حاشیه های سفر به پارک ملی سالوک خراسان شمالی؛
سالوک؛ پلنگها و گون هایش گوهری ناشناخته در خراسان شمالی
بعد از چند مرحله استراحت وقتی تقریبا به بالای کوه نزدیک شدیم، پناهگاه در سایه روشن نور ماه شب 8 شوال از دور دیده می شود و ذکر الحمدلله بر زبانهای ما جاری...[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از «دانشجویان بیدار»نماز جمعه که به پایان رسید یکی از کوهنوردان بجنوردی پیشنهاد کرد در صورت تمایل سفر دو روزه ای به کوه سالوک در نزدیکی روستای رختیان از توابع بجنورد برویم و از طبیعت زیبا و گونه های جانوری و گیاهی آن گزارشی تهیه کنیم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, دانشجویان بیدار,جانباز خراسان شمالی که هیمالیا را زیر پا گذاشت
, جانباز خراسان شمالی که هیمالیا را زیر پا گذاشت,ما نیز فرصت را غنیمت شمردیم و با آنها راهی سفر شدیم، سرگروه ما نیز استاد غلامرضا مهنانی کوهنورد پیشکسوت جانباز که مچ پایش را در هشت سال دفاع مقدس از دست داده بود بعهده داشت.
,او تاکنون اکثر قله های بلند کشورمان از جمله دماوند را در نوردیده بود و همراه با تیم جانبازان کوهنورد جمهوری اسلامی، هیمالیا را نیز زیر پا گذاشته بود.
,,

, ,
مهنانی بیش از 20 سال است که به صورت حرفه ای کوهنوردی می کند و جانبازی اش نتوانسته در روحیه ورزشی او خللی وارد کند که در ادامه راجع به آن توضیح می دهم.
,یکی از بزرگترین پلنگ های دنیا در خراسان شمالی
, یکی از بزرگترین پلنگ های دنیا در خراسان شمالی,به خاطر برخی کارهایی که پیش آمد کمی دیر از بجنورد راه افتادیم و وقتی ماشین را در رختیان گذاشتیم و پای کوه رسیدیم چیزی تا غروب آفتاب نمانده بود.
,هر کدام از اعضای گروه یک کوله 10 کیلویی به دوش گرفتند و راه افتادیم، هنوز بخش کمی از مسیر را نرفته بودیم که اذان گفت و همانجا در دامنه کوه مشغول خواندن نماز شدیم.
,دیگر شب شده بود و کم کم از هوای گرم پایین کوه خبری نبود، تا پناهگاه که محل اسکان شب بود بیش از 2 ساعت مانده بود و به خاطر شیب تند و بار سنگین خیس عرق شده بودیم.
,یکی از همراهان می گوید سالوک از جمله زیستگاههای پلنگ آسیایی است و بر اساس آخرین مشاهدات یکی از بزرگترین پلنگ های دنیا در همین منطقه می زید.
,یک عضو جوان گروه می پرسد اگر پلنگ به ما حمله ور شود می توانیم 4 نفری از خود دفاع کنیم، او با خنده پاسخ می دهد: غیر ممکن است چرا که پلنگ به تنهایی 10 نفر را حریف است.
,,

, ,
این عضو جوان دوباره می پرسد چاره چیست؟ عضو پیشکسوت می گوید: اینجا به اندازه کافی غذا برای خوردن پیدا می کند تا به انسان کاری نداشته باشد مگر اینکه به او تعرضی صورت بگیرد.
,دیگر شب تمام کوه را فراگرفته است و سکوت آرامش بخشی در لابلای صخره ها و درختچه ها حاکم شده و تا پناهگاه هم راهی نمانده است.
,حاج غلامرضا، شبهای قدر و احیا داری در کوه سالوک
, حاج غلامرضا، شبهای قدر و احیا داری در کوه سالوک,همان طور که گفتم سرگروه حاج غلامرضا مهنانی است، خدا حفظش کند با پای قطع شده از همان پای کوه از ما سبقت گرفت و با کوله ای که 1.5 برابر سنگین تر از کوله های ما بود، برای آماده کردن پناهگاه و بساط چای و شام در چشم به هم زدنی غیب شد.
,ما هم نه اینکه نخواهیم همراه او شویم بلکه واقعا به گرد پایش هم نرسیدیم.
,بعد از چند مرحله استراحت وقتی تقریبا به بالای کوه نزدیک شدیم، پناهگاه در سایه روشن نور ماه شب 8 شوال از دور دیده می شود و ذکر الحمدلله بر زبانهای ما جاری.
,وقتی رسیدیم حاجی مهنانی چایش را براه کرده بود و دور هم شام را خوردیم؛ حاجی از خاطرات ماه رمضان خود در سالوک برایمان گفت که سالهاست بیش از نیمی از این ماه مبارک را در اینجا سپری می کند.
,,

, ,
حاج غلامرضا شبهای رمضان را در کوه اردو می زند و خیمه بندگی را زیر آسمان سالوک برپا می کند.
,او می گوید امسال شبهای قدر هم اینجا احیا داری کرده و در سکوت و معنویت کوه به راز و نیاز با خدای متعال پرداخته است.
,او معتقد است سالوک حس معنوی خاصی به انسان می دهد و در برابر عظمتش، کوچکی و حقارت خودت را که قیاس می کنی بلا درنگ سر سجده و تواضع خم خواهی کرد.
,از این بالا و در سکوت شب واقعا خدا نزدیکتر است...
,بعد از آن خوابیدیم، البته این را هم بگویم اصلا فکر نمی کردیم هوا این بالا اینقدر سرد باشد که تا صبح بلرزیم و خودمان را ملامت کنیم که چرا لباس و تجهیزات مناسب نیاوردیم!
,اتفاقاتی که در مسیر "سرخ چشمه" افتاد
, اتفاقاتی که در مسیر "سرخ چشمه" افتاد,اذان صبح که می گوید بعد از نماز، ساعاتی را به مطالعه کتاب "انسان 250 ساله"(1) می پردازم که خود داستان مفصلی دارد.
,وقتی از پنجره درب پناهگاه احساس می کنم کمی هوا روشن شده بیرون می روم تا لحظه طلوع خورشید را از لابلای سخره ها نظاره کنم.
,صبح که می شود بعد از صبحانه برای طبیعت گردی به صف می شویم و حرکت خود را برای آشنایی با ضلع های گوناگون سالوک آغاز می کنیم.
,,

, ,
ابتدا از ضلع غربی آغاز می کنیم و از مسیری که سرتاسرش را گوَن(2) ها پوشانده اند به سمت "سرخ چشمه" راه می افتیم.
,همین اوایل راه است که با اولین جانور بومی برخورد می کنیم، مار!
,,

, ,
بله آنهم از شانس بنده است که اولین نفر با آن مواجه می شوم، اما او میزبان خوبی است و بدون اینکه آسیبی برساند آرام می خزد و خود را به درون تخته سنگها پنهان می کند.
,راه را ادامه می دهیم، به خاک های سرخ یا همان خاک رس می رسیم، حاج غلامرضا می گوید به همین خاطر به این چشمه سرخ چشمه می گویند و متوجه می شوم که چشمه نزدیک است.
,بعد از نوشیدن چندین جرعه آب از آنجا برای دقایقی روی چمن هایی که اطراف چشمه روییده چرتی می زنیم، واقعا هوا عالی است و در آسمان چند عقاب روی سرمان در حال پرواز هستند.
,,

, ,

, ,
حرکت به سمت محل زندگی پلنگ
, حرکت به سمت محل زندگی پلنگ ,کمی که خستگی به در می کنیم برای ادامه مسیر به سمت دره ای واقع در ضلع جنوب شرقی سالوک به راه می افتیم، حاجی می گوید آنجا محل زندگی پلنگ است.
,دوباره استرس ها شروع می شود و اینبار خودم پیشقدم می شوم، حاج غلامرضا اگر پلنگ دیدیم بهترین واکنش چیست؟
,حاجی پاسخ می دهد: پلنگ مانند یک پهلوان بسیار قدرتمند است که باید احترامش حفظ شود، بزرگان می گویند در مواجهه با پلنگ نباید به او حمله کرد یا سر و صدا به پا کرد، همچنین نباید به او پشت کنی.
,او می افزاید: اگر کاری به کارش نداشته باشی یا شانس بیاوری که اشتباها نزدیک توله هایش نرفته باشی و یا موقع آب یا غذا خوردن متعرضش نشوی کاری به انسان ندارد.
,خوب نکات ارزشمندی است، البته سعی می کنیم از ایشان فاصله نگیریم.
,حاجی به لبه بلندی یکی از تپه ها که می رسد سنگ چین(3) خودش را بلند تر می کند و به راه ادامه می دهد.
,,

, ,
ما را از مسیری می برد که حسابی بکر است و فکر نمی کنم کسی جز خودش تا کنون به آنجا قدم گذاشته باشد، مسیر مشرف به دره است که اگر احیانا پلنگ آنجا بود بتوانیم از دور آنرا مشاهده کنیم.
,,

, ,
همین طور که پایین می رفتیم ناگهان یک گله 13 عددی از بزهای کوهی به همراه کُره هایشان از زیر پای ما شروع به گریختن می کنند و در چشم به هم زدنی روی قله کوه مقابل می ایستند.
,صحنه شگفت آوری است مخصوصا برای ما که تمام زندگی مان در فضای مجازی و شهرنشینی خلاصه شده است.
,وقتی پایین تر می رویم صدای کبک ها بلند می شود و به همدیگر هشدار می دهند که انسان آمده است.
,جلوتر چند دسته از این کبک ها شروع به پرواز می کنند و تعدادشان خیلی زیاد است و صدای بالهایشان در آن دره می پیچد و غوغایی به پا می کند.
,حاجی می خواهد ما را به ابتدای دره جایی که یک آبشار طبیعی تشکیل شده است ببرد تا بیشتر از این لذت ببریم اما متاسفانه سختی مسیر باعث می شود یکی از همراهان نتواند ادامه بدهد و مجبور به تغییر مسیر می شویم.
,یک گیاه دارویی با طعم و بوی خاص
, یک گیاه دارویی با طعم و بوی خاص,در میانه مسیر مقدار زیادی گل زرد و آنخ و از همه مهمتر غَصنی که از گیاهان دارویی پرمصرف مردم خراسان شمالی است جمع آوری می کنیم.
,حاج غلامرضا می گوید گل زرد برای دلدرد، آنخ برای مطبوع کردن چای و آرامش روان و غصنی هم برای از بین بردن آلودگی های معده و روده و پاکیزه کردن آن بسیار مفید است.
,,

, گیاه غصنی که دارای شیره ای با بوی تند است
,,
به سمت پناهگاه که بر می گردیم یک روباه زیبا از بین بوته ها خارج می شود و شروع به دویدن می کند، واقعا زیباست و دیدن این همه جانور و مرتع طبیعی همه ما را به شعف آورده است.
,راه را ادامه می دهیم تا به پناهگاه نزدیک می شویم، وقتی رسیدیم متوجه شدیم آبها تمام شده است و باید برای آوردن آب به محل اطراق عشایر در پایین همان دره مراجعه کنیم.
,هوا دیگر تقریبا تاریک شده است و باد سردی در حال وزیدن است، من و یک عضو جوان دیگر گروه به سمت دره پایین پناهگاه راه می افتیم و بیش از 20 بطری 1.5 لیتری را برای پر کردن می بریم.
,به چشمه که رسیدیم و آب را پر کردیم در برگشت به محل زندگی عشایر نگاه کردم، یک محل بی تکلف و ساده و پرچین هایی که برای برپا کردن چادر درست کرده بودند و تقریبا 10 روزی بود که آنجا را به مقصد بعدی ترک گفته بودند.
,تقریبا غروب شده است که ما به سرعت به سمت پناهگاه راه می افتیم تا به شب نخوریم، از دور دود آتشی که حاجی برای گرم کردن شام و درست کردن چای روشن کرده به چشم می خورد.
,,

, ,
شام را می خوریم و امروز نیز به پایان می رسد و فردا صبح موسم بازگشت به شهر است.
,خراش هایی که انسانها به سالوک وارد کرده اند
, خراش هایی که انسانها به سالوک وارد کرده اند,صبح روز بعد بلافاصله بعد از نماز صبح به سمت روستای رختیان راه می افتیم، مسیری را که شب در 3 ساعت طی کردیم این بار در یک ساعت طی می کنیم.
,,

, ,
چرا که هم کوله ها سبک تر شده و خوراکی ها تمام شده و هم مسیر سرپایینی است.
,وقتی نزدیک روستا می شویم تازه برخی خراش هایی که انسانها به سالوک وارد کرده اند پدیدار می شود.
,گون هایی که به خاطر چراندن گوسفند و خواباندن آنها له شده اند و از بین رفته اند خیلی آزارم می دهد، دقیقا آنجایی که گوسفند خوابیده و رفت و آمد کرده خالی از پوشش گیاهی است و یا خارها به جای گون سبز شده است.
,جلو تر که می آیم دردم بیشتر می شود، آنجا که یکی از روستاییان غافل، آمده است برای بهره برداری کشاورزی دل کوه را شخم زده است و گون های آن منطقه را ریشه کن کرده است.
,آنهم زمینی که سراسر سنگ است و اصلا شاید 10 درصد محصول هم نسبت به یک زمین عادی تولید نکند، آتش گرفتم.
,حاج غلامرضا می گوید یکی از پیرمرد های اهالی به او گفته است تا 50 سال پیش گون ها و درخت های ارس تا لبه روستا پر بوده اما الان که می نگری حتی روی کوه را تا نزدیکی قسمت صخره ای شخم زده اند!
,قانون جنگل واژه ای که بد جا افتاده!
, قانون جنگل واژه ای که بد جا افتاده!,او می گوید برخی برای نشان دادن بی نظمی از واژه "قانون جنگل" استفاده می کنند اما هیهات! شما کجا دیده ای حیوانات چنین خسارت های جبران نشدنی به طبیعت بزنند، اتفاقا زندگی آنها سراسر نظم و حفظ طبیعت است.
,سفر به پایان آمد و ما ماندیم و خاطرات این سه روز که فکر نکنم آن همه زیبایی و لحظات دلنشین از زندگی در کوه و هم زیستی با طبیعت سالوک تا آخر عمر از یادم برود.
,,

, ,

, ,

, ,
امیدوارم بار دیگر توفیق سفر به این طبیعت بکر و ناب روزی ام شود و به همه توصیه می کنم مخصوصا در این فصل سالوک را در برنامه بگذارند.
,به امید روزیکه همگی حافظ و پاسدار طبعیت زیبای خداوندی باشیم.
,,
پی نوشت ها:
, پی نوشت ها:,1- داستان زندگی ائمه اطهار که چگونه زندگی این بزرگواران علی رغم تفاوت ظاهری در مجموع یک حرکت مستمر و طولانی است که 250 سال ادامه پیدا می کند.
,2- سنگ چین: روشی برای علامتگذاری در کوه است که بعنوان یادگاری از افراد ایجاد می شود، در واقع از چیده شدن سنگها روی هم و ایجاد یک تپه مصنوعی کوچک بوجود می آید.
,انتهای پیام/ج
,]
ارسال دیدگاه