در تعبیر کلام امام:
اسلام رحمانی تعبیر وارونه یک منطق
اسلام رحمانی در تقابل با "اسلام ناب محمدی(ص)" است در اسلام رحمانی سلطه غرب در راستای پروسه ی جهانی شدن و به عبارتی بهتر جهانی سازی پذیرفته می شود سکولاریسم مورد تایید و دفاع از مظلوم و مبارزه با ظالم از یک جامعه دینی رخت بر می بندد نظم نوین جهانی ، هژمونی آمریکایی و فکر تسلط امریکایی برای دخالت در دیگر جوامع مشروعیت می یابد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از اصفهان شرق، غرب سال هاست با ادبیات اسلام هراسی مانند اسلام فاشیستی، اسلام طالبانی و اسلام خشونت طلب و اسلام رادیکال و .. در صدد ارائه نوع خاصی از اسلام است و این موضوع عده ای را نگران کرده که در پی راه چاره و اتهام زدایی از خویش باشند از این روی در ادبیات سیاسی خویش از اسلام رحمانی سخن می گویند این اصطلاح البته نیاز به تبیین دقیقی دارد. امام خامنه ای( مدظله العالی ) بطور دقیق و زیبا آن را در دیدار دانشجویان تبیین نموده اند اما ظاهرا گروهی به اصطلاح نظریه پرداز به نوعی دیگر و و ارونه آن را تعبیر می کنند گروهی که ابتدا در پی تامین منافع خویش می باشند و در ادامه تلاش می نمایند تا بهانه های لازم جهت ارتباط با غرب و نفی مبارزه با استکبار را تابوی سیاسی خویش نمایند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا , اصفهان شرق,
مقدمه:
“مفهوم اسلام رحمانی در تقابل با “اسلام ناب محمدی(ص)” است در اسلام رحمانی سلطه غرب در راستای پروسه ی جهانی شدن و به عبارتی بهتر جهانی سازی پذیرفته می شود سکولاریسم مورد تایید و دفاع از مظلوم و مبارزه با ظالم از یک جامعه دینی رخت بر می بندد نظم نوین جهانی ، هژمونی آمریکایی و فکر تسلط امریکایی برای دخالت در دیگر جوامع مشروعیت می یابد .
در این هنگام تنها ملت های مسلمان نظاره گر می باشند تا حقوقشان در نظام بین اللمل تضییع گردد که مبادا مبارزه با دولت های متجاوز آن ها را افراطی ، خشونت طلب و جنگنجو معرفی نماید که این تفکر غلط و وارداتی از دنیای غرب است .”
,
,
معنای واقعی اصطلاح «اسلام رحمانی» که این روزها رایج شده این است که برخلاف تقسیمبندی قرآن باید با همه با رحمت برخورد کرد؟ آیا این نشأت گرفته از لیبرالیزم است؟ اگر اینطور باشد این اصطلاح، نه اسلامی است و نه رحمانی؛ زیرا زیربنای لیبرالیزم نفع قدرتمندان و نفی معنویت است. KHAMENEI.IR
, ,
,
, دیدار جمعی از دانشجویان با رهبر انقلاب ۲۰/۴/۹۴
,*مفهوم اسلام رحمانی
, *مفهوم اسلام رحمانی ,
رهبر انقلاب در دیدار اخیر خود با دانشجویان، ضمن توصیه بر پرهیز از سطحینگری در ارتباط با مفاهیم اسلامی، به نقد برخی شعارهای اسلامنما و غلطانداز، همچون اسلام رحمانی که امروزه رایج شده است، پرداختند. در چند دهه اخیر در ایران، اسلام با پسوندهای مختلفی، همچون اسلام التقاطی، اسلام سرمایهداری، اسلام سوسیالیستی، اسلام سلطنتی، اسلام رسالهای، اسلام سبز، اسلام سیاه و در آخر اسلام رحمانی قرائت شده است.
این پسوندها در حال ترسیم دو ظاهر متفاوت از اسلام هستند. در یک طرف یک ظاهر مثبت و جذاب نسبت به اسلام، و در طرف دیگر یک ظاهر منفی و تیره با خاصیت دفعکننده نسبت به اسلام ارائه میشود. مسلماً در نگاه دوم، نگاهی تیره و در ضدیت با اسلام قرائت میشود، که موضع آن واضح و مشخص است؛ اما بعضاً یک نگاه مثبت و زیبا از اسلام قرائت میشود که درحالیکه ظاهری جذاب دارد، محتوایی وارونه و تحریفشده نسبت به اسلام ارائه میدهد. نظریهپردازان این قرائت از اسلام، اسلام رحمانی را در مقابل اسلامی که خود از آن بهعنوان اسلام فاشیستی، اسلام طالبانی، اسلام خشونتطلب و اسلام متحجرانه یاد میکنند، قرار دادهاند. به عقیده این نظریهپردازان، در این قرائت چیزی از تعالیم اسلام حذف نمیشود، بلکه برخی از احکام و شعائر اسلامی که باعث روح خشونتطلبی میشوند، تصحیح میشوند.
,
, ,
,
, برنارد لوئیس» که مدعی اسلام شناسی است، پا را از نظریه «اسلام هراسی» فراتر گذاشته و در کتابی به زبان انگلیسی از «فاشیسم اسلامی»سخن رانده و فهم از اسلام فاشیستی، فرقه ای تندرو از مسلمانان، را به عامه مسلمانان تعمیم داده است.
, ,
,
, شعار اسلام رحمانی دارای مفاهیمی است که ظاهر آن را زیبا کرده است، اما باطن آن گویای ظاهرش نیست. اینکه بگوییم رحمانیت خداوند، بر دیگر صفات وی غلبه دارد و یا برای شناخت اسلام، به درک رحمانیت خداوند بسنده کنیم، تفکر غلطی است. صفات خداوند، بهگونهای نیستند که یکی بر دیگری غلبه یا رجحان داشته باشد، بلکه این صفات در عرض هم، ذات خداوند را متجلی میکنند. خداوند دارای صفات بیشماری است.
,
موضوع اول:
*رابطه اسلام با صلح و جنگ
بحث رابطه اسلام با صلح و جنگ از مباحثی است که بواسطه روابط سیاسی حاکم بر دنیای امروز و بیشتر در سه دهه اخیر مورد توجه بیشتر افکار عمومی، و به تبع آن مجامع علمی قرار گرفته است
به نظر می رسد ریشه توجه به این مسئله و نقطه آغاز آن، مباحث سیاسی و نحوه تعامل کشورهای غیر مسلمان با مسلمانان باشد، که این تعامل در برهه ای از زمان با حمله های رسانه ای افراطی ، بر علیه اسلام با عناوین خشونت طلبی و تروریسم را در پی داشت. همین تبلیغات گسترده ، نظر عموم مردم را جلب کرده و همه مردم کم و بیش در پی فهم صحیحی از این ارتباط برآمدند . در نهایت افکار دانشمندان را در مجامع علمی به میدان کشیدند تا بتوانند حقیقت این مسئله را به نحو صحیحی حل و فصل کنند و فهم صحیحی را از اسلام داشته و رابطه آن را با خشونت و تضاد و ترور دریابند.
, *رابطه اسلام با صلح و جنگ,
,
,
ولی هنوز که هنوز است جو حاکم بر افکار، بواسطه سیطره ابزار رسانه ای غرب بر مدار غیر علمی سیر می کند. و ترسیم آن مدار توسط سیاستمدارانی صورت می پذیرد که منافع خود را در دامن زدن به این “شایعه” می بینند که اسلام قرین خشونت است و با صلح سر سازش ندارد !
,اولین قدم برای شناختن حقیقت در این مسئله بطور منطقی مراجعه به متون اصیل( قرآن و سنت نبوی) اسلامی است. چرا که در هر حال تعالیم اسلام جزء علوم نقلی است و علوم نقلی، همانگونه که از نام آن پیدا است، نقلی و وابسته به متون و اسناد و مدارک موضوع خود می باشد. و در نتیجه هم مقدمات، هم روش تحقیق، و هم نتایج آنها با علوم عقلی متفاوت است. هر چند معقول باشند ! یعنی معقول بودن مباحث نقلی، آنها را از محدوده علوم نقلی خـارج نمی کند و تخلف از روش شناسی (متدولوژی) درتحقیق این علوم، کار درستی نیست.
,ما از ابتدا می گویم اسلام آئین زندگی است؛ نه آئین عبادت و نه آئین عشرت و نه آئین رهبانیت و نه آئین تجمل و نه آئین صلح و نه آئین جنگ. بلکه اسلام آئین زندگی است و زندگی مجموعه ای به هم تنیده از تمامی این مفاهیم و واقعیتهای دنیائی آمیخته با حقائقی ماورائی است که اگر به نفع یکی از دیگری چشم فرو بندیم بی شک به خطا رفته ایم و طبعآ از مسیر صحیح شناخت اسلام منحرف شده ایم ، زیرا بررسی یک کل ، با بررسی کامل تمام اجزاء آن امکان پذیراست.
,جامعه امروز ما آرمانی نیست و مملو از مفاهیم جنگ و ظلم و جور و تعـدی و تجاوز و فـقر و فساد و فحشا است. نسخه ای که از این مـفاهیم ، به حجت اینکه مفاهیم نا پسند هستند . هرگز وهرگز توان اداره جامعه و اصلاح آنرا نخواهد داشت. و دور انداختن، محکوم کردن، و متهم کردن برنامه ای خاص، صرف اینکه در آن این مفاهیم بکار رفته، کاری به دور از خرد و منطق است. مانند کاری که امروز در اسلام در حال انجام است ، یعنی با دست گرفتن به مفاهیمی احکام جزایی نابخردانه و سر گیچ کننده و خوشونت بار.
,ما که می گویم اگر سخن از اسلام است باید قضاوت درباره آن را در کتاب اسلام خواند، نه فصلی از فصول آنرا ، بلکه تمامآ را. ولی اگر هم خواستید تنها فصلی از آنرا بخوانید، آنرا با همان فصل از همان کتاب تطبیق دهید. زیرا مقایسه فصل صلح کتاب دیگری ، با فصل جنگ کتاب اسلام، اگر نگویم احمقانه است ! لا اقل ناعادلانه خواهد بود..
,اکنون عناوین از فصول جنگ و صلح کتاب اسلام را بررسی می کنیم تا بدانیم که در چه سطحی از مقبولیت و معقولیت قرار دارد و آیا صاحب چنین اصول و احکامی را می توان صلح طلب دانست یا خیر!
,
قرآن کریم مى فرماید: «اى کسانى که ایمان آورده اید، همگى در صلح و آشتى در آئید . یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِی السِّلْمِ کَافَّهً ( سوره بقره آیه ۲۰۸ )
سِلیم و سلام، در لغت به معنى صلح و آرامش است و بعضى آن را به معنى اطاعت تفسیر کرده اند، و این آیه همه افراد با ایمان را به صلح و سلام و تسلیم بودن در برابر فرمان خدا دعوت مى کند .
,
در جای دیگر باز هم قرآن مجید مى فرماید: اگر یکى از بت پرستان از تو در خواست پناهندگى کند به او پناه ده تا سخن خدا را بشنود .
وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِکینَ إِسْتَجارَکَ فَأَجِرْهُ حَتّى یَسْمَعَ کَلامَ اللّهِ ( سوره نوبه آیه ۹ )
یعنى در نهایت آرامش با او رفتار کن، و مجال اندیشه و تفکر را به او بده تا آزادانه به بررسى محتواى دعوت تو بپردازد، و اگر نور هدایت بر دل وى تابید آن را بپذیرد!
بعد از آن اضافه مى کند: او را پس از پایان مدت مطالعه به جایگاه امن و امانش برسان تا کسى در اثناء راه مزاحم او نگردد. ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ.
و همین دستور را پیامبر اسلام (ص) به سربازان حکومت اسلامی تذکر می دهد آنجا که می فرماید:
و ایما رجل من ادنی المسلمین او افضلهمم ، نظر الی رجل من المشرکین ، فهو جار ، حتی یسمع کلام الله؛ فان تبعکم فاخوکم فی الدین، و ان ابی فابلغوه مامنه. ( اصول کافی جلد ۵ صفحه ۲۸ )
,
,
,
,
,
,
,
هر کس از مسلمانان در هر مقام و منزلتی باشد خواه از امرا و بزرگان باشد یا از عوام مردم، اگر به یکی از مشرکین امان دهد، آن مشرک همانند همسایه شماست، تا بتواند سخن خدا و مبانی اسلام را بشنود و بشناسد؛
,پس از مطالعه و بررسی آن را پذیرفت که برادر دینی شما می شود، و اگر نپذیرفت او را به سرزمین خودش برسانید و با او کاری نداشته باشید . اسلام عهد و پیمان صلح با غیر مسلمانان را معتبر می داند و اجازه پیمان شکنی نمی دهد تا زمانی که آنها نیز بر سر عهد خود باشند. و یا آن دسته از مشرکین که با آنها پیمان بسته اید، هیچ گاه بر خلاف شرائط پیمان گام
,برنداشتند و کم و کسرى در آن ایجاد نکردند، و احدى را بر ضد شما تقویت ننمودند. إِلاَّ الَّذینَ عاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِکینَ ثُمَّ لَمْ یَنْقُصُوکُمْ شَیْئاً وَ لَمْ یُظاهِرُوا عَلَیْکُمْ أَحَداً ( سوره تویه آیه ۴ ) در مورد این گروه تا پایان مدت به عهد و پیمانشان وفادار باشید. فَأَتِمُّوا إِلَیْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلى مُدَّتِهِمْ. زیرا خداوند پرهیزکاران و آنها که از هر گونه پیمان شکنى و تجاوز اجتناب مى کنند ، دوست مى دارد إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقین .
,
اگر بنا باشد گروهی متجاوز، ستمگر، خود خواه، و خونریز، به شما، به خانه شما، و به کشور شما حمله کنند و بدون دلیل قتل و غارت کنند. آنوقت آئین صلح چه پیشنهادی دارد ؟ آیا در مقابل این گروه باید آرام بود ؟ به طرف آنها دست دوستی دراز کرد ؟ و یا این که نشست و شاهد تجاوزشان بود ؟
ما سوال می کنیم که آنچه در بوسنی، در قلب اروپای متمدن و مدعی حقوق بشر و تحت سیاست سیاستمداران مدعی صلح جهانی ، در زمان ما اتفاق افتاد، رسم کدامین آئین بود ؟
,
در مقابل گروهی وحشی که به خانه دیگری ( به جرم مسلمانی بودنش ) حمله می کنند و در برابر چشم پدر و مادرش به دختر آنها تجاوز می کنند و بعد با سر نیزه دهانه رحم را تا بالای سینه می شکافند ! که برای مدتی بخندند و خوش باشند ! از چه آئینی باید پیروی کرد ؟
,در برابر گروهی که اگر در راه زن حامله ای دیدند، بر سر جنسیت جنین شرط بندی می کنند و بعد بی هیچ ملاحظه ای شکم اش را می شکافند تا ببینند چه کسی برنده شده !! و سپس جنین را به سیخ می کشند و در برابر چشم خانواده کباب می کنند !! آئین صلح ! این جا چه نسخه ای تجویز می کند ؟
,در برابر قومـی که سربازانش نحـوه سر بریدن انسان (انسانهای بی پناه غیر نظامی ) را روی حیوان خوک ، تعلیم می بینند و تمرین می کنند ، و در میدان عمل بر سر سرعت سر بریدن این انسان ها مسابقه می گذارند !! چه باید کرد ؟!!
,
آیا بگویم آئین ما آئین صلح است ! بکشید ما را ، تحقیر کنید ما را ، غارت کنید نام و ناموس ما را و اهانت کنید دین و عقاید ما را. فرقی نمی کند ما هیچ نمی گویم !!؟
اما منطق آئین اسلام این نیست؛ اسلام اجازه زیر بار ظلم رفتن را به انسان نمی دهد؛ اسلام زندگی انسان را با زندگی انسانی می پسندد. اگر بنا باشد که زیر بار ظلم و تجاوز و نا عدالتی همچون بردگان زندگی کند، زنده نباشد بهتر است. باید قیـام کند و دفـاع از حق انسانی خود کند و با متجاوز بجنگد ! یا او را مجبور کند که قاعده ای انسانی زیستن را بپذیرد ، یا بکشد ، یا کشته شود. انی لا ازی المـوت الا السعاده و لا الحیـاه مـع الظالمین الا برما.
,
قرآن کریم می فرماید : هرکس به شما حمله کرد، همانند حمله وى بر او حمله کنید و ازمخالفت فرمان خدا بپرهیزید و زیاده روى ننمایید و بدانید خدا با پرهیزگاران است . فمـن اعـتدی علیکم فاعـتدوا بمثل ما اعـتدی علیکم و تقـوا اللـه . ( سوره بفره آیه ۱۹۴ )
,و اضافه مى کند: با مشرکان و متجاوز گران به طور دسته جمعى پیکار کنید، همان گونه که آنها متفقاً با شما مى جنگند. وَ قاتِلُوا الْمُشْرِکینَ کَافَّهً کَما یُقاتِلُونَکُمْ کَافَّهً . ( سوره تویه آیه ۳۶ )
,با کسانى که با شما مى جنگند در راه خـدا پیکار کنید. وَ قـاتِـلُوا فـی سَبیـلِ اللّـهِ الَّذیـنَ یُقـاتِـُلونَکُـمْ. ( سوره بقره آیه ۱۹۰ ) ….. دقت شود …….. فی سبیل الله پیکار کنید. یعنی برای صلح پیکار کنید ، نه برای ظلم و خونریزی .
,دستور جنگ با کسانی که با شما سر جنگ دارند، و صلح را ناپایدار میکنند ، قاطع و مطلق است . اینجا دیگر سخن از صلح گفتن، و ناز و نوازش کردن و تن دادن به ذلت و پستی ، نیست.
,
صلح برای انسان و زندگی انسانی مطلوب است ولی اگر بنا باشد که گروهی از حقوق انسانی خود محروم شوند و با خفت و نکبت، و تحت اسارت و ظلم و تجاوزی دیگران زندگی کنند دیگر صلح ارزشی ندارد ، چـرا که در چنین شرایطی صلـح، معنی خـود را که زندگـی انسانی در جامـعه ای آزاد می باشد. از دست داده است.
اسلام با کسانی که با منطق نمی شود با آنها سخن گفت و گستاخانه راه هدایت و ارشاد را سد می کنند و از روی عناد و دشمنی ، آگاهانه با اسلام می جنگند ، با قدرت و شدت تمام برخورد می کند.
,
تعبیر به فى سبیل اللّه ، هدفِ اصلىِ جنگ هاىِ اسلامى را روشن مى سازد که جنگ در منطق اسلام، هرگز به خاطـر انتقـام جویى، یا جـاه طلبى، یا کشور گشایى و یا به دست آوردن غنـائم وحفظ منافـع باطل، یا اشغـال سرزمین هاى دیگران، و تسلط بر منابع کشور های دیگر نیست.
اسلام همه اینها را محکوم مى کند و مى گوید: سلاح به دست گرفتن و به جهاد پرداختن فقط باید در راه خدا، و براى گسترش قوانین الهى، بسط توحید، عدالت، دفاع از حق، و ریشه کن ساختن ظلم و فساد و فتنه و تباهى باشد.
,
حال اگر کسی به این سبب و با این توجیه، صلح را نپذیرفت و اقدام به جنگ کرد، جنگ در برابراو ، مبارزه برای صلح و آزادی است . چراکه در اینجا هـدف جنگ نیست، بلکه تمام تلاش در این خواهد بود که از زیر بار این تحمیل جنگ و ظلم و حق تلفی جامعه رهایی یابد. و خود را از زحمت آن خلاص کند.و درهنگام جنگ با تمام قوت و با گام هائی استوار راه مبارزه را اداره می کند؛ وهر لحظه منتظر است که متجاوزگر متنبه شود ، بفهمد و دست از تجاوز و ظلم بردارد. هر لحظه منتظر است که زنگ صلح به صدا درآید. اما نه به تزویر، بلکه به تدبیر ! نه صلحی که گروه متجاوز برای نجات از مخمصه و هلاکت به آن دست زده اند، بلکه صلحی که از سر تسلیم در برابر حق به آن متوسل شوند. اگر اینگونه شد دیگر اجازه ادامه جنگ را به متجاوزان نمی دهد.
,قرآن کریم می فرماید : اگر آنها از پیکار با شما کناره گیرى کنند و پیشنهاد صلح نمایند خداوند به شما اجازه تعرض نسبت به آنها را نمى دهد. فَإِنِ اعْتـَزَلُوکُمْ فَلَمْ یُقاتِلُوکُمْ وَ أَلْقَوْا إِلَیْـکُمُ السَّلَمَ فَما جَـعَلَ اللـّهُ لَکُـمْ عَلَیْـهِمْ سَبیل (سوره نسا آیه ۹۰ ) و موظفید دستى را که به منظور صلح به سوى شما دراز شده بفشارید!!
,
علـى(علیه السلام) امیرمومنان و اسوه مسلمـانان طبق آنچه درنهـج البـلاغه آمـده به لشکریانش، قبل از شروع جنگ صفّین دستور جامعى در این زمینه داده که شاهد گویاى بحث ما است:
الْهَزِیمَهُ بِإِذْنِ اللّهِ لا تُقاتِلُوهُمْ حَتّى یَبْدَءُوکُمْ فَإِنَّکُمْ بِحَمْدِ اللّهِ عَلى حُجَّه، وَ تَرْکُکُمْ إِیّاهُمْ حَتّى یَبْدَءُوکُمْ حُجَّهٌ أُخْرى لَکُمْ عَلَیْهِمْ، فَإِذا کانَتِ فَلاتَقْتُلُوا مُدْبِراً وَ لاتُصِیبُوا مُعْوِراً وَ لاتُجْهِزُوا عَلى جَرِیح وَ لاتَهِیجُوا النِّساءَ بِأَذًى وَ إِنْ شَتَمْنَ أَعْراضَکُمْ وَ سَبَبْنَ أُمَراءَکُم:
با آنها نجنگید تا آنها جنگ را آغاز کنند، چه این که شما بحمد اللّه (براى حقانیت خود) داراى حجت و دلیل هستید،و واگذاشتن، تا آنها نبرد را آغاز کنند; حجت دیگرى است به سود شما و بر زیان آنان، آن گاه که به اذن خدا آنان را شکست دادید، فراریان را نکشید، بر ناتوان ها ضربه نزنید و مجروحان را به قتل نرسانید، و با اذیت و آزار، زنان را به هیجان نیاورید، هر چند به شما دشنام دهند، و به سرانتان ناسزا گویند.
,
,
خدائی را که اسلام ، همه را به تسلیم بودن در برابر حکم او دعوت می کند، رحمت را بر خویش واجب کرده :
کتب علی نفسه الرحمه ( سوره انعام آیه ۱۲ ) و در آغاز تمامی سوره هـای قرآن ، به استثنای یک سوره ، خود را با صفت رحمن و رحیم به بندگانش معرفی می کند. رحمت و صلح، اصل اسلام، مسیر اسلام، و هدف اسلام است. در توصیف جامعه آرمانی اسلامی می گویند گرگ و میش در کنار هم زندگی می کنند ! یعنـی تا این حـد صـلح و آرامش و صـفا میـان مـردم فـراوان خـواهد بـود. ولـی همیـن خـدائی که وصف ارحـم الـراحـمین زیبنده اسم جمیل اوست ، وصف اشد المعاقبین را نیز دارد !! و در برابر گروهی که خدائی نیستند ، اهل صلح و آرامش نیستند و زندگی دیگر انسان ها را به مخاطره و مشکلات می کشانند ، سلاح شدت عقاب به کار آمـد است تا وسیله بیـداری آنها شود و یا عامـل نابودی و مـحو شان گردد و بستر صـلح و آرامش، بی منازع و پایدار بماند.
, ,
,
,
آیا منطق اسلام محمدی با اسلام افراطی یکی است که نگران هستیم مبادا از سوی غرب متهم شویم؟ واقعیت آن است که بین این دو تفاوت بسیار است که تنها به بخشی از ان اشاره می کنیم :
, ,
,
,
اختلاف در هدف
اصلیترین هدف کلیه ادیان آسمانی هدایت بشریت به سمت رستگاری انسانها است که دین اسلام نیز از آن مستنثناً نیست تا جایی که خداوند متعال در قرآن کریم در چندین آیه به تعابیر مختلف، هدایت را عامل اصلی دعوت انبیاء معرفی میکند، به عنوان مثال خداوند متعال این هدف را چنین بیان میفرماید: «و جعلناهم ائمه یهدون بامرنا»(۱) و یا در آیات متعدد قرآن را عامل هدایت معرفی میکند (۲) و بر این اساس آنچه از منظر اسلام اصالت پیدا میکند، هدایت انسانها است و به همین دلیل پیامبر اسلام، نخست انسان ها را به سمت حق و حقیقت دعوت کرده و حرص عجیبی در دلسوزی نسبت به هدایت انسانها از خود نشان میداد تا جایی که وقتی کسانی را میبیند که همچنان بر گمراهی خود اصرار میورزند، به اندازهای اندوهگین میشود که خداوند هشدار میدهد که کم مانده است که از غصه و اندوه گمراه ماندن این افراد جانت را از دست بدهی و تا جایی که امکان داشت هرگز برای دعوت از نیروی نظامی و خشونت استفاده نمیکرد، به گونهای که اکثر غزوات و سریههایی که رخ داده است، نوعی دفاع تلقی میشد، همچون غزوه احد، خندق و حتی بدر و یا غزوات با یهودیان که در همگی، پیمانشکنیها از ناحیه یهود صورت گرفته بود و تنها در برخی غزوهها که برخی سران قبایل با خودخواهی و خیرهسری تمام، مانع از شنیده شدن پیام اسلام توسط مردمان آن قبایل و هدایت یافتن آنان میشدند، پیامبر(ص) مجبور به دست بردن به شمشیر به منظور برداشتن مانع دریافت پیام حقیقت میشد.(۴)
لذا پیامبر اسلام در هدفگذاری خود اصل را بر هدایت مردم گذاشته بود و همان طور که اشاره خواهد شد در این مسیر از راهکارهایی استفاده میکرد که به هدف هدایت کمک کند و در اثر همین راهکارها نیز مردم فوج فوج در دین خدا داخل میشدند، چنانکه به عنوان مثال مردم قبیله همدان در یمن، تنها در یک روز و پس از خواندن نامه پیامبر توسط امام علی(ع) به ایشان ایمان آوردند و پس از چند صباحی کل منطقه یمن، اسلام را با رضایت خاطر کامل قبول کرد، این در حالی است که در این سو شاهد آن هستیم که گروه های افراطی مانند داعش، النصره بوکو حرام و .. اصل را بر کشتن انسانها بنا نهاده است و روشهایی همچون ترور کورکورانه و قتل و خونریزی که طی آن انسانها (با فرض اینکه واقعا گناهکار باشند) بدون اینکه پیام حقیقت را بشنوند، جانشان را از دست میدهند، هرگز با هدف هدایتگری سازگاری ندارد.
,
,
تفاوت در مشروعیت جنگ
گروهای افراطی اسلامی تلاش دارند تا جنگ و خونریزیهای خود را در راستای سنت جهاد در اسلام عنوان کنند و آن را مشروع جلوه دهند و این در حالی است که جنگهای صدر اسلام، جملگی با کفار و مشرکان بود، ولی جنگهایی که امروزه در حال انجام است علیه مسلمانان است و این در حالی که پیامبر(ص) اسلام هرگز با مسلمانان وارد جنگ نشدند و لو اینکه اسلام آنها ظاهری بوده و در واقع منافق تلقی شوند، چنانکه حتی با شناخته شدهترین چهرههای نفاق که همگان از آن باخبر بودند؛ همچون عبدالله بن ابی و یا حتی کسانی که نفاقشان را در توطئه قتل پیامبر(ص) به هنگام بازگشت از جنگ تبوک آشکار کردند، نیز برخورد جهادی و خشونت آمیز انجام ندادند.
بر این اساس حتی اگر مثلا داعشیها معتقد باشند که مسلمانان غیر معتقد به عقاید داعش همچون شیعیان، منافق باشند، باز هم جهاد علیه آنها فاقد هر گونه مشروعیتی است، چرا که علاوه بر مخالفت با سنت پیامبر(ص) مخالف صریح آیه قرآنی است که میفرماید: «وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى إِلَیْکُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِنا» چرا که بر اساس این آیه هیچ کس حق تعرض به کسانی که به نحوی همچون بیان عبارت «السلام»، مسلمان بودن خود را اعلام میکنند ندارد، چنانکه مفسران شیعه و سنی نیز به همین نکته تصریح کردهاند.در واقع این آیه در شأن کسانی نازل شده که با بیان قول «السلام» مسلمان بودن خود را اظهار میکردند، ولی با این وجود، افرادی به ناحق آنان را غیر مسلمان خطاب کرده و آنها را کشته بودند که در این آیه خداوند متعال به آنها گوشزد میکندکه اگر کسی اظهار اسلام نماید، باید از او قبول کرد و نباید به او تهمت غیر مسلمان بودن زد و یا به این بهانه مجوز قتل وی را صادر کرد،
,
,
سیدقطب نیز در تفسیر خود در این زمینه معتقد است: «در زمینه جهاد و شدت گرفتن بر منافقان اختلافی است که آیا باید با شمشیر باشد با آنها مقاتله شود و یا در معامله و نوع برخورد با آنها و رسوا کردن نیات شوم آنها باید شدت صورت گیرد اختلافی است و البته آنچه واقع شده است این است که پیامبر(ص) منافقان را نکشت».
,
تفاوت در روشها
به عبارت دیگر از آنجایی که هدفگذاری پیامبر(ص) و آنچه پیامبر برای آن اصالت قائل بود ، هدایت بشریت بود و نه قتل و خونریزی و یا اسلام اجباری، لذا پیامبر اسلام(ص) از روشهایی استفاده میکرد که بیشترین تأثیر را در جهت جذب کفار و مشرکان داشته و فاقد هر گونه نفرت افکنی بود، از این روی خداوند متعال به پیامبر اسلام(ص) توصیه میکند که در مسیر هدایت از روش حکمت، موعظه حسنه و جدال احسن بهره بگیرد، از طرف دیگر با توجه به اینکه پیامبر اسلام(ص)، پیامبر رحمت و مهربانی بود، تلاش میکرد تا مهر و محبت را اساس کار تبلیغی خویش قرار داده و از هر گونه اقدامی که نفرت از اسلام را به دنبال داشته باشد اجتناب کند و به همین دلیل بسیاری از قبایلی که به ایشان گرویدند مسحور اخلاق والا و متعالی ایشان و یا مبلغانی که از طرف ایشان به این مناطق اعزام می شدند قرار میگرفتند که هم در قرآن بدان اشاره شده است و هم در اسناد تاریخی که توسط شیعه و سنی نقل شده بدان اشاره شده است.
,
مغایرت با احکام صریح اسلام در حوزه جهاد
به عبارت دیگر حتی اگر رفتارهای گروههای افراطی مانند داعشیها را در قالب سنت جهاد در اسلام ارزیابی کنیم (هر چند همان گونه که پیش از این نیز اشاره شد اصل مشروعیت جهاد با مسلمانان فاقد مبنا و مغایر با سنت جهاد است که در مقابله با کفار و مشرکان بود) باز هم نمیتوان آن ها را با اسلام ناب محمدی مورد مقایسه قرار داد و مثلاً مدعی شد به سبک مسلمانان صدر اسلام میجنگد، بلکه بالعکس میتوان مدعی شد گروههای افراطی اسلامی دقیقاً به سبک مشرکان صدر اسلام رفتار میکند و نه مسلمانان که این از رفتارهای جنایتکارانه داعش در صحنه جنگ و درگیری کاملاً مشهود است، چرا که رفتارهایی از این گروهک سر زده میشود که مغایر با اولیهترین احکام فقهی و شرعی جنگ و جهاد است، به عنوان مثال مثله کردن جنازه و خوردن اعضای بدن، اقدامی است که جز از مشرکانی همچون هند جگر خوار، در تاریخ نشان دیگری از آن یافت نمیشود، همچنین اسلام هرگز اجازه قتل اسیران و به ویژه گروگانها و یا سوزاندن آنها را در آتش نمیدهد، همچنین اسلام هرگز اجازه کشتار کودکان، زنان و پیران زمینگیر را نمیدهد
نتیجه آنکه مشابهتسازی میان گروههای افراطی اسلامی ماننند داعش با اسلام ناب محمدی(ص) ادعایی بیدلیل است که فاقد هر گونه مبنای منطقی و تاریخی است و شواهد متعددی وجود دارد که اثبات میکند میان این دو نه تنها هیچ نسبتی وجود ندارد،بلکه کاملا در مقابل یکدیگرند.
,
, ,
,
,
سکولاریسم در اسلام
معاویه اولین بانی و تفکر سکولاریستی در اسلام به طور نظری و عملی است. در سال ۴۰ قمری وقتی که معاویه قرارداد صلح با امام حسن را امضاء کرد و بدون دغدغه بر مسند حکمت تکیه زد، اندیشه درونی سکولار خود را چنین ابراز کرد: من با شما جنگ نکردم که نماز بخوانید و روزه بگیرید و حج را برگزار کنید و یا زکات بدهید شما خود این کارها را می کنید بلکه من با شما جنگ کردم تا بر شما حکومت کنم. علامه طباطبایی درباره این جملات معاویه می فرمایند: معاویه اشاره می کرد که سیاست را از دیانت جدا خواهد کرد و نسبت به مقررات دینی ضمانتی نخواهد داشت و همه نیروی خود را در زنده نگه داشتن حکومت خود به کار خواهد بست. حاکمان بعدی نیز به دیانت حقیقی تن نمی دادند و دلیل واضح آن در حاشیه ماندن امامان شیعه از عرصه ی سیاست و حکومت و شهادت یازده امام به دست حاکمان اموی و عباسی در طول بیش از دو قرن است. با این حال به ظاهر خود را حامی دین معرفی می کردند و آشکارا از طرد دین و مخالفت با آن به شدّت پرهیز داشتند.
از خطبه ۳ نهج البلاغه می توان تفسیری در باب سکولاریسم داشت حضرت در این خطبه می فرمایند: سوگند به خدایی که دانه را شکافت و جان را آفرید، اگر حضور فراوان بیعت کنندگان نبود و یاران حجت را بر من تمام نمی کردند و اگر خداوند از علما عهد و پیمان نگرفته بود که برابر شکم بارگی ستمگران و گرسنگی مظلومان ، سکوت نکنند، مهار شتر خلافت را بر کوهان آن انداخته رهایش می ساختم و آخر خلافت را به کاسه اول آن سیراب می کردم، آنگاه می دیدید که دنیای شما نزد من از آب بینی بزغاله ایی بی ارزش تر است. حضرت نیز جدایی دین از دنیا را بر نمی تافت و این دو را لازم و ملزوم هم می دانستند.
, سکولاریسم در اسلام,
,
, ,
,
,
استکبار ستیزی و جایگاه آن در سیاست خارجی ایران:
انقلاب اسلامی ایران ذاتا با هیچ کشوری در دنیا ستیزه ندارد و جریانات اسلامی و انقلابی نیز حتی پیش از انقلاب اسلامی جز با کشوری همچون رژیم اشغالگر قدس که اساسا فاقد هر گونه مشروعیتی می باشد مشکل خاصی نداشتند و تنها مساله ای که باعث می شد تا این جریانات در برابر کشوری به اتخاذ موضع بپردازند به نوع رفتار این کشورها باز می گشت . بر این اساس آنچه مورد نفرت و انزجار جریانات اسلامی و انقلابی پیش از انقلاب بود عبارت بود از روحیات استکباری در میان کشورها که در صدد بسط حاکمیت استکباری و استعماری خویش بر ملت ها و به ذلت کشاندن آنها بود و این چیزی بود که بر اساس آموزه های دینی یک مسلمان غیور و متعهد تاب تحمل آن را نداشت . از طرفی مروری بر حوادث سال های دهه ۳۰ و ۴۰ حاکی از این است که آمریکا مصداق بارز استکبار جهانی بود که ضمن دخالت در کشورها قصد داشت تا سلطه همه جانبه خود را بر جهان بگستراند و به همین دلیل یکی از اصلی ترین اهداف مبارزه امام خمینی ره عبارت بود از مبارزه با آمریکا و جلوه های این مبارزه از همان مواضع آغازین امام خمینی ره کاملا مشهود بود چنانکه ایشان در یکی از نخستین بیانیه های خود در مخالفت با لایحه ننگین کاپیتولاسیون که به آمریکایی ها حق قضاوت کنسولی می داد چنین پیام می دهند : «دنیا بداند که هر گرفتارى اى که ملت ایران و ملل مسلمین دارند، از اجانب است؛ از امریکاست. ملل اسلام از اجانب عموماً و از امریکا خصوصاً متنفر است. بدبختى دوَل اسلامى از دخالت اجانب در مقدرا ت آنهاست.
, ,
,
,
,
,
امام خمینی (ره) : رئیس جمهور امریکا بداند- بداند این معنا را- که منفورترین افراد دنیاست پیش ملت ما. امروز منفورترین افراد بشر است پیش ملت ما.
بنابر این با توجه به این موضوع ، به سادگی می توان دریافت که آمریکا ستیزی که در واقع تجلی استکبار ستیزی امام خمینی بود و مبتنی بر آموزه های دینی بود ، چیزی بود که از همان آغاز نهضت یکی از اهداف اصلی نهضت امام خمینی ره به شمار می آمد و امام این موضوع را صریحا اعلام می کند.
چرا استکبارستیزی نه در منطق اسلام و نه در سیاست خارجی ایران تعطیلبردار نیست؟
,
,
,
الف) سیاست های رسمی و کلان نظام
آنچنانکه در مواضع رسمی نظام جمهوری اسلامی بارها مورد تأکید قرار گرفته است، این است که مواضع ما با مواضع آمریکایی در نقطه مقابل همدیگر است برای مثال این روزها بحث مذاکرات مهم ترین موضوع سیاست خارجی ایران است که در این باره رهبر معظم انقلاب اسلامی در تبیین این سیاست نظام میفرمایند:
«مذاکراتی که امروز در جریان است، که با دولتهای اروپایی و با آمریکا مذاکره میکنند،مذاکرهی با آمریکا صرفاً در قضیهی هستهای است ولاغیر. این را همه بدانند. ما دربارهی مسائل منطقهای با آمریکا مذاکرهای نمیکنیم. هدفهای آمریکا در مسائل منطقهای، درست نقطهی مقابل هدفهای ماست. ما در منطقه امنیت و آرامش میخواهیم، تسلط ملتها را میخواهیم. سیاست آمریکا در منطقه ایجاد ناامنی است.
,
,
شما به مصر نگاه کنید، به لیبی نگاه کنید، به سوریه نگاه کنید. دستگاههای استکباری و در رأس آنها آمریکا، در مقابل بیداری اسلامیای که بهوسیلهی ملتها به وجود آمد، یک ضدحمله را شروع کردند که هنوز ادامه دارد و ملتها را در منطقه دارد بهتدریج بدبخت میکند. هدف آنها این است. این درست نقطهی مقابل هدفهای ماست. ما نه در مسائل منطقهای، نه در مسائل داخلی و نه در مسئلهی تسلیحات، با آمریکا مطلقاً صحبت و مذاکرهای نداریم. مذاکره صرفاً در قضیهی هستهای است و اینکه ما در موضوع هستهای با روش دیپلماسی چگونه میتوانیم به نتیجه برسیم.»
, ,
,
, در تحولات منطقه بهطور مشخص دو محور (بازیگر) اصلی وجود دارد: نخست محور مقاومت که کانون آن جمهوری اسلامی ایران است و دوم محور عبری-عربی-غربی که با هدایتهای آشکار و پنهان آمریکا، اروپا و رژیم صهیونیستی، در حال شعلهور ساختن منطقه است. این محور گاه در قالب جنگ نیابتی از طریق «تکفیریهای بیوطن» ظهور و بروز مییابد و گاه در شکل حملهی نظامی رژیم سعودی به مردم بیپناه یمن رخ مینماید. در مقابل توطئههای این محور سلطهگر، تنها این جمهوری اسلامی ایران است که پناه مظلومان و حامی مقاومت در منطقه است و اتفاقاً در این نبرد نابرابر بهخوبی توانمندی خود را به اثبات رسانده است.
,
برای مثال، حضرت امام خامنهای در خصوص یکی از مصادیق مورد تأکید آمریکا میفرمایند: «میگوید امنیت اسرائیل باید حفظ شود. اولاً اسرائیل روزبهروز ناامنتر خواهد شد؛ چه توافق هستهای بشود، چه نشود. این را بدانید. امنیت اسرائیل تأمین نخواهد شد؛ چه توافق هستهای بشود و چه نشود.»
مذاکره در موضوعات داخلی ایران (مشابه آنچه اروپا در دههی هفتاد در قالب گفتوگوهای انتقادی دنبال نمود) نیز نهتنها انفعالی و برخلاف استقلال سیاسی و منافع و عزت ملی جمهوری اسلامی ایران است، بلکه در تضاد با نص توافقنامهی الجزایر است که آمریکا را از دخالت در مسائل داخلی جمهوری اسلامی ایران نهی کرده است.
,
عرصهی تحولات منطقه نهتنها عرصهی اشتراک و یا تعامل منافع ایران و غرب نیست، که آشکارا میتوان آن را عرصهی تضاد اهداف راهبردی دو طرف دانست. نقطهی مشترکی میان ایران و غرب وجود ندارد که بتوانند بر روی آن مذاکره و تفاهم بکنند. در چنین شرایطی، نشستن ایران و غرب بر پشت میز مذاکره در موضوعات منطقهای، یک امتیاز بزرگ برای غرب بهشمار میآید که در مقابل، آوردهای برای ایران اسلامی نخواهد داشت.
,ج) تنازع گفتمانی-معرفتی
,فارغ از مسائل سیاسی که در آن تضاد ایران و غرب آشکار است، باید به کسانی که به دنبال تنشزدایی و کاهش تخاصم با غرب هستند، خاطرنشان کرد ریشههای منازعه و تخاصم ایران اسلامی و نظام سلطه در مسائل سیاسی، بلکه در مبانی معرفتی-گفتمانی و خاستگاههای فکری است. غرب سلطهگر بر پایهی انسانِ خودبنیادِ زیادهخواه، بنا نهاده شده است که لذتجوییهای بیپایان، او را به ستم به دیگر ملتهای مظلوم و مستضعف کشانده و در قالب استعمار، استعمار نو و استعمار فرانو به دنبال به بند اسارت حیوانیت کشاندن انسان معاصر است؛ درحالیکه انقلاب اسلامی بر پایهی گفتمان اسلام ناب محمدی (ص)، دعوت توحید و رهایی بشر از یوغ طواغیت، سلطهگران و شیاطین را پیگیری میکند.
,باید دانست اینها صرفاً یکسری گزارههای گفتمانی-آرمانی نیست و اتفاقاً همین تفاوت خاستگاهها و نظرگاههای معرفتی است که نظام اسلامی و نظام سلطه را به دو گونه رفتار کاملاً متضاد و غیرقابلجمع کشانده است. آیا غرب از مبانی نظری خویش عدول میکند و از زورگویی به ملل مستضعف و زیادهخواهی در اقصا نقاط عالم دست میکشد؟ و یا خدایناکرده، عدهای گمان کردهاند که ملت عزتخواه و غیرتمند ایران اسلامی، در مقابل کفر سر تعظیم فرومیآوردند و سابقهی چهارده قرن توحید و ولایتمداری را به ثمن بخس معامله میکنند!
,برمبنای منطق الهی که در کلامالله مجید مشهود است، «وَلَن تَرضی عَنک الیهودُ وَلَا النَّصاریحَتّی تَتَّبِعَ مِلَّتَهُم قُل إِنَّ هُدَی اللَّهِ هُوَ الهُدی وَلَئِنِ اتَّبَعتَ أَهواءَهُم بَعدَ الَّذی جاءَک مِنَ العِلمِ ما لَک مِنَ اللَّهِ مِن وَلِی وَلا نَصیرٍ»؛ هرگز یهود و نصاری از تو راضی نخواهند شد (تا بهطور کامل، تسلیم خواستههای آنها شوی و) از آیین (و روش) آنان پیروی کنی. بگو: «هدایت، تنها هدایت الهی است!» و اگر از هواوهوسهای آنان پیروی کنی، بعد از آنکه آگاه شدهای، هیچ سرپرست و یاوری از سوی خدا برای تو نخواهد بود.
,ترجمان همین گفتمان را میتوان در پیام الهی حضرت امام راحل (ره) ملاحظه نمود که «بعضی مغرضین ما را به اعمال سیاست نفرت و کینهتوزی در مجامع جهانی توصیف و مورد شماتت قرار میدهند و با دلسوزیهای بیمورد و اعتراضهای کودکانه میگویند جمهوری اسلامی سبب دشمنیها شده است و از چشم غرب و شرق و ایادیشان افتاده است! که چه خوب است [به] این سؤال پاسخ داده شود که ملتهای جهان سوم و مسلمانان و خصوصاً ملت ایران، در چه زمانی نزد غربیها و شرقیها احترام و اعتبار داشتهاند که امروز بیاعتبار شدهاند!
,
آری، اگر ملت ایران از همهی اصول و موازین اسلامی و انقلابی خود عدول کند و خانهی عزت و اعتبار پیامبر و ائمهی معصومین (علیهمالسلام) را با دستهای خود ویران نماید، آنوقت ممکن است جهانخواران او را بهعنوان یک ملت ضعیف و فقیر و بیفرهنگ به رسمیت بشناسند، ولی در همان حدی که آنها آقا باشند، ما نوکر؛ آنها ابرقدرت باشند، ما ضعیف؛ آنها ولی و قیم باشند، ما جیرهخوار و حافظ منافع آنها؛ نه یک ایران با هویت ایرانی-اسلامی، بلکه ایرانی که شناسنامهاش را آمریکا و شوروی صادر کند، ایرانی که ارابهی سیاست آمریکا یا شوروی را بکشد و امروز همهی مصیبت و عزای آمریکا و شوروی شرق و غرب در این است که نهتنها ملت ایران از تحتالحمایگی آنان خارج شده است، که دیگران را هم به خروج از سلطهی جباران دعوت میکند. کنترل و حذف سلاحهای مخرب از جهان اگر با حقیقت و صداقت همراه بود، خواستهی همه ملتهاست، ولی این نیز یک فریب قدیمی است.»
خلاصهی کلام آنکه ریشههای تخاصم ایران اسلامی با غرب سلطهجو، نه چنان سطحی، کماهمیت و بیبنیاد است که سادهاندیشانه گمان کنیم با یک مذاکره در موضوع خاص به فراموشی سپرده میشود و نه اهداف راهبردی طرفین در محیطهای گوناگون ملی، منطقهای و بینالمللی دارای نقاط مشترک است که بتوان از «تنشزدایی» و «کاهش سطح تخاصم» سخن به میان آورد.
, ,
,
,
,
منابع:
– ریشه ها و مولفه های سکولاریسم و دین گرایی در روابط بین الملل عبدالله قنبرلو فصلنامه علمی پژوهشی انقلاب اسلامی
– اسلام هراسی در اروپا ریشه ها و عوامل: علی مرشدی زاده
– تبیین سخنان رهبری سایت تبیان http://www.borhan.ir
– اسلام رحمانی و اهداف آن http://www.farhangnews.ir
– اسلام رحمانی در مقابل اسلام وحیانی خبر گزاری تسنیم
,
,
,
,
,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه