آقازاده های جدید / داماد سر خانه هایی که مدیر می شوند

آقازاده های جدید / داماد سر خانه هایی که مدیر می شوند
در ادامه پدیده آقازادگی، این پدیده صرفا شامل فرزندان پسر، عزیزان مسئول نشد و گستره این مرض سیاسی به دختر، عروس، داماد و سایر انساب نیز رسید و هم اکنون نیز برای جناب داماد، پستی برای ریاست فراهم می شود.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، ائل پرس در یادداشتی به قلم امیرعباس محمدی به موضوعی جدید در فرهنگ سیاسی کشور یعنی داماد سر خونه هایی که به واسطه ازدواج با دختر یکی از مسئولان سمت می گیرد؛ پرداخته است:

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,

داماد سرخونه؛ پدیده ای است که پسر پس از ازدواج با دختر دم بخت خانه ای، برای شروع و ادامه زندگی در محل خانه پدری دختر مستقر می شوند و از آنجایی که این پدیده به نوعی کسر شان جناب داماد به لحاظ استقلال محسوب می شود، اصطلاحی این چنینی نیز در ادبیات محاوره ای فارسی برای آن بکار می رود و این اصطلاح در قبال هر شخصی که بکار رود نشان از سرباری و نالایقی وی دارد، البته به زعم بکاربرنده اصطلاح.

,

آقازادگی؛ پدیده دیگری است که بیشتر در عالم سیاست و قدرت معنی پیدا می کند، پدیده ای که  بر خلاف مشی اسلامی انقلاب، بعد از انقلاب اسلامی نیز در برخی موارد مشاهده شده و می شود. پیش از انقلاب  به فرزندان پسر خوانین، آقازاده می گفتند و هرچه او می گفت انگار خان خانان فرموده بود و واجب الاطاعه بوده امرش برای رعیت مظلوم، در اصل کل ارزش آقازاده به نسبش بود که به پدر می رسید و شاید که نه، حتما از خود چیزی برای عرضه نداشت و مورد احترام بود صرفا به احترام و زور پدر.

,

بعدها این اصطلاح در سیاست نیز باب شد، یعنی فرزند  وزیر و وکیل و رئیس به صرف ارتباط نسبی به پست و مقام می رسید و در بیشتر حالات رانت و رابطه حاکم بود تا شایسته محوری در گزینش افراد، این مرض سیاسی به بعد از انقلاب نیز سرایت کرد، انقلابی که علیه سلطنت موروثی قیام کرده بود و بر اساس دین مبین ملاک را تقوا و تخصص می دانست و نه اصل و نسب و  از آنجایی که همیشه هستند نفوذی هایی برای استحاله افکار و اصول، رفته رفته در برخی موارد و دوره ها و در حیطه کاری برخی عزیزان اصل و نسب جای خود را به تقوا و شایستگی داد تا دوباره شاهد پدیده آقازادگی باشیم ، اما این بار بنام اسلام و انقلاب. مثال هایی عینی از این باب بسیار است که اکنون مجال گفتن نیست و البته قصد و هدف نگاشته نیز این موضوع را شامل نمی شود و الا چه بسیار نحوه چینش حروف الفبای فارسی بگیر از "م.ه" تا الی یکی مانده به بی نهایت و چه بسیار پدران انقلابی که برخود جدی داشتند با آقازاده های خود در مسیر اعتلای انقلاب.

,

در ادامه پدیده آقازادگی، این پدیده صرفا شامل فرزندان پسر، عزیزان مسئول نشد و گستره این مرض سیاسی به دختر، عروس، داماد و سایر انساب نیز رسید و هم اکنون نیز این گستره در حال اجرا و محل استناد است برای کسانی که اهل راز هستند. در توضیح باید گفت عطف به جریان داماد سرخونه ایکه در ابتدا اشاره شد، پدر زن گرامی، علاوه بر قبول نوکری جناب داماد، در گستره پدیده آقازادگی یا موظف است و یا خود را موظف خواهد کرد که برای جناب داماد، پستی نیز برای ریاست فراهم کند تا خلاف اصول مرض آقازادگی عمل نکرده باشد و جز پسر و دختر، داماد را نیز بر سر میز آورد و صد البته و البته در درصدی بسیار اندک پدیده " عروس سر میز ریاست" هم مشاهده شده است، اما این پدیده، در مقابل پدیده " داماد سر میز ریاست" نادر است.

,

گسترش رسانه ها فارغ از هر فایده یا ضرری که داشته باشد یک خیر اساسی دارد و آن گاه پرده برداری از رازهای آقازادگی است که در گوشه و کنار  جریان دارند و البته رسانه ضرری را نیز اینجا به بار آورده است و  آن پدیده پررومابی عزیزانی است که عزیزان خود را بر سر میز ریاست می نشانند و آنگاه که رسانه ای بر اساس اصل صداقت و پیگیری حقوق مردم اعتراضی می کند، جناب مدیر یا وزیر و وکیل دست به قلم یا دهان می شود و دفاع می کند از هرچه که باعث و بانی اش بوده و در این میان مردم، رسانه و کسانی که شایسته تر از منسوبان جناب مسئول برای حضور در جایگاه مدیریت بوده اند، مقداری نیز بدهکار می شوند و البته گفتنی است که نگارنده مخالف حضور شایستگان در مناصب نیست، حتی اگر نسبی را نیز با مدیری داشته باشند، درد جایی است که منسوب جناب مدیر،  گاه سواد لازمه را ندارد، گاه تجربه لازمه را ندارد و گاه تقوا و تدین لازمه را  هم ندارد و بدتر آنکه مواردی مشاهده شده و می شود که هر سه اصل وجود خارجی ندارد و عزیز آقازاده و یا" داماد، عروس سر میز  ریاست نشانده شده" مسئولیتی خطیر بر عهده می گیرد و در بده بستان های مدیریتی گم می شود و آنگاه که رسانه، مردم و مسئول انقلابی فریاد عدالت می کشد، توجیه گران سراسیمه وارد عرصه می شوند و غوغای توجیه به پا می کنند، بگذریم که داشتیم مدیری داماد برادر خویش را نیز بر سر میز نشانده و بعد از های و هوی های فراوان منتی نیز بر سر مردم نهاده است.

,

دردناک ترین نقطه داستان  این جا است که طرف مدیر می شود، نان شهرت و قدرت و ثروت را به یکجا میل می کند، از آن پس منت هم سر مردم می گذارد، تا زمانی که ضوابط به کناری هستند و روابط حاکمند، نمی توان امیدی به بهبود کار خلق الله داشت و البته این از طرفی به مردم نیز بر می گردد که در هر فرصتی که بر سرنوشت خویش حاکم می شوند و انتخاب می کنند، دقتی به روش و منش انتخاب شونده در این باب ندارد و پس از انتخاب کار برای مدتی مدید از کار می گذرد و حق فرزندان شایسته ملت  بر سر مسیری که روابط حاکمند نه ضوابط و شایسته سالاری ضایع می شود، در این باب سخن بسیار است و مصداق بسیار، رسانه چاره ای جز نوشتن و افشا ندارد، امید که  مردم خود نسبت به چنین موضوعی مطالبه گر باشند نه نظاره گر و وای از آن روزی که فراموشمان شد، امر به معروف و نهی از منکر مقام مسئول، هرکه باشد و از هر جناح باشد، در الویت اجرای این واجب به فراموشی سپرده شده است، این قلم بازهم خواهد نوشت...

,

انتهای پیام/پ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه