وقتی انتقادگران دلسوز، مورد هجمه قرار می گیرند؛

دلواپسان بروند به جهنم!

دلواپسان بروند به جهنم!
اگر امروز فرد یا گروهی از سر دلسوزی انتقاد می کنند نباید برچسب( تند رو ها ، بی ترمزها ، حواله به جهنم و ترسو ها) را به آنها چسباند ، بلکه وقتی نگاه به آموزه های اسلام می کنیم به نکات عجیبی در باب انتقاد و انتقاد پذیری بر می خوریم که با کمی دقت دیگر نباید جایی برای این حرف ها باقی باشد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از ناب نیوز؛ بعد از توافق نامه اخیر وین بعضی دلسوزان نظام به بندهایی از توافق نامه ایراد و انتقاد گرفتند. ایراداتی که برامده از منافع شخصی،گروهی و حزبی و جناحی نبود، بلکه ازسر دلسوزی و خیرخواهی بود اما متاسفانه بعضی افراد وابسته به دولت و برخی نشریات اصلاحات شروع به تحقیر، مسخره کردن و محکوم کردن جریان انتقاد پذیر سازنده کردند. مسخره کردن و محکوم کردن افرادی که گفتند حواستان به دشمن بی رحم باشد ، حواستان به نقش ها و نیرنگ های دشمن باشد ، حواستان به دست های الوده به خون و جنایت کارانه آنها باشد .آنها می گویند جای امثال فابیوس(وزیر امور خارجه فرانسه) و معاون صدر اعظم آلمان با آن همه دشمنی در ایران نیست.
فابیوس که رئیس جمهور فرانسه (اولاند) درباره ی او می گوید: وی تنها وزیر امور خارجه فرانسه نیست، بلکه نماینده اسرائیل در مذاکرات هسته ای با ایران نیز هست . جدا از این ، همین آدم که امروز شال و کلاه کرده که به ایران سفر کند، با فروش خون های آلوده به ویروس ایدز که چند هزار نفر از هموطنانمان را به این بیماری خطرناک مبتلا کرد، ظلم بزرگی به مردم ایران نمود.
نبایدزود صدور قطعنامه های ناجوانمردانه با امضای این افراد علیه کشورومردم عزیزمان را فراموش کرد.
اگر امروز فرد یا گروهی از سر دلسوزی انتقاد می کنند نباید برچسب( تند رو ها ، بی ترمزها ، حواله به جهنم و ترسو ها) را به آنها چسباند ، بلکه وقتی نگاه به آموزه های اسلام می کنیم به نکات عجیبی در باب انتقاد و انتقاد پذیری بر می خوریم که با کمی دقت دیگر نباید جایی برای این حرف ها باقی باشد. از جمله آنها :
1-انتقاد، یکی از حقوق واجب مسلمانان است. امام کاظم(ع) می فرماید:
از واجب ترین حقوق برادرت این است که او را به خیر متوجه کنی و هیچ چیزی را که برای دنیا و آخرت او مفید است. از او پنهان نداری. (بحارالانوار، ج78، ص332)

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ناب نیوز,
,
,
,
,
,

2- خودداری از انتقاد، یک نوع خیانت است. امام صادق(ع) می فرماید:
کسی که برادرش را در حال انجام عمل ناپسندی ببیند، در حالی که می تواند او را از این کار باز دارد و سکوت کند و از او انتقاد نکند. به او خیانت کرده است. (همان، ج71، ص190)

,
,

3- انتقادگری و انتقادپذیری، از صفات مومنان است. رسول اکرم(ص) می فرماید:
مومن آیینه برادر خویش است و بدی ها را از او دور می سازد. (وسایل التبعه، ج 12، ص 210)

,
,

4-انتقادگر، بهترین دوست، و عیب پوش، بدترین دوست است. امام باقر(ع) می فرماید:
از پی کسی رو که تو را می گریاند، عیبت را تذکر می دهد و خیرخواه توست و پیرو آن کس مباش که به ظاهر تو را می خنداند و در باطن نسبت به تو غیر صمیمی است. و بر خدا وارد می شوید و از واقعیت ها آگاه می گردید. (همان، ج1، ص413)
در حدیثی معروف از امام صادق(ع) می خوانیم:
محبوب ترین افراد در نزد من کسی است که عیب مرا به من هدیه کند (همان، ج8، ص413)
امام(ع) در این حدیث به پیروان خود گوشزد می کند که راه دوست شدن با آن حضرت، تملق و چاپلوسی نیست، بلکه با این که امام(ع) انسانی معصوم و بی عیب است و نیازی به نقد ندارد، کسی که به پندار خود عیبی می بیند، با تذکر و یادآوری، مراتب دوستی و صداقت خود را به امام خویش نشان می دهد.
در گزینش واژه برادر نیز رمز و رازی نهفته است. حضرت از این طریق می خواهد به همگان بفهماند که با انتقادگر نباید برخوردی خصمانه داشت و او را دشمن خود انگاشت، بلکه باید او را به چشم یک دوست و به دیده عزیزترین برادر نگریست.
نکته دیگر در این حدیث، به کارگیری واژه هدیه و سوغات است، زیرا: اولا، گویای این حقیقت است که بازگو کردن عیب شخص به خود او، بهترین خدمت به وی شمرده می شود. ثانیا، همان طوری که در قبال اعطای هدیه، باید از هدیه دهنده سپاس گزاری کرد. در قبال انتقاد نیز هرانسانی موظف است از انتقادکنندگان خود تشکر و قدردانی نماید. ثالثا، انتقاد باید از روی خیرخواهی باشد تا عنوان هدیه بر او منطبق گردد. اگر انتقاد به قصد تخریب باشد، دیگر هدیه نخواهد بود.
5- استفاده از انتقاد در دستور کار مومن قرار دارد و باید جزء برنامه های اجتناب ناپذیر زندگی هر مسلمانی قرار گیرد. امام کاظم(ع) می فرماید:
کوشش کنید چهار برنامه مشخص داشته باشید: قسمتی برای مناجات با خدا، ساعتی برای امرار معاش، قسمتی برای هم نشینی با برادرانی که مورد اعتمادند و عیوبتان را خالصانه با زبان ابراز می دارند و ساعتی را نیز به جلب لذایذ مشروع خود اختصاص دهید. (بحارالانوار، ج 75، ص321)
و همچنین شما در زندگی پیشوایان دین هم با توجه به این که این حضرات کوچک ترین اشتباهی نمی کردند و معصوم بودند اما همیشه در انتقاد را به روی منتقدین باز می گشودند و خواهان نقد کردن خود از طرف دیگران بودند نمونه های زیر مصداقی از این امر می باشد:
امام علی(ع) با وجود برخورداری از عصمت، خود را از نقد بی نیاز نمی دانست و مردم را به انتقاد از عملکرد خود فرا می خواند و می فرمود:
با خیرخواهی خالصانه و سالم، مرا از هرگونه شک و تردید، یاری کنید. (نهج ابلاغه، خطبه 117)
در جایی دیگر فرمود:
از گفتن حق یا رأی زدن در عدالت باز نایستید، زیرا من برتر نیستم از این که خطا کنم و از آن در کار خویش ایمن نمی باشم، مگر آن که خدا از نفس من کفایت کند.(همان، خطبه 207)
برخی به دلیل عدم دقت در مضمون این کلام، آن را حمل بر اعتراف آن حضرت به امکان وقوع خطا و اشتباه در روش خود کرده اند، (شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج11، ص 107) در حالی که مقصود امام نفی مقام فوق بشری است، نه نفی عصمت.
شاید بعضی تصور کنند که امام در کلام خود شکسته نفسی کرده، در صورتی که چنین نیست، اما با این جمله، درصدد بیان یک اصل و حقیقت مهم است و آن این که: هیچ شخصی- گرچه معصوم باشد- نباید خود را بی نیاز از نقد بداند.
آن حضرت از کارگزاران خود نیز می خواهد که زمینه انتقاد را فراهم نمایند و جو رعب و وحشت را از میان بردارند تا مردم بتوانند به راحتی مطالب خود را مطرح سازند. امام علی(ع) در نامه خود خطاب به مالک اشتر فرمود:
برای مراجعان، مجلس عمومی تشکیل ده و درهای آن را بر روی هیچ کس نبند و در مقابل خداوندی که تو را آفریده تواضع کن و لشکریان و محافظان را از این مجلس دور ساز تا هر کس با صراحت و بدون ترس و لکنت، سخنان خود را با تو بگوید، زیرا بارها از رسول خدا(ص) شنیدم که می فرمود؛ ملتی که با صراحت حق ضعیفان را از زورمندان نگیرد، هرگز پاک و پاکیزه نمی شود و روی سعادت نمی بیند. (نهج البلاغه، نامه 53)
این شیوه حکومت داری را با روش های حاکمانی مقایسه کنید که فاقد پشتوانه حمایت های مردمی اند و ببینید تفاوت از کجا تا کجاست. حکومت های بدون پشتوانه همیشه از نقد و انتقاد گریزان اند؛ چنان که در تاریخ نوشته اند: عثمان، عبدالله بن مسعود را به دلیل اعتراض به حیف و میل اموال عمومی، به مدینه احضار کرد و با او چنان برخورد کرد که استخوان پهلویش شکست و او را ممنوع الخروج نمود. یا عمار یاسر که به دلیل انتقاد از کارهای ناروای حاکم، از سوی وی مورد ضرب و شتم قرار گرفت.(الغدیر، ج9، ص 6-4-3)
ابوسعید خدری می گوید: مردی بیابان گرد که از پیامبر(ص) طلب کار بود خدمت آن حضرت رسید و از وی خواست بده کاری اش را بپردازد و بر خواسته اش بسیار اصرار کرد و با شدت گفت: رهایت نمی کنم تا پولم را بپردازی. اصحاب پیامبر(ص) او را از این برخورد زشت نهی کرده و گفتند: وای بر تو! می دانی با چه کسی سخن می گویی؟ مرد گفت: حق خود را می خواهم. پیامبر(ص) به اصحاب فرمود: چرا صاحب حق را یاری نمی کنید؟ سپس کسی را نزد خوله، دختر قیس، فرستاد و فرمود: به خوله بگو: اگر خرما داری به ما قرض ده تا فصل خرما برسد و خرمای تو را بازگردانیم. خوله پذیرفت و مقداری خرما به رسول اکرم(ص) داد. آن حضرت نیز آن را به مرد بیابان گرد داد و او را به غذا دعوت کرد. آن مرد گفت: حق مرا به طور کامل پرداختی، خداوند حقت را به طور کامل بپردازد.
پیامبر(ص) با ابراز خوشحالی از برخورد شجاعانه آن مرد برای دریافت طلب خویش فرمود؛ اینان برگزیدگان امت من هستند. امتی که فرد ضعیف در آن نتواند حق خویش را بدون لکنت زبان باز پس گیرد، هرگز به پاکی نخواهد رسید.
(حیاه الصحابه، ج2، ص 158)
م.س

,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه