عبور از انتخابات

بازخوانی اصولگرایی و نسبت ما با جایگاه ولایت

بازخوانی اصولگرایی و نسبت ما با جایگاه ولایت
بحث من پیرامون نداشتن شناخت کافی و اعتقاد کافی به مسأله ولایت است. ارادت هست، محبت هست، اما شناخت کافی به موضوع ولایت نیست، آن را در جایش تعریف نکرده ایم؛ من امروز در حضور شما اعلام می کنم که ما به این بیماری مبتلا هستیم...
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از صاحب نیوز،عبور از انتخابات ریاست جمهوری یازدهم فرصت و بهینه ای برای جریان اصول گرایی است که به بازخوانی اندیشه های خود و فراز و نشیب های آن در هشت سال گذشته بپردازند. از جمله نیازهای امروز جریان ارزشی انقلاب، تدبری دوباره و تعیین نسبت خود با جایگاه ولایت است. متن زیر سخنرانی استاد سید مسعود شهیدی در میان جمعی از طلاب دغدغه مند اصفهانی است که توسط سرویس سیاسی صاحب نیوز پیاده سازی شده است. استاد شهیدی به زیبایی به این امر مهم پرداخته اند و معتقدند باید ابتدا نسبت به خودمان سوء ظن داشته باشیم و با صراحت به بازخوانی حوادث چند سال گذشته بپردازیم.

, شبکه اطلاع رسانی دانا, صاحب نیوز, عبور از انتخابات ریاست جمهوری یازدهم فرصت و بهینه ای برای جریان اصول گرایی است که به بازخوانی اندیشه های خود و فراز و نشیب های آن در هشت سال گذشته بپردازند. از جمله نیازهای امروز جریان ارزشی انقلاب، تدبری دوباره و تعیین نسبت خود با جایگاه ولایت است. متن زیر سخنرانی استاد سید مسعود شهیدی در میان جمعی از طلاب دغدغه مند اصفهانی است که توسط سرویس سیاسی صاحب نیوز پیاده سازی شده است. استاد شهیدی به زیبایی به این امر مهم پرداخته اند و معتقدند باید ابتدا نسبت به خودمان سوء ظن داشته باشیم و با صراحت به بازخوانی حوادث چند سال گذشته بپردازیم.,

استاد شهیدی

, استاد شهیدی, استاد شهیدی,

سلام علیکم و رحمه الله؛ بسم الله الرحمن الرحیم. السلام علیک یا اباعبدالله  و علی الارواح التی حلت بفنائک. یا اباعبدالله انّی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم الی یوم القیامه.

, سلام علیکم و رحمه الله؛ بسم الله الرحمن الرحیم. السلام علیک یا اباعبدالله  و علی الارواح التی حلت بفنائک. یا اباعبدالله انّی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم الی یوم القیامه.,

در جمع عزیزانی که در حوزه مشغول تحصیل هستند اگر قرار باشد صحبتی بشود باید اقتضای این جمع و نیاز این جمع مد نظر باشد و با توجه به سخنان مقام معظم رهبری، یکی از نیازها این است که نسبت بین حوزه و نظام در موردش کار شود، تحقیق شود و صحبت شود. من می خواهم از شما اجازه بگیرم که در این فرصت یک مقداری صریح و بدون ملاحظه مسأله رابطه حوزه با نظام را آسیب شناسی کنم، و در محدوده ای کوچکتر، رابطه شمایی که این جا نشسته اید با نظام را.

,

حالا خیلی هم بحث را گسترده نگیریم. همین جمعی که در این مدرسه هستید رابطه شما با نظام را آسیب شناسی کنیم، کالبد شکافی کنیم. می شود مقداری روشن و واضح صحبت کنیم، حتی اگر تلخ باشد. خیلی وقت ها آدم های بدی هستند که کارهای بدی در رابطه با مسأله نظام و ولایت و انقلاب انجام می دهند. ما را که می بینید از آن ها انتقاد می کنیم اما از خودمان مقداری غفلت می کنیم. اینکه ما خودمان اوضاعمان چه طور است لازم است فرصت هایی باشد که دور هم بنشینیم و خودمان را هم مورد ارزیابی بیرحمانه قرار دهیم؛ به خودمان رحم نباید بکنیم با سوء ظن به خودمان نگاه کنیم. توصیه شده است در اسلام که راجع به دیگران با حسن ظن و راجع به خودمان با سوء ظن نگاه کنیم. حالا این جمع خودمانی من را می بخشند اگر من مقداری رعایت آن آدابی را نداشته باشم که معمولا باید افراد خیلی با احترام و ملاحظه و این ها باشند. ما می خواهیم در این جلسه یک کار خیلی دقیق کارشناسی در مورد خودمان انجام دهیم. یعنی در مورد طلبه های ولایتی انقلابی طرفدار رهبر جان بر کف.

, به خودمان رحم نباید بکنیم با سوء ظن به خودمان نگاه کنیم. توصیه شده است در اسلام که راجع به دیگران با حسن ظن و راجع به خودمان با سوء ظن نگاه کنیم.,

بله ما مبتلاییم

, بله ما مبتلاییم, بله ما مبتلاییم,

در ماجرای کربلا که بزرگترین مصیبت تاریخ بشر، بزرگترین مصیبت عالم اتفاق افتاد، افرادی مثل من و شما حضور داشتند؛ نه در سپاه امام حسین(ع) بلکه در سپاه روبه رو. خیلی ما نسبت به امام حسین(ع) عرض ارادت می کنیم و آرزو داریم که ای کاش در رکاب آن حضرت بودیم. می خواهیم ارزیابی کنیم ببینیم آنانی که مثل ما بودند (مثل ما یعنی طلبه انقلابی ولایتی) اما در طرف مقابل قرار گرفتند چرا این طور شد؟ با صراحت من می گویم بعضیشان از این جمعی که این جا نشسته اند خیلی امتیازاتشان بالاتر بود، هم در علم، هم در انقلابی بودن، هم در ولایتی بودن. باید ترسید! بعضی ها در ارتباط با ماجرای کربلا، کسانی که منبر می روند سخنرانی می کنند مقاله می نویسند نسبت به آن مصیبت ها، به آن اتفاقات بسیار بسیار عظیمی که در آن روز اتفاق افتاد می پردازند، مردم را نسبت به آن ها روشن می کنند، شجاعت هایی که صورت گرفت، ایثارهایی که بود، زیبایی هایی که در آن چند روز درخشیدن گرفت… خیلی خوب است – همه این ها خوب است – اما یک وظیفه دیگری هم در مورد عاشورا هست که این، کم انجام می شود و آن این است که چرا این اتفاق افتاد؟ چرا بعضی از آدم های خوب، بسیار خوب، عالم، متقی، مبارز، شهادت طلب؛ چرا این ها در شهید شدن امام حسین و اصحابش شریک شدند، چرا؟ این بحث کم می شود. شماها اگر جایی منبر رفتید به این بخش از مسئله هم که مهمتر از قسمت اول است باید پرداخت. چون ما اگر به این قسمت نپردازیم و غفلت کنیم ممکن است من و شما ۱۰ سال دیگر، ۱۵ سال دیگر، همان ماجرایی را که یک عده ای در آن دوران انجام دادند تکرار کنیم. می گویم آن ها بهتر از ما بودند. بفهمیم چرا این جوری شد، بفهمیم چرا آدم های به آن خوبی به آن جا رسیدند؟ و آیا ما هم در آن مسیر قرار داریم ولی چون اوایلش هستیم متوجه نیستیم؟ آسیب شناسی این جاست. بیماری هایی هست که یک دوره پنهان دارد و یک دوره آشکار. افراد اگر نروند خودشان را به متخصص ارائه دهند ممکن است مبتلا باشند ولی در دوره پنهانش باشند. دوره آشکارش که شروع شد دیگر قابل معالجه نیست. آیا احتمال می دهید که ما به آن بیماری که آن بزرگان مبتلا شدند و منجر شد به این که حضرت اباعبدالله را به قتل رساندند و اصحاب و یارانشان را، آیا ممکن است ما الآن به آن بیماری مبتلا باشیم؟ منتها در دوره پنهانش. بله من در این جلسه با صراحت به شما می گویم بله. ما مبتلاییم.

,

 روی این مسأله یک فکری بکنیم و من در مبتلا بودن هیچ تردیدی ندارم. مبتلا بودن چه کسی؟ من و شمایی که این جا نشسته ایم. ما مبتلاییم. ما در این مسیر داریم می رویم ولی چون اوایل مسیر است متوجه نیستیم، نمی توانیم بفهمیم. هر روز هم زیارت عاشورا را می خوانیم و عرض ارادت می کنیم. خب از مجموعه صحبت هایی که بنده شنیده ام و کتاب هایی که خوانده ام به طور اجمال دو تا ویژگی را که برجسته تر از بقیه است در این بیماری می خواهم عرض کنم که ببینیم ما مبتلا هستیم یا نیستیم؟ با دو تا آزمایش.

,

اول: آلوده شدن به بیت المال؛ آلوده شدن از مال حرام، از اموال عمومی. بزرگانی که در کربلا مقابل حضرت اباعبدلله ایستاده اند که بخش مهمی شان به این بیماری مبتلا شده بودند. حالا ممکن است شما بگویید که ما که در این قسمت الحمدلله مبتلا نشدیم چون اصلا مالی نداریم که بخواهد به بیت المال وصل شود یا نشود. جیب ها همه خالی و خیال ها آسوده. نه اشتباه ما همین جاست. آن هایی هم که در ماجرای کربلا ثروت های افسانه ای داشتند اولش که این جوری نبودند، در زمان پیغمبر که این جوری نبودند؛ در زمان پیامبر مثل ما بودند؛ جیب ها خالی، جان بر کف توی صحنه. آرام آرام شروع شد. من یک مثال می زنم از این قسمت عبور می کنم چون صحبتم با شما بیشتر در علت دومی است.

, اول:, آن هایی هم که در ماجرای کربلا ثروت های افسانه ای داشتند اولش که این جوری نبودند، در زمان پیغمبر که این جوری نبودند؛ در زمان پیامبر مثل ما بودند؛ جیب ها خالی، جان بر کف توی صحنه. آرام آرام شروع شد.,

دوستی ما را دعوت کرد به محیطی مثل این جا، ما هم به اتفاق یک فرد دیگری که او هم یک جوان بسیار خوب و انقلابی و ولایتی است، به اتفاق ایشان، رفتیم که آن جا ناهار بخوریم؛ وقتی نشستیم که سفره را آوردند ما دیدیم آن رفیقی که با ما آمده بود دست کرد توی جیبش و یک نارنج در آورد گذاشت توی سفره که این را هم فشار بدهیم روی غذا که خوشمزه شود. ما گفتیم که نارنج کجا بود یک دفعه این جا؟ گفت از همین درخت کندم. یک درخت بوده توی محیط مدرسه، نارنج داشته ایشان کنده آورده. آن صاحب خانه که جوان دقیقی بود به ایشان گفت که این نارنج مال کیه؟ گفت: خب مال ماست دیگر. مال این هایی است که توی این مدرسه هستند. گفت از کجا می دانی؟ گفت خب معلومه دیگه درخت را این جا کاشته اند برای این که از نارنج استفاده کنیم. صاحبخانه گفت: این درخت ۵ تا نارنج داشت، -همین یک عدد درخت نارنج هم در حیاط بود- شما یک دانه اش را کندی. نمی دانی هم که آیا حق کندن داشتی یا نه؟ یعنی تو مالکش بودی یا این مال بیت المال بود. این را هم نمی دانی. چون ممکن است بر اساس ضوابطی گفته باشند این ها مال طلبه هاست بخورند نوش جانشان. ممکن هم هست که این را نگفته باشند. اگر نگفته باشند این نارنج مال کیست؟ این مدرسه مال کیست؟ این آجرها مال کیست؟

,

بعد یک حرفی زد که خیلی مرا تکان داد آن برادر عزیز. گفت ببین این آقایی که هزارها میلیارد ریال از بیت المال سوء استفاده کرد و رفت کانادا و ما همه او را محکوم می کنیم و از او تنفر داریم او کمتر از تو دزدید. گفت چرا؟ گفت تو دسترسی به بیت المال نداری به ۵ تا نارنج از بیت المال دسترسی داشتی یکی اش را کندی یعنی یک پنجم بیت المال را بردی. یک هزار میلیارد در مقایسه با کل بیت المال چقدر است؟ با کل پولی که در اختیار داشته است درصد کمی است. گفت تو اگر روش ات را اصلاح نکنی، ۱۰ سال دیگر که رئیس بانک مرکزی شوی بیش از این می بری. بعضی از افراد در دوران اولیه که دسترسی به هیچی ندارند می توانند خودشان را آزمایش کنند که من اگر دسترسی پیدا کنم چه خواهد شد؟ بعضی افراد به دلیل کم بودن یک دانه نارنج می گویند بی خیال اینکه حالا حلال است، حرام است، مال کیست، راضی است؟ ناراضی است؟ یعنی این قدر ناچیز است که اصلا این حساب ها رو نمی شود کرد. این فرهنگ تبدیل می شود به…

, بعد یک حرفی زد که خیلی مرا تکان داد آن برادر عزیز.,

من یک مورد را مثال می زنم و عبور می کنم؛ از نمونه هایی است که در صدر اسلام در مقابل امام حسین (ع) ایستادند. سخنرانی عبرت های عاشورا را که یادتان هست؟ کمتر من دیده ام بالای منبرها آن خط ادامه پیدا کند. شما باید روی آن خط مطالعه کنید و کار کنید. ببینید «زید بن ثابت» در مدینه بالاترین مقام قضاوت را در زمان پیامبر داشت. شاید بالاترین که می گوییم یعنی درجه یک. جزو ۷ نفری بود که صاحب فتوی بوده در بین صحابه. ۷ نفر صاحب فتوای درجه یک یکیش این آقا بوده. کاتب وحی بوده است یعنی از کسانی بوده است که قرآن که نازل می شده و حضرت می فرمودند، این آقا می نوشته است. با افراد دیگر البته. در ۱۵ سالگی در جنگ خندق شرکت کرده است. ببینید این ها مسائل خیلی مهمی است برای یک فرد. در زمان خلیفه دوم و سوم به دلیل این سوابق، او را دعوت می کنند خزانه دار شود. هدیه هایی به این می دهند که یک موردش ۱۰۰ هزار درهم بوده که ابوذر اعتراض می کند. در آن زمان حضرت علی (ع) ثروت متوسط حلال معمول در آن محیط را ۴۰۰۰ درهم اعلام کرده بودند. این در یک مجلس فقط ۱۰۰ هزار درهم هدیه بهش می دهند. هر درهمی ۱۰۰۰۰ تومان امروز ماست ۱۰۰۰۰*۱۰۰۰۰۰ می شود یک میلیارد تومان. یعنی در یک جلسه که می خواستند هدیه به ایشان بدهند یک میلیارد تومان بهش دادند. ایشان با حضرت علی (ع) بیعت نکرد با آن سوابق. در تمام جنگ های زمان حضرت علی (ع) بی تفاوت نشست وارد نشد. طلحه و زبیر را که شما می دانید لازم نیست من بگویم. هم سوابقشان را می دانید و هم ثروتشان را. مقام معظم رهبری در سخنرانی عبرت های عاشورا به صراحت فرمودند که این ثروت های باد آورده، این رانت خواری ها، نقطه انحراف اولیه اش از زمان خلیفه اول و دوم شروع شد که گفتند به نزدیکان و صحابه باید ثروت بیشتری داد. تا زمان عثمان که دیگر… پس این آدم هایی که می بینید به قول خودشان پول ریخت و پاش می کنند برای پیشرفت انقلاب و نظام و این ها، این را باید مقداری مواظب باشیم. آن آقای نماینده مجلس گفت ۷۰۰ میلیارد بودجه مجلس بوده است. رئیس مجلس از آن بالا فریاد زد نه ۱۵۰ میلیارد. خیلی فاصله زیاد است. ببینید نقطه شروع را. همین مسیر در گذشته هم طی شده است.

, من یک مورد را مثال می زنم و عبور می کنم؛,

در سیستم اعتقادی ما ولایت فقیه کجاست؟

, در سیستم اعتقادی ما ولایت فقیه کجاست؟, در سیستم اعتقادی ما ولایت فقیه کجاست؟,

دومین علت که حالا من بحث امروز را روی آن می خواهم متمرکز کنم؛ نداشتن شناخت کافی، اعتقاد کافی به مسأله ولایت است. ارادت هست، محبت هست، اما شناخت کافی به موضوع ولایت نیست. من امروز در حضور شما اعلام می کنم که ما به این بیماری مبتلا هستیم. بیماری عدم شناخت کافی به مسئله ولایت.

, دومین علت,

 مسئله ولایت هنوز در بین ماها در عصر غیبت، جایگاه اعتقادی اش نامعلوم است. ما نمی دانیم در سیستم و ساختمان اعتقادی ما این ولایت فقیه کجاست. دوستشان می داریم، همراهی شان می کنیم، جبهه می رویم اما روشن نیست، جدی نیست، محکم نیست. ما اگر یک روز صبح نمازمان را عمدا نخوانیم، بگوییم حالش را نداریم امروز نماز صبح بخوانیم، یک احساس عذاب درونی، احساس سقوط در پیشگاه خداوند متعال، احساس مبتلا شدن به دوزخ، احساس بیرون شدن از رضوان الهی بهمان دست می دهد. اما اگر یکی از نظرات و دستورات و مسائلی را که آقا در سخنرانی شان می گویند عمل نکنیم و عمل نشود هیچ کدام این احساس ها را نداریم. آیا مسأله ولایت را جایش را تعریف نکرده ایم برای خودمان که احساس ناراحتی نمی کنیم؟ مسأله ولایت فقیه با اعتقادات ما گره نخورده است. اگر یکی در یک جلسه بگوید که من از امروز مسأله ولایت امیرالمؤمنین را قبول ندارم ما برآشفته می شویم و بدنمان می لرزد. شما یک طلبه ای چطور می توانی ولایت امیرالمؤمنین را نداشته باشی؟ شیعه ای! احساس می کنیم تمام سیستم اعتقادی زیر و زبر شد. اما اگر یک نفر بگوید که آقا این ولایت فقیه سابقه ای نداشته است در اسلام؛ امام هم یک نظریه داده اند آن هم باید یک بار دیگر بررسی شود؛ امام هم که از دنیا رفتند؛ بین فقها هم که نظریه زیاد است در مسائل مختلف. ما نه بدنمان می لرزد، نه احساس خطر می کنیم، نه احساس وحشت می کنیم. الآن اگر یکی به ما بگوید مدیریت حضرت علی (ع) وضع جامعه را خراب کرد؛ مدیریت امیرالمؤمنین در ۵ سال وضع مردم را خراب کرد، مردم را به جنگ مبتلا کرد، چقدر کشته شدند آن مشکلات پدید آمد و… ما این فرد را از دایره دین خارج می دانیم. اما اگر یکی بگوید بعد از انقلاب وضعمان خرابتر شد، چه مشکلاتی پدید آمد، چه معذوراتی برایمان پدید آمد، ما می گوییم: خب تحلیل سیاسی می کند! اصلا نه عصبانی می شویم و نه ناراحت می شویم؛ خیلی عادی. مثل این که در مورد مدیر این مدرسه یکی بگوید آقا از وقتی ایشان آمده اند این مدرسه مشکلاتش زیاد شده است. ما احساس نمی کنیم که ایشان موضوع ولایت امیرالمؤمنین را زیر سؤال برده است! اصلا این را ما به آن ربط نمی دهیم. مسئله ولایت فقیه را اصلا ما به موضوع امیرالمؤمنین ربط نمی دهیم. می گوییم این یک چیز است آن چیز دیگری است.

, دوستشان می داریم، همراهی شان می کنیم، جبهه می رویم اما روشن نیست، جدی نیست، محکم نیست, اما اگر یکی از نظرات و دستورات و مسائلی را که آقا در سخنرانی شان می گویند عمل نکنیم و عمل نشود هیچ کدام این احساس ها را نداریم. آیا مسأله ولایت را جایش را تعریف نکرده ایم برای خودمان که احساس ناراحتی نمی کنیم؟,

 ما سیستم اعتقادیمان با آن ها بسته شده است. البته ولایت فقیه هم خوب است، ما دوست داریم، ارادت داریم، ولی این یک حوزه دیگر است. در صدر اسلام صحابه به این بیماری مبتلا بودند ما هم مبتلاییم. یک نمونه اش را برایتان می گویم.

,

خیلی از جوانان را متزلزل کرد…

, خیلی از جوانان را متزلزل کرد…, خیلی از جوانان را متزلزل کرد…,

ببینید اگر ما این موارد را در گفتگوهای خودمان، در صحبت های خودمان، در جلساتی که داریم، این ها را بیشتر در موردش توجه بدهیم و بیشتر خودمان هم توجه کنیم، آن وقت بعضی مشکلات ما زودتر و سریعتر حل می شود. از افرادی که در صدر اسلام بودند، این ها در مسائل آن زمان جزء بزرگان و شخصیت های طراز اول بودند، عظمت و محبوبیت داشتند، این ها بعضیشان هستند که در زمان حضرت علی (ع) موقعی که جنگ جمل شروع می شود می آیند می گویند ما شما را قبول داریم ارادت داریم اما توی این جنگ هایی که باید مسلمان ها را بکشیم شرکت نمی کنیم. ما را معذور بدارید. ثروت زیاد ندارند، بسیار هم زاهدند و بسیار هم خوشنام اند و بین مردم هم جایگاه والا دارند. دو تا را من مثال می زنم برای شما. منتها فکر می کنم توی کتاب ها شما بتوانید موارد خیلی زیادی از این ها را پیدا کنید. ببینید یک موردش «اسامه ابن زید» است. محبوبترین افراد نزد پیامبر، که بزرگ شده دامن پیامبر بود، فرمانده لشکر پیامبر بود در روزهای آخر. سنش هم ۱۹ سال بود که پیامبر این را فرمانده لشکر کرد. همه صحابه صغیر و کبیر را پیامبر موظف کردند از او تبعیت کنند. مقاماتش خیلی بالاست! همراه حضرت علی (ع) پیامبر را غسل داد یعنی در حلقه خواص و نزدیکان. مَحرَم بود. در جنگ جمل به حضرت علی (ع) گفت دوست دارم اگر تو در کام شیر بروی دنبالت بیایم اما به این جنگی که می کنی اعتقاد ندارم، نمی خواهم با کسانی که شهادتین را می گویند بجنگم.

, اسامه ابن زید»,

یک فرد دیگری هست «محمد ابن مسلم». پیامبر به جنگ هایی که می رفتند در بعضی از موارد ایشان را جانشین خود در مدینه می گذاشتند؛ ببینید مقام کجاست؟ ایشان در زمان علی (ع) ثروت هم نداشت، بسیار انسانی زاهد بود. رفت در بیابان ها چادر زد و مشغول عبادت شد. بهش گفتند چرا این کار را کردی؟ گفت: من در این جنگ تردید کردم که حق و باطل چیست! در زمان حضرت علی (ع) در هیچ جنگی شرکت نکرد. حتی معروف بود در بین افراد در آن زمان. تا آخر هم علیه معاویه بود اما حاضر نشد بیاید در جبهه حضرت علی (ع) قرار بگیرد. روزهای دوشنبه و پنج شنبه هم تا آخر عمرش که پیر شده بود روزه می گرفت. این آدم خیلی افراد را از این که بروند بپیوندند به حضرت علی (ع) متزلزل کرد.

, محمد ابن مسلم», بهش گفتند چرا این کار را کردی؟ گفت: من در این جنگ تردید کردم که حق و باطل چیست! در زمان حضرت علی (ع) در هیچ جنگی شرکت نکرد. حتی معروف بود در بین افراد در آن زمان. تا آخر هم علیه معاویه بود اما حاضر نشد بیاید در جبهه حضرت علی (ع) قرار بگیرد.,

تا آخر هم علیه معاویه بود، علیه امیرالمؤمنین هم نیامد مثلا در جنگ جمل یا صفین شرکت کند. اما خیلی از جوان ها را متزلزل کرد چون خیلی اعتبار داشت. و این ها ولایت را درک نکرده بودند.

,

 حالا ببینید دوستان من می خواهم برای شما اینکه ما آنچنان که باید به ولایت اعتقاد داشته باشیم را نداریم اثبات کنم. نمونه هایی را از سخنان ائمه، از مراجع تقلید، از بزرگان شیعه نقل می کنم و صحبتم را خاتمه می دهم. این یک جرقه ای می خواهم زده شود برای آینده برای شما ان شاءالله. این مواردی که عرض می کنم بعضی اش را شما شنیده اید مرا می بخشید اگر تکرار است ولی لازم است.

,

یک جمله از آیت الله جوادی آملی عرض می کنم. ایشان در رابطه با غدیر فرمودند آن چیزی که قرآن گفته به پیغمبر، فرمان داده شده که “بلغ ما انزل الیک”،  آقای جوادی آملی فرمودند: این مسئله مدیریت و رهبری جامعه است. مقامات علمی و معنوی و ولایت تکوینی علی (ع) این ها همه از قبل هم بوده است. در عید غدیر که عید اکبر است چه اتفاقی افتاده است؟ رهبری مدیریت جامعه به وسیله خداوند بعد از پیامبر تکلیفش روشن شده است. عید غدیر یعنی اینکه امت اسلامی باید رهبر، مدیر، اداره کننده داشته باشد. پیغمبر که نبی و رسول بودند از دنیا می روند، قرآن کفایت نمی کند، یک مدیر می خواهد امت اسلامی. این جشن غدیر است عید اکبر. آیا این ولایت که به تصریح آقای جوادی مدیریت و رهبری امور اسلامی است و بعد از پیامبر این در شخص خلاصه نمی شود، این یک امر جاری در تاریخ است تا روز قیامت! -یعنی شامل حال الآن هم که ما امروز این جا نشسته ایم می شود- این را آقای جوادی آملی تصریح می کند.

,

اسلام بدون مدیریت سیاسی؟

, اسلام بدون مدیریت سیاسی؟, اسلام بدون مدیریت سیاسی؟,

آیت الله بهجت رضوان الله تعالی علیه یک جمله ای را در مورد ولایت فرموده اند تصریح دارد بر این که تمام شئوناتی که پیامبر و امام معصوم در بعد مدیریت و رهبری جامعه داشته اند این در طول تاریخ برای فقها ادامه پیدا می کند. این ها از هم جدا نیست؛ ولایت یک حقیقت واحد است که زمان پیامبر بوده، در زمان حضرت علی (ع) بوده، در زمان معصومین بوده است، در زمان غیبت هم هست. ما تکلیفمان در مقابل ولایت چه زمان پیغمبر بودیم چه زمان حضرت علی (ع) بودیم چه زمان امام معصوم بودیم چه الآن در دوران غیبت و چه بعد در دوران ظهور همه یکی است و یکسان است. اختیارات آن ها در امر حکومت هم یکسان است.

, تمام شئوناتی که پیامبر و امام معصوم در بعد مدیریت و رهبری جامعه داشته اند این در طول تاریخ برای فقها ادامه پیدا می کند. این ها از هم جدا نیست؛ ولایت یک حقیقت واحد است که زمان پیامبر بوده، در زمان حضرت علی (ع) بوده، در زمان معصومین بوده است، در زمان غیبت هم هست.,

 مقامات متفاوت است! آن را نمی خواهیم وارد شویم. آن هایی که غلو می کنند در مورد ولایت فقیه آن ها را باید محکوم کرد. خود آقا چندین بار محکوم کرده اند. اصلا این مقامات که مخصوص معصومین است آن ها فرق می کند. آن ها بر کل ذرات هستی ولایت دارند، اصلا بحث آن ها نیست، بحث مدیریت امور جامعه و امت اسلامی است. شأن رهبری در هدایت دستور جنگ، دستور صلح، دستور مالیات، دستور عقب نشینی، نصب کردن یک فرمانده، عزل… این ها را ما داریم می گوییم. این ها در مورد پیامبر و علی (ع) و ولی فقیه هیچ فرقی ندارد به تصریح بزرگان.

,

آیت الله جاودان در سخنرانی که اخیرا داشته اند فرموده اند اسلام بدون مدیریت سیاسی جامعه -یعنی اسلام بدون ولایت، بدون رهبری اجتماعی و سیاسی- مورد رضای خداوند نیست.

,

آیت الله بهاء الدینی فرمودند (راجع به زمان حاضر می گویند): ولایت ضامن اجرای اسلام در اصول و فروع است و مخالفت با آن کار صالحی نیست.

,

شما از مراجع گذشته خبر دارید و من فقط ملا احمد نراقی را می گویم. جمله امام عین جمله ملا احمد نراقی است که آن چه در مورد پیامبر و امام در امر ولایت بود برای فقیه امروز عینا همان هست، مشابه همان هست.

,

 ما وقتی ولایت را می گوییم آیا واقعا یک چنین پیوستگی بین ولایت پیامبر و امیرالمؤمنین و ولی فقیه قائل هستیم؟ من با خیلی از دوستان صحبت کردم قائل نیستیم. حالا بعضی ها این را در زبان هم صراحتا بیان می کنند، بعضی ها در زبان می گویند قائل هستیم ولی واقعا توی حالات روحی و معنوی قائل نیستیم. این که می گوییم «انّی حرب لمن حاربکم الی یوم القیامه»، جنگ است، صحبت جنگ است مگر امروز امام حسین (ع) هستند که امروز من بروم در لشکرشان بجنگم؟ این جمله را ما همه اش در زیارت عاشورا می گوییم؛ و می گوییم کل یوم عاشورا… این را همه شما بارها شنیده اید یعنی امروز هم من می خواهم در سپاه امام حسین بجنگم. خب امام حسین امروز کجا هستند که من امروز بروم اسلحه و شمشیرم را بردارم در سپاه ایشان بجنگم؟ پس معلوم می شود الآن عاشورایی هست، الآن یک امام حسینی هست که من باید بروم بجنگم. این همان خط ولایت است.

, انّی حرب لمن حاربکم الی یوم القیامه, این را همه شما بارها شنیده اید یعنی امروز هم من می خواهم در سپاه امام حسین بجنگم. خب امام حسین امروز کجا هستند که من امروز بروم اسلحه و شمشیرم را بردارم در سپاه ایشان بجنگم؟ پس معلوم می شود الآن عاشورایی هست، الآن یک امام حسینی هست که من باید بروم بجنگم. این همان خط ولایت است.,

آیت الله نوری همدانی مرجع تقلید هستند. ایشان می فرمایند مقام معظم رهبری حسین این زمانی است که ما داریم زندگی می کنیم.

,

این را یک مرجع تقلید دارد می گوید نه یک دانشجو مثلا با احساسات در دانشگاه. یعنی در طول تاریخ حجت خدا هست و از ما در روز قیامت و در شب اول قبر از ما سؤال می شود. اگر زمان امام حسین (ع) بودیم ایشان حجت ما بودند در این زمان؛ ولی فقیه حجت ماست. من در این زمان که نمی توانم از امام حسین تبعیت کنم در مسائل مدیریت جامعه، چون خبر ندارم، ارتباط ندارم، شناخت ندارم، اگر ولایت امیرالمؤمنین کافی بود اصلا از آن بالاتر ولایت پیامبر کافی بود چه نیازی به عید غدیر بود؟ به همان دلیل که بعد از پیامبر لازم بود که عید غدیر باشد و تکلیف ولایت روشن شود و ما آن را عید اکبر می دانیم الآن هم همان مسأله هست، همان حقیقت است منتها بنا بر شرع مقدس این در وجود فقیه تجلی پیدا می کند. ولایت ما داریم؟ همان که در قبال پیامبر داشته اید در قبال فقیه هم باید داشته باشیم بدون هیچ تفاوتی. (عرض کردم مقامات جداست؛ مقام معظم رهبری یک موقعی که یک فردی غلو کرده بودند در یک سخنرانی عمومی، فرمودند من خاک پای قنبر علی هم نیستم و وقتی بعضی ها این جا می آیند در اشعارشان چیزی می گویند که مثلا اسم ما را کنار اسم معصومین می گذارند من بدنم می لرزد. نه منظور ما آن مقامات نیست، منظور ما حکومت است، رهبری است، که آیت الله جوادی می فرمایند منظور از ولایت در آیات غدیر همین است یعنی مدیریت جامعه. در زمان پیامبر هست در زمان حضرت علی (ع) هست در زمان فقیه هم هست و ما هم در قبال آن تکلیف واحد داریم. این نیست که تکلیف ما در زمان پیامبر تکلیفی بالاتر بوده است ولی در مورد فقیه تکلیف پایین تری داریم نقطه انحراف دقیقا همین جاست.

,

ولایت را با همین یک جمله شستند و گذاشتند کنار

, ولایت را با همین یک جمله شستند و گذاشتند کنار, ولایت را با همین یک جمله شستند و گذاشتند کنار,

بعضی ها الآن می گویند ما ولایت فقیه را قبول داریم، سخنرانی می کنند ما ارادت داریم پیرو ولایتیم و… همه این ها را می گویند بعد در مجلس وقتی چیزی که آقا نظر صریح دارند که باید تصویب شود می گویند ما باید مستقل عمل کنیم مجلس آزاد است. مصاحبه می کنند در تلویزیون که اصلا لازم نیست ما برویم از ولی فقیه سؤال کنیم حتی بپرسیم نظر ولی فقیه چیست. این کجا و آن کجا؟ یک سخنرانی بود در قم بنده بودم. ایشان می فرمود اطاعت از معصوم چون معصوم است لازم است ولی ولی فقیه چون معصوم نیست اطاعت از وی هم لازم نیست کل ولایت را با همین یک جمله شستند و گذاشتند کنار. تمام اختیارات پیامبر و امیرالمؤمنین را تمام مراجع بزرگ و علما تأکید کرده اند که ثابت است و اطاعت ما در قبال پیامبر، در قبال امیرالمؤمنین، و در قبال فقیه هیچ تفاوتی ندارد در امر حکومت. هیچ تفاوتی ندارد و اگر ما تقاوتی قائل شویم همان نقطه شروع انحراف است که آمد گفت یا علی من تو را قبول دارم، در کام شیر هم پشت سرت می آیم اما این کارت را اعتقاد ندارم! یعنی چه؟ یعنی من برای اطاعت از تو یک درصدی را قائل هستم نه همه اش مثل پیامبر؛ شما فرق دارید. همین کار را ما داریم با ولی فقیه می کنیم نه او حق داشت این کار را بکند و نه ما حق داریم. حالا چند جمله دیگر برایتان می گویم و صحبتم را تمام می کنم.

,

یک مسئله ثابت و معتبر دین

, یک مسئله ثابت و معتبر دین, یک مسئله ثابت و معتبر دین,

صاحب جواهر (این را که شما خوانده اید) فرمود: کسی که در ولایت فقیه وسوسه کند طعم فقه را نچشیده است، و رمز کلمات معصومین را نفهمیده است. استوانه های مذهب به ولایت فقیه حکم کرده اند، ولایت فقیه از مسلمات است.

, صاحب جواهر,

امام خمینی فرمودند: اموری که از طرف رسول اکرم و ائمه واگذار شده است بر فقها نیز ثابت است. فقها اوصیای دسته دوم رسول اکرم هستند اختیارات حکومتی رسول اکرم با اختیارات حکومتی معصوم و اختیارات حکومت فقیه برابر است.

, امام خمینی,

آیت الله العظمی بروجردی: در این که فقیه عادل از طرف ائمه معصومین نصب شده برای امور مهم که مربوط به عموم مردم و محل ابتلای همگان است هیچ اشکالی وجود ندارد.

, آیت الله العظمی بروجردی,

آیت الله خوئی: اذن فقیه جامع الشرائط را در مسائل حسبیه بارها تأکید کرده اند که همان معنای ولایت است.

, آیت الله خوئی,

از علامه طباطبائی من یک مطلبی را نقل می کنم. اولا ایشان گفته اند مسئله ولایت و جهات اجتماعی و سیاسی زندگی مسلمانان اداره کننده می خواهد در عصر غیبت. از بدیهیات فطرت است آیات قرآن را که ۱- النبی اولی بالمؤمنین من انفسهم… ۲- انمّا ولیکم الله و رسوله… ۳- اطیعوا الله و اطیعوا الرسول… ۴- المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض… تمام این آیات را که بعضی از آقایان می گویند: این ها اختصاص به معصوم دارد. فقط ایشان تصریح می کنند که این ها امر حکومت و اداره جامعه مردم را تا قیامت شامل می شود. بله در این آیات عرض کردم یک ابعاد خاص معصومین و نبوت وجود دارد که آن ها را همه قبول دارند آنها اختصاص به آنها دارد اما یک بعد این آیات دارد که مربوط به حکمت و رهبری سیاسی اجتماعی است.

, علامه طباطبائی, ۱-, ۲-, ۳-, ۴-,

 آیا ما وقتی این آیات قرآن را می خوانیم در قلبمان متوجه امیرالمؤمنین می شویم همیشه- درست هم هست- ولی متوجه ولی فقیه هم می شویم هیچ وقت؟ الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمؤمنین کاملا درست است و صحیح است اما در این جریان ولایت را هم می بینیم؟ که این متمسکین شامل الآن هم می شود که من باید از این خط ولایت حمایت کنم؟ تمسک داشته باشم؟

,

 اینجا یک خرده سخت است بعضی ها که اصلا انکار می کنند و می گویند شما باید حساب آن ها را از این ها جدا کنید، بله حساب آن ها جدا هست در بعضی ابعاد. ولی در امر حکومت نه! یکی است در امر حکومت! یکی است.

,

 باز علامه طباطبائی می گویند: “ولایت یک مسئله ثابت و معتبر دین و از مواد شریعت است و بنابراین دائمی است.” مواد شریعت که تعطیل نمی شود، نماز که تعطیل نمی شود، ولایت هم تعطیل نمی شود. پس شامل امروز ما هم می شود. تمام آیات قرآن که شامل ولایت است امروز هم شامل فقیه می شود؛ این را علامه طباطبائی می فرمایند.

,

یک جمله دیگر هم ایشان دارند. می فرمایند: “در زمان غیبت در زمانی که ما در آن زندگی می کنیم جامعه اسلامی بدون سرپرست نمی ماند مانند گله بی شبان با سرگردانی به سر نمی برد زیرا دلایل ما برای ثبوت اصل مقام ولایت قطعی است و دلایلی هم برای این که در هر دوران چه کسی باید در این مقام باشند”.  بعد یک جمله ایشان می گویند این مهم است در مسئله ولایت: “شخص غیر از مقام است؛ با نبودن شخص یا از میان رفتن شخص مقام ولایت تعطیل نمی شود، مقام ولایت ثابت دائمی و از اجزای شریعت است”. پیامبر (ص)، حضرت علی (ع)، ائمه معصومین، امام دوازدهم در عصر حضورشان، و بعدا فقیه، این ثابت است تعطیل بردار نیست. اما شخص تغییر می کند پیامبر از دنیا می رود، حضرت علی از دنیا می رود، فقیه (امام) از دنیا می روند، نفر بعد و… ولی مقام ثابت است. ما وقتی می گوییم «انّی حرب لمن حاربکم» یعنی حسین زمان داریم، ولایت زمان خودمان را داریم، همان خط است، همان مسیر است که از طرف خداوند متعال قرار داده شده است. ما باید بجنگیم در همان جبهه ای که او می جنگد تا روز قیامت هم این ادامه دارد «سلم لمن سالمکم» با هر کس او صلح کرد ما صلح می کنیم با هر کس او جنگ کرد ما جنگ می کنیم تعطیل هم نمی شود.

,

چند نقل قول دیگر

, چند نقل قول دیگر, چند نقل قول دیگر,

آیت الله مصباح استدلالی طولانی می کنند؛ جمع بندیشان این است: “امروز ولایت فقیه حصن الهی است”. احادیثی که حصن الهی است را آورده اند، مسئله ولایت را مورد تأکید قرار داده اند، بعد آورده اند به زمان حال می گویند امروز ولایت فقیه طبق احادیث ما حصن الهی است «و من دخله امن من عذاب الله». این ها در مورد معصوم آمده است ولی در بعد حکومتی این تداوم دارد. (ولایت یعنی حکومت و سرپرستی در این بحثی که ما می کنیم. ولایت معانی دیگری هم دارد که مخصوص معصومین است؛ ولایت تکوینی و این ها که ما آن ها را وارد نمی شویم.)

, آیت الله مصباح,

یک نکته ای هم آیت الله جوادی آملی گفته اند من این جا پایان بخش صحبتم قرار می دهم فرمودند: چرا گفته شد در آیات غدیر «الیوم یئس الذین کفروا من دینکم» مأیوس شده اند… پیامبر همه احکام را آورده اند قرآن را آورده اند مسلمانان را به آداب دین تربیت کرده اند حضرت علی هم که در جامعه بوده اند قبلش،- با همان مقامات معنوی بلند- تا قبل از غدیر کفار از دین اسلام مأیوس نشده بودند که بتوانند نابودش کنند آن روز مأیوس شدند چرا؟ مگر آن روز چه اتفاقی افتاد که مأیوس شدند؟حضرت علی قبلش هم بودند پس مربوط به مقامات معنوی حضرت علی (ع) نیست. این مأیوس شدن دشمنان مربوط به مقامات معنوی حضرت علی نیست چون حضرت روز قبلش هم حضور در جامعه داشتند.

, آیت الله جوادی آملی, تا قبل از غدیر کفار از دین اسلام مأیوس نشده بودند که بتوانند نابودش کنند آن روز مأیوس شدند چرا؟ مگر آن روز چه اتفاقی افتاد که مأیوس شدند؟حضرت علی قبلش هم بودند پس مربوط به مقامات معنوی حضرت علی (ع) نیست.,

 امروز چه اتفاقی افتاد که دین کامل شد و نعمت تمام شد کفار از نابود کردن اسلام مأیوسند؟ آقای جوادی آملی می گویند (یک آدم معمولی نمی گوید)، می گویند این به خاطر این بود که بعد از پیامبر برای مردم حاکمی که امور مردم را اداره کند تعیین شد، تکلیف این امر در آن روز روشن شد (محدود به حضرت علی هم نیست بعد از آن حضرت امامان معصومند بعدش هم فقیه است بنا به تصریحی که در روایات هست و این بزرگانی که من اسم آوردم گفته اند).

,

 یک جمله دیگر آیت الله جوادی می گویند من این را می گویم دیگر خاتمه می دهم. ما قرآن را خیلی دوست داریم همه مان قرآن را می بوسیم، بر چشممان می گذاریم، مواقعی می نشینیم قرآن می خوانیم و صفا می کنیم می نشینیم قرآن را برای دیگران تفسیر و تبیین می کنیم این ها عبادت الهی است درست است؟ همه ما این گونه ایم.

,

حضرت آیت الله جوادی می فرمایند عید غدیر عید اکبر است و مسأله ولایت یعنی رهبری سیاسی اجتماعی تکلیفش روشن شده است. این دو موضوع قرآن و ولایت (یعنی رهبری سیاسی اجتماعی) کنار هم قرار گرفته است «لایفترقا». (این را آقای جوادی آملی می گویند)! بین این دو تا یعنی بین قرآن و ولایت لا یفترقا. حالا ما در چه دوره ای هستیم؟ دوران غیبت بین قرآن و ولایت فقیه که در دوران غیبت است لایفترقا. لایفترقا یعنی چه؟ یعنی این دو تا همدیگر را تأیید می کنند. این دو تا یکی هستند. این دو تا هماهنگند. این دو تا جدایی ناپذیرند.

,

 آقای جوادی آملی می گویند! اگر این طور است آیا ما آن حالتی را که وقتی قرآن می خوانیم و تفسیر می کنیم در قلبمان در اعتقاداتمان در احساساتمان هست؟ موقعی هم که راجع به ولایت فقیه حرف می زنیم و صحبت می کنیم آیا یک احساس عبادت کردنی، احساس کار الهی و خدایی انجام دادنی، در وجودمان هست؟ یکی است این ها. دو تا نیست از هم جدا نیست.

,

 ما این جا ضعف داریم، من خودم را می گویم، و با عذرخواهی این را به شما هم تعمیم می دهم.

,  ما این جا ضعف داریم، من خودم را می گویم، و با عذرخواهی این را به شما هم تعمیم می دهم.,

آقای جوادی آملی می گویند: این ها یکی اند یعنی ما وقتی به چهره ولی فقیه هم نگاه می کنیم باید آن حالتی که وقتی به قرآن نگاه می کنیم را داشته باشیم. این را یک آدم معمولی نمی گوید! یک مرجع تقلید و مفسر قرآن با استناد به آیات قران دارد می گوید.

,

ما این طور نیستیم پس ممکن است ده سال دیگر ما بر اساس تشخیصمان در مقابل ولی فقیه مان شمشیر بکشیم، نقطه شروعش از این ضعف اعتقادی است. مقام معظم رهبری گفتند در صدر اسلام پنجاه سال طول کشید بعد از پیامبر تا فرزند پیامبر و خاندان آنها را در کربلا شهید کردند. چه کسانی؟ این آدم های خوب، عالم، فقیه، قاضی درجه یک، مجتهد. حتی بعضی هاشان بدون وابستگی به اموال و بیت المال و ثروت و اینها زاهد عابد خوشنام. مقام معظم رهبری گفتند شاید در زمان ما کمتر از پنجاه سال این اتفاق بیفتد به پنجاه سال هم نرسد. الآن سی و چند سال گذشته. من باز هم از شما معذرت خواهی می کنم چون جلسه دوستانه و خودمانی بود این ها را گفتم. ما این ضعف اعتقادی را که تبدیل شده به یک مراحل عملیاتی در بعضی از مسئولین کشور الآن می بینیم. که فرد ساده زیست هست، خدمتگزار هست، زحمتکش هست، صد بار گفته من عاشق ولایتم اما…

,

مردم خسته نشده اند از انقلاب

, مردم خسته نشده اند از انقلاب, مردم خسته نشده اند از انقلاب,

من یک نکته به شما می گویم که شما را قانع کنم. مقام معظم رهبری مقام ولایتند. ما به هیچ کس استناد نمی کنیم جز به ایشان. ایشان در سخنرانی سابق خودشان و در سخنرانی قبل از آن اشاره کرده بودند به اینکه سران سه قوه (تعمیمش ندادند به همه مثل فرماندار و استاندار) این ها باید رعایت کنند جو جامعه را، افکار عمومی را، بعد فرمودند اگر اینها احساسات جامعه را در جهت اختلاف تحریک کنند خائن اند. خوب  من به عنوان یک شنونده که در این جمع نشسته ایم این سؤال را مطرح می کنم که مقام ولایت با این سه تا آدم که سه تا مسؤولند مگر نمی شد خصوصی در یک اتاق بنشینند و در سخنرانی عمومی این کلمه سنگین را به کار نبرند؟ در مورد بنی صدر هنوز سران سپاه اختلاف دارند که خائن بود یا خائن نبود مثلا مجرم بود. چون خائن خیلی کلمه ی بالایی است. من به سابقه مراجعه کردم تحقیق هم کردم دیدم جلسه خصوصی با تک تک این سه نفر  بود، جلسه مشترک با هر سه تاشان بود، شورای حل اختلاف تشکیل شده نظر داده نظرش را هم اعلان کرده؛ بعد از همه این ها چرا مقام ولایت آمدند در صحن جامعه کلمه خائن را به کار بردند؟

,

سابقه من نشان می دهد خیلی زحمت کشیدم برای رئیس جمهور سابق. الآن هم که اینجا نشستم با تمام وجودم و در مواقعی که احتمال می دهم دعایی مستجاب بشود با تمام وجودم به درگاه خدا راز و نیاز می کنم که خداوند آقای احمدی نژاد را محافظت کند در اوج احترام و محبوبیت بماند و این خدمات عظیمی که انجام داد تداوم پیدا کند. خودش هم در این نظام در جایگاه بالاتر قرار بگیرد. اتفاقاتی افتاده و دارد می افتد. حرف های بقیه را هم همه را می گذاریم کنار فقط حرف های رهبری را در نظر می گیریم آن هم به آنهایی که در اتاق های در بسته بوده استناد نمی کنیم، فقط آنهایی که در سخنرانی بوده. “آنهایی که خسته شده اند بدانند که مردم خسته نشده اند از انقلاب”. به آقای احمدی نژاد ایشان تصریح کردند در ملاقات که این دولت معروف است به پرکاری، این روزهای آخر کاری کنید اعتبار این نام باقی بماند. در سخنرانی عمومی این حرف برای چه گفته می شود؟ در سخنرانی عمومی وقتی دولت گزارش داد آقا فرمودند چرا گزارش فرهنگی در آن نبود؟ بعد گفتند من مطالبی را نوشتم در مورد مسائل فرهنگی جامعه و دادم به آقای رئیس جمهور که اگر اجرا شده بود ما این مشکلات را امروز نداشتیم. این مال سخنرانی عمومی است.

,

یک جمله می خواهم عرض کنم. آقای احمدی نژاد را ما با ولایت یکسان نمی دانیم، کنار یکدیگر هم قرار نمی دهیم، دوستشان هم داریم، تا آخرین روز هم دوست داریم ایشان در بهترین موقعیت بمانند. آقای احمدی نژاد دشمن هم داشتند، خیلی ها تلاش کردند دولت ایشان را ساقط کنند که با اعتقادات خودم و اطلاعی که از نظر رهبری دارم این کار گناه کبیره بود. اما نکند یادمان برود که شاخص ولایت است و تمام حرف های ولی فقیه را که در مسائل مختلف به ما هشدار می دهند و تذکر می دهند این ها را نادیده بگیریم و بگوییم هیچ کدام اینها نبوده یا واقعیت نداشته یا یک توجیهاتی بکنیم. من با صراحت به شما می گویم که امروز ما در رابطه با مقام ولایت و نظراتشان، در همه موارد باید این شاخص را داشته باشیم، اگر نداشتیم یعنی آمدیم در امر ولایت گفتیم ما به آقا ارادت داریم، دوست می داریم، عاشقیم، فلانیم، اما یک استثنا هم قائل شویم و یک فرجه باز کنیم و بگوییم این استثنا! اینجا را دیگر ما بر اساس نظرات و اطلاعات خودمان عمل می کنیم. «ولایت» صد در صدی است هم در زمان پیامبر هم در زمان حضرت علی هم در زمان امام معصوم هم در زمان ولی فقیه، ولایت صد در صدی است یعنی اختیاراتشان همه مساوی است و اختیارات ولی فقیه یک در صد از اختیارات پیغمبر کمتر نیست؛ اطاعت هم صد در صدی است یعنی همان اطاعتی که از پیغمبر هست از ولی فقیه هم هست و اگر ما سخنان رهبری را سرلوحه عمل خود قرار دهیم جریان ارزشی انقلابی در امورات خود نیز موفق عمل خواهد کرد و اثرات آن را نیز خواهیم دید.

, و اختیارات ولی فقیه یک در صد از اختیارات پیغمبر کمتر نیست؛ اطاعت هم صد در صدی است یعنی همان اطاعتی که از پیغمبر هست از ولی فقیه هم هست,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه