چرا باید در روز « امضای توافق خوب» تمام تحریم ها لغو شوند؟/ سوالاتی مهم در باب خطوط قرمزی که باید رعایت شود/ تجربه مذاکره با آمریکا تلخ و سیاه است
از لانه جاسوسی تا طراحی کودتا، از تشکیل خلق های کرد و بلوچ و ترکمن و... و تحریک آنها تا جنگ تحمیلی با ابزار صدام، از شلیک ناو وینسس تا 17000 شهید ترور توسط عوامل مزدور، از ایجاد موج ایرانهراسی تا طراحی و حمایتهای فتنههای 78 و 88 و... همه و همه نشان از دشمنی عمیق و البته روشن طرف مقابل با ملت ایران است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از مطالبهگر، یکی از مطالباتی که حال حاضر در روند مذاکرات هستهای مطرح میشود، تحقق یکی از مهمترین خطوط اصلی یعنی؛ «لغو کامل تحریمهای مالی و اقتصادی در روز امضای توافق» است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, مطالبهگر,توافق باید «خوب» باشد و «توافق خوب» توافقی است که با رعایت کامل خطوط قرمز، محققکننده عزت و حقوق ملت باشد.
,اما مدتی است که کارشناسان داخلی بر روی «لغو تحریمها» در «روز امضای توافق»؛ نه «روز اجرای توافق» تاکید میکنند.
,مگر چه تفاوتی بین «روز امضای توافق» و «روز اجرای توافق» وجود دارد؟ و چرا باید در روز «امضای توافق خوب» تحریمهای مالی و اقتصادی بهطور کامل لغو شوند؟
,آنچه که عیان شده است این است که؛ روز امضای توافق روزی است که طرفین توافقنامه را امضاء میکنند و روز اجرای توافق روزی است که ایران به تعهدات خود عمل کرده باشد و بعد از تأیید کامل توسط آژانس طرف مقابل توافق را اجرا کند.
,و تمام حرف اینجاست که اگر ما دستاوردهای هستهای مان را از دست دادیم و آنها به توافق خود عمل نکردند، آیا راهی برای بازگشت به نقطهای که الان هستیم وجود دارد؟ آیا میتوان چنین خسارت عظیم یک ملت را جبران کرد؟
,همه کارشناسان به این نکته مهم تأکید می کنند که با تجربه چند ساله ای که در مذاکرات و مراوداتی که چه قبل و چه بعد از انقلاب با امریکا و اروپا داشته ایم و سابقه عملکردی که از طرف مقابل داریم، آیا می شود بعد از این همه گَزیده شدن از سوراخ اعتماد به آنها، بازهم اجازه گَزیدن را به طرف مقابل داد؟ آیا طرف مقابل جایی برای اعتماد باقی گذاشته است؟ چرا آنها ابتدا لغو نکنند و بعد ما شروع به توقف و تعطیلی و از دست دادن انرژی هستهای نکنیم؟
,در ضرورت نیازمندی به انرژی هستهای همین بس که هماکنون در مصارف حیاتی پزشکی، تأمین برق، شیرین کردن آب، تقویت کشاورزی و… و چه در آیندهای نزدیک که انرژیهای فسیلی کم شوند و یا از بین بروند، دنیا نیازمند انرژی هستهای خواهد شد و اگر الان به فکر آن نباشیم درآن زمان با بحران مواجه خواهیم شد.
,اگر واقعبینانه نگاه کنیم، حتی همین الان هم چرخیدن چرخ کارخانهها و چرخ زندگی مردم، وابسته به چرخیدن چرخ هستهای است. اگر چرخ هستهای بچرخد خودمان آب را شیرین میکنیم و دیگر نیاز نیست حل مشکل آب را وابسته به تحریم و بستن با ظالمی دانست که چشم دیدن روی پای خود ایستادن ایران اسلامی را ندارد.
,تجربه نشان داده است که اروپا و خصوصاً آمریکا، جز مکر و فریب برای تحمیل نظر خود و وابستگی، ذلت و خواری طرف مقابل هدفی ندارند.
,بعد از انقلاب تاکنون، آنچه که در کارنامه امریکا و غرب در قبال مردم ایران مشاهده میشود غیر از ظلم و تضییع حقوق ملت چیزی نیست.
,از لانه جاسوسی تا طراحی کودتا، از تشکیل خلق های کرد و بلوچ و ترکمن و… و تحریک آنها تا جنگ تحمیلی با ابزار صدام، از شلیک ناو وینسس تا ۱۷۰۰۰ شهید ترور توسط عوامل مزدور، از ایجاد موج ایرانهراسی تا طراحی و حمایتهای فتنههای ۷۸ و ۸۸ و… همه و همه نشان از دشمنی عمیق و البته روشن طرف مقابل با ملت ایران است.
,در مواردی که با آمریکا مذاکره داشتیم جز مکر و خنجر از پشت خوردن، نتیجهای دیگر ندیدیم. از ماجرای مک فارلین در اوج دفاع مقدس در سال ۱۳۶۵ گرفته تا توافقنامه ژنو و تفاهم اولیهای که در لوزان بیان شده است و اصراری که برای محدودیت بیشتر برای شرط امضای آن دارند، یک هدف را دنبال میکنند و آن از بین بردن انقلاب اسلامی است، چراکه نظم ظالمانه و سلطه استکبار به هم خورده است و انقلاب اسلامی داعیه تشکیل تمدنی اسلامی مبتنی بر معنویت، عقلانیت و عدالت را دارد.
,همه میدانیم هستهای بهانهای است که آمریکا در آن، به دنبال اهداف خود است. آنچه که از رفتار امریکا عیان است؛ کنترل تاثیر انقلاب اسلامی در منطقه و جهان است. به همین علت است که دلسوزان حقوق مردم ایران به دنبال شناختی که از طرف مقابل دارند، دغدغه فریب نخوردن از دشمن مکار را دارند.
,مطالبه مردم برای «لغو تحریمها در روز امضای توافق» حق منطقی است که ریشه در تجربههای زیر دارد:
,- در ۲ مهرماه سال ۱۳۷۶ وقتی قرار شد روسیه دو نیروگاه هستهای برای ما بسازد امریکا مانع از فروش تجهیزات هستهای شد.
- در ۲۹ مهر ۱۳۸۲ در توافق سعدآباد با سه کشور آلمان، فرانسه و انگلیس، داوطلبانه تمامی فعالیتها تعلیق شد، اما آنها به تعهدات خود عمل نکردند.
- در ۲۴ اسفندماه سال ۱۳۸۲ در توافقنامه بروکسل میان ایران و اتحادیه اروپا ساخت سانتریفیوژ برای غنیسازی متوقف شد، اما آنها به تعهدات خود عمل نکردند.
- در ۲۴ آبان ۱۳۸۳ توافق پاریس بین ایران با آلمان، فرانسه و انگلیس، مجددا بهصورت داوطلبانه فعالیتهای هستهای متوقف شد، اما آنها به تعهدات خود عمل نکردند.
- در ۱۲ خردادماه سال ۱۳۸۸ ایران برای مصارف حیاتی پزشکی از آژانس درخواست سوخت ۲۰% کرد ولی پس از مطرحکردن آژانس با امریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان، آنها ممانعت کردند و در اوج ناباوریشان شهید شهریاری آن را تولید کردند.
- در ۲۶ اردیبهشت سال ۱۳۸۹ آمریکا، ترکیه و برزیل را برای مذاکره با ایران واسطه میکند و نتیجه توافقنامه با آنها، این میشود که:
استفاده از انرژی صلحآمیز هستهای را حق ایران میداند.
,تبادل سوخت را امکانپذیر میداند.
,از هرگونه اقدامات یا بیانیههای تهدیدآمیز که به حقوق و تعهدات هستهای ایران لطمه میزند اجتناب میکند.
,اما آنها به تعهدات خود عمل نکردند و در کمتر از یک ماه یعنی در ۱۹ خرداد شورای امنیت این توافقنامه را تصویب نکرده و تحریمهای جدیدی را اعمال کرد.
,- در ۳ آذر سال ۱۳۹۲ توافقنامه ژنو انجام شد اما آنها طبق معمول به تعهدات خود عمل نکردند و شورای اتحادیه اروپا یک هفته بعد از توافقنامه ۱۷ شرکت را تحریم میکند و آمریکا ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۶ دلار از یکی از بنیادهای ایرانی مصادره میکند.
- در نهایت، ۱۴ فروردین ۱۳۹۴ بیانیه مشترک لوزان منتشر می شود که بر اساس آن دامنه، برنامه، حدود تحقیق و توسعه و نقشه راه هسته ای را آمریکا مشخص می کند و ایران ملزم به ارائه اطلاعات زنجیره تأمین هسته ای از جزئیات معادن اورانیوم، تا اطلاعات افراد فعال در خرید تجهیزات، پیمانکاران، دانشمندان و… می شود ولی طرف مقابل (آمریکا) ۲ روز بعد فکتشیت خود را که مغایر با بیانیه جامع مشترک لوزان است منتشر میکند:
در گزارهبرگ آمریکایی زمان محدودیت غنیسازی ۱۵ تا ۲۵ سال ولی در ترجمه فارسی ۱۰ سال بیان شده است.
,در نسخه آمریکایی مدعی خروج اورانیوم غنیشده هستند ولی در بیانیه فارسی اشارهای به این موضوع نشده است.
,آنها مدعی بازرسی غیرمحدود شدند ولی طرف ایرانی بازرسیها را در قالب پروتکل الحاقی پذیرفته است.
,طرف آمریکایی تعلیق تحریمها را بعد از توافق عنوان میکند ولی در بیانیه ایرانی لغو تمامی تحریمها درج شده است. و همچنین فکتشیت آمریکایی در خصوص تعطیلی تأسیسات فردو و آب سنگین اراک، با ترجمه فارسی تطابق کامل ندارد.
,و سؤالی که برای همه وجود دارد این است که طرف مقابل چه ضمانتی برای عمل به تعهداتش دارد؟ و اگر این بار هم آنها به تعهدات خود عمل نکردند، چه پیش خواهد آمد؟!
,ماحصل این موارد رسیدن به یک نتیجه و تجربه بزرگ است؛ طرف مقابل اهل نیرنگ و مکر، بدعهد، بدمعامله و اهل خنجر زدن از پشت است. باید از این تجربه بزرگ که آنها در گذشته تا به حال به تعهداتشان پایبند نبودند، بهره برد و برای ضمانت اجرای تعهدات طرف مقابل تدبیری اندیشید.
,اینکه طرف مقابل روز امضای توافقنامه را روز اجرای لغو تحریمها نمیداند، خود عاملی است برای اینکه با این تجربهها، به طرف مقابل اعتماد نداشت و دائماً باید به این سؤال پاسخ داد که بعد از عمل به تعهدات طرف ایرانی، و از بین رفتن سرمایههای هستهای ملت ایران، چه تضمینی برای عمل به تعهدات طرف مقابل وجود دارد؟
,با نگاه به سیر چندین ساله اجرای تعلیقهای داوطلبانه از سوی ایران و عدم پایبندی و دبهکردن آنها، آیا جایی برای اعتماد به آنها هست؟
,آیا در صورت عدم پایبندی طرف مقابل و از دستدادن بسیاری از تواناییها، راهی برای بازگشت به نقطهای قبل از توافق برای طرف ایرانی وجود دارد؟
,اساساً به چه علت ابتدا ایران باید به تعهدات خود عمل کند و تقریباً هرآنچه که تاکنون سرمایه هستهای ماست متوقف، خارج و یا از بین برود، بعد آنها به تعهدات خود عمل کنند؟ مگر چه تفاوتی بین طرف ایرانی و طرف مقابل وجود دارد؟
,کدام طرف مذاکره از گذشته تا به حال به تعهداتش پایبند نبوده است؟
,چرا عمل به تعهدات آنها باید در گروِ راستیآزمایی طرف ایرانی توسط آژانس باشد؟
,راستیآزمایی آژانس چه مدت طول میکشد و چه مکان هایی را مد نظر قرار میدهند؟
,در صورتیکه آژانس بعد از سالها تأیید کرد، چه تضمینی هست که آمریکا و اروپا به تعهدات خود پایبند باشند؟
,در صورت تغییر دولتها در طول زمان چه ضمانتی وجود دارد که به تعهدات دولت قبل پایبند باشند؟
,بنابراین نمیگوئیم ابتدا آنها تمامی تحریمها را لغو کنند و بعد ما به تعهدات عمل کنیم ولی یک راه بیشتر برای اعتماد ما نمیماند و آن هم لغو تحریمهای اصلی در روز «امضای» توافقنامه است ولاغیر.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه