طرحی که سال ها به درازا کشید

اندرحکایت گرمای تابستان و خرناسه های زمستانی گردنه برزول

اندرحکایت گرمای تابستان و خرناسه های زمستانی گردنه برزول
روزهای گرم تابستان، فرصت مناسبی برای اجرای طرح های عمرانی است، اما هر بار کارها به تعویق افتاده و در نهایت به بهانه سردی هو ا تعطیل می شود.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از سایت گرو، چندی پیش بود که گردنه دهشتناک برزول موردتوجه مدیران و مسئولان بخشی و فرا بخشی قرار گرفت؛ جلسه‌ها گرفته شد، بازدیدها به عمل آمد و وعده‌ها هم البته که داده شد؛ وزیر آمد، نماینده وقت تأکیدها کرد، فرماندار آن وقت نیز موضوع را در طرح ضربتی مورد پیگیری قرار داد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سایت گرو,

روزهای سرد مهر در سال‌های گذشته بهانه‌ای بود تا عملیات تعریض، آسفالت و نصب روشنایی از سوی برنامه ریزان و متولیان عمرانی به زمان مناسب واگذار شود. البته هرچند کامیون‌ها و لودرها هم آمدند و اندک تلاشی هم صورت گرفت و شانه جاده تراشیده شد، اما گردنه برزول با خاموش شدن غرش لودرها و ماشین‌آلات و همزمان با وزش نسیم خنک پائیز راهی خواب زمستانی شد. خرناسه‌ها کشید و مزاحمت‌هایی هم برای رهگذران خسته به وجود آورد.

 

به‌راستی این چه معمای عجیبی است که خواب بیش‌ از حد این گردنه برای متولیان مهم نمی‌افتد چرا که خواب زیاد هم از موجبات کسالت و بی رمقی روح جان است.

گردنه برزول با بدنی زخم‌خورده، سومین زمستان خود را هم تجربه کرده است و بی‌پناه و بی‌کس شاهد نامهربانی‌های بسیاری است که دل‌ و جان هر اهل نظری را به چالش می‌کشاند چراکه رها شدن در لابه‌لای صورت‌جلسات و بندها و تبصره‌ها هرز گاهی کشنده و هلاک‌کننده است.او برای ورود به چهارمین زمستان بهانه‌ای بنام تأمین اعتبار دارد.

همه ما برزولی ها و افراد عابری که از روستاهای پائین‌دست و همه عزیزانی که قصد عزیمت به سراب گیان را دارند مجبور به عبور از این گردنه هستند و بر ناملایمات انجام‌شده و اجحافات صورت گرفته بر این گردن‌شکسته گواهی می‌دهند. شاید بسیاری از مدیران نیز به‌عنوان عابر و رهگذر در روزها و هفته‌ها چندین بار مجبور به عبور از آن می‌شوند ولی کو طبیبی که دلش نیک بسوزد.

 

 

حال باید بر این مطلب تأکید داشت و پذیرفت که مردم ولی‌نعمتان انقلابند واقعیت‌های موجود در بطن جامعه را می‌بینند و می‌فهمند و البته بر بعضی کم‌کاری‌ها و کاستی‌ها نیز واقف‌اند و بارها نیز از این روند معترض‌اند ولی هر بار با وعده‌ای دل‌خوش به فردایی دیگر می‌شوند.

اکنون تابستان سال 94 نیز در حال اتمام است و اگر تحرکی برای تعریض و ساماندهی آن انجام نشود چهارمین خواب زمستانی این گردنه در راه است هرچند اکنون در خوابی عمیق فرورفته و بیدار شدنش به آرزویی دست‌نیافتنی شبیه است.

دوستان و مسئولان همه شما بر این امر واقفید که عملیات تعریض و آسفالت‌ریزی جاده‌ها در فصل گرم دارای اثر است و اگر در فرصت باقی‌مانده این مهم در گردنه برزول محقق نشود یا باید یک سال دیگر منتظر نشست تا دستی از غیب برون آید و کاری بکند و یا باید منتظر حوادث ناگواری بود که در طی سالیان با دیدگانمان نظاره‌گر بوده‌ایم مانند سیل عظیم خودروهایی که واژگون شده و عزیزانی که راهی بیمارستان و مراکز درمانی شدند.

ای‌کاش تنها بخش اندکی از نسخه‌های پیچیده شده این گردنه به‌موقع تجویز شود و به دست این بیمار بدحال سیاه‌چرده و رنگ‌پریده برسد...

انتهای پیام/پ

,

روزهای سرد مهر در سال‌های گذشته بهانه‌ای بود تا عملیات تعریض، آسفالت و نصب روشنایی از سوی برنامه ریزان و متولیان عمرانی به زمان مناسب واگذار شود. البته هرچند کامیون‌ها و لودرها هم آمدند و اندک تلاشی هم صورت گرفت و شانه جاده تراشیده شد، اما گردنه برزول با خاموش شدن غرش لودرها و ماشین‌آلات و همزمان با وزش نسیم خنک پائیز راهی خواب زمستانی شد. خرناسه‌ها کشید و مزاحمت‌هایی هم برای رهگذران خسته به وجود آورد.

 

به‌راستی این چه معمای عجیبی است که خواب بیش‌ از حد این گردنه برای متولیان مهم نمی‌افتد چرا که خواب زیاد هم از موجبات کسالت و بی رمقی روح جان است.

گردنه برزول با بدنی زخم‌خورده، سومین زمستان خود را هم تجربه کرده است و بی‌پناه و بی‌کس شاهد نامهربانی‌های بسیاری است که دل‌ و جان هر اهل نظری را به چالش می‌کشاند چراکه رها شدن در لابه‌لای صورت‌جلسات و بندها و تبصره‌ها هرز گاهی کشنده و هلاک‌کننده است.او برای ورود به چهارمین زمستان بهانه‌ای بنام تأمین اعتبار دارد.

همه ما برزولی ها و افراد عابری که از روستاهای پائین‌دست و همه عزیزانی که قصد عزیمت به سراب گیان را دارند مجبور به عبور از این گردنه هستند و بر ناملایمات انجام‌شده و اجحافات صورت گرفته بر این گردن‌شکسته گواهی می‌دهند. شاید بسیاری از مدیران نیز به‌عنوان عابر و رهگذر در روزها و هفته‌ها چندین بار مجبور به عبور از آن می‌شوند ولی کو طبیبی که دلش نیک بسوزد.

 

 

حال باید بر این مطلب تأکید داشت و پذیرفت که مردم ولی‌نعمتان انقلابند واقعیت‌های موجود در بطن جامعه را می‌بینند و می‌فهمند و البته بر بعضی کم‌کاری‌ها و کاستی‌ها نیز واقف‌اند و بارها نیز از این روند معترض‌اند ولی هر بار با وعده‌ای دل‌خوش به فردایی دیگر می‌شوند.

اکنون تابستان سال 94 نیز در حال اتمام است و اگر تحرکی برای تعریض و ساماندهی آن انجام نشود چهارمین خواب زمستانی این گردنه در راه است هرچند اکنون در خوابی عمیق فرورفته و بیدار شدنش به آرزویی دست‌نیافتنی شبیه است.

دوستان و مسئولان همه شما بر این امر واقفید که عملیات تعریض و آسفالت‌ریزی جاده‌ها در فصل گرم دارای اثر است و اگر در فرصت باقی‌مانده این مهم در گردنه برزول محقق نشود یا باید یک سال دیگر منتظر نشست تا دستی از غیب برون آید و کاری بکند و یا باید منتظر حوادث ناگواری بود که در طی سالیان با دیدگانمان نظاره‌گر بوده‌ایم مانند سیل عظیم خودروهایی که واژگون شده و عزیزانی که راهی بیمارستان و مراکز درمانی شدند.

ای‌کاش تنها بخش اندکی از نسخه‌های پیچیده شده این گردنه به‌موقع تجویز شود و به دست این بیمار بدحال سیاه‌چرده و رنگ‌پریده برسد...

انتهای پیام/پ

,

روزهای سرد مهر در سال‌های گذشته بهانه‌ای بود تا عملیات تعریض، آسفالت و نصب روشنایی از سوی برنامه ریزان و متولیان عمرانی به زمان مناسب واگذار شود. البته هرچند کامیون‌ها و لودرها هم آمدند و اندک تلاشی هم صورت گرفت و شانه جاده تراشیده شد، اما گردنه برزول با خاموش شدن غرش لودرها و ماشین‌آلات و همزمان با وزش نسیم خنک پائیز راهی خواب زمستانی شد. خرناسه‌ها کشید و مزاحمت‌هایی هم برای رهگذران خسته به وجود آورد.

 

به‌راستی این چه معمای عجیبی است که خواب بیش‌ از حد این گردنه برای متولیان مهم نمی‌افتد چرا که خواب زیاد هم از موجبات کسالت و بی رمقی روح جان است.

گردنه برزول با بدنی زخم‌خورده، سومین زمستان خود را هم تجربه کرده است و بی‌پناه و بی‌کس شاهد نامهربانی‌های بسیاری است که دل‌ و جان هر اهل نظری را به چالش می‌کشاند چراکه رها شدن در لابه‌لای صورت‌جلسات و بندها و تبصره‌ها هرز گاهی کشنده و هلاک‌کننده است.او برای ورود به چهارمین زمستان بهانه‌ای بنام تأمین اعتبار دارد.

همه ما برزولی ها و افراد عابری که از روستاهای پائین‌دست و همه عزیزانی که قصد عزیمت به سراب گیان را دارند مجبور به عبور از این گردنه هستند و بر ناملایمات انجام‌شده و اجحافات صورت گرفته بر این گردن‌شکسته گواهی می‌دهند. شاید بسیاری از مدیران نیز به‌عنوان عابر و رهگذر در روزها و هفته‌ها چندین بار مجبور به عبور از آن می‌شوند ولی کو طبیبی که دلش نیک بسوزد.

 

 

حال باید بر این مطلب تأکید داشت و پذیرفت که مردم ولی‌نعمتان انقلابند واقعیت‌های موجود در بطن جامعه را می‌بینند و می‌فهمند و البته بر بعضی کم‌کاری‌ها و کاستی‌ها نیز واقف‌اند و بارها نیز از این روند معترض‌اند ولی هر بار با وعده‌ای دل‌خوش به فردایی دیگر می‌شوند.

اکنون تابستان سال 94 نیز در حال اتمام است و اگر تحرکی برای تعریض و ساماندهی آن انجام نشود چهارمین خواب زمستانی این گردنه در راه است هرچند اکنون در خوابی عمیق فرورفته و بیدار شدنش به آرزویی دست‌نیافتنی شبیه است.

دوستان و مسئولان همه شما بر این امر واقفید که عملیات تعریض و آسفالت‌ریزی جاده‌ها در فصل گرم دارای اثر است و اگر در فرصت باقی‌مانده این مهم در گردنه برزول محقق نشود یا باید یک سال دیگر منتظر نشست تا دستی از غیب برون آید و کاری بکند و یا باید منتظر حوادث ناگواری بود که در طی سالیان با دیدگانمان نظاره‌گر بوده‌ایم مانند سیل عظیم خودروهایی که واژگون شده و عزیزانی که راهی بیمارستان و مراکز درمانی شدند.

ای‌کاش تنها بخش اندکی از نسخه‌های پیچیده شده این گردنه به‌موقع تجویز شود و به دست این بیمار بدحال سیاه‌چرده و رنگ‌پریده برسد...

انتهای پیام/پ

,

روزهای سرد مهر در سال‌های گذشته بهانه‌ای بود تا عملیات تعریض، آسفالت و نصب روشنایی از سوی برنامه ریزان و متولیان عمرانی به زمان مناسب واگذار شود. البته هرچند کامیون‌ها و لودرها هم آمدند و اندک تلاشی هم صورت گرفت و شانه جاده تراشیده شد، اما گردنه برزول با خاموش شدن غرش لودرها و ماشین‌آلات و همزمان با وزش نسیم خنک پائیز راهی خواب زمستانی شد. خرناسه‌ها کشید و مزاحمت‌هایی هم برای رهگذران خسته به وجود آورد.

 

به‌راستی این چه معمای عجیبی است که خواب بیش‌ از حد این گردنه برای متولیان مهم نمی‌افتد چرا که خواب زیاد هم از موجبات کسالت و بی رمقی روح جان است.

گردنه برزول با بدنی زخم‌خورده، سومین زمستان خود را هم تجربه کرده است و بی‌پناه و بی‌کس شاهد نامهربانی‌های بسیاری است که دل‌ و جان هر اهل نظری را به چالش می‌کشاند چراکه رها شدن در لابه‌لای صورت‌جلسات و بندها و تبصره‌ها هرز گاهی کشنده و هلاک‌کننده است.او برای ورود به چهارمین زمستان بهانه‌ای بنام تأمین اعتبار دارد.

همه ما برزولی ها و افراد عابری که از روستاهای پائین‌دست و همه عزیزانی که قصد عزیمت به سراب گیان را دارند مجبور به عبور از این گردنه هستند و بر ناملایمات انجام‌شده و اجحافات صورت گرفته بر این گردن‌شکسته گواهی می‌دهند. شاید بسیاری از مدیران نیز به‌عنوان عابر و رهگذر در روزها و هفته‌ها چندین بار مجبور به عبور از آن می‌شوند ولی کو طبیبی که دلش نیک بسوزد.

 

 

حال باید بر این مطلب تأکید داشت و پذیرفت که مردم ولی‌نعمتان انقلابند واقعیت‌های موجود در بطن جامعه را می‌بینند و می‌فهمند و البته بر بعضی کم‌کاری‌ها و کاستی‌ها نیز واقف‌اند و بارها نیز از این روند معترض‌اند ولی هر بار با وعده‌ای دل‌خوش به فردایی دیگر می‌شوند.

اکنون تابستان سال 94 نیز در حال اتمام است و اگر تحرکی برای تعریض و ساماندهی آن انجام نشود چهارمین خواب زمستانی این گردنه در راه است هرچند اکنون در خوابی عمیق فرورفته و بیدار شدنش به آرزویی دست‌نیافتنی شبیه است.

دوستان و مسئولان همه شما بر این امر واقفید که عملیات تعریض و آسفالت‌ریزی جاده‌ها در فصل گرم دارای اثر است و اگر در فرصت باقی‌مانده این مهم در گردنه برزول محقق نشود یا باید یک سال دیگر منتظر نشست تا دستی از غیب برون آید و کاری بکند و یا باید منتظر حوادث ناگواری بود که در طی سالیان با دیدگانمان نظاره‌گر بوده‌ایم مانند سیل عظیم خودروهایی که واژگون شده و عزیزانی که راهی بیمارستان و مراکز درمانی شدند.

ای‌کاش تنها بخش اندکی از نسخه‌های پیچیده شده این گردنه به‌موقع تجویز شود و به دست این بیمار بدحال سیاه‌چرده و رنگ‌پریده برسد...

انتهای پیام/پ

,

روزهای سرد مهر در سال‌های گذشته بهانه‌ای بود تا عملیات تعریض، آسفالت و نصب روشنایی از سوی برنامه ریزان و متولیان عمرانی به زمان مناسب واگذار شود. البته هرچند کامیون‌ها و لودرها هم آمدند و اندک تلاشی هم صورت گرفت و شانه جاده تراشیده شد، اما گردنه برزول با خاموش شدن غرش لودرها و ماشین‌آلات و همزمان با وزش نسیم خنک پائیز راهی خواب زمستانی شد. خرناسه‌ها کشید و مزاحمت‌هایی هم برای رهگذران خسته به وجود آورد.

,

, ,

 

,

به‌راستی این چه معمای عجیبی است که خواب بیش‌ از حد این گردنه برای متولیان مهم نمی‌افتد چرا که خواب زیاد هم از موجبات کسالت و بی رمقی روح جان است.

,

گردنه برزول با بدنی زخم‌خورده، سومین زمستان خود را هم تجربه کرده است و بی‌پناه و بی‌کس شاهد نامهربانی‌های بسیاری است که دل‌ و جان هر اهل نظری را به چالش می‌کشاند چراکه رها شدن در لابه‌لای صورت‌جلسات و بندها و تبصره‌ها هرز گاهی کشنده و هلاک‌کننده است.او برای ورود به چهارمین زمستان بهانه‌ای بنام تأمین اعتبار دارد.

,

همه ما برزولی ها و افراد عابری که از روستاهای پائین‌دست و همه عزیزانی که قصد عزیمت به سراب گیان را دارند مجبور به عبور از این گردنه هستند و بر ناملایمات انجام‌شده و اجحافات صورت گرفته بر این گردن‌شکسته گواهی می‌دهند. شاید بسیاری از مدیران نیز به‌عنوان عابر و رهگذر در روزها و هفته‌ها چندین بار مجبور به عبور از آن می‌شوند ولی کو طبیبی که دلش نیک بسوزد.

,

 

,

, ,

 

,

حال باید بر این مطلب تأکید داشت و پذیرفت که مردم ولی‌نعمتان انقلابند واقعیت‌های موجود در بطن جامعه را می‌بینند و می‌فهمند و البته بر بعضی کم‌کاری‌ها و کاستی‌ها نیز واقف‌اند و بارها نیز از این روند معترض‌اند ولی هر بار با وعده‌ای دل‌خوش به فردایی دیگر می‌شوند.

,

اکنون تابستان سال 94 نیز در حال اتمام است و اگر تحرکی برای تعریض و ساماندهی آن انجام نشود چهارمین خواب زمستانی این گردنه در راه است هرچند اکنون در خوابی عمیق فرورفته و بیدار شدنش به آرزویی دست‌نیافتنی شبیه است.

,

دوستان و مسئولان همه شما بر این امر واقفید که عملیات تعریض و آسفالت‌ریزی جاده‌ها در فصل گرم دارای اثر است و اگر در فرصت باقی‌مانده این مهم در گردنه برزول محقق نشود یا باید یک سال دیگر منتظر نشست تا دستی از غیب برون آید و کاری بکند و یا باید منتظر حوادث ناگواری بود که در طی سالیان با دیدگانمان نظاره‌گر بوده‌ایم مانند سیل عظیم خودروهایی که واژگون شده و عزیزانی که راهی بیمارستان و مراکز درمانی شدند.

,

ای‌کاش تنها بخش اندکی از نسخه‌های پیچیده شده این گردنه به‌موقع تجویز شود و به دست این بیمار بدحال سیاه‌چرده و رنگ‌پریده برسد...

,

انتهای پیام/پ

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه