنا که اعتقادات مردم باید مورد هجمه قرار میگرفت و از میان میرفت. کارهای زیادی برای دینزدایی و سکولارسیم در ایران صورت گرفت، در این راستا محاکم شرعی تعطیل شد. این تعطیلی به معنای اصلاح ساختار کهنه نبود، بلکه به معنای تغییر در قوانین بود. سخت گرفتن بر روحانیان و حوزههای علمیه، محدودیت در برگزاری مراسم سوگواری ائمه اطهار (علیهمالسلام) و به خصوص عزاداری حضرت اباعبدالله (علیهالسلام) در ایام ماه محرم و به راه انداختن کارناورالهای شادی در ایام عزاداری و کشف حجاب، از مهمترین طرحهایی بود که به منظور دینزادیی و سکولاریسم فرهنگی در ایرن به اجرا درآمد.
کشف حجاب، ظهور اندیشههای فرهنگی منحط
مادران مهمترین نقش را در تربیت و شکوفایی اعتقادی افراد دارند. از این رو زنان مهمترین بخش از فرآیند تربیتی جامعه هستند، آنان محور خانواده هستند و اگر این محور نباشد خانواده است که از هم متلاشی میشود. اگر زن مومن باشد، فرزندان مومناند و اگر او اهل پایبندی به حلال حرام و اعتقادات دینی باشد، فرزندان تربیتیافته نیز همین گونهاند.
روشنفکران غربزده در اولین هجمه، زنان را مورد حمله قرار دادند. اگر زن با اندیشههای غربی آشنا شود، آن گاه دیگر نسلی در کار نخواهد بود که بخواهد با مظاهر و اندیشههای غربی و ضد اسلامی مقابله نماید. آنان در این راستا با تاکید بر این که زنان در غرب از آزادی و حضور در مسائل اجتماعی برخوردارند، از اوضاع زنان در ایران انتقاد کردند و خواستار حضور زنان در جامعه و لباس پوشیدن آنان به سبک و سیاق غربی شدند.
کشف حجاب با ابزار تبلیغ و خشونت
آنان این مسأله را به رضاخان گوشزد کردند و مجلس نیز قانونی را در همین راستا به تصویب رساند. رضاخان و روشنفکران برای پیشبرد این طرح تلاشهای زیادی کردند، از فعالیتهای تبلیغاتی روزنامههای و مطبوعات تا برگزاری جشنها و کارناوالهای مختلف با استفاده از زنانی معدود که پوشش اسلامی خود را کنار گذاشته بودند. اما به زودی برای دست اندر کاران مشخص شد که اقدامات تبلیغی و فرهنگی برای برداشتن و از بین بردن حجاب کافی نیست، بلکه باید از اجبار و خشونت هم بهره برد.
زمزمههای چنین اقدامی از سوی حکومت به گوش روحانیان و مردم مومن و متدین رسیده بود، لذا قبل از آن که این طرح علنا اجرا شود، اعتراضاتی شکل گرفت که مهمترین آن تجمع و تحصن در حرم امام رضا (علیهالسلام) بود. در این تجمع که با هدایت و راهنمایی علما صورت گرفت، عده زیادی از مردم متحصن در مسجد گوهرشاد در اثر هجوم نیروها به شهادت رسیدند و برپاکنندگان این تجمع بازداشت و تبعید شدند. پس از این رویداد، با علنی شدن مسئله کشف حجاب، قوهی قهریه حکومت به شکل کامل در پیشبرد این هدف قرار گرفت و نیروهای ژاندارمری به بانون با حجاب حمله بردند و چادر را از سر آنان کشیدند.

زنانی که عفت پیشه کردند
غیرت و مردانگی مردان و عفت زنانی که با تعالیم حضرت زهرای اطهر (سلاماللهعلیها) آشنایی داشتند، باعث شد بسیاری از زنان برای آن که از شر ماموران رژیم در امان باشند، سالها در خانه بمانند و روشنفکرانی که میخواستند زنان را وارد اجتماع کنند، آنان را در کنج خانهها حبس کنند! نگاههای سطحینگر روشنفکران غربزده نسبت به زن در حالی بود که اسلام جایگاه زن را والاتر از آن میبیند که با حضور در کارهای سخت بیرون از خانه، فرسوده شود و از تربیت فرزندان صالح، که وظیفهی اصلی اوست، بازبماند.
زن در غرب وارد جامعه شد و ارزش خود را از دست داد. زن غربی ابزاری است برای فروش محصولات کارخانهها و کارتلهای بزرگ اقتصادی و ارضای شهوت بیپایان مردان بوالهوس. زن در جامعهی مسلمان حضور دارد و فعالیت میکند، اما حضورش زمینه را برای غفلت فراهم نمیکند.
نتیجه گیری
مردی که در راستای خواستهی روشنفکران غربزده میخواست برای رسیدن به آن چه تجدد و تمدن تصور میکرد، چادر را از سر زنان با ایمان ایرانی بردارد مُرده است. ولی در عصر حاضر و با پیروزی انقلاب اسلامی و توجه به نقش تعیین کننده زنان در جامعه اسلامی، بار دیگر نوادگان روشنفکرنماهای غربی، زنده شدهاند و با استفاده از حربههایی چون ماهوارهها و شبکههای اینترنتی و اجتماعی، در پی دنبال کردن سیاستهای رضاخانی در ایران هستند.
بیداری و آگاهی بانون و هشیاری مردان غیور ایرانی، عاملی است که میتواند ما را در مقابل این هجمهها بیمه کند تا از این طریق کم کاری و غفلت برخی متولیان امور فرهنگی نیز جبران شود. امروز کسانی که در این مسیر سهل انگاری میکنند و از مسئله حجاب غفلت میورزند، باید ببینند در کدام سمت ایستادهاند. چنان چه رهبر معظم انقلاب بارها تاکید کردهاند، در عرصه فرهنگی حقیقتا جنگی تمام عیار در جریان است که از مصادیق آن ترویج فساد و بیبند و باری و تلاش برای از هم پاشیدن خانوادهی ایرانی است. اگر چینن شود، مسیر برای دشمن مهیاست… آمارهای تاسف بار از وضعیت طلاق در جامعه و فروپاشی خانواده زنگ خطری است برای متولیان امور فرهنگی کشور و مهمتر از آن پدران و مردان خانواده.
انتهای پیام/
سکولاریسم فرهنگی
, سکولاریسم فرهنگی,
برای رفع مانع دین باید مبارزه از عمق و ریشه شروع میشد. لذا فرهنگ باید تغییر میکرد، به این معنا که اعتقادات مردم باید مورد هجمه قرار میگرفت و از میان میرفت. کارهای زیادی برای دینزدایی و سکولارسیم در ایران صورت گرفت، در این راستا محاکم شرعی تعطیل شد. این تعطیلی به معنای اصلاح ساختار کهنه نبود، بلکه به معنای تغییر در قوانین بود. سخت گرفتن بر روحانیان و حوزههای علمیه، محدودیت در برگزاری مراسم سوگواری ائمه اطهار (علیهمالسلام) و به خصوص عزاداری حضرت اباعبدالله (علیهالسلام) در ایام ماه محرم و به راه انداختن کارناورالهای شادی در ایام عزاداری و کشف حجاب، از مهمترین طرحهایی بود که به منظور دینزادیی و سکولاریسم فرهنگی در ایرن به اجرا درآمد.
,
کشف حجاب، ظهور اندیشههای فرهنگی منحط
, کشف حجاب، ظهور اندیشههای فرهنگی منحط,
مادران مهمترین نقش را در تربیت و شکوفایی اعتقادی افراد دارند. از این رو زنان مهمترین بخش از فرآیند تربیتی جامعه هستند، آنان محور خانواده هستند و اگر این محور نباشد خانواده است که از هم متلاشی میشود. اگر زن مومن باشد، فرزندان مومناند و اگر او اهل پایبندی به حلال حرام و اعتقادات دینی باشد، فرزندان تربیتیافته نیز همین گونهاند.
,
روشنفکران غربزده در اولین هجمه، زنان را مورد حمله قرار دادند. اگر زن با اندیشههای غربی آشنا شود، آن گاه دیگر نسلی در کار نخواهد بود که بخواهد با مظاهر و اندیشههای غربی و ضد اسلامی مقابله نماید. آنان در این راستا با تاکید بر این که زنان در غرب از آزادی و حضور در مسائل اجتماعی برخوردارند، از اوضاع زنان در ایران انتقاد کردند و خواستار حضور زنان در جامعه و لباس پوشیدن آنان به سبک و سیاق غربی شدند.
,
کشف حجاب با ابزار تبلیغ و خشونت
, کشف حجاب با ابزار تبلیغ و خشونت,
آنان این مسأله را به رضاخان گوشزد کردند و مجلس نیز قانونی را در همین راستا به تصویب رساند. رضاخان و روشنفکران برای پیشبرد این طرح تلاشهای زیادی کردند، از فعالیتهای تبلیغاتی روزنامههای و مطبوعات تا برگزاری جشنها و کارناوالهای مختلف با استفاده از زنانی معدود که پوشش اسلامی خود را کنار گذاشته بودند. اما به زودی برای دست اندر کاران مشخص شد که اقدامات تبلیغی و فرهنگی برای برداشتن و از بین بردن حجاب کافی نیست، بلکه باید از اجبار و خشونت هم بهره برد.
,
زمزمههای چنین اقدامی از سوی حکومت به گوش روحانیان و مردم مومن و متدین رسیده بود، لذا قبل از آن که این طرح علنا اجرا شود، اعتراضاتی شکل گرفت که مهمترین آن تجمع و تحصن در حرم امام رضا (علیهالسلام) بود. در این تجمع که با هدایت و راهنمایی علما صورت گرفت، عده زیادی از مردم متحصن در مسجد گوهرشاد در اثر هجوم نیروها به شهادت رسیدند و برپاکنندگان این تجمع بازداشت و تبعید شدند. پس از این رویداد، با علنی شدن مسئله کشف حجاب، قوهی قهریه حکومت به شکل کامل در پیشبرد این هدف قرار گرفت و نیروهای ژاندارمری به بانون با حجاب حمله بردند و چادر را از سر آنان کشیدند.
, 
,
زنانی که عفت پیشه کردند
, زنانی که عفت پیشه کردند,
غیرت و مردانگی مردان و عفت زنانی که با تعالیم حضرت زهرای اطهر (سلاماللهعلیها) آشنایی داشتند، باعث شد بسیاری از زنان برای آن که از شر ماموران رژیم در امان باشند، سالها در خانه بمانند و روشنفکرانی که میخواستند زنان را وارد اجتماع کنند، آنان را در کنج خانهها حبس کنند! نگاههای سطحینگر روشنفکران غربزده نسبت به زن در حالی بود که اسلام جایگاه زن را والاتر از آن میبیند که با حضور در کارهای سخت بیرون از خانه، فرسوده شود و از تربیت فرزندان صالح، که وظیفهی اصلی اوست، بازبماند.
,
زن در غرب وارد جامعه شد و ارزش خود را از دست داد. زن غربی ابزاری است برای فروش محصولات کارخانهها و کارتلهای بزرگ اقتصادی و ارضای شهوت بیپایان مردان بوالهوس. زن در جامعهی مسلمان حضور دارد و فعالیت میکند، اما حضورش زمینه را برای غفلت فراهم نمیکند.
, ,
نتیجه گیری
, نتیجه گیری,
مردی که در راستای خواستهی روشنفکران غربزده میخواست برای رسیدن به آن چه تجدد و تمدن تصور میکرد، چادر را از سر زنان با ایمان ایرانی بردارد مُرده است. ولی در عصر حاضر و با پیروزی انقلاب اسلامی و توجه به نقش تعیین کننده زنان در جامعه اسلامی، بار دیگر نوادگان روشنفکرنماهای غربی، زنده شدهاند و با استفاده از حربههایی چون ماهوارهها و شبکههای اینترنتی و اجتماعی، در پی دنبال کردن سیاستهای رضاخانی در ایران هستند.
,
بیداری و آگاهی بانون و هشیاری مردان غیور ایرانی، عاملی است که میتواند ما را در مقابل این هجمهها بیمه کند تا از این طریق کم کاری و غفلت برخی متولیان امور فرهنگی نیز جبران شود. امروز کسانی که در این مسیر سهل انگاری میکنند و از مسئله حجاب غفلت میورزند، باید ببینند در کدام سمت ایستادهاند. چنان چه رهبر معظم انقلاب بارها تاکید کردهاند، در عرصه فرهنگی حقیقتا جنگی تمام عیار در جریان است که از مصادیق آن ترویج فساد و بیبند و باری و تلاش برای از هم پاشیدن خانوادهی ایرانی است. اگر چینن شود، مسیر برای دشمن مهیاست… آمارهای تاسف بار از وضعیت طلاق در جامعه و فروپاشی خانواده زنگ خطری است برای متولیان امور فرهنگی کشور و مهمتر از آن پدران و مردان خانواده.
, انتهای پیام/
,
]
ارسال دیدگاه